جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(موسسه خیریه فاطمیه قم) (خواستگار) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من دانشجوی سال اول هستم. نیاز روحی من ایجاب می کند ازدواج کنم زیرا در روستایمان بیشتر دخترها قبل از 20 سالگی ازدواج می کنند اما من با وجودی که 19 سال دارم هنوز خواستگاری نداشته ام و احساس تحقیر و سرخوردگی جلوی خانواده و اقوام دارم به خصوص که خواهر 16 ساله ام چندین خواستگار داشته است. لطفا کمکم کنید چه کار کنم خیلی از نظر روحی در وضعیت بدی هستم؟!
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:41 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1423
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
خواهر گرامی توجه داشته باشید که نداشتن خواستگار پدیده ای اجتماعی است که عوامل متعدد دارد برخی عوامل آن به قرار زیر است:
1. وضعیت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود بعضى توقعات و انتظارات خانواده‏ها و دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظیر آن، مشکل بیکارى پسران و عدم توانایى آنها براى تأمین نیازمندیهاى زندگى مستقل عواملى است که باعث این مشکل شده بنابراین در چنین فضایى زمینه ازدواج دختران نیز فراهم نمى‏شود در نتیجه دخترانى نظیر شما گمان مى‏کنند اشکال و ایراد در وجود آنهاست. پس یکى از عوامل پدید آمدن این مشکل عاملى است که از اختیار شما و هر کس دیگرى خارج است.
2. گاهى انتظارات بالا و بیش از اندازه خانواده‏ها یا خود دختران به این مشکل دامن مى‏زند که در این صورت این موضوع باید مورد بررسى قرار گیرد و در صورت واقعیت داشتن آن، با تدابیر لازم و مناسب به تعدیل آن پرداخت و بدین وسیله یکى از موانع خواستگارى و ازدواج برطرف شود.
3. گاهى نیز ویژگیهاى شخصیتى و اخلاقى خانواده‏ها ممکن است مانع و سد راهى براى خواستگاران باشد که این امر نیز باید مورد توجه خانواده‏ها قرار گفته و در صورت لزوم تغییرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ایجاد نمایند و زمینه ازدواج دختران خود را فراهم نمایند.
4. گاهى نیز ویژگیهاى ظاهرى و جسمانى یا صفات اخلاقى و شخصیتى خود دختران است که باعث مى‏شود دیرتر ازدواج کنند و خواستگار کمترى داشته باشند.
ضمنا لازم به ذکر است در جامعه ما سن ازدواج بالا رفته است و در حال حاضر میانگین سن ازدواج در دختران حدود 24 سال است شما با میانگین فاصله کمی دارید و هنوز شرایط شما خوب است بنابراین دلیلی ندارد نگران باشید.
در مجموع در یک جمع‏بندى معلوم مى‏شود که بعضى عوامل این مشکل در دست شما یا کس دیگرى نیست که در این صورت نباید نگران آن باشید و ذهن خود را به آن مشغول نمایید به گونه‏اى که مانع زندگى روزمره و درسى و تحصیلات علمى و دیگر امور شود. زیرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امکانات را بر وفق مراد خود فراهم نماید ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول همیشه نگران و ناراحت و غمگین و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتکار و خلاقیت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندیهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد کرد و فعّال و سر زنده با همان امکانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراین هیچ گاه نباید این موضوع مانع عمده‏اى بر راه ادامه زندگى و... شود.
علاوه بر این مطمئن باشید اگر به خداوند متعال توکل کنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و شکل به آن رسیدگى خواهد کرد زیرا او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از من و تو مى‏داند. خداوند در سوره بقره آیه 216 مى‏فرماید: «... و عسى ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسى ان تحبوا شیئا و هو شرٌ لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون؛
افزون بر این هزاران هزار نعمت و توانمندى خداوند در وجود شما و اطراف شما قرار داده است و از آن بهره‏مند هستید چه بهتر است به آنها بیاندیشید و به بهره‏بردارى از آن نعمت‏ها فکر کنید و لذت ببرید. رابطه خود را با خداوند متعال و راز و نیاز با او را فراموش نکنید که یاد خدا آرامش‏بخش است.
چه خوب است یک تغییری در ساختار خانواده ایجاد کنید یعنی بررسی کنید که علت این رخداد چیست اگر خودتان مقصر هستید آن را مرتفع سازید چه اینکه اگر بافت خانواده تغییر نکند و همچنان این مشکل باقی خواهد ماند برای ایجاد تغییر باید راهکار مناسب پیدا کرد مثلا اگر افرادی را در فامیل می شناسید که می تواند نقش مؤثر داشته باشند مشکل را با آنها در میان بگذارید تا مشکل گشایی کنند و با بصیرت دادن به پدر و مادرتان شرایط را تغییر دهند. گاهی اوقات نیز خانواده باید در رفتارهای اجتماعی خود تجدید نظر کند چه بسا برخی از اشتباهات گذشته با ساختار خانواده شما و همچنین به وجه اجتماعی آن آسیب وارد کرده باید نقاط ضعفی که باعث این آسیب ها شده شناسایی و سپس در صورت امکان جبران کرد.
مجددا تکرار می کنیم که مشکل آن قدر جدی ولاینحل نیست که شما فکر کنید همه درهای امید به روی شما بسته شده و در یک بن بست جدی قرار گرفته اید که نه راه به پیش دارد و نه راهی برای برگشت. بزرگ جلوه دادن مشکل، منفی بافی، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و مأیوس می کند و باعث تخریب روح و جسم انسان می شود و باید به طور جد از این وضعیت خود را نجات داد بنابراین روح خود را نیازارید و خودخوری و ناراحتی را کنار بگذارید و به فضل و رحمت بی منتهای خداوند امیدوار باشید چه بسا تأخیر در ازدواج حکمتی داشته و خداوند فرد مناسبتر و بهتری را نصیب شما خواهد کرد.
چند توصیه و راهکار مفید:
1. از منفی بافی و افکار منفی باید اجتناب شود.
2. از قرار گرفتن در تنهایی باید پرهیز نمود.
3. از بیکاری باید دوری کرد و همواره خود را به کاری مشغول نمود.
4. بیشتر در جمع شرکت کنید و به هیچ وجه خود را از دیگران جدا نکنید و در انزوا قرار نگیرید.
5. ورزش به ویژه ورزش های دسته جمعی بسیار مفید است.
6. اهتمام بیشتر به واجبات دینی و ترک گناه نقش بسیار زیادی در سلامت روان دارد.
7. در پایان با توکل به خداوند و توسل به اولیای الهی از خداوند بخواهید که هر چه زودتر مشکل حل شود.
8. به سر و وضع و آراستگی ظاهری خود بیشتر برسید واز شلختگی اجتناب کنید. البته با رعایت حلال و حرام و اجتناب از خودآرایی در مقابل نامحرم.
9. هرگاه وارد خانه شدید بر تمام اهل خانه سلام کنید.
10. قبل از ورود به خانه سه قل هوالله بخوانید.
11. بعد از هر نماز سه قل هو الله بخوانید و حتما از خداوند بخواهید که این مشکل را حل نماید. مطمئن باشید که این روش بسیار موثر است و بالاخره به اجابت می رسد.
13. براى ازدواج مى‏توانید به مؤسسات ازدواج تماس بگیرید و آمادگى و شرایط خود را براى ازدواج بیان کنید.مانند
1- مؤسسه خیریه الزهرا(س)؛ قم، خ باجک (19 دى)، روبروى مخابرات. تلفن 7713130آدرس سایت اینترنتی این موسسه: www.mithagh-mag.ir فعالیت این موسسه در زمینه ازدواج دائم است.
2- بنیاد ازدواج فاطمه زهرا(س)؛ قم، خ چهارمردان، چهار راه سجادیه. تلفن .7750540 مشاوره ازدواج به صورت حضوری انجام می شود. فعالیت این موسسه در زمینه ازدواج دائم است.
3- مؤسسه خیریه فاطمیه(س)؛ قم خیابان امام، 30 مترى کیوانفر - نبش ک وچه 38 تلفن 6621200
15. دعا، توکل، توسل و نذر صلوه برای روح اولیاء خدا معمولا مشکل گشا بوده است.
16. تقوا پیشه کنید. قرآن کریم می فرماید و من یتقی الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب. کسی که به واجبات عمل و از گناهان دوری نماید, خدای مهربان راه خروجی برایش قرار می دهد و روزیش را از جایی که حساب نمی کند, می رساند.
به طول کلی راههای همسریابی عبارتند از:
1. وساطت افراد خانواده، بستگان و بخصوص والدین: متدوال ترین روش در فرهنگ ملی و دینی همین روش شناسایی به واسطه افراد خانواده و یا فامیل و بستگان است. افراد خانوداه اغلب به دلیل شناختی که از فرد و روحیات و عقاید و خواسته های وی دارند و همین طور شناختی که از افراد مورد نظر دارند و یا می توانند با تحقیق های مهم همه جانیه شناخت کافی پیدا کنند بهتر می توانند به تطابق داشتن و میزان هم گرایی و اشتراکات آنها آگاهی پیدا کنند. این روش ساده ترین روش عملی و سهل الحصولترین طریق کسب اطلاعات اولیه و ارتباطات بعدی و مورد نیاز است و از نظر حاصل کار نیز ثمر بخش ترین شیوه به شمار می رود.
به عبارت دیگر این روش از این امتیازات برخوردار است: سهولت، سرعت کسب اطلاعات و ارتباطات، اطمینان نسبی بیشتر به صداقت و دلسوزی واسطه(که خانواده و والدین هستند) و شناخت بیشتر به روحیات، سوابق و خواسته های طرفین. علاوه بر این خالی از هر گونه تعصب و سوگیری است و بدون هیچ گونه حب و بغض شخصی انجام می گیرد. همچنین تحت تأثیر احساسات و عواطف غریزی که در ارتباطهای مستقیم به وجود می آید، نیست.
2. وساطت مراکز مشاوره
مراجعه به برخی مراکز مشاوره ازدواج که به منظور شناساندن دو فرد برای ازدواج تأسیس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را یافت. چنین مراکز مشاوره محدود هستند و کمتر با فرهنگ ملی و بومی ما تناسب دارد و افراد کمتری برای شناسایی فرد مورد نظرشان به این مراکز مراجعه می کنند. اگر این مرکز مشاوره ازدواج مورد اعتماد باشند در محیط های دانشگاه یا غیر آن می توانند موثر باشند و از طرف دیگر چون امکان همسریابی از راه اول یعنی وساطت خانواده به هر دلیلی امکان پذیر نیست این راه می تواند اطلاعاتی که موردنیاز را در اختیار بگذارند. تأکید می شود این مراکز مشاوره باید دارای کارشناسان دلسوز، با تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند.
3. راه دیگری که متأسفانه در حال حاضر و بخصوص در محیط های اجتماعی مختلط مثل دانشگاه ها از آن استفاده می شود روش ارتباط مستقیم و بدون واسطه است. در این روش جوانان آماده ازدواج شخصا و مستقیما اقدام به خواستگاری یا جلب خواستگار می کنند. به نظر ما این روش معقولی نیست و تناسبی با فرهنگ دینی و اخلاقی ما ندارد و معمولا موجب بروز و ظهور روابط نامشروع و فسادآور می شود زیرا این روش به دلباختگی در یک نگاه منتهی می شود و تصمیم گیرنده بدون توجه به معیارها و ارزشهای تعیین شده در شرائط همسر ایده ال و متناسب، و بدون توجه به هدف مورد نظر خود و صرفا به خاطر جلب توجه به ظواهری همچون زیبایی، ثروت، تحصیلات، پست و مقام و ... شیفته طرف مقابل شده و تصمیم گیری اش در یک فضای فکری و روانی احساسی و عاطفی انجام می گیرد.
هرچند لازم است دو طرف به مسائل ظاهری مثل آنچه گفته شد توجه کنند ولی محور قرار دادن و اصالت دادن به آنها منتفی است و صحیح نیست بلکه باید ضمن توجه به آنها، به موازین اساسی و ارزشهای اخلاقی و زیربنایی و پایبندی به اصول اخلاقی دینی اصالت بخشید و آنها را محور تصمیم گیری قرار داد. و گر نه تصمیم گیری های بر اساس ارتباط های مستقیم و بدون واسطه معمولا بر اساس خواسته های نفسانی و احساسات زودگذر انجام می گیرد. که عواقب ناگوار و نامطلوب دارد. بنابراین توصیه اکید ما این است که برای شناسایی فرد مورد نظر و همسریابی هرگز از این روش استفاده نشود و به ایجاد ارتباط مستقیم چه حضوری و چه تلفنی و چه مکاتبه ای بدون اشراف و نظارت خانواده های دو طرف اقدام نشود.
4- یکی از راه هایی که امروزه برای شناسایی و ارتباط دختر و پسر بکار گرفته می شود, چت است, در این زمینه گفتنی است, اصل چت در صورتی که منتهی به مفسده ای نشود اشکال ندارد, ولی با توجه به حساسیت مسئله همسر گزینی و شرایط فراوانی که احراز آنها لازم است, بدست آوردن همسر مناسب, از این طریق مشکل به نظر می رسد, مگر اینکه در مراحل بعدی در مورد او تحقیقات رسمی صورت گیرد و فرد از این بابت مطمئن شود که همسر مورد نظر خود را یافته است.
5- خواستگاری زن از مرد: خواستگارى زن از مرد تا حد زیادى عرفی نیست ، ولی اشکالی هم ندارد که در برخی موارد که شرایط دختر به گونه ای است که به هر دلیل خواستگار ندارد، این امر از طرف دختر صورت بگیرد. منتهی برای آسیب زدایی لازم است با درایت و کیاست عمل شود و از راهکاری که ارایه می شود استفاده گردد. در صورتی که به فردی علاقه دارید و یا او را برای همسری خویش مناسب می دانید، با مشورت دیگران، فردى را واسطه کنید تا مطلب را به طور محرمانه پیگیرى نماید. لازم است شخص واسطه انسانى متعهد و رازدار باشد تا به خوبى بتواند به وظیفه‏اش عمل کند و به طور غیرمستقیم مرد مورد نظر را به خواستگارى از دختر تشویق و معرفى کند. تنها در صورتی که زمینه مناسبی مشاهده کند و یا ضرورت اقتضا کند می تواند علاقه شما را به اطلاع ایشان برساند و به نحوی عمل کند که مشکلى ایجاد نشود. لازم به ذکر است قبل از هر اقدام خانواده‏ها به خصوص خانواده‏ى دختر خانم از این موضوع اطلاع کافى داشته باشند و موافقت ضمنى آن‏ها جهت معرفى دخترها و پسرها به همدیگر جلب شده باشد که در آن صورت سرزنش خانواده‏ها را به دنبال نخواهد داشت. «خوشبختى و موفقیت شما را از خداوند بزرگ خواستاریم»
کتاب های معرفی شده را نیز مطالعه فرمایید.
1- جوانان و انتخاب همسر، علی اکبر مظاهری، انتشارات پارسایان
2- انتخاب همسر، آیت الله ابراهیم امینی، سازمان تبلیغات اسلامی
3- تشکیل خانواده از سری آموز خانواده، جمعی از مؤلفان، انجمن اولیاء مربیان

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:41 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من یک پسر 24 ساله هستم که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده ام. از همان سال های اول دانشگاه قصد ازدواج داشتم ولی امکانات و شرایط لازم (بیشتر از لحاظ اجتماعی و توانائی اداره زندگی) مهیا نبود، با وجود فشار شدید سعی کردم دامن خود را پاک نگه دارم و علیرغم اینکه بحث ازدواج موقت هم برای من مطرح شد، به خاطر اینکه احساس می کردم این مسأله با توجه به ملاک هائی که من در انتخاب همسر آینده ام داشتم انجام این عمل را در شأن خودم و کسی که برای خود ترسیم می کردم، نمی دیدم و فقط از خدا می خواستم که همسر خوبی به من بدهد. تا اینکه در سال آخر دانشگاه درست در مواقعی که فشار زیاد درس و پروژه، به شرکت در یک کار فرهنگی دعوت شدم و در این کار با دختر خانمی آشنا شدم که کاملا نزدیک به آن چیزهائی بود که من برای خود ترسیم می کردم. در حین مراحل مطرح کردن این موضوع در منزل و آماده شدن برای به عهده گرفتن مسئولیت زندگی مشترک متوجه علاقمند شدن یکی از نزدیک ترین دوستانم به آن دختر خانم شدم. با توجه به رابطه نزدیک من و دوستم و اینکه او هم از حسی که من نسبت به آن دختر خانم داشتم مطلع بود و شرایط خاص دوست من به خاطر قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور و مشخص نبودن وضعیت وی دوست من به من تأکید کرد که در این کار وارد شوم و در صورت به نتیجه رسیدن من در اقدام برای آن دختر خانم و ازدواج و یا عدم ازدواج، او این مطلب را خواست خدا و روشن کننده وضعیت می داند. من با توجه به اینکه بین آن دختر خانم و دوستم تناسب زیادی می دیدم، در روند کار دچار شک شدم ولی خداوند نشانه هائی را به طور روشن به من نمایان کرد و من به پیگری بحث انجام تحقیقات پرداختم تا اینکه تصمیم گرفتم بعد از زیارت آقا امام رضا(ع) و اذن گرفتن از ایشان، به طور رسمی به خواستگاری بروم، در ضمن از چند ماه قبل از آن برای شرکت در آزمون کارشناسی ارشد شروع به خواندن کرده بودم. در مشهد بنده در خواب دیدم که به من گفته شد اگر مایل به ازدواج با این دختر خانم هستید مانعی ندارد و در ضمن نگران امتحان هم نباش و شما در دانشگاه کاشان قبول می شوید و در غیر این صورت کل مطلب را رها کن و سال بعد در کنکور شرکت کن تا دانشگاه خوبی که مد نظر داری قبول شوی. بنده بدون توجه به شرایط دوستم و اینکه وی در آستانه سفر به خارج قرار داشت و منتظر بود که وضعیت مشخص شود و امتحان نیز بعد از سفر وی برگزار می شد، تصمیم گرفتم که اقدام رسمی را به بعد از امتحانم موکول کنم. هر چند که خیلی زود از این تصمیم اشتباه پشیمان شدم ولی احساس کردم که زمان برای من از دست رفته و به خاطر نگرانی هایی که دوستم داشت از وی خواستم که اقدام کند و خودم موضوع را رها کردم. در حال حاضر دوست من از آن دختر خانم خواستگاری کرد ولی من از جزئیات دقیق قراری که بینشان رد و بدل شده مطلع نیستم. بنده نیز توسط خانواده موضوع را مطرح کردم و جواب رد شنیدم. حال من مانده ام که چه کاری انجام دهم، یک طرف در دل نسبت به آن دختر خانم احساس علاقه می کنم و حتی حاضرم که تا برگشتن دوستم از سفر و مشخص شدن کار صبر کنم، از طرف دیگر نیاز به ازدواج و ترس از آن است که به گناه بیفتم همچنین تأکید خانواده بر انجام این کار مرا تحت فشار گذاشته است. اگر نیاز اطلاعات بیشتری برای مشاوره دادن به بنده است، از پرسیدن دریغ نفرمائید.
پسری هستم 21 ساله از یک خانواده ی نسبتا مذهبی. پدری دارم 60 ساله و مادری 51 ساله. سال ها پپش خانواده ما 7 نفر جمعیت داشت؛ با فوت مادربزرگم و بعد ها ازدواج یک خواهر و یک برادرم جمعیت خانواده ی ما 4 نفر شد. متأسفانه ازدواج خواهر من به جدایی انجامید و او به خانه ما بازگشت و 3 سال بعد مجددا ازدواج کرد و اکنون یک فرزند دارد و شوهر او شوربختانه معتاد است. پدر من فرد بسیار عصبانی است و همیشه میان مادرم و پدرم در یک برهه و در زمانی دیگر میان پدرم و مادربزرگم (مادر پدرم) دعوا و داد و بیداد بود. همواره پدرم بر سر مسائل جزئی دعوا راه می اندازد؛ برای مثال یادم است یک شب عید به خاطر خارجی بودن برنج با مادرم دعوا کرد و مسائلی از این قبیل. با برادرم نیز رفتار خوبی نداشت و چون او کار مناسبی نداشت خرج خودش را هم به زور در می آورد ولی پدرم از او توقع داشت که مقداری از هزینه های منزل (مثل پول آب و برق و ... ) را برادرم تأمین کند که او هم چون نمی توانست این کار را انجام نمی داد ولی پدرم اصلا متوجه نبود و مرتب سر او غر می زد و او را به خاطر استفاده از امکانات منزل سرزنش می کرد مثلا یک روز که او از حمام آمده بود به او گفت: دیگه حق نداری اینجا بری حموم! و یک بار به خاطر استفاده از یک ابزار (آچار) جلوی همه افراد خانواده به او سیلی زد (او در آن هنگام 27 ساله و مجرد بود.) پس از آن که خواهر بزرگم از شوهرش جدا شد (البته شوهر او پسر عمه من بود که به دلیل درگیری پدرم با عمه ام رابطه آنها نیز به تحریک پدرم به هم خورد و از یکدیگر جدا شدند و ما نیز با خانواده عمه ام قطع رابطه کردیم) پدرم مرتب او را سرزنش می کرد و به خواهرم می گفت: از خونه میندازمت بیرون! او هم که دیگه نمیتونست زیر بار منت و آزار و اذیت پدرم تحمل بیاورد مجبور شد با پسر خاله ام که اولین خواستگار او پس از جدایی بود ازدواج کند البته در همان زمان هم او یک جوان بیکار و سیگاری بود و اکنون هم پدرم مرتب به مادرم می گوید تو او را شوهر داده ای و آنها فامیل تو بودند! اکنون پدرم در جایی نگهبان است و خیلی زحمت می کشد ولی همین که به خانه می آید آرامش از خانه ما می رود و من و خواهرم را به خاطر کوچکترین اشتباه مرتب سرزنش می کند. چون من گواهینامه دارم گاهی اوقات به خاطر کمک به پدرم هنگام رفتن به مهمانی و ... رانندگی می کنم ولی همین که چرخ ماشین در یک دست انداز می افتد او حسابی غر می زند و ... اصلا مواظب زبانش نیست مثلا همین یک ماه پیش که پای مادرم شکسته بود مرتب به او می گفت: رفتی با پای خودت ما رو گرفتار کردی! اصلا نمی دانم چه کار کنم چون الآن هم دانشگاه تعطیل است و من بیشتر اوقات در خانه هستم به خاطر همین بیشتر با خانواده ام برخورد دارم در بقیه اوقات سال در شهرستان هستم و احساس راحتی دارم. به شدت از او کینه به دل دارم ولی الحمدلله تاکنون بروز نداده ام و این رویه را پیش گرفته ام که فقط با پدرم سلام و علیک می کنم و سعی می کنم هیچ چیزی از او نخواهم و کمتر با او صحبت کنم ولی نمی دانم درست است یا نه لطفا مرا راهنمایی کنید که رفتار من چگونه باشد؟
من دختری 24 ساله هستم حدود 6 سال پیش با کسی آشنا شدم که من را با راه خدا آشنا کرد. 5/4 سال است که چادری شده ام در خانواده ای که فقط خدا رو شکر نماز می خوانند ولی هیچ چیز از دین درست نمی دانند یعنی مشروب می خورند و بعد نماز می خوانند. بگذریم از این مشکلات که در این سال ها کشیده ام مشکل اصلی من این است که مادر را دوست ندارم یعنی نه الآن بلکه از بچگی به این صورت بودم یعنی نمی توانم به آن علاقه ای داشته باشم ولی با این حال سعی می کنم که به اون نشان ندهم ولی اون فقط به من حس مادرانه دارد یعنی محبتی به من نمی کند و به خاطر این کمبود محبت به سمت دیگران کشیده شده ام. مادر من، من را در بچگی خیلی تنبیه و کتک می زد و الآن حالت روحی خوبی ندارد ولی خودش باور نمی کند که مریض است. من عذاب وجدان دارم که نمی توانم به او محبت کنم و از اون دنیایم برای این کارهایم می ترسم. من برای روز مادر هیچ وقت به او تبریک نگفته ام. امسال خواستم برایش دسته گل بخرم ولی نتوانستم هر کاری کردم نشد به خاطر اینکه چند بار برایش کادو خریدم حالا به دلایل مختلف ولی اون آنها را پرت کرده و گفته که نمی خواهم ... می دونید من نمی دانم دیگر باید چگونه با او رفتار کنم اون نمی گذارد که من ازدواج کنم یعنی برایم جهیزیه می گیرد ولی برای خواستگارهایم بهانه می آورد آنها هم می روند و پشت سرشان را نگاه نمی کنند! البته شما در جریان تمام قضایا نیستید و داستان من خیلی طولانی است تیکه تیکه برایتان می نویسم. حالا شما به من بگویید که این کار روز مادر امسال بد بوده یا نه؟!
بنده دانشجوی دکترای دامپزشکی هستم حدود 1 سالی است که با یکی از پسران دانشکده در مقطع کارشناسی دامپزشکی آشنا شده ام که ایشان اهل شهر دیگری هستند و قصد ازدواج داریم ولی خانواده من مخالف صد در صد هستند به دلیل انکه معتقدند ما از نظر مقطع تحصیلی و فرهنگ خانواده و اینکه همشهری نیستیم با هم اختلاف داریم و همین طور ایشان مذهبی تر از من هستند و ما از این نظر هم اختلاف داریم. من هم دلایل آنها را قبول دارم ولی نمی توانم رابطه را قطع کنم چون به شدت دلبسته شده ام و احساس می کنم اگر ما از هم جدا شویم زندگی من به هم خواهد ریخت. این آقا اولین کسی است که من برای زندگیم انتخاب کردم و تا به امروز با هیچ پسری رابطه نداشته ام ولی ایشان قبل از من با کس دیگری قصد ازدواج داشتند ولی به دلیل مشکلاتی نتوانستند با هم ازدواج کنند و لازم به ذکر است که ایشان زمانی که از من خواستگاری کردند با آن خانم هم هنوز رابطه داشتند و من از این قضیه بی اطلاع بودم و وقتی بعد از قطع رابطه با آن خانم برایم تعریف کردند بسیار ناراحت شدم ولی نتوانستم به احساسم غلبه کنم. در واقع احساس بر عقل من غلبه کرده و زندگی من خیلی به هم ریخته و من نمی دانم چه تصمیمی بگیرم لطفا مرا راهنمایی کنید.
من پسری هستم 21 ساله از 13 سالگی خودارضایی می کردم و تا حالا ادامه داده ام تا حالا چند بار قصد ترک این کار را داشته ام ولی واقعا نمی توانم. مشکل اینجاست که من هم همجنس باز و هم دختر باز هستم. من هم با دختر هم با پسر حتی حالا این کار را ادامه می دهم ولی نمی توانم از این کار دست بکشم. من اون قدر سریع تحریک می شوم که بعضی وقت ها مجبور به دوبار خودارضایی در 30 دقیقه می شوم و حتی می توانم بدون تحریک جسمی با فکر خودارضا بشوم. مشکل بدتر اینجاست که من دوست دختری داشتم که نزدیک به 10 سال با هم بوده ایم و او به تازه گی از من جدا شده و ازدواج کرده و من دچار مشکل روحی شدید شده ام. از همه بدتر من چند وقت دیگر کنکور دارم و اگر قبول نشم باید برم سربازی. اگه قبول نشم بین همه دوستان و فامیل اولین پسر تحصیل نکرده می شم. همه دوستان من دانشگاه قبول شده اند و فقط من مانده ام. که این کنکور اخرین فرصت من تا قبل از سربازی است. در ضمن به دلیل خودارضایی زیاد فکر کنم بدجوری مشکل جسمی و روحی پیدا کرده ام. دارم دیوانه می شم واقعا از خودم از زندگی خسته شده ام. دیگر زندگی برایم ارزشی ندارد. نه به ازدواج با این وضع خودم فکر می کنم (چون به دلیل خودارضایی تقریبا نابود شدم و از طرفی ازدواج با یک دختر خیانت مستقیم به اون است. با این وضع من) در ضمن در صورت ترک خودارضایی خود آیا راهی هست که من از نظر جسمی سالم بشم؟ یا بتونم سالم ازدواج کنم؟ چه طور می تونم خودم را برای کنکور اماده کنم وقتی دوست 10 ساله من؛ من را رها کرده و من از نظر روحی کاملا داغون هستم.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed