جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    در مورد ردالشمس که چندین بار برای حضرت علی(ع) اتفاق افتاده است می خواستم بدانم چند بار بوده و در کجاها و تحت چه شرایطی؟ و سؤال بعد اینکه در یکی از این ردالشمس ها که در حضور پیامبر(ص) بوده که ایشان سر مبارک خویش را بر روی دامن حضرت(ع) گذاشته بودند سؤالی که دارم این است که آیا خواب پیامبر(ص) واجب تر بوده یا نماز حضرت علی(ع)؟ و اینکه آیا حضرت(ع) نمی تواست پیامبر(ص) را خیلی محترمانه و مؤدبانه از خواب بیدار کنند که نمازشان قضا نشود؟ بعضی ها به این سؤال جواب داده اند که حضرت(ع) نماز خود را نشسته خواندند و وقتی پیامبر(ص) از خواب بیدار شدند ردالشمس اتفاق افتاد و حضرت(ع) نماز خود را ایستاده خواندند در اینجا هم این سؤال مطرح می شود اگر حضرت(ع) نماز خود را خوانده بود چه احتیاجی بود ردالشمس اتفاق بیفتد که ایشان نماز خود را ایستاده بخوانند و باز سؤال اینجا باقیست که چرا حضرت(ع) پیامبر(ص) را بیدار نکردند که نماز خود را ایستاده بخوانند چون به نظر نمی رسد شرایط به گونه ای بوده که حضرت(ع) مجبور باشند نماز خود را نشسته بخوانند؟
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:01 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 5350
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
مرحوم مجلسی (بحارالانوار: محمدباقر مجلسی ، بیروت ، داراحیاء اثرات، ج 79 ص 166) از منابع (این پرسش برگرفته از چند سوال و صد جواب، عیسی ولائی ، قم...">
در مورد ردالشمس که چندین بار برای حضرت علی(ع) اتفاق افتاده است می خواستم بدانم چند بار بوده و در کجاها و تحت چه شرایطی؟ و سؤال بعد اینکه در یکی از این ردالشمس ها که در حضور پیامبر(ص) بوده که ایشان سر مبارک خویش را بر روی دامن حضرت(ع) گذاشته بودند سؤالی که دارم این است که آیا خواب پیامبر(ص) واجب تر بوده یا نماز حضرت علی(ع)؟ و اینکه آیا حضرت(ع) نمی تواست پیامبر(ص) را خیلی محترمانه و مؤدبانه از خواب بیدار کنند که نمازشان قضا نشود؟ بعضی ها به این سؤال جواب داده اند که حضرت(ع) نماز خود را نشسته خواندند و وقتی پیامبر(ص) از خواب بیدار شدند ردالشمس اتفاق افتاد و حضرت(ع) نماز خود را ایستاده خواندند در اینجا هم این سؤال مطرح می شود اگر حضرت(ع) نماز خود را خوانده بود چه احتیاجی بود ردالشمس اتفاق بیفتد که ایشان نماز خود را ایستاده بخوانند و باز سؤال اینجا باقیست که چرا حضرت(ع) پیامبر(ص) را بیدار نکردند که نماز خود را ایستاده بخوانند چون به نظر نمی رسد شرایط به گونه ای بوده که حضرت(ع) مجبور باشند نماز خود را نشسته بخوانند؟

مرحوم مجلسی (بحارالانوار: محمدباقر مجلسی ، بیروت ، داراحیاء اثرات، ج 79 ص 166) از منابع (این پرسش برگرفته از چند سوال و صد جواب، عیسی ولائی ، قم ، انتشارات کوثر النبی، 1382 ص 118 ـ 121) مختلف همانند قرب الاسناد، علل الشرایع، بصائر الدرجات و ... 18 حدیث در مورد رد شمس ذکر می کند که در آن روایات، امور ذیل را باعث برگرداندن خورشید از سوی خداوند دانسته است:
ا ـ مولا علی (ع) در سفری، به زمین شوره زاری برخورد می کند که نمی تواند در ان نماز عصر خود را بجا آورد در نتیجه تا رسیدن به زمین شوره زار خورشید غروب می کند و نماز حضرت قضا می شود. در این زمان حضرت از خداوند درخواست می کند تا خورشید برگردد و این دعا مستجاب می شود و حضرت نماز عصر خود را اداء بجا می آورد.
2 ـ پیامبر (ص) علی (ع) را به دنبال کاری فرستاد سپس نماز عصر را با مردم به جماعت اقامه کرد، علی (ع)  از ماموریت بازگشت در حالی که نماز عصر خود را بجا نیاورده بود، حضرت گزارش ماموریت به استحضار رسول اکرم رساند در این هنگام به پیامبر حالت وحی دست داد و حضرت سر بر دامن علی (ع) گذاشت تا اینکه آفتاب غروب علی (ع) به احترام پیامبر چیزی نگفت. وقتی پیامبر چشم باز کرد از علی (ع) پرسید: آیا نماز عصر را خوانده ای ؟ علی عرض کرد: خیر، خوش نداشتم سر شما را بر زمین بگذارم. در این هنگام پیامبر رو به قبله عرض کرد:«اللهم کان علی فی طاعتک و حاجه رسولک فاردد علیه الشمس لیصلی علی صلاته» با این دعا خورشید به اول عصر برگشت و علی (ع)  نماز خود را بجا آورد، آنگاه خورشید مجدداً غروب کرد.
3 ـ مولا علی (ع)  وقتی نماز ظهر را بجا آورد، جمجمه ای توجه حضرت را به خود جلب کرد. مولا علی (ع)  صحبت کردن با جمجمه را آغاز کرد که از کجایی؟ در چه عصری زندگی می کردی؟ از اخبار آن زمان بگو و ... حاصل اینکه : این گفتگو طولانی شد به گونه ای که خورشید غروب کرد در این هنگام مولا علی (ع)  دعا کرد و از خداوند خواست که خورشید برگردد تا او نمازش را به صورت ادا بجا آورد و چنین شد.
4 ـ پیامبر در منزل خود بود در حالی که علی (ع) هم حضور داشت در این هنگام جبرئیل برای وحی نازل شد و پیامبر حالت وحی گرفت لذا سر بر دامن علی گذاشت و این حالت ادامه تا خورشید غروب کرد در حالی که علی (ع)  نماز عصر را نخوانده بود (گرجه با ایما و اشاره نماز خود را بجا آورد) تا اینکه پیامبر از حالت وحی خارج شد آنگاه از علی (ع)  پرسید: نماز عصر را خوانده ای ؟ ایمر مومنان عرضه داشت خیر... .
5 ـ علی (ع)  با عده ای نماز عصر را خواند ولی عده دیگر به دلیل آنکه از فرات عبور نکرده بودند نتوانستند در جماعت امام شرکت کنند و زمانی که از فرات گذشتند آفتاب غروب کرده بود و علی (ع)  از خداوند درخواست کرد که خورشید برگردد تا آنها نماز عصر خود را بخوانند.
6 ـ علی (ع) بر رسول خدا وارد شد در حالی که آن حضرت مریض بوده بیهوش شد و جبرئیل سر رسول خدا را به دامن داشت وقتی علی (ع) وارد شد جبرئیل به علی (ع)  فرمود: شما سزاوارترید که سر پسر عمو را به دامن بگیرید، علی (ع)  نشست و سر رسول خدا را به دامن گرفت این حالت ادامه داشت تا اینکه خورشید غروب کرد در حالی که علی (ع)  نماز عصر خود را بجا نیاورده بود وقتی پیامبر بهوش آمد از علی (ع)  پرسید: نماز عصر را خوانده ای ؟ حضرت عرض کرد خیر. پیامبر در خواست رد شمس کرد.
7 ـ در چندین روایت آمده که حادثه برگرداندن خورشید در دو مقطع رخ داد. یکی درزمان حیات پیامبر و دیگری بعد از فوت پیامبر.
پس از روشن شدن مطالب بالا در جواب این سوال باید گفت : علامه طباطبائی می گوید:«نفوذ اسرائیلیات و احادیث ساختگی در میان روایات ما حقیقتی انکار ناپذیر است». (المیزان، ج 12، ص 112 . علمه سید محمد حسین طباطبائی ، دارالکتب الاسلامیه، ج 12 ص 113)
اسرائیلیات به مجموعه احادیثی اطلاق می شود که ریشه ای یهودی یا نصرانی و مانند آن داشته باشد. ارزیابی سند یک روایت به تنهایی برای شناخت اسرائیلیات کافی نیست زیرا گاهی مشاهده می شود که چنین روایات دارای سندی معتبری اند در حالی که از نظر محتوی و متن با اصول مسلم اعتقادی و عقلی یا شرعی سازگار نیست، بنابراین بهترین، کارآمدترین و مطمئن ترین روش برای ارزیابی و پالایش روایات روش ارزیابی محتوایی و سنجش مفاد روایت با مبانی مسلم عقلی و نقلی است که در روایات از ان به «عرضه حدیث بر قرآن» یاد شده است.
بنابراین اولاً : روایات مزبور از نظر سند با مشکل روبروست.
ثانباً: اگر مساله به این مهمی رخ داده بود همه مردم به سرعت از آن آگاه گشته و در تاریخ با تمام جزئیات درج می شد.
رابعاً مگر نماز در شوره زارحرمت دارد که موجب ترک نماز گردد؟ بر فرض که نماز در شوره زار داری کراهت باشد اما وقتی در حال قضا شدن باشد نماز در همان شوره زار واجب می گردد.
خامساً: از عجایب اینکه در این روایات به امام علی (ع) نسبت داده که حضرت عمداً نماز واجب خود را ترک کرده است و چه گناهی از این مهم تر؟ و عذر و توجیه بدتر از گناه اینکه بگوییم چون زمین شوره زار بوده پس حضرت با این عذر نماز واجب را ترک کرده است.
سادساً: کدام سخن از این سخیف تر که بگوییم مولا علی (ع)  نماز ظهر را بجا آورد سپس مشغول صحبت با جمجمه ای شد و آن چنان سرگرم این صحبت که آفتاب غروب می کند و نماز حضرت قضا می شود و حضرت از این گذشت زمان و غروب آفتاب غافل می ماند؟!!
سابعاً: آیا واقعاً گزارش ماموریت به پیامبر از خواندن نماز واجب بالاتر بود به گونه ای که باعث ترک نماز گردد؟
ثامناً: بر فرض محال که شوره زار بودن زمین و یا صحبت با جمجمه ها و ... عذر تلقی شود به گونه ای که بتوان نماز واجب را ترک کرد، سوال این است که آیا نماز با ایماء و اشاره هم مقدور نبود در حالی که صلاه غرقی داریم به معنی اینکه انسان در حال غرق شدن نیز مجاز به ترک نماز نیست بلکه باید نماز غرقی بخواند چطور در روایات حتی اشاره ای به اینکه حضرت نماز به صورت نشسته و یا با ایماء و اشاره بجا آورده ، نرکده است (گرچه در برخی از روایات به چنین نمازی اشاره شده است).
تاسعاً: متن روایات مضطرب است که همین امر موجب تردید بیشتر در صحت روایات می گردد زیرا در یکجا می گوید عده ای از یاران علی (ع)  نماز نخوانده بودند.
در جای دیگر آمده خود حضرت نماز عصر را بجا نیاورده بود، در یک روایت می گوید علی (ع)  به فرمان پیامبر به ماموریت رفته  و وقتی برگشت و گزارش را تقدیم کرد به پیامبر حالت وحی دست داد در دیگری آمده پیامبر مریض و در حال اغماء بود و علی (ع) وارد شد به پیشنهاد جبرئیل سر رسول خدا را به دامن گرفت و این امر باعث قضا شدن نماز عصر گردید.
در روایتی می گوید علی (ع) در منزل پیامبر بود که به حضرت حالت وحی دست داد و آن حضرت سر مبارکش را به دامن علی (ع) گذاشت و تا زمانی که پیامبر از حالت وحی خارج شود و  زانوی علی (ع) آزاد گردد نماز عصر مولا قضا شد.
در یکجا می گوید علی (ع)  مشغول صحبت کردن با جمجمه شد و همین باعث قضا شدن نماز شد و در جای دیگر می گوید که علی (ع) از زمین شوره زار عبور می کرد و این عامل قضا شدن بوده در حالی که در روایات دیگر می گیود برگشت خورشید در مجموع دو دفعه رخ داد یکی در زمان حیات پیامبر و دیگری بعد از وفات آن حضرت.
بنابر این از آنچه که گذشت باید گفت در صحت روایات منسوب به معصوم تردیدی جدی وجود دارد.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:01 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
سحر که بیدار شدم متوجه شدم جنب شده ام ولی از آن جایی که شرایط حمام رفتن برایم مهیا نبود (آب سرد بود و برای گوشم که عمل کرده بودم مضر بود) مجبور به تیمم شدم. لباسم هم کثیف شده بود و وقت برای عوض کردنش هم داشتم ولی فکر می کردم درست است و نیاز به عوض کردنش نیست همان روز شرایط که مهیا شد غسل کردم و نماز ظهرم را با وضو خواندم، بعد از چند روز متوجه شدم تیمم اشتباه بوده (در هنگام کشیدن دست بر پیشانی آن را تا انتهای صورت ادامه دادم) حکم نماز روزه ام چیست؟ در ضمن چند روز بعد به خاطر فکرهای نامشروع احساس کردم از من رطوبتی خارج شده، البته شرایط سه گانه منی (جستن، شهوت، سست شدن) را به طور کامل نداشت، آیا باید غسل کنم؟ روزه ام قبول است؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. جوانی شیعه که به شیعه بودن خود می بالم ولی به دلیل آگاهی کم از مذهب خود در برابر دانشجویان اهل سنت احساس شکست می کنم، مقصر اصلی این آگاهی کم را خود نمی دانم. مرا راهنمایی کنید.
مدتى است که دچار شک و تردید شده‏ام شک در تمیز بودن بدن، لباس خود و دیگران و حتى شک به صندلى‏هاى اتوبوس و مینى بوس که آیا تمیز هستند یا نه و همین شک باعث شده دچار گناه بزرگ اسراف شوم! این شک باعث تنفر من از شوهر و تنفر شوهر از من شده است ببخشید مى‏خواهم بى‏پروا صحبت کنم مى‏خواهم با شما راحت صحبت کنم مرا ببخشید.
خدا نکند چیز نجسى با بدنم تماس پیدا کند توالت که مى‏روم در، دیوار، آفتابه و همه چیز را نجس مى‏دانم! اگر لباسم به آفتابه یا دیوار توالت برخورد کند حتماً، باید درآورم و بشویم بعد از توالت چه چیز نجس (مثلاً پاشیدن آب از کاسه توالت) به پایم برسد چه نرسد، باید مدت‏ها پاهایم را بشویم با آب خالى هم دلم راضى نمى‏شود. باید حتماً با ریکا یا مایع صابون بشویم، آن هم نه یک‏بار نه دوبار ؛ بلکه شاید ده بار خودم هم از این وضع خسته شده‏ام ؛ با توجه به اینکه الان حامله هستم و خم شدن برایم مشکل است ولى توجهى به این چیزها ندارم! حتماً باید بعد از توالت پاها و دست‏هایم را چندین بار آب بکشم! فکر مى‏کنم نجاستى در عمق دست و پایم فرو رفته که با یک بار دوبار پاک نمى‏شود! غسل جنابت که مى‏خواهم بکنم باید دوبار بدنم را لیف و صابون دو سه بار زیر آب بگیرم و چندین بار غسل کنم تا دلم راضى شود.
سر شوهرم داد مى‏زنم مبادا بدنت حین حمام رفتن به در، دیوار یا جایى برخورد کند، حتى چهارچوب‏هاى در را نجس تصور مى‏کنم! موقع رد شدن لباسم را جمع مى‏کنم که مبادا لباسم با چارچوبه در یا دیوار تماس پیدا کند. راستش را بخواهید این کارها فقط براى این است که فکر مى‏کنم اگر این کارها را انجام ندهم، نمازم مورد قبول واقع نمى‏شود. همین کارها باعث شده نماز خواندن برایم سخت باشد، موقع وضو چندین بار شک مى‏کنم، وضو که تمام مى‏شود، شک مى‏کنم، نکند لاى انگشتانم را دست نکشیدم، نکند! مسح سر یا پا را انجام ندادم، براى هر نماز باید دو یا سه بار وضو بگیرم تا دلم راضى شود. حال نماز را که شروع مى‏کنم، شک در نماز شروع مى‏شود، مجبورم یک نماز را چندین بار بشکنم و هر نمازى را دو یا سه بار بخوانم ؛ از شما مى‏خواهم مرا راهنمایى کنید.
آیا خداوند ظالم است یا خیر؟ قبل از اینکه بنده این مطلب را بنویسم باید بگویم که مختار بودن انسان برای من مشخص است و سؤالم فقط حول محور ظلم است. خداوند انسان را می آفریند. او فطرت انسان را پاک می آفریند. انسان مختار است راه خود را انتخاب نماید. بدین منظور هم پیغمبران و امامان برای هدایت او فرستاده شده اند تا راه را بدرستی تشخیص دهد. سرانجام وی نیز بر اساس آنچه خود کاشته است رقم می خورد. اما..... نکته مورد نظر من اینجاست؛ خداوند متعال می داند که این فردی که می آفریند یک انسان شرور، تبه کار و نادرست خواهد شد (فقط می داند همین و همین و گرنه همه وسایل لازم جهت ارشاد او را فراهم دیده است و انسان مذکور بر اساس اختیار خود چنین راهی را برگزیده است). بنابر این تأکید می کنم خداوند فقط میداند که سرانجام او چه خواهد شد. لذا دانستن خدا اختیار وی را سلب نخواهد کرد ... . ولی آیا این که شما موجودی را که می دانی سرنوشتش چه خواهد شد بیافرینی و بعد به دلیل اینکه که نادرست زندگی کرده دوباره مجازات کنی در حق وی ظلم نکرده ای؟ (دوباره می گویم او می توانسته انسان خوبی شود ولی در هر حال خداوند از سرانجام وی اطلاع داشته و می دانسته که نمی شود)
سال هاست سؤالاتی شبهه ناک در ذهن اینجانب ایجاد می شود که جواب هایی هم برای آنها می یابم اما باز بعد از مدتی شک ها ایجاد می شوند ... خواهشا جوابی کتابی و معمولی به سؤال من ندهید چرا که تأثیری در ذهن بیمارم نمی گذارد ... در حال حاضر چیزی که آزارم می دهد این است که از کجا به یقین مطلق برسم که قرآن از طرف خداست و محمد(ص) فرستاده خداست و قرآن بر او نازل شده است ... از خود قرآن هم جوابم را ندهید لطفا؟ کمک کنید فکرم راحت شود. زجر می کشم!
همسر من نه نماز می خواند و نه روزه می گیرد و نه کارهایی که مکروه است را ترک می کند ما مرتب بر سر این موارد با هم بحث می کنیم از همه راه ها وارد شده ام ولی جواب نداده است و این موارد باعث تنش در زندگی ما شده شاید کارهایی که من می کنم مورد قبول خداوند قرار نگیرد ولی سعی می کنم به دستورات خداوند عمل کنم من با ید چه کار کنم چون ادامه دادن این موارد باعث تلخ شدن بیشتر زندگی ما شده است و او قبول نمی کند که روزه یا نماز بخواند؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed