جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    وقتی 6 نفر از مجلس خبرگان (که وظیفه این مجلس نظارت بر رهبر است) را رهبر انتخاب می کند آیا دور به وجود نمی آید؟ من تو مباحث کم‌ آوردم.
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 04:31 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 4702
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
تمامی اعضای مجلس خبرگان رهبری توسط آرای بلا واسطه و مستقیم مردم انتخاب می شوند و رهبری نقشی در انتخاب آنان ندارد . بله اگر منظور شما 6 مجتهدی است که توسط رهبری به عنوان فقهای شورای نگهبان انتخاب می شوند ؛ در این زمینه گفتنی است که هرچند تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان توسط این فقها انجام می شود ، اما این موضوع به هیچ وجه دور محسوب نشده و خدشه ای در انتخاب مردم به وجود نمی آورد . توضیح اینکه ؛
مغالطه‏اى که در وارد کردن اشکال دور به رابطه میان ولى‏فقیه و خبرگان وجود دارد، در آنجا است که مى‏گوید: «ولى‏فقیه مشروعیتش را از مجلس خبرگان کسب مى‏کند؛ در حالى که مشروعیت خود خبرگان به امضاى ولى‏فقیه و از طریق تأیید به وسیله شوراى نگهبان است. خود این شورا نیز مشروعیت را از رهبر گرفته است؟!»

T}یک. بر مبناى نظریه نصب‏{T
بر این اساس مشروعیت ولى‏فقیه از ناحیه خبرگان نیست؛ بلکه به نصب از جانب امام معصوم(علیه‏السلام) و خداى متعال است و خبرگان، در حقیقت رهبر را نصب نمى‏کنند؛ بلکه نقش آنان «کشف» رهبر منصوب به نصب عام از سوى امام زمان(علیه‏السلام) است. نظیر اینکه براى انتخاب مرجع تقلید و تعیین اعلم، به سراغ افراد خبره و متخصّصان مى‏رویم و از آنان سؤال مى‏کنیم. در این صورت نمى‏خواهیم آنان کسى را به اجتهاد یا اعلمیت نصب کنند؛ بلکه آن فرد در خارج و در واقع مجتهد یا اعلم هست یا نیست؟ اگر واقعاً مجتهد یا اعلم است، تحقیق ما باعث نمى‏شود از اجتهاد یا اعلمیت بیفتد و اگر هم واقعاً مجتهد و اعلم نیست، تحقیق ما باعث نمى‏شود اجتهاد و اعلمیت در او به وجود بیاید. پس سؤال از متخصّصان فقط براى این است که از طریق شهادت آنان، براى ما کشف و معلوم شود که آن مجتهد اعلم -که قبل از سؤال ما خودش در خارج وجود دارد کیست؟ - در اینجا هم خبرگان رهبرى، ولى‏فقیه را به رهبرى نصب نمى‏کنند؛ بلکه فقط شهادت مى‏دهند آن مجتهدى که به حکم امام زمان(علیه‏السلام) حقّ ولایت دارد و فرمانش مطاع است، این شخص است. بنابراین دورى در کار نیست.

T}دو. فقدان شرایط دور باطل‏{T
به نظر مى‏رسد دراین‏باره، نوعى مغالطه و خلط معنا صورت گرفته است. «دور» فلسفى آن است که وجود چیزى با یک یا چند واسطه، بر خودش متوقف باشد؛ مثلاً «الف» به وجود آورنده «ب» و «ب» به وجود آورنده «الف» باشد. در نتیجه «الف» به وجود آورنده «الف» خواهدبود. لیکن به مسئله گفته مى‏شود: اگر تعیّن «الف» ناشى از «ب» باشد و «ب» هم به وسیله «الف» تعیّن یابد، مى‏توان «دور» نامید. در اینجا باید توجه کرد که در دور باطل نحوه وابستگى دو پدیده به یکدیگر، باید یکسان باشد؛ به عنوان مثال در دور فلسفى، اولى علّت ایجادى دومى و دوّمى علت ایجادى اوّلى باشد. اما اگر به گونه‏هاى متفاوتى دو پدیده نسبت به یکدیگر وابستگى پیدا کنند، دور باطل نیست؛ بلکه وابستگى متقابل است و چنین چیزى، هم در نظام تکوین و علوم طبیعى پذیرفته شده و منطقى است و هم در همه نظام‏هاى حقوقى جهان، به اشکال گوناگون وجود دارد. از همین‏رو گفته‏اند: دور فلسفى و منطقى محال است؛ ولى دور علمى محال نیست و دور حقوقى نیز باطل نمى‏باشد.
اکنون باید دید مطلب ادعا شده، دقیقاً چه وضعیتى دارد؟ اگر نسبت شوراى نگهبان و خبرگان همان نسبتى بود که خبرگان با رهبرى دارد؛ ادعاى چنین دور باطلى، قابل قبول بود؛ یعنى، به این شکل که تمام گزینه‏هاى زیر بدون استثنا درست باشد:
خبرگان –––(نصب)–––› رهبرى –––(نصب)–––› شوراى نگهبان‏
^ ‹–––––––––––––––(نصب)–––––––––––––––
نصب
1. رهبر شوراى نگهبان را تعیین و نصب کند؛
2. شوراى نگهبان، مجلس خبرگان را تعیین و نصب کند؛
3. خبرگان، رهبر را تعیین و نصب کند.
در حالى که واقعیت چنین نیست؛ زیرا نسبت مجلس خبرگان و شوراى نگهبان با نسبت دیگر اعضاى مجموعه، متفاوت است.

T}سه. عدم تحقق دور{T
در انتخابات خبرگان، عنصر چهارمى وجود دارد که در دور ادعایى، لحاظ نشده و آن نقش اصلى و عمده مردم است؛ یعنى، شوراى نگهبان به هیچ وجه، تعیین کننده اعضاى خبرگان نیست؛ بلکه اعضاى خبرگان با میل خود براى نمایندگى، نامزد مى‏شوند و کار شوراى نگهبان، صرفاً نقش کارشناختى از نظر تشخیص صلاحیت‏هاى مصرّح در قانون اساسى و اعلام آن به مردم است و هیچ گونه حق نصب ندارد. خود مردم در میان افراد صلاحیت‏دار به نامزدهاى مورد نظر خود رأى مى‏دهند. بنابراین حلقه دور، باز است و اساساً دورى در کار نیست.
افزون بر آن که خود مجلس خبرگان - طبق مصوبه داخلى امر تشخیص صلاحیت‏ها را به اعضاى فقهاى شوراى نگهبان سپرده است و چنانچه بخواهد - مى‏تواند آن را به گروه دیگرى بسپارد. این امر مطابق قانون اساسى است؛ زیرا در اصل یکصد و هشتم قانون اساسى، این حق به مجلس خبرگان داده شده است. بنابراین انتخاب رهبرى با مجلس خبرگان است و تعیین صلاحیت خبرگان، با گروهى است که خود انتخاب مى‏کنند، نه رهبرى؛ هر چند فعلاً گروهى را که خبرگان انتخاب کرده، همان افرادى‏اند که رهبرى براى انجام دادن وظایف قانونى دیگرى در نظام اسلامى انتخاب کرده است V}در رابطه با اشکال فوق پاسخ‏هاى دیگرى نیز وجود دارد. براى آگاهى بیشتر ر.ک:
الف. نادرى قمى، محمد مهدى، نگاهى گذرا به نظریه ولایت‏فقیه، ص 141 ؛
ب. هدایت‏نیا، فرج‏اللَّه، بررسى فقهى، حقوقى شوراى نگهبان، ص 219.
پ. مرندى، مرتضى، حقوق اساسى جمهورى اسلامى ایران، صص 110 - 120.{V.

T}چهار. سایر نظام‏هاى سیاسى‏{T
جهت تکمیل موضوع، وجود چنین مسئله‏اى را در سایر نظام‏هاى سیاسى جهان، مورد بررسى قرار مى‏دهیم.
توضیح آنکه در انتخابات دیگر کشورهاى دنیا از جمله در هر سه مدل عمده لیبرال دموکراسى یعنى ریاست جمهورى در آمریکا، پارلمانى در انگلستان و نیمه ریاستى - نیمه پارلمانى در فرانسه، چنین موضوعى وجود دارد:
T}1. آمریکا: {Tبراساس قانون اساسى ایالات متحده آمریکا، پس از انجام مبارزه انتخاباتى و تعیین نامزدهاى هر یک از احزاب براى «هیئت انتخاب‏کنندگان» مردم «هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهورى» را بر مى‏گزینند. نظارت قانونى بر این روند به وسیله وزارت کشور صورت مى‏گیرد و وزیر کشور هم به وسیله، رئیس جمهور تعیین مى‏شود:

هیئت انتخاب کنندگان –––› رئیس جمهور –––› وزیر کشور
^ ‹––––––––––––––––––––––––––––––––
T}2. فرانسه: {Tمطابق قانون اساسى جمهورى پنجم فرانسه پس از اصطلاحات 1962، رئیس جمهور، با رأى مستقیم مردم برگزیده مى‏شود. وى با یک واسطه (نخست‏وزیر)، وزیر کشور را تعیین مى‏کند. از آنجا که‏وزارت کشور، نظارت بر بررسى صلاحیت نامزدهاى ریاست جمهورى و نامزدهاى نمایندگان مجلس را بر عهده دارد، کسانى به انتخابات راه پیدا مى‏کنند که در نهایت وزارت کشور صلاحیت آن‏ها را تأیید کند و از میان همین نامزدها است که نمایندگان مجلس و رئیس جمهور تعیین خواهند شد.
T}3. انگلستان: {Tنخست وزیر، وزیر کشور را تعیین مى‏کند، وزارت کشور نیز، طبق قانون، مسئولیت نظارت بر بررسى صلاحیت‏هاى نامزدهاى نمایندگان مجلس را بر عهده دارد و بر تأیید و ردّ صلاحیت آنها نظارت عالى دارد. این نامزدها نیز پس از پیروزى در انتخابات، نخست وزیر را تعیین مى‏کنند پس از معرفى وزیرکشور از سوى نخست وزیر به مجلس نیز به وى رأى اعتماد مى‏دهند.

نمایندگان پارلمان ––––› نخست وزیر ––––› وزیر کشور
^ ‹––––––––––––––––––––––––––––––––
بنابراین این موضوع در انتخابات رؤساى کشورهاى دیگر نیز وجود دارد. و اختصاص به انتخابات خبرگان رهبرى در ایران ندارد V}ر.ک: مرتضى مرندى، حقوق اساسى جمهورى اسلامى ایران، انتشارات پارسایان، 1382، صص 110-113.{V.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 04:31 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
درمرحله انتخاب همسر هستم معیارهای ایمان اخلاق و شرافت خانوادگی و عقل را به همراه شرط اصلی وجود عشق بین طرفین مطالعه کرده ام. اما چون فردی طالب زیبایی هستم در این مرحله یعنی انتخاب زیبایی می ترسم. یعنی نمی دانم چی کار کنم که کسی را انتخاب کنم که تا پایان عمر درکنار او با عشق زندگی کنم و نظرم سوی غیر نرود و با دیدن زیبارویان دیگر از محبوب خود جدا نشوم. می ترسم کسی را انتخاب کنم که چیزهایی که در بالا گفته شد داشته باشد و زیبارو باشد ولی در آینده دلسرد شوم و با دیدن یک زیباروی دیگر نظرم عوض شود. اما به قول حافظ برای جاودانگی عشق خود یک نگار زیبارو انتخاب کن و در کنار او باش و با عشق باش. در این مرحله و مشکل تنها امیدم مسبب الاسباب و آن یار عاشقان است برای خودم دلیل می آورم که نمی شود آدم زیبارو زیاد است و تو هم که نمی توانی تضمینی بکنی. اما خدا قادر به هر کاری است من از خدا می خواهم که به من زیبارویی بدهد با کمالات معنوی که همیشه دلم در گرو عشق او باشد و نظرم سوی غیر نرود. یعنی با دلم عنایتی کند که فقط در بند محبوبم باشد نمی دانم این خواسته از خدا که درمانگر هر دردی است درست است؟
آیا این مواردی را که مطرح می کنم ازدواج برایم واجب است. اگر ازدواج نکنم چه می شود؟ موانعی که من دارم این است که دانشجویم 23 سال دارم و هنوز 2 ترم از دانشگاهم مانده است و بیکارم ولی خانواده اگر بخواهم مقدمات ازدواج را فراهم می کنند ولی من از آینده و مشکلات اقتصادی می ترسم به خصوص الان که گرانی بیداد می کند و اقتصاد در حال تغییر است. منظورم حذف یارانه های دولت است. اما موارد مورد نظر: چند ماهی است که خیلی به مسائل جنسی و زناشویی فکر می کنم و خیالبافی دارم. من فرد مذهبی و خداترسی هستم و تا حال با نامحرمی رابطه دوستی نداشته ام ولی در طول این مدت با اینکه قبلا چشم چران نبوده ام ولی این عادت در من به وجود آمده است و هر دختری را که می بینم به خصوص بدحجاب در خیالات و فکرم به وی تعرض می کنم. من تا چند سال قبل خودارضایی می کردم و ترک کردم. ولی شیطان دارد فریبم می دهد و برای رهایی از این فکر و خیال به این کار بپردازم و هنوز نتوانسته. هر وقت که توبه می کنم باز شیطان فریبم می دهد و خیلی از خودم به دلیل ذکر شده عصبی هستم. هر دختری که می بینم از روی کنجکاوی هم شده به اندامش نگاه می کنم. شدیدا احساس گناه می کنم که چرا به این درد مبتلا شده ام. وقتی پسرهای را می بینم که چند سال از من بزرگترند و با اینکه شاغل هستند به ازدواج فکر نمی کنند و مجردند من نیز از گام گذاشتن در این راه منصرف می شوم. می گویم خیلی بچه هستم و زود است. اگر خانواده هم برایم خواستگاری بروند مدتی باید نامزد باشیم که محرم نیستیم. شما مرا راهنمایی کنید چه کار کنم؟! می ترسم نکند این دلیل، دلیلی درست برای ازدواج نباشد و عجولانه تصمیم بگیرم. مرا راهنمای کنید. چه کار کنم؟! می ترسم!
سؤال من در مورد شبهه دور در بحث ولایت فقیه است لطفا کاملترین و جامع ترین جواب در این زمینه را برایم ارسال نمایید.
چرا در ازدواج وظایف و مسئولیت های مرد سنگین تر از زن است؟ مرد باید نفقه، مهریه بدهد و مسکن و وسایل خانه را فراهم کند. در حالی که حقوق زن 2 چیز بیشتر نیست یکی تمکین جنسی (که در این مورد زن هم لذت می برد) و دیگری اجازه خروج در مواقع غیر ضروری. حتی در اصل وظیفه تربیت فرزندان هم بر عهده مرد است و حتی زن وظیفه خانه داری ندارد یعنی یک زن می تواند در خانه هیچ کاری انجام ندهد دست به سیاه و سفید نزند و در عین حال مهریه و نفقه خود را بگیرد. یعنی در حالی که مرد برای زن زحمت می کشد زن هیچ کاری برای مرد نمی کند؟!
بنده دانشجوی سال آخر هستم‏‏؛ خدا توفیق داد و در همین تابستان عازم سفر حج شدم؛ در سفر متاسفانه مشکل لکه بینی داشتم که بسیار مرا حساس نمود و تا الان هنوز به صحت عمره خود شک دارم و اخیرا در غسل هایم شک کردم و از این می ترسم که با قبول نبودن آنها حجم هم باطل باشد. و چیزی که ذهنم را مشغول کرده این است که: به تازگی متوجه شدم در کناره ی ناخن هایم (مخصوصا ناخن های پایم) جرم های سفید رنگی است که نمی دانم این از خود ناخنم است یا جرم مثلا صابون می باشد و وجود آنها مانع از قبولی غسل هایم است یا نه؟ (کندن آنها تا حدودی سخت است و باید آنها را از روی ناخنم بتراشم و وقتی خیس می شوند دیگر رنگ سفید ندارند.) شاید تا اینجای نامه ام متوجه شده باشید که من از مشکل وسواس رنج می برم (که خدا را شکر بعد از سفرم تا حدودی بهبود یافته ام) لطفا مرا راهنمایی کنید و بگویید اگر اعمالم باطل است چه باید بکنم؟ اصلا چرا خدا مرا تا آنجا برده که اعمال غلطم باعث مشقتم بشود؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed