جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    بنده دانشجوی دکترای دامپزشکی هستم حدود 1 سالی است که با یکی از پسران دانشکده در مقطع کارشناسی دامپزشکی آشنا شده ام که ایشان اهل شهر دیگری هستند و قصد ازدواج داریم ولی خانواده من مخالف صد در صد هستند به دلیل انکه معتقدند ما از نظر مقطع تحصیلی و فرهنگ خانواده و اینکه همشهری نیستیم با هم اختلاف داریم و همین طور ایشان مذهبی تر از من هستند و ما از این نظر هم اختلاف داریم. من هم دلایل آنها را قبول دارم ولی نمی توانم رابطه را قطع کنم چون به شدت دلبسته شده ام و احساس می کنم اگر ما از هم جدا شویم زندگی من به هم خواهد ریخت. این آقا اولین کسی است که من برای زندگیم انتخاب کردم و تا به امروز با هیچ پسری رابطه نداشته ام ولی ایشان قبل از من با کس دیگری قصد ازدواج داشتند ولی به دلیل مشکلاتی نتوانستند با هم ازدواج کنند و لازم به ذکر است که ایشان زمانی که از من خواستگاری کردند با آن خانم هم هنوز رابطه داشتند و من از این قضیه بی اطلاع بودم و وقتی بعد از قطع رابطه با آن خانم برایم تعریف کردند بسیار ناراحت شدم ولی نتوانستم به احساسم غلبه کنم. در واقع احساس بر عقل من غلبه کرده و زندگی من خیلی به هم ریخته و من نمی دانم چه تصمیمی بگیرم لطفا مرا راهنمایی کنید.
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:08 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 6153
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
با توجه به این که معیارهای انتخاب همسر به دو دسته رکنی و غیر رکنی تقسیم می شود و ملاک های دسته اول از اهمیت اساسی برخوردار است و اموری نظیر رشته تحصیلی و... از جمله معیارهای دسته دوم است و تأثیر چندانی روی موفقیت در امر ازدواج و زندگی مشترک و آینده نمی تواند داشته باشد و اگر طرف مقابل از معیارهای دسته اول برخوردار است اقدام به ازدواج شود مشکلی را به وجود نمی آورد. بنابراین مهم این است که زوجین به لحاظ خطوط کلی عقیدتی و فکری و اخلاقی با هم تفاهم داشته باشند. البته هیچ دو انسانی کاملا در یک سطح نیستند. ممکن است یکی از آنها بیشتر تحصیل کرده باشد و یکی کمتر. خود این تفاوت تحصیلی و مطالعاتی مشکل ساز نیست. مشکل زمانی بروز می کند که در زمینه خط مشی کلی اعتقادی و اصول اخلاقی تفاهم نداشته باشند. فرد مومن باید با یک زن مومن ازدواج کند و بالعکس, ولی در هر صورت درجات ایمان متفاوت است و نمی توان گفت حتما باید در یک درجه از ایمان باشند, چون امکان پذیر نیست. معیارهایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است . الف . آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتما لازم اند. ب . آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد. T} ملاک های دسته اول عبارتند از: {T 1. تدین و دین دار بودن فرد. زیرا انسانی که دین ندارد هیچ ندارد انسان بی دین در حقیقت مرده ی متحرک است و کسی که پای بند به دین (که اصلی ترین مسأله زندگی است) نباشد هیچ تضمینی وجود ندارد که پای بند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند. 2. اخلاق نیک داشتن که منظور داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دین دو ملاک و معیار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است . اگر بخواهیم نمونه هایی از اخلاق خوب و بد را اشاره کنیم می توان موارد زیر را ذکر کرد. الف . خوش زبانی و بدزبانی زبان ترجمان و بیانگر احوال درون است و زبان دریچه ای است از محتویات درون فرد, زبان انسان آینده ی دل اوست ب . بزرگواری و حسادت ج . خوش خلقی و کج خلقی د. حق پذیری و لجاجت 3. شرافت و اصالت خانوادگی که منظور نجابت و پاکی خانواده است زیرا ازدواج دختر و پسر تنها پیوند و ترکیب دو فرد نیست بلکه پیوند دو خانواده است و نمی توان گفت من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و فامیلش ندارم . زیرا این فرد شاخه ای است از این خانواده و از ریشه های همان درخت خانواده تغذیه کرده است و صفات اخلاقی , روحی عقل و جسمی آن خانواده را از راه وراثت و محیط و عادات به این فرد منتقل کرده است . 4. عقل ; در واقع همان نور افکنی است که جاده زندگی را روشن می کند و باید زن و شوهر برای اداره ی زندگی و تربیت فرزندان از نیروی عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلی کافی پیدا کرده باشند همان طور که ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و کم عقل نهی فرموده اند. 5. تناسب , همتایی و کفو همدیگر بودن که از حساس ترین نکاتی است که باید در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد همتایی و تناسب از نظر و جنبه های مختلف مثل: الف . میزان پای بندی به دستورات شرع ب . همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری ج . همتایی اخلاقی و پای بندی به آداب اخلاقی د. کفو همدیگر بودن از نظر تحصیلات علمی ه. تناسب در زیبایی و. تناسب سنی ز. تناسب مالی و سطح اقتصادی و... به هر مقدار این مناسبات نزدیکتر باشد، توافق ها بیشتر و ناسازگاری ها کمتر خواهد بود. هر چند برخی از موارد یاد شده رکن اساسی نیستند و بدون آنها نیز زندگی قابل قبول ممکن است. مهمترین شرط همسر گزینی کفویت است، به هر میزان که زن و شوهر کفو هم باشند؛ یعنی در ویژگی های مختلف شخصیتی و امکانات زندگی هماهنگ باشند ، امکان سازش بیشتری خواهند داشت.لذا باید زوجین کفو هم باشند و اگر اختلاف داشته باشند زندگی برای انها مشکل می شود و زوجین قبل از ازدواج باید این شرایط را دارا باشند نه انکه بعد از ازدواج فراهم نمایند البته برخی شرایط را می توان بعد از ازدواج تدارک نمود مانند تحصیلات ولی کفویت در اموری که بیان نمودید باید قبلا فراهم باشد. برای اطلاع بیشتر مطالب زیر تقدیم می گردد: از آنجا که یکی از تناسب هایی که باید مورد توجه دختر و پسر قرار گیرد تناسب فرهنگی است اگر دختر مورد نظر از شهرستانی است که با فرهنگ و سطح فرهنگی و اجتماعی شما و خانواده تان هم افق است و از تناسب کافی برخوردارید مشکلی را ایجاد نخواهد کرد ولی اگر از دو فرهنگ متفاوتی هستید که ممکن است به تعارض منجر شود و پایه های زندگی مشترکتان را سست می کند، بهتر آن است که از آن صرف نظر کنید. این موضوع و تشخیص آن بستگی به اندکی تحقیق و بررسی و اشنایی بیشتر با سطح فرهنگی شهرستان مورد نظر است و می توان آن را در جلسات گفتگو و رفت و آمد به آنجا روشن کرد. یکی دیگر از موارد کفویت، هماهنگی در گرایش های شناختی و دانشی است، منتهی گاهی اتفاق می افتد که کفویت در امر مهمتری مانند ایمان، به دلیل اولویت، سنخیت در رشته تحصیلی و مانند آن را تحت الشعاع خود قرار می دهد. توصیه ما به شما بر اساس تجارب این است که اگر میزان تحصیلات در حد یک مقطع باشد مثل اینکه یکی از زوجین یک مقطع تحصیلی از زن بالاتر باشد یا بالعکس مشکل چندانی ایجاد نخواهد کرد اما اگر این تفاوت خیلی زیاد باشد، ممکن است همفکری بین زن و شوهر عملا حاصل نشود. در هر حال باید مسأله تحصیلات در کنار سایر عوامل و شرایطی که افراد دارند، مورد توجه قرار گیرد. بنابراین در این گونه موارد باید دختر و پسر با هم صحبت کنند و همه جوانب را بسنجند اگر شما علیرغم اینکه دختر مورد نظرتان در سطح پایین تری از نظر تحصیلات قرار دارد راضی به این ازدواج باشید و در جلسات گفتگو نیز هر دو به این نتیجه رسیدند که سطح درک و فهم تان از مسائل زندگی نزدیک به یکدیگر است به نظر می آید مشکل جدی برای چنین ازدواجی نباشد علی ای حال ازدواج یک امر مهمی است که نباید بر اساس احساسات و صرفا نیازهای عاطفی-جنسی تصمیم عجولانه گرفت بلکه همه جوانب مسأله را باید سنجید و حساب شده تصمیم نهایی را اتخاذ کرد. برای اینکه بتوانید به یک تصمیم صحیح و عاقلانه ای برسید بهتر است با افراد مورد اعتماد خویش، والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و دارای تجربه مشورت کرده و با دقت کافی تصمیم مناسبی اتخاذ فرمایید. گفتنی است موافقت و مخالفت والدین در ازدواج از دیدگاههای مختلف و در چندین علم ودانش مورد بررسی قرار می گیرد و هر یک از این علوم نیز به غرضی خاص و از دریچه ای ویژه به آن می نگرند. به تعبیری دیگر این موضوع یک بحث بین رشته ای است و در علم فقه، حقوق و روان شناسی و جامعه شناسی خانواده مد نظر دانشمندان هر یک از این علوم است و در این میان آنچه هم اکنون مورد توجه است بررسی ضرورت، تأثیر روان شناختی این عنصر در تشکیل خانواده و انجام یک ازدواج موفق می باشد. از دیدگاه روان شناختی نه تنها عدم مخالف و یا موافقت والدین ضرورت یک ازدواج موفق است بلکه شرط انجام یک ازدوج موفق رضایت و همراهی مستمر والدین است. چه بدون تحصیل رضایت آن دو هر یک از دختر و پسر در انجام یک عمل خطیر که نیازمند همراهی و تأیید دیگران است، بدون پشتوانه می مانند و این خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزندانی که با وجود فراهم بودن تمام شرائط یک ازدواج موفق چون رضایت والدین را به همراه ندارند نتوانند یک زندگی شیرین و همراه با پیشرفتی را پیش روی داشته باشند. در واقع در بررسی روان شناختی این قضیه به پیامدهای ناشی از نبود رضایت و همراهی صمیمانه والدین می پردازیم که اگر ازدواجی بدون موافقت والدین و حتی همراه با مخالفت والدین بنا گذارده شود آیا یک ازدواج موفق است؟ و از پیامدهای منفی مصون می باشد؟ و در یک کلام مخالفت والدین با ازدواج چه تأثیرات مثبت و یا منفی بر روند موفقیت آمیز بودن آن ازدواج دارد؟ البته میزان تأثیر این پدیده در موفقیت یک ازدواج سخت به نظام ارزشی و فرهنگ خانوادگی وابسته است و در بین تمام نظامهای ارزشی و فرهنگهای خانوادگی هرگز نمی توان نظام و فرهنگی را یافت که مخالفت والدین یا حتی بیگانه خو بودن آنها شرط موفقیت یک ازدواج باشد. لذا بهره مندی از عنصر رضایت والدین از نظر ارزشی و فرهنگی حداقل یک پشتوانه روحی برای جوانان در مسیر ازدواج است تا این راه را با اطمینان خاطر و پشت گرمی کامل طی نمایند. ازدواج کردن بدون توجه به عوامل دیگری که در کنار آن قرار می گیرد خود به خود یک عمل همراه با دل نگرانی و اضطراب است و بواسطه ناآشنا بودن ماهیت عملی و مبهم بودن آینده آن و ناآشنا بودن دو طرف برای همدیگر عملی رازآلود و معماگونه است و لذا هرگز کسی را نمی توانید پیدا کنید که از ابتدا اقدام به ازدواج خود موفقیت آن را برای خویش تضمین کرده باشد. یعنی بگوید چون تمام شرائط را رعایت کرده ام و این فرد همان شخص مورد درخواست من است لذا با اطمینان صد در صد به موفقیت آمیز بودن اقدام می کنم بلکه با وجود رعایت تمام شرائط مورد نظر همچنان از ته دل احساس ابهام و تاریکی _ اگر نگوئیم احساس تردید و دودلی _ می کند. حال آنگاه که یکی از پشتوانه های خود یعنی والدین را و یکی از همراهان اصلی خود یعنی پدر و یا مادر را و یکی از مطمئن ترین پناهگاههای خود یعنی خانواده والدینی را از دست می دهد به اطمینان او می افزاید یا به اضطراب و دل نگرانی او؟ آیا به جرأت او می افزاید و او را در برابر مشکلات تشکیل خانواده مقاوم می سازد یا نه؟ آیا توان او را در حل مشکلات زیاد می سازد و یا اینکه او را ناتوان تر ساخته و تسلیم ناملایمات زندگی می نماید؟ کمترین تأثیر روان شناختی این نوع مخالفت آن است که به میزان دل نگرانی و اضطراب یک جوان جوایی اطمینان و سکون می افزاید. جوانی که از ازدواج آرامش و سکون را می خواست همان میزان آرامش دوران تجرد خود را نیز از کف می دهد و همیشه در حال دل نگرانی، اضطراب به سر می برد و این اضطراب هم خود شکننده است و هم استمرار آن موجب سست شدن بنیان وجودی فرد می گردد و او را اندک اندک تا مرز نابودی پیش می برد چه اضطراب های آنی و گذرا رفتار آدمی را مختل می نماید و اضطراب طولانی مدت و مزمن خود آدمی را نابود می کند و از پای در می آورد. پس از دیدگاه روان شناختی جلب رضایت والدین در ازدواج یک ضرورت بی تردید است و حضور این عامل موجب دلگرمی جوانان به ازدواج و برخورداری آنها از اطمینان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون گشته و راه بهره مندی از پشتوانه والدینی و تجارب آنها و دلسوزی و نیک اندیشی آنها را هموار می نماید و خرمنی از خوبیها و علم و دانش و تجربه و مصلحت اندیشی دلسوزانه و حتی پشتوانه اقتصادی را فرا روی دو جوان نیازمند تمام این نیکیها می گذارد و مخالفت والدین با ازدواج یعنی محرومیت از تمام این خوبیها و از دست دادن این عناصر ضرری که نمی توان از یکی از آنها حتی چشم پوشید. پر واضح است که ازدواج بی بهره از سرمایه رضایت والدین در واقع به نوعی ازدواج بی بهره از موفقیت کامل خواهد بود. آیا مفهوم این سخن آن است که به محض مخالفت والدین با ازدواج خاصی باید از آن دست شست؟ نه بلکه باید در تحصیل رضایت آنها کوشید. باید بررسی کرد که علت مخالفت آنها چیست؟ آیا آنها دلیلی قانع کننده برای مخالفت خود دارند؟ اگر شما باشید و عقل فارغ از محبت کور و عشق عاری از فهم آیا جوابی برای مخالفت آنها دارید یا نه؟ مخالفت آنها را بجا و مقتضی اندیشه می دانید و محصول عاقبت اندیشی پیران تجربه می شمارید یا نه؟... بهرحال اگر در عمق نهان خانه ی وجدان آنگاه که با خود خلوت می کنید مخالفت آنها را بجا می شمارید پس تسلیم حق شوید و اصرار بر تصمیم غلط خود دست کشید و لیکن اگر مخالفت آنها را بی مورد می شمارید هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسیم نشوید دو جبهه در برابر هم را تشکیل ندهید و هر یک بر طبل رأی خود مشت مکوبید بلکه در صدد جلب رضایت آنها برآئید. شما باید دو راهکار محبت، اندیشه، عشق ورزی و مصلحت اندیشی خانوادگی والدین خود را به نیز به جبهه موافقین دعوت کنید و جملگی یک صدا فریاد موافقت برآورید و آنگاه اقدام نمائید در راه تحصیل رضایت والدین از همکاری و میانجی‏گری خیر اندیشان و فامیلهای نزدیک و صاحب نفوذ بر روی والدینتان بهره بگیرید و اصرار و سماجت آمیخته به محبت و فرمانبری و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنید. بکارگیری تمام راهکارهای ارائه شده قلب و والدین را به اعلام رضایت خاطر آن هم از صمیم دل نرم می سازد. لازم به یادآوری است که اگر آنها علی رغم سعی و تلاش شما رضایت ندادند به مصلحت شماست که از این ازدواج دست بکشید و حتی در برخی موارد از گذر زمان به عنوان یک عامل مؤثر و هموار کننده و مسیر نیل به هدف بهره بگیرید. در مورد سختگیری خانواده نسبت به خواستگار مورد نظرتان گفتنی است که ناهماهنگى بین جوانان و والدین در مورد ازدواج به خصوص در عصر حاضر پدیده ای طبیعى است. بسیارى از جوانان از این موضوع اظهار نارضایتى مى‏کنند هر چند باید به نقطه نظرات دختران و پسران و برخى خواسته‏هاى آنها توجه کافى داشت ولى در عین حال نظارت و احیانا دخالت والدین ناظر امین و مشاور آگاه و دلسوزمى‏تواند یک منبع معتبر و قابل اعتماد براى پیوند دختر و پسر و بنا نهادن زندگی مشترک شیرین باشد. همفکرى و مشورت جوان با والدین که از تجربه و پختگى لازم برخوردارند مى‏تواند او را در یکى از مهمترین تصمیم‏هاى زندگى یارى کند و به انتخاب عقلایى منتهى گردد و جوان با آرامش و اطمینان بیشتر به این امر مهم زندگى اقدام نماید. خواهر گرامی اگر شخصی که به خواستگاری شما آمده دارای معیارها و شرایط مناسب برای همسری شما می باشد و به تعبیر بهتر هم شان و کفو شما است چاره ای جز صحبت نمودن با پدر و مادرتان ندارید. دختر باید این مقدار صراحت و صمیمیت داشته باشد که بتواند حرفهای خود را با پدر و مادر مخصوصا مادر خود در میان بگذارد. البته رعایت حیا و ادب و برخی از مسائل دیگر را بنمائید و به صورت کلی با ایشان صحبت کنید. اگر نتوانستید این کار را انجام دهید یا انجام دادید و نتیجه نداشت مسئله را با اشخاصی از فامیل که جنبه ریش سفیدی داشته و پدر و مادرتان از آنها حرف شنوی دارند مطرح نمائید تا شاید از طریق وساطت آنها انشاء الله مشکل حل شود. البته همه اینها در صورتی است که شخص مورد نظر از هر حیث شرائط لازم را داشته باشد. اما اقدام برای شناسایی ملاک های فوق و اطلاع یافتن از وجود آنها در یک فرد از راه های زیر امکان پذیر است: 1- تحقیق و بررسی از خانواده و چگونگی روابط خانوادگی و فامیلی. چون هر فردی تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده و رشد کرده است و از آن فضای فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیر بوده و هست. 2- تحقیق و شناسایی دوستان و نزدیکان و رفقای صمیمی در محل زندگی و سکونت، محل درس و محل کار. 3- گفتگوی مستقیم (ولی تحت نظارت خانواده های دو طرف) با یکدیگر و اطلاع یافتن از نقطه نظرات همدیگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترک تان تأثیرگذار باشد و کسب اطلاع از میزان اهتمام وی نسبت به ملاک ها و معیارهای معرفی شده. براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- جوانان و انتخاب همسر على اکبر مظاهرى انتشارات پارسایان. 2- ازدواج آسان و شیوه همسردارى محمد محمدى اشتهاردى. 3- ازدواج آسمانى على اکبر مظاهرى. 4- ازدواج پایدار کاظمى حقیقى. 5- ازدواج در اسلام مصطفى کاشفى خوانسارى. 6- ازدواج و روابط زن و مرد نجفى یزدى. 7- پیوند دو قلب یا راهنماى ازدواج مهدى پاکزاد. 8- جوانان و ازدواج - زندگى بهتر سید احمد واحدى. 9- جوانان، ازدواج و مسایل جنسى روح اللّه‏ خالقى. 10- راهنمایى ازدواج بهزاد رحمتى. 11- همسران برتر، غلامعلى افروز. 12- انتخاب همسر، ابراهیم امینى انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی. 13- ازدواج مکتب انسان‏سازى، دکتر پاک‏نژاد.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:08 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من یک پسر 24 ساله هستم که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده ام. از همان سال های اول دانشگاه قصد ازدواج داشتم ولی امکانات و شرایط لازم (بیشتر از لحاظ اجتماعی و توانائی اداره زندگی) مهیا نبود، با وجود فشار شدید سعی کردم دامن خود را پاک نگه دارم و علیرغم اینکه بحث ازدواج موقت هم برای من مطرح شد، به خاطر اینکه احساس می کردم این مسأله با توجه به ملاک هائی که من در انتخاب همسر آینده ام داشتم انجام این عمل را در شأن خودم و کسی که برای خود ترسیم می کردم، نمی دیدم و فقط از خدا می خواستم که همسر خوبی به من بدهد. تا اینکه در سال آخر دانشگاه درست در مواقعی که فشار زیاد درس و پروژه، به شرکت در یک کار فرهنگی دعوت شدم و در این کار با دختر خانمی آشنا شدم که کاملا نزدیک به آن چیزهائی بود که من برای خود ترسیم می کردم. در حین مراحل مطرح کردن این موضوع در منزل و آماده شدن برای به عهده گرفتن مسئولیت زندگی مشترک متوجه علاقمند شدن یکی از نزدیک ترین دوستانم به آن دختر خانم شدم. با توجه به رابطه نزدیک من و دوستم و اینکه او هم از حسی که من نسبت به آن دختر خانم داشتم مطلع بود و شرایط خاص دوست من به خاطر قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور و مشخص نبودن وضعیت وی دوست من به من تأکید کرد که در این کار وارد شوم و در صورت به نتیجه رسیدن من در اقدام برای آن دختر خانم و ازدواج و یا عدم ازدواج، او این مطلب را خواست خدا و روشن کننده وضعیت می داند. من با توجه به اینکه بین آن دختر خانم و دوستم تناسب زیادی می دیدم، در روند کار دچار شک شدم ولی خداوند نشانه هائی را به طور روشن به من نمایان کرد و من به پیگری بحث انجام تحقیقات پرداختم تا اینکه تصمیم گرفتم بعد از زیارت آقا امام رضا(ع) و اذن گرفتن از ایشان، به طور رسمی به خواستگاری بروم، در ضمن از چند ماه قبل از آن برای شرکت در آزمون کارشناسی ارشد شروع به خواندن کرده بودم. در مشهد بنده در خواب دیدم که به من گفته شد اگر مایل به ازدواج با این دختر خانم هستید مانعی ندارد و در ضمن نگران امتحان هم نباش و شما در دانشگاه کاشان قبول می شوید و در غیر این صورت کل مطلب را رها کن و سال بعد در کنکور شرکت کن تا دانشگاه خوبی که مد نظر داری قبول شوی. بنده بدون توجه به شرایط دوستم و اینکه وی در آستانه سفر به خارج قرار داشت و منتظر بود که وضعیت مشخص شود و امتحان نیز بعد از سفر وی برگزار می شد، تصمیم گرفتم که اقدام رسمی را به بعد از امتحانم موکول کنم. هر چند که خیلی زود از این تصمیم اشتباه پشیمان شدم ولی احساس کردم که زمان برای من از دست رفته و به خاطر نگرانی هایی که دوستم داشت از وی خواستم که اقدام کند و خودم موضوع را رها کردم. در حال حاضر دوست من از آن دختر خانم خواستگاری کرد ولی من از جزئیات دقیق قراری که بینشان رد و بدل شده مطلع نیستم. بنده نیز توسط خانواده موضوع را مطرح کردم و جواب رد شنیدم. حال من مانده ام که چه کاری انجام دهم، یک طرف در دل نسبت به آن دختر خانم احساس علاقه می کنم و حتی حاضرم که تا برگشتن دوستم از سفر و مشخص شدن کار صبر کنم، از طرف دیگر نیاز به ازدواج و ترس از آن است که به گناه بیفتم همچنین تأکید خانواده بر انجام این کار مرا تحت فشار گذاشته است. اگر نیاز اطلاعات بیشتری برای مشاوره دادن به بنده است، از پرسیدن دریغ نفرمائید.
پسری هستم 21 ساله از یک خانواده ی نسبتا مذهبی. پدری دارم 60 ساله و مادری 51 ساله. سال ها پپش خانواده ما 7 نفر جمعیت داشت؛ با فوت مادربزرگم و بعد ها ازدواج یک خواهر و یک برادرم جمعیت خانواده ی ما 4 نفر شد. متأسفانه ازدواج خواهر من به جدایی انجامید و او به خانه ما بازگشت و 3 سال بعد مجددا ازدواج کرد و اکنون یک فرزند دارد و شوهر او شوربختانه معتاد است. پدر من فرد بسیار عصبانی است و همیشه میان مادرم و پدرم در یک برهه و در زمانی دیگر میان پدرم و مادربزرگم (مادر پدرم) دعوا و داد و بیداد بود. همواره پدرم بر سر مسائل جزئی دعوا راه می اندازد؛ برای مثال یادم است یک شب عید به خاطر خارجی بودن برنج با مادرم دعوا کرد و مسائلی از این قبیل. با برادرم نیز رفتار خوبی نداشت و چون او کار مناسبی نداشت خرج خودش را هم به زور در می آورد ولی پدرم از او توقع داشت که مقداری از هزینه های منزل (مثل پول آب و برق و ... ) را برادرم تأمین کند که او هم چون نمی توانست این کار را انجام نمی داد ولی پدرم اصلا متوجه نبود و مرتب سر او غر می زد و او را به خاطر استفاده از امکانات منزل سرزنش می کرد مثلا یک روز که او از حمام آمده بود به او گفت: دیگه حق نداری اینجا بری حموم! و یک بار به خاطر استفاده از یک ابزار (آچار) جلوی همه افراد خانواده به او سیلی زد (او در آن هنگام 27 ساله و مجرد بود.) پس از آن که خواهر بزرگم از شوهرش جدا شد (البته شوهر او پسر عمه من بود که به دلیل درگیری پدرم با عمه ام رابطه آنها نیز به تحریک پدرم به هم خورد و از یکدیگر جدا شدند و ما نیز با خانواده عمه ام قطع رابطه کردیم) پدرم مرتب او را سرزنش می کرد و به خواهرم می گفت: از خونه میندازمت بیرون! او هم که دیگه نمیتونست زیر بار منت و آزار و اذیت پدرم تحمل بیاورد مجبور شد با پسر خاله ام که اولین خواستگار او پس از جدایی بود ازدواج کند البته در همان زمان هم او یک جوان بیکار و سیگاری بود و اکنون هم پدرم مرتب به مادرم می گوید تو او را شوهر داده ای و آنها فامیل تو بودند! اکنون پدرم در جایی نگهبان است و خیلی زحمت می کشد ولی همین که به خانه می آید آرامش از خانه ما می رود و من و خواهرم را به خاطر کوچکترین اشتباه مرتب سرزنش می کند. چون من گواهینامه دارم گاهی اوقات به خاطر کمک به پدرم هنگام رفتن به مهمانی و ... رانندگی می کنم ولی همین که چرخ ماشین در یک دست انداز می افتد او حسابی غر می زند و ... اصلا مواظب زبانش نیست مثلا همین یک ماه پیش که پای مادرم شکسته بود مرتب به او می گفت: رفتی با پای خودت ما رو گرفتار کردی! اصلا نمی دانم چه کار کنم چون الآن هم دانشگاه تعطیل است و من بیشتر اوقات در خانه هستم به خاطر همین بیشتر با خانواده ام برخورد دارم در بقیه اوقات سال در شهرستان هستم و احساس راحتی دارم. به شدت از او کینه به دل دارم ولی الحمدلله تاکنون بروز نداده ام و این رویه را پیش گرفته ام که فقط با پدرم سلام و علیک می کنم و سعی می کنم هیچ چیزی از او نخواهم و کمتر با او صحبت کنم ولی نمی دانم درست است یا نه لطفا مرا راهنمایی کنید که رفتار من چگونه باشد؟
من نوازنده سنتور هستم که اخیرا سؤالاتی راجع به موسیقی در ذهنم به وجود آمده. در ابتدا بهتر است راجع به نوع نوازندگی ام اطلاعاتی به شما بدهم. در هر جایی و برای هر شخصی ساز نمی زنم و از اینکه کسی با صدای ساز من بر قصد یا حالت رقصیدن پیدا کند متنفرم. به هیچ وجه دوست ندارم با صدای سازم کسی دچار غفلت شود و به همین دلیل معمولا بعد از نواختن ساز برای هر شخص از نوع اثری که بر روی گذاشته سؤال می کنم. اینکه به چه چیز فکر می کردید؟ به یاد چه خاطره یا حادثه ای از زندگیتان افتادید؟ و ... عموما پاسخشان این بود که به یاد خدا افتادم، به چیزهای خوب فکر کردم، به فکر زندگی افتادم، یاد غم هایم افتادم، به یاد معشوقم افتادم و خلاصه اینکه پاسخ عموم این بود که با این نوع موسیقی عمیقا به فکر فرو رفتیم و به هیچ وجه دچار غفلت و فراموش کردن ارزش های انسانی نشدیم بلکه به ارزش های انسانی فکر کردیم و اثرات مخرب و بدی که راجع به موسیقی عنوان می شود (لهو و لعب) در این نوع موسیقی وجود نداشت. جالب اینکه کسانی که علاقه مند به رقصیدن و پرداختن به لهو و لعب هستند با شنیدن صدای سازم به من اعتراض می کنند که غمناک ساز می زنی، آهنگ شاد بزن یا درخواست زدن آهنگ های مبتذل غربی یا آهنگ های با قابلیت رقصیدن از من می کنند که با پاسخ منفی مواجه می شوند. زیبایی های موسیقی هم مانند طبیعت است. به نظر من برداشت افراد از موسیقی به دلبستگی آنها هم ارتباط دارد. مثلا کسی که به یاد خدا است با دیدن منظره دریا و غروب خورشید به یاد خدا می افتد و لذت می برد. اما کسی که معشوق زمینی دارد با دیدن همان منظره به یاد معشوق می افتد و ... همان طور که در احادیث توصیه شده که انسان وقتی را برای تفریح در نظر بگیرد من هم اکنون به جای تفریح کردن ساز می زنم(روزی 1 الی 2 ساعت) البته معتقدم شان و ارزش و زیبایی های موسیقی فراتر از این است که تفریح حساب شود. (کارهایی هست که حلالند ولی میل به بدی و زشتی دارند و به همراه منافع، مضراتی را همراه دارند، کارهایی هست که حلالند و میل به خوبی و ثواب دارند، بعد از چند سال نوازندگی به این نحوه برای من تجربه شده است که احساس و حالاتی که این موسیقی در من ایجاد می کند میل به سمت خوبی ها و زیبایی ها دارد و انسان را به فکر کردن راجع به فطرت پاک و ارزش ها وا می دارد.) البته گاهی اوقات نیتم خراب می شود و ممکن است هوای نفس باعث شود به خاطر خود نمایی و نشان دادن توانایی هایم ساز بزنم. البته از این نگذرم که بعضی از اوقات ساز زدن یا گوش کردن به موسیقی (مخصوصا با اشعار عمیق و با معنی) در من موجب دوری از گناه، یاد کردن از خدا و ائمه اطهار(ع) و علاقه به آنها می شود. (البته صد در صد راه ها و ابزار بهتری برای این امور وجود دارد و موسیقی هم در این بین می تواند اثر بخشی را بیشتر کند.) دو نکته مهم: اول اینکه این نوع موسیقی به هیچ وجه موسیقی دراویش و اهل تصوف و از این قبیل افراد نیست و شباهتی به موسیقی و حالاتی که آنها پیدا می کنند ندارد. دوم اینکه من به هیچ وجه موسیقی را به عنوان راه رسیدن و تقرب به خدا انتخاب نکرده و با این هدف ساز نمی زنم و بنای کارم را بر این گذاشته ام که مانند خیلی از افراد که تمام عمر و انرژی خود را بر سر یک کار و یک جنبه از زندگی گذاشته (بیشتر وقت خود را به ساز زدن می پردازند) و از ارزش ها و کمالات دیگر غافل می شوند، نباشم و در این زمینه دچار افراط نشوم. من دوستانی دارم که شرایطشان مانند من است و همین سوالات من را هم دارند خواهشمندم با این که دچار زحمت می شوید پاسخ ها را کمی مفصل تر بیان کنید. ان شاء ا... برای افراد زیادی راه گشا خواهد بود. 1- نظر و رأی خود را راجع به خوب یا بد بودن این نوع موسیقی بیان بفرمایید. 2- آیا با این نحوه نوازندگی و نوع موسیقی ممکن است که در قیامت مورد بازخواست قرار بگیریم و دچار عذاب الهی بشویم؟ 3- حکم آموزش دادن یا کسب درآمد از طریق این نوع موسیقی چیست؟ 4- همانطور که به یاد خدا و اهل بیت اطهار(ع) بودن نیکی و ثواب است آیا گوش دادن به موسیقی (بدون کلام و با کلام) که انسان را به یاد قدرت و عظمت خداوند و اهل بیت اطهار(ع) می اندازد می تواند نیکی و ثواب حساب شود؟ (البته هدف ما رسیدن به خدا و ثواب بردن فقط از طریق این راه نیست.) بانگ گردش های چرخ است اینکه خلق می رسانندش به تنبور و به حلق ما همه اجزای آدم بوده ایم در بهشت این لحن ها بشنیده ایم خواهشمندم حتما و حتما حضرت آیت ا... جوادی آملی پاسخ سؤالات را بفرمایند.
پسری 23 ساله هستم و به دختر خانمی علاقه مند شدم. وقتی معیارها و انتظارات خود را درمیان گذاشتیم خیلی به هم نزدیک بودیم ولی من می ترسم در این راه قدم بگذارم و شدیدا دلهره دارم چرا که می ترسم این علاقه احساسی باشد. با اینکه از بسیاری جهات مانند مذهب و طرز فکر و نجابت و خانواده و ظاهری و... به هم می آییم ولی نمی توانم تصمیمی بگیرم چرا که می ترسم نکنه بعدا به فرد دیگری علاقه مند شوم من فرد هوس بازی نیستم و تا حال با دختری رابطه نداشته ام ولی وقتی فکرش را می کنم خیلی نگران می شوم و نمی توانم تصمیم بگیرم. با اینکه ایشان معیارهای مورد نظر من را دارا هستند. تمام نگرانی من از این است که نکند بعدا به فرد دیگری علاقه مند شوم! اگر هم این مورد جور نشود در همه موارد دیگر که برایم پیش خواهد امد چنین احساس نگرانی دارم. از شما خواهشمندم مرا راهنمایی کنید از کجا و چطور بفهمم که علاقه ای احساسی نیست. این را بگویم که خانواده خبر دارند.
حدود 2 ماه است مادر خانم من که زن بسیار مؤمنی بوده و از حدود 15 سال پیش که من داماد آنها شده ام اهل نماز شب و نمازهای اول وقت بوده همچنین فرزندان او؛ بعد از نماز ظهر به ناگاه سجاده نماز را جمع می کند و حتی نماز عصر را هم نمی خواند و به همسرش عنوان می کند نماز دیگر قدیمی شده مال 1400 سال پیش است و به من گفته شده دیگر نماز نیازی نیست تنها نباید مردم ستیزی و دروغ و تهمت زد خداوند از انسان اعمال درست می خواهد نه نماز. ما در ابتدا زیاد موضوع را جدی نگرفتیم ولی دیدیم نه واقعا ایشان دیگران را هم تشویق به نخواندن نماز می کند به روانپزشک مراجعه کردیم ایشان عنوان نمود که دچار بیماری نادری شده اند و باید دارو مصرف کنند که چون ایشان اهل مصرف دارو نیست با عنوان داروهای گیاهی حدود یک ماه هست که داروی الزایپین اگه درست گفته باشم استفاده می کنند کمی بی خوابی ایشان بهتر شده ولی در تفکرات ایشان هیچ تغییری انجام نشده آن هم کسی به گفته خودشان حدود 5 ساعت از نیمه شب تا بعد از طلوع آفتاب راز و نیاز با خدا داشته و دائم در حال خواندن دعا و قرآن و مفاتیح بوده ضمنا نسبت به روحانیت بسیار بدبین شده به طوری که حرم امام رضا(ع) به خاطر ندیدن یک روحانی ترک کرده و اگر یک نفر روحانی را ببیند حالش منقلب شده و رنگ از چهره بر می دارد و حتی در عزاداری مادرش به خاطر بودن روحانی و خواندن قرآن حاضر نشد و می گوید اینها قرآن را بازی قرار داده اند و لیاقت خواندن قرآن را ندارند و دائما می گوید من چیزهای می دانم که شما نمی دانید و اگر نماز بخوانم نابود می شوم.
لطفا من را راهنمایی کنید که در خصوص نمازهای ایشان و به طور کلی ادامه مداوا چه کاری انجام دهیم که بدتر نشود. ضمنا ایشان از اول زندگی با همسر خود تفاهمی نداشته و از رفتار ایشان در اول زندگی که بدبین بوده بسیار ناراحت است و پدر خانم من هم مرد بسیار با تقوا و مؤمنی هست و در اوایل زندگی کمی بددل بوده و شغل او فرهنگی بازنشسته می باشد. لطفا در خصوص این بیماری و رفتار اطرافیان نسبت به او و همچنین مداوای ایشان من را راهنمایی کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed