جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    یه جوان 23 ساله هستم و مجرد، پدر من بدلیل سن زیاد و بیماری نمی تواند کار کند. خانواده ما 12 نفر هست و من تنها پسر خانواده هستم و هر چه کار می کنم، خرج خانه می شود و برای خودم نمی توانم پولی پس انداز کنم و ازدواج کنم. پسر مؤمنی هم هستم ولی خیلی روم فشار اومده بلاخره تا کی همش روزه بگیرم و خودم کنترل کنم با این وضعی که تویه جامعه هست آدم تا میره تویه اجتماع خیلی چیزا رو ناخواسته می بینه. می خواستم بدونم من چیکار کنم؟ توی دین ما دو راه گذاشته یا ازدواج دائم یا موقت اولی شو که فعلا نمی تونم ولی آیا برای ازدواج موقت جایی هست که من و امثال من بریم آنجا آیا لازم نیست جایی برای ازدواج موقت هم باشه که آدم بدون گناه کردن بتونه نیازشو برطرف کنه. خیلی از جوونا تویه خیابونا دنبال زنانه هرزه میرن و مزاحم ناموس من و شما هم میشن آیا اگه جایی برای تخلیه جنسی اونها باشه، اونا بازم میان مزاحم بشن. آیا شما تونستین شیطونو تویه زندگیتون شکست بدین من ولی میترسم.
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:03 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 8704
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
ازدواج موقت در صورت امکان به عنوان راه حل موقت ایرادی ندارد اگرچه توصیه ما ازدواج دایم است، توجه داشته باشید این راه حل موقت است نه دایمی.
اگر چه ازدواج موقت شرعى بوده و حرام نیست، لیکن در جامعه ما به دلایل فراوانى رواج ندارد. بنابراین نظر کارشناسی ما این است که سعى کنید ازدواج دائم داشته باشید. البته امکان دارد بگویید شرایط آن را ندارید. ولی تجربه ثابت کرده اگر توقعات را پایین آوردیم می توان شخصى را انتخاب کرد که شرایط شما را درک کند و چند مدتى به صورت نامزد رسمى و شرعى باشید و از یکدیگر لذت ببرید و بعد که شرایط مهیا شد رسما زندگى مشترک را آغاز کنید. افرادى که در دوران جوانی اقدام به ازدواج موقت می کنند معمولاً به امید ازدواج دائم این کار را انجام مى‏دهند و عمدتا مشکل‏ساز مى‏شوند. مثلاً بعد از ازدواج با شما انتظار دارند مانند ازدواج دائم، شما او را رسما به اقوامتان معرفى کنید یا مى‏خواهند بچه‏دار شوند و... که اینها خود مشکلات عدیده‏اى به وجود مى‏آورد و افرادی هم که به چنین امیدی نیستند مشکلات دیگری نظیر مخفی بودن و دلهره برملا شدن و... را به دنبال دارد. در ضمن همان مقدار پولى که باید هزینه ازدواج موقت کنید مى‏توانید به عنوان مقدمات اولیه نامزدى استفاده کنید و از مشکلات بعدى در امان باشید. باز هم تأکید مى‏کنم ازدواج موقت از نظر عرف پسندیده نیست ولى در شرع مطرح شده؛ به هر حال موقعیت کنونى جامعه را باید مد نظر گرفت.
چنان که مى‏دانید غریزه جنسى یکى از غرایزى است که خداوند در وجود انسان قرار داده است و باید در زمان مناسب و از طریق صحیح و مشروع به آن پاسخ داده و به ارضاى آن پرداخته شود تا دچار فشارهاى روحى و روانى و جسمى ناشى از عدم تأمین آن نشود. نه باید آن را کاملاً سرکوب کرد و نه مى‏توان آن را رها کرد ازدواج راه طبیعى و مشروع ارضاى غریزه جنسى است با فراهم کردن امکانات و شرایط لازم باید سعى کرد به آن پاسخى صحیح داد. گر چه مشکلات گوناگون جامعه مانع ازدواج به موقع جوانان عزیز مى‏شود در عین حال با کاهش سطح توقعات و انتظارات پرهیز از تشریفات غیر ضرورى کنار گذاشتن بعضى رسومات فرهنگى و اجتماعى منفى، به تأخیر انداختن مراسم عروسى در دوران نامزدى و عقد و بعضى تدابیر دیگر مى‏توان از مشکلات مادى و اقتصادى که فراروى بسیارى از جوانان مى‏باشد نجات یافت. خداوند در قرآن کریم مى‏فرماید: «کسانى که تنگ دست مى‏باشند دلهره فقر و عدم امکانات مادى نداشته باشند که از ناحیه فضل و رحمت خاص خداوندى در امر نکاح و ازدواج کمک خواهد شد». وعده خداوند قطعى است و کسى نمى‏تواند به آن بدبین باشد پیامبر اکرم(ص) نیز مى‏فرماید: «اگر کسى به این مطلب اعتقاد نداشته باشد به خداوند سوء ظن دارد آن ظلم و گناه بزرگى است». در درجه اول سعى کنید با تدابیرى که در بالا به آن اشاره شد امر ازدواج خود را تسهیل کنید و موضوع را با والدین خویش مطرح کنید و از خداوند متعال کمک بخواهید و دعا کنید هم اسباب مادى ازدواجتان فراهم شود و هم همسرى قانع و شایسته که بتوانید در مشکلات مادى نیز شما را یارى کند به شما عطا نماید این از فضل و رحمت خداوند به دور نیست بلکه بسیار سهل و آسان است. نباید به دلیل فقر و عدم امکانات مادى، اخلاق و ارزش‏هاى معنوى را از دست داد با انجام بعضى کارها تمام قواى جسمى، روحى و روانى خود را نابود کرد و دچار عواقب سوء و پیامدهاى جبران‏ناپذیر آن شد. مسلما حفظ ایمان و ارزش‏هاى آن در محیط نامساعد بسى دشوار است ولى ارزش افزون‏ترى دارد. بنابراین سعى کنید با اعتماد به خدا و یقین به درستى راه دین و ایمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقویت کنید. از مطالعه قرآن و توجه به معانى آن و همچنین کتاب‏هاى سودمند دیگر و شرکت در مجالس وعظ و دیگر محافل دینى غفلت نکنید. باید بدانید که خداوند قدرت و توان مقابله با گناه را در وجود شما قرار داده است، . در هر صورت تا قبل از ازدواج شایسته است این غریزه را به طور موقت کنترل نموده و عفت و پاکى و پاکدامنى خود را همچون گذشته حفظ و حراست نمائید.
بنابراین در صورتى که به هر دلیلى نتوانستید ازدواج کنید تا زمان فراهم شدن شرایط و امکانات ازدواج براى کنترل این غریزه سرکش که اگر رها شود دین و دنیاى فرد را تباه مى‏کند راهکارهاى عملى زیر را مورد توجه قرار دهید: 1- هفته‏اى یکى دو روز روزه مستحبى بگیرید. 2- هر روز به منظور تخلیه انرژى جسمانى خود به مقدار زیاد ورزش کنید. 3- اوقات فراغت خود را با انجام کارهاى هنرى، فنى، و کمک به هم اطاقى‏ها و... پر کنید. 4- در خوردن مواد غذایى انرژى‏زا و محرک مثل، خرما، پیاز، فلفل، تخم‏مرغ و... به حداقل لازم اکتفا کنید. 5- از تماشاى رفتارها و برجستگى‏هاى بدن دیگران و صحنه‏هاى تحریک کننده جدا خود دارى کنید امام صادق(ع) فرمود: «نگاه تیرى از تیرهاى شیطان است و چه بسا نگاهى اندوه‏هاى زیادى در پى داشته باشد». 6- براى تمام اوقات شبانه روز خود برنامه‏اى منظم و تدوین کنید و هیچ زمانى را بدون برنامه قبلى سپرى نکنید زیرا براى آن اوقات شیطان برنامه‏ریزى مى‏کند. 7- با شرکت در مجالس مذهبى، دعا، خواندن نمازهاى نافله و نافله شب پیوسته در صدد تقویت نیروى ایمان خود باشید. دوست عزیز طبیعى است براى نجات از این وضعیت لازم است با عزمى راسخ و اراده‏اى محکم به راه‏کارهاى فوق پاى بند باشید که در پرتو عمل به آن نکات و بدون هیچ گونه تنبلى، سستى، اهمال‏کارى موفقیت خود را تضمین خواهید کرد و گرنه دردى دوا نخواهد شد. لازم است در همین‏جا عشق و محبت شما به رشد و کمال و معنویت را ستایش کنیم و براى حفظ این روحیه و گسترش آن بین تمام جوانان و دانشجویان از خداوند متعال طلب کمک و یارى کنیم. مسلما حفظ ایمان و ارزش‏هاى آن در محیط نامساعد بسى دشوار است ولى ارزش افزون‏ترى دارد. خداوند در سوره «تحریم» آیه 11 نمونه‏اى را براى این گونه افراد یادآورى مى‏نماید. خداوند براى مؤمنان آسیه همسر فرعون را مثال و نمونه مى‏آورد هنگامى که از شوهرش بیزارى جست و عرضه داشت: خدایا! من از قصر فرعون و زیورهاى دنیوى گذشتم و تو خانه‏اى در بهشت براى من بنا کن و مرا از شر فرعون و کردارش و قوم ستمکار نجات‏بخش. حفظ ارزش‏ها در محیط مناسب و مساعد هنر نیست. هنر آن است که در تندباد ضد ارزش‏ها ارزش‏ها مطرح شود. بنابراین سعى کنید با اعتماد به خدا و یقین به درستى راه دین و ایمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقویت کنید. از مطالعه قرآن و توجه به معانى آن و همچنین کتاب‏هاى سودمند دیگر و شرکت در مجالس وعظ و دیگر محافل دینى غفلت نکنید. باید بدانید که خداوند قدرت و توان مقابله با گناه را در وجود شما قرار داده است، لیکن با عزم و همتى سترگ باید به مبارزه با گناه برخیزید و همواره کوشش کنید که براى اولین‏بار که میل به گناه آمد با جدیت تمام در برابر آن مقاومت کنید، آن گاه به تدریج مبارزه آسان خواهد شد. بنابراین اگر چه انتظارات ما از یک جامعه اسلامى و آنچه افراد مسلمان باید انجام دهند به وقوع نرسیده است، اما مى‏توانیم حداقل از خودمان شروع کنیم و به عنوان یک جوان مسلمان مسؤولیت‏پذیر، با عمل خود الگوى دیگران باشیم و از این که تنها هستیم ناامید نشویم، زیرا تمام مصلحان نخست یک تنه اصلاح‏گرى را شروع کردند. در هر صورت تا قبل از ازدواج شایسته است این غریزه را به طور موقت کنترل نموده و عفت و پاکى و پاکدامنى خود را همچون گذشته حفظ و حراست نمائید. کنترل این غریزه به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد: 1- کنترل منفى: غالبا وقتى سخن از کنترل غریزه جنسى به میان مى‏آید، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى‏شود و آن این است که کسى با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‏اش مبارزه و مقابله کند و به سوى ارتکاب جرم نرود، چنین کارى گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولى پیامدهاى سوء و مخرب آن بر کسى پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار و بدین جهت هرگاه شخصى به کنترل غریزه سفارش مى‏شود با چنین برداشتى از آن و تصور دشوارى و زیانبارى آن، از پذیرفتن چنین توصیه‏هایى سرباز مى‏زند. 2- کنترل مثبت: غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‏ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه‏ها و کارهایى است که به تحریک این غریزه مى‏انجامد. این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‏ى پیشگیرى دارد هم راحت است و هم بى‏زیان و بلکه مفید و راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه‏اى است با سرعت معمولى و قانونى که در مواجهه با خطر، مهار آن زحمت چندانى ندارد بى‏زیان است، زیرا با این حال کنترل غریزه فشارى بر جسم و روان تحمیل نمى‏کند تا به آن صدمه‏اى وارد شود و مفید است چون موجب مى‏شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند وانرژى و سرمایه‏هاى جسمى و روحى او بیهوده مصرف نشوند. برخلاف ماشینى که با سرعتى بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود سیر مى‏کند که چه بسا به کلى اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبت‏هایى به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسیله و صاحب آن به همراه دارد. خداوند در قرآن کریم مى‏فرماید: «باید کسانى که قدرت و وضعیت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پیشه کنند» V}(نور، آیه 33).{V با تأمل معلوم مى‏شود که عفت در این آیه کریمه معنایى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برمى‏شمریم: 1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‏هاى محرک در ذهن و خیال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى‏کند که حضرت(ع) فرمود: H}«ان عیسى قال للحواریین:... ان موسى امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فى بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ا ن لم یخرق البیت؛{H عیسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور مى‏دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسى که خیال زنا کند مانند کسى است که در خانه‏اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کارى گرچه خانه را نمى‏سوزاند ولى زینت و صفاى آن را مکدر کرده و فاسد مى‏کند» V}وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 240).{V 2- دورى از نگاه‏هاى مسموم و مناظر تحریک‏آمیز. قرآن کریم در دو آیه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس‏آلود داده است. در آیه اول مى‏فرماید: A}«قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم...؛{A به مؤمنان بگو دیدشان - را از نامحرمان - فرونشانند و نهانگاه‏هاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند». و در آیه بعدى مى‏فرماید: A}«و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن...؛{A به زنان مؤمن بگو - چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاه‏هاى خویش را محافظت کنند» V}(نور، آیه 30 - 31).{V جالب این است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم مى‏دهد و آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اکرم(ص) مى‏فرمایند: H}«النظره سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوته فى قلبه؛{H نگاه هوس‏آلود - تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان - هر کس آن را به جهت خوف الهى ترک کند، خداوند ایمانى به او مى‏بخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس مى‏کند» V}(الاخلاق، سید عبدالله شبر، قم، انتشارات بصیرتى، ص 127).{V 3- گوش ندادن به آوازها و موسیقى‏هاى تحریک‏کننده و مبتذل. در حدیثى از حضرت صادق(ع) آمده است: H}«ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولاً»{H؛ V}(اسراء، آیه 36).{V H} «و قال یسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عما ابصر؛{H مردى از آن حضرت درباره شنیدن آواز محرک پرسید. حضرت از آن نهى کرده و این آیه را خواندند: «به یقین گوش و چشم و دل هر یک مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد» V}(مستدرک‏الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، ص 459، ابواب یکتسب به، باب 80).{V 4- اجتناب شدید از نشست‏هاى غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریک‏آمیز. از حضرت امام باقر(عِ این‏گونه روایت شده است: H}«من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدى عن الشیطان فقد عبد الشیطان؛{H هر کس به سخن گوینده‏اى گوش فرا دهد او را بندگى کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانى بر زبانش جارى کند قطعا بندگى شیطان کرده است» V}(وسائل‏الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشى اسلامیه، ج 12، ص 236).{V 5- اعتدال در خوردن. بى‏تردید پرخورى و بى‏نظمى در خوردن در ذخیره‏سازى و انباشتن موادى که نیازمند تفریغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و کم‏خورى سهم ناچیزى از آن صرف تهیه آن مواد مى‏شود. در حدیثى که قبلاً از پیامبر گرامى(ص) نقل کردیم، آن حضرت پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب مى‏کنند مى‏فرمایند: «هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروى غریزه او را تضعیف مى‏کند» V}(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531).{V 6- اشتغال، ورزش و سرگرمى‏هاى مفید. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایى در تقویت غریزه به مصرف مى‏رسد و هم‏فکر و خیال مصروف چاره‏سازى در تفریغ آن مى‏شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضل» مى‏فرمایند: H}«... وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما یعظم ضرره علیه و على من قرب منه...؛{H ... و همین‏گونه انسان اگر بى‏کار و فارغ باشد، به بیهودگى و سرمستى دچار مى‏شود و بر اثر آن به مسایلى مبتلا مى‏شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینى خواهد کرد...» V}(بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87).{V 7- تلاوت قرآن. بى‏شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفاى هر دردى است که به سرعت کار هر پریشانى را رو به سامان مى‏برد و زخم‏هاى پنهان را التیام مى‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مى‏برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات مى‏بخشد. امیرمؤمنان(ع) مى‏فرمایند: H}«و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص؛{H قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرض‏ها و دردهاى خود مرهم بگذارید زیرا آن داروى شفابخش سینه‏هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‏هاست» V}(وسائل‏الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائه القرآن، باب 1، ح 7).{V خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسى نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحى که بیان شد و سپس کنترل منفى با وجود همه زیان‏هاى آن، ولى هیچ‏گاه به بى‏بند و بارى و افسارگسیختگى و آلودگى به گناه رضایت نمى‏دهد و زیان آن را به مراتب خسارت‏بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفى مى‏داند. این نوشتار را با این جمله به پایان مى‏بریم که بزرگان گفته‏اند: «نفس را مشغول بدار وگرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت». در یک نتیجه گیری کلی عرض می کنیم اگر موضوع را با خانواده محترمتان در میان گذارید و نظر کارشناسی ما را به آنها بگویید چه بسا بتوانند امکانات و وسائل لازم برای ازدواجتان را (آن گونه که در صدر نامه برایتان توضیح دادیم) فراهم نمایند. تأکید می کنیم لازم نیست در همین ابتدای ازدواج و با صرف خواندن صیغه محرمیت با نامزدتان، مراسم مفصلی داشته باشید که نیازمند هزینه زیادی است. مراسم ازدواج را به تأخیر بیاندازید و به خداوند متعال امیدوار باشید و توکل کنید، چه بسا شغل و منبع درآمد مناسب تری پیدا کنید. تجربه نیز نشان داده است که به افراد متأهل زودتر شغل و کار می دهند و خداوند نیز به شما کمک خواهد کرد. A}«من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه»{A (طلاق، آیه 2 و 3).

گفتنی است ازدواج موقت همچون ازدواج دائم، نوعی تشکیل خانواده است که با شرایط ویژه دینی و تشریفات قانونی خاص خود مانند ثبت در دفتر ازدواج و طلاق انجام‏پذیر است. بنابراین، هر فرد واجد شرایط می‏تواند از شخص مورد نظرش که او نیز شرایط ازدواج موقت را داراست، خواستگاری کند و در صورت توافق با مراجعه به دفاتر رسمی ثبت ازدواج، عقد نکاح موقت را جاری و ثبت نماید.
ازدواج موقت هرچند از نظر شرعی و قانونی منعی ندارد، لیکن این به معنای آن نیست که مراکز خاصی داشته باشد و یا ارگانی متکفل اجرای آن باشد.
عقد موقت نیز نوعی ازدواج است، بنابراین هر فرد واجد شرایط، می‏تواند از شخصی که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است خواستگاری کند و برای مدت معین و موقت، با وی ازدواج نماید.
اما عقد موقت یا صیغه، داراى شرایط زیر است:
1ـ ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نیاز به خواندن صیغه عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضایت قلبى درست نمى‏شود.
2ـ فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، این است که در عقد موقت حتما باید مدت ذکر شود که آیا مثلاً یک ساعت است یا ده سال.
3ـ مقدار مهریه هم باید در عقد موقت مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذکر گردد.
5ـ اگر دختر بکرى بخواهد صیغه شود، بنابر احتیاط واجب باید با اذن پدر یا جدّ پدرى باشد؛ کما این که در ازدواج دائم نیز این طور است.
6ـ در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن باید از مرد جدا شود و در صورتى که یائسه نباشد، عده نگه دارد، مگر این که عقد به وسیله همان مرد دوباره تجدید شود که در این صورت عده ندارد و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقیه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مى‏شود. اما در عقد ازدواج دائم فقط با طلاق یا فسخ، عقد منفسخ مى‏شود.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:03 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من در دانشگاه با پسری (خودم هم پسر هستم) که قبلا با پسر عمویش دوست بودم، آشنا شده و از جایی که بچه مومنی بود، زود با هم دوست شدیم و رفت آمدمان به شهر محل تحصیل با هم صورت گرفته. مشکل اینجاست که او 4 سال از من کوچکتر (21 ساله است) و جثه کوچکی هم دارد و بسیار بسیار زیبا است. من تا حدی او را دوست دارم که طاقت دوری اش را ندارم. از کسانی است که کف دستش عرق می کند و بسیاری از بچه ها سر همین جریان او را اذیت کرده و یا به هر حال متلکی به او می پراندند. اما من این قدر او را دوست داشته و دارم که در مسیر رفت و آمد، بدون اکراه از تعریق کف دستش، دستش در دستم قرار دارد! و نکته همین جاست که اخیرا احساس می کنم من از در دست داشتن او دارم لذت می برم. چون هم یک نشاط روحی به من دست می دهد و هم مثل علاقه یک پسر به یک دختر می ماند! از همه مهم تر ضمن عبور خواطری از ذهنم، احساس می کنم موقع شوخی با وی، یک تغییرات فیزیولوژیکی که معمولا در مردان حین شوخی با جنس مخالف رخ می دهد، در من پدید می آید. یعنی دارم لذت از او می برم! خودش بی خیال است و با دست دیگرش در حال تسبیح زدن است و این یکی دستش، در دستان من! فکر کردم که احتمالا کار من مشکل شرعی دارد و این دوستی خوب نیست. او که نمی داند من از او لذت می برم. لذا او با ذکرش به خدا نزدیک و من با عملم دارم از خدا دور می شوم. ولی اینقدر دوستش دارم که فکر قطع ارتباط با وی را هم نمی توانم بکنم. از صمیم قلب دوستش دارم. اصلا با ندیدنش غمگینم. ولی به هر حال مگر هر کس به نفس خودش آگاه نیست؟! من احساس می کنم که آخرتم تحت خطر است. لطفا راهنمایی ام کنید که چطور از این دلبستگی رها شوم؟! چطور غم کم کردن دیدن و رابطه با او را تحمل کنم؟!
آیا خداوند ظالم است یا خیر؟ قبل از اینکه بنده این مطلب را بنویسم باید بگویم که مختار بودن انسان برای من مشخص است و سؤالم فقط حول محور ظلم است. خداوند انسان را می آفریند. او فطرت انسان را پاک می آفریند. انسان مختار است راه خود را انتخاب نماید. بدین منظور هم پیغمبران و امامان برای هدایت او فرستاده شده اند تا راه را بدرستی تشخیص دهد. سرانجام وی نیز بر اساس آنچه خود کاشته است رقم می خورد. اما..... نکته مورد نظر من اینجاست؛ خداوند متعال می داند که این فردی که می آفریند یک انسان شرور، تبه کار و نادرست خواهد شد (فقط می داند همین و همین و گرنه همه وسایل لازم جهت ارشاد او را فراهم دیده است و انسان مذکور بر اساس اختیار خود چنین راهی را برگزیده است). بنابر این تأکید می کنم خداوند فقط میداند که سرانجام او چه خواهد شد. لذا دانستن خدا اختیار وی را سلب نخواهد کرد ... . ولی آیا این که شما موجودی را که می دانی سرنوشتش چه خواهد شد بیافرینی و بعد به دلیل اینکه که نادرست زندگی کرده دوباره مجازات کنی در حق وی ظلم نکرده ای؟ (دوباره می گویم او می توانسته انسان خوبی شود ولی در هر حال خداوند از سرانجام وی اطلاع داشته و می دانسته که نمی شود)
در جای جای قرآن مثلا سوره انعام، مائده و ... گفته شده مرگ شما دست ماست و یک لحظه پس و پیش نمی شود و یا گفته هر آنچه به شما می رسد از طرف من است و سرنوشت شما در لوحی محفوظ نوشته شده پس اگر این طور است ما نمی توانیم بمی ها رو مقصر بدانیم که خانه هاشون رو محکم نساختند چون عمرشون دست خداست ازدواج هم دست خداست و ما نمی توانیم دختر یا پسری را برای حل شدن یا گوش نکردن به حرف دیگران سرزنش کنیم چون قسمت و به قول قرآن قضا و قدرشان بوده پس عقل ما چی می شه؟ اختیار ما چی می شه؟
من 22 سالمه حدود 2 ساله که پسر خالم به من اظهار علاقه می کنه بدون این که خونواده ها رو تو جریان بذاره ولی من خونواده ها رو از قضیه مطلع کردم بعد از این آگاهی خانواده ها صحبت کردن ولی ایشون منکر تمام گفته هاشون شدن. خانواده من خیلی ناراحت شدن و رفتار ایشون رو نوعی بازی کردن با احساسات من و یه نوع نامردی و بی معرفتی عنوان کردن و از من خواستن ایشون رو فراموش کنم من خیلی وابسته شده ام به ایشون چند بار سعی کردم فراموش کنم ایشون رو و خودم رو به چیزی مشغول کنم ولی بی فایده بود. کمکم کنید باید چی کار کنم؟ ایشون با بیرحمی منکر تمام رفتارها و گفتارهاشون شدن من نمی خوام از این بیشتر زجر بکشم باید فراموش کنم ولی نتونستم خواهش می کنم بگید چی کار کنم؟
دخترى هستم 23 ساله و دانشجوى سال سوم. مشکل من این است که احساس مى‏کنم براى ادامه زندگى انگیزه‏اى محکم ندارم و به همه چیز بى‏علاقه‏ام. در واقع همیشه منتظر رسیدن آینده هستم تا شاید تحولى در زندگى‏ام رخ دهد و این بى‏حوصلگى را از من دور کند. از زندگى خسته‏ام و همیشه در پى یک نیروى محرک، انگیزه یا عشق مى‏گردم ؛ زیرا احساس مى‏کنم تنها به این وسیله شور و گرمى به زندگى‏ام باز مى‏گردد ؛ به عبارت دیگر، دوست دارم هر چه زودتر ازدواج کنم. البتّه در این زمینه آدم سخت‏گیرى نیستم. راستش همیشه مى‏ترسم به گناه بیفتم. بسیارى از دانشجویان کم کم تحت تأثیر محیط قرار گرفته و انسان‏هاى دیگرى شده‏اند! من خودم دانشجو هستم و در خوابگاه زندگى مى‏کنم. از نزدیک مشاهده مى‏کنم که بسیارى از دوستانم کم کم راه خیابانى شدن و گشت و گذار در پارک و... را در پیش گرفته‏اند! فقط و فقط به این دلیل که فکر مى‏کنند عفّت و حجاب صحیح، مانع ازدواج آنها مى‏شود! خواهش مى‏کنم راهنمایى‏ام کنید تا قبل از آنکه خداى نکرده دیر شود، مشکلم را حلّ کنم.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed