جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    سحر که بیدار شدم متوجه شدم جنب شده ام ولی از آن جایی که شرایط حمام رفتن برایم مهیا نبود (آب سرد بود و برای گوشم که عمل کرده بودم مضر بود) مجبور به تیمم شدم. لباسم هم کثیف شده بود و وقت برای عوض کردنش هم داشتم ولی فکر می کردم درست است و نیاز به عوض کردنش نیست همان روز شرایط که مهیا شد غسل کردم و نماز ظهرم را با وضو خواندم، بعد از چند روز متوجه شدم تیمم اشتباه بوده (در هنگام کشیدن دست بر پیشانی آن را تا انتهای صورت ادامه دادم) حکم نماز روزه ام چیست؟ در ضمن چند روز بعد به خاطر فکرهای نامشروع احساس کردم از من رطوبتی خارج شده، البته شرایط سه گانه منی (جستن، شهوت، سست شدن) را به طور کامل نداشت، آیا باید غسل کنم؟ روزه ام قبول است؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. جوانی شیعه که به شیعه بودن خود می بالم ولی به دلیل آگاهی کم از مذهب خود در برابر دانشجویان اهل سنت احساس شکست می کنم، مقصر اصلی این آگاهی کم را خود نمی دانم. مرا راهنمایی کنید.
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:24 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 8636
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
درتیمم با ید بعد از نیت و مشخص کردن نوع ان که ایا تیمم بدل از وضو است یا بدل از غسل دستها روی تمام پیشانی و دو طرف ان کشیده شود واحتیاط واجب ان است که روی ابرو ها وبالای بینی هم کشیده شود وبعد با کف دست چپ پشت دست راست را از ابتدای مچ دست تا سر انگشتان مسح نمایند و سپس با کف دست راست پشت دست چپ را به همین ترتیبی که گفته شد مسح نمایند بنا براین اگر شما تیمم را به همین طر یق انجام داده اید یعنی مقدار واجب از صورت را به شکلی که گفتیم مسح کرده اید لکن بخاطر ندانستن مسله دستها را قدری پاین تر هم کشیده اید اشکالی نداشته وتیمم شما صحیح و در نتیجه روزه صحیح است ولی اگر نماز صبح را با این که امکان تعویض بوده با لباس و بدن نجس خوانده اید باید قضا نمایید ضمنا بعد از ان که غسل جنابت انجام دادید برای نماز وضو گرفتن لازم نیست مگر ان که بعد از غسل دستشویی رفته باشید گفتنی است بطور کلی تا زمانی که یقین پیدا نکنید ابی که از شما خارج شده منی بوده غسل واجب نمی شود و به شک ها اعتنا نکنید اما راجع به این که چه کسی مقصر کم اطلاعی شماست پاسخ ان را خودتان پیدا کنید بدون شک یکی از علل مهم ان به خودتان بر می گردد زیرا چنانکه در روایات هم امده مومن باید ساعات شبانه روز خود را سه قسمت کند یک قسمت برای امر معاش دوم برای تفریح و لذات حلال و قسمت سوم را برای امور عبادی که مقدمه ان یاد گرفتن احکام شرعی ومسایل اعتقادی و دینی است بنا بر این شما از هم اکنون تصمیم بگیرید حد اقل یک سا عت را در شبانه روز برای مطالعه کتب دینی و اعتقادی مخصوصا رساله مرجع تقلیدتان اختصاص دهید و مواردی که اشکال دارید از افراد اگاه و یا از همین مرکز سوال نمایید

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:24 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
اگر ما در ماه رمضان و در حال روزه در خواب محتلم و جنب شده باشیم آیا روزه ما باطل می شود. همچنین آیا برای غسل جنابت باید صبر کنیم که اذان مغرب بشود و بعد از آن غسل کنیم یا اینکه قبل از اذان مغرب هم می شود غسل کرد؟
من در دانشگاه با پسری (خودم هم پسر هستم) که قبلا با پسر عمویش دوست بودم، آشنا شده و از جایی که بچه مومنی بود، زود با هم دوست شدیم و رفت آمدمان به شهر محل تحصیل با هم صورت گرفته. مشکل اینجاست که او 4 سال از من کوچکتر (21 ساله است) و جثه کوچکی هم دارد و بسیار بسیار زیبا است. من تا حدی او را دوست دارم که طاقت دوری اش را ندارم. از کسانی است که کف دستش عرق می کند و بسیاری از بچه ها سر همین جریان او را اذیت کرده و یا به هر حال متلکی به او می پراندند. اما من این قدر او را دوست داشته و دارم که در مسیر رفت و آمد، بدون اکراه از تعریق کف دستش، دستش در دستم قرار دارد! و نکته همین جاست که اخیرا احساس می کنم من از در دست داشتن او دارم لذت می برم. چون هم یک نشاط روحی به من دست می دهد و هم مثل علاقه یک پسر به یک دختر می ماند! از همه مهم تر ضمن عبور خواطری از ذهنم، احساس می کنم موقع شوخی با وی، یک تغییرات فیزیولوژیکی که معمولا در مردان حین شوخی با جنس مخالف رخ می دهد، در من پدید می آید. یعنی دارم لذت از او می برم! خودش بی خیال است و با دست دیگرش در حال تسبیح زدن است و این یکی دستش، در دستان من! فکر کردم که احتمالا کار من مشکل شرعی دارد و این دوستی خوب نیست. او که نمی داند من از او لذت می برم. لذا او با ذکرش به خدا نزدیک و من با عملم دارم از خدا دور می شوم. ولی اینقدر دوستش دارم که فکر قطع ارتباط با وی را هم نمی توانم بکنم. از صمیم قلب دوستش دارم. اصلا با ندیدنش غمگینم. ولی به هر حال مگر هر کس به نفس خودش آگاه نیست؟! من احساس می کنم که آخرتم تحت خطر است. لطفا راهنمایی ام کنید که چطور از این دلبستگی رها شوم؟! چطور غم کم کردن دیدن و رابطه با او را تحمل کنم؟!
مدتى است که دچار شک و تردید شده‏ام شک در تمیز بودن بدن، لباس خود و دیگران و حتى شک به صندلى‏هاى اتوبوس و مینى بوس که آیا تمیز هستند یا نه و همین شک باعث شده دچار گناه بزرگ اسراف شوم! این شک باعث تنفر من از شوهر و تنفر شوهر از من شده است ببخشید مى‏خواهم بى‏پروا صحبت کنم مى‏خواهم با شما راحت صحبت کنم مرا ببخشید.
خدا نکند چیز نجسى با بدنم تماس پیدا کند توالت که مى‏روم در، دیوار، آفتابه و همه چیز را نجس مى‏دانم! اگر لباسم به آفتابه یا دیوار توالت برخورد کند حتماً، باید درآورم و بشویم بعد از توالت چه چیز نجس (مثلاً پاشیدن آب از کاسه توالت) به پایم برسد چه نرسد، باید مدت‏ها پاهایم را بشویم با آب خالى هم دلم راضى نمى‏شود. باید حتماً با ریکا یا مایع صابون بشویم، آن هم نه یک‏بار نه دوبار ؛ بلکه شاید ده بار خودم هم از این وضع خسته شده‏ام ؛ با توجه به اینکه الان حامله هستم و خم شدن برایم مشکل است ولى توجهى به این چیزها ندارم! حتماً باید بعد از توالت پاها و دست‏هایم را چندین بار آب بکشم! فکر مى‏کنم نجاستى در عمق دست و پایم فرو رفته که با یک بار دوبار پاک نمى‏شود! غسل جنابت که مى‏خواهم بکنم باید دوبار بدنم را لیف و صابون دو سه بار زیر آب بگیرم و چندین بار غسل کنم تا دلم راضى شود.
سر شوهرم داد مى‏زنم مبادا بدنت حین حمام رفتن به در، دیوار یا جایى برخورد کند، حتى چهارچوب‏هاى در را نجس تصور مى‏کنم! موقع رد شدن لباسم را جمع مى‏کنم که مبادا لباسم با چارچوبه در یا دیوار تماس پیدا کند. راستش را بخواهید این کارها فقط براى این است که فکر مى‏کنم اگر این کارها را انجام ندهم، نمازم مورد قبول واقع نمى‏شود. همین کارها باعث شده نماز خواندن برایم سخت باشد، موقع وضو چندین بار شک مى‏کنم، وضو که تمام مى‏شود، شک مى‏کنم، نکند لاى انگشتانم را دست نکشیدم، نکند! مسح سر یا پا را انجام ندادم، براى هر نماز باید دو یا سه بار وضو بگیرم تا دلم راضى شود. حال نماز را که شروع مى‏کنم، شک در نماز شروع مى‏شود، مجبورم یک نماز را چندین بار بشکنم و هر نمازى را دو یا سه بار بخوانم ؛ از شما مى‏خواهم مرا راهنمایى کنید.
تازگی شنیدم که شیطان در خواب هم انسان را می آزارد. حتی برای خانم حضرت زهرا(س) هم پیش آمده بود! یکی از چیزهایی که در دوره آخرالزمان زیاد می شود خواب های شیطانی است. به شدت در این مورد نیاز به توضیح دارم. چون خواب هایی می دیدم که از آینده خبر می داد حتی بعد از سفر قم و جمکران در خواب، همان شب چیزی را به من گفتند که روی وعده خدا و کمک آقا حساب کردم و کمک های فراوانی هم در این زمینه به من می شد و یقین داشتم که دارم به آن خواسته ام می رسم ولی یهو یک شب خبر بدی در آن زمینه به من رسید که پس از آن نسبت به خدا و آقا دلسرد شدم. اینکه آیا آنها هم زیر حرفشان می زنند فکرم در موردشان به هم ریخت. در زمینه های زیادی از آنها روی برگردان شدم و درحال آب شدن هستم. فکر می کردم شاید به صورت جزئی نتوانم جریان را برای هیچ کس بگویم چون پای آبرویم در میان است. اما امیدوارم پس از گرفتن جواب اولیه ام به شما اصل مطلب را بگویم و این غده از گلویم برداشته شود و شاید شاید دوباره به زندگی برگردم.
از مرگ و شب اول قبر خیلی می ترسم و سعی می کنم ایمانم را روز به روز به خدا بیشتر کنم ولی این ترس از بین نمی رود و فکر می کنم دلیلش هم این باشد که من وقتی دوازده، سیزده ساله بودم در مدرسه توسط معلمم نوار سیاحت غرب را گوش کردم و از آن به بعد است که از قبر و مردن می ترسم مرا راهنمایی کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed