جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    فمنیسم یعنی چه؟
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:39 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 68375
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
واژه فمینیسم ازریشه Feminine ( به معنى زن آسا , زنانه , مونث ) است که در اصل از زبان فرانسه و نهایتا از ریشه feminaرفته شده است فمینیسم در دو معنای نزدیک به هم در زبان انگلیسی به کار می رود در معنای نخست فمینیسم عبارت است از نظریه ای که معتقد است که زنان باید به فرصتها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبه های سیاسی , اقتصادی و اجتماعی دست پیدا کنند در زبان فارسی معادلهایی از قبیل زن گرایی , زن باوری , زن آزاد خواهی برای این استعمال از لفظ فمینیسم ذکر شده است معنای دیگری که برای لفظ فمینیسم ذکر شده است این است که این لفظ بر جنبشهای اجتماعی اطلاق می شود که تلاش می کنند تا اعتقاد و باور فوق - که در معنای نخست ذکر شد _ را نهادینه کنند در زبان فارسی معادل این معنااز فمینسیم واژه نهضت زنان یا نهضت آزادی زنان قرار داده شده است .گرایشهای گوناگون و مختلفی در میان فمینیستها وجود دارد و همین نکته باعث شده که گروهی از اندیشمندان به جای استفاده از کامه فمینیسم از واژه فمینیسم ها استفاده کنند اما با این حال می توان گفت تقریبا تمام نحله های فمینیستی یک وجه مشترک مبنایی با هم دارند و آن این است که در آبشخور اندیشه اومانیسم ( انسان محوری ) که از مبانی تفکر غربی است به همدیگر می رسند . همچنین دو مولفه اساسی وجود دارد که همه فمینیست ها بر آن اتفاق نظر دارند ؛ اول آنکه زنان تحت ظلم و تبعیض قرار گرفته اند و این ظلم و تبعیض ریشه در جنسیت آنها دارد و دوم آنکه این ظلم و تبعیض اصالت ندارد و باید از بین برود .گرچه سازمان یافتن جنبش فمینیسم در شکل کنونی آن و رواج واژه فمینیسم را به اواخر قرن نوزدهم نسبت می دهند اما آغاز واقعی جنبش فمینیسم را با انقلاب کبیر فرانسه (1789-1799) هم زمان دانسته اند بعد از استقرا حکومت جمهوری و از بین رفتن نظام سلطنت به دنبال انقلاب فرانسه فردی به نام اولیمپ دگونک که در انقلاب فرانسه کبیر نقش داشت لایحه ای را به مجلس پیشنهاد کرد که در آن از حق کار زنان , حقوق قانونی در خانواده , حق آزادی بیان و نیز داشتن پارلما ن (فرهنگ واژه ها , عبد الرسول بیات و جمعی از نویسندگان قم : موسسه اندیشه و فرهنگ دینی ص 423و 424) برای اطلاع بیشتر ر. ک به :کتاب فرهنگ واژه ها ص 422 تا ص 436و کتاب فمینیسم از نظر اسلام و دیگران , سید هاشم بطحایی , قم : نوید اسلام و کتاب اسلام و فمینیسم , مجموعه مقالات ,قم : نشر معارف 2ج و کتاب گزیده مقالات و متون درباره فمینیسم , مجموعه مقالت , تهران : انتشارات بین المللی الهدی و کتاب در آمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام , محمد رضا زیبایی نژاد و محمد تقی سبحانی قم : دار النور .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:39 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
تقوا یعنی چه؟ مصادیق آن را نام ببرید؟
من در خواب یا نمی دانم در بیداری است جنب می شوم اصلا نمی دانم خواب بودم یا نبودم و چه وضعیتی را داشتم نمی دانم. بعدش اعصابم خرد می شه که نکند اختیاری اینطور شده باشم و گناه کرده باشم. به دو علت خودم را متهم می کنم: 1- بعضی وقت ها قبل خواب فکر ازدواج به سرم می زند و زندگی خیالی با همسرم و روابط آن یا روابط عاطفی آن! 2- خیلی به آن حساسم آن قدر که بعضی وقت ها در همان خوابم جلوی خودم را می گیرم آن قدر که آدم خودش حس می کند حالا نمی دانم خواب هستم هنوز و این جلوگیری از این کار که با من است در خواب اثر می کند یا نه ولی بعضی وقت ها دیگر از دستم خارج می شود و وقتی جنب می شوم حس می کنم آن موقع کاملا می فهم و هوشیار می شوم و گاهی از خواب بیدار شده و اعصابم خورد می شود ولی اینکه قبل آن در چه وضعیتی از هوشیاری بودم نمی دانم. به هرمی نشینم و فکر می کنم که آیا من خواب بودم یا نه که بعضی وقت ها آدم حس می کند خواب نبوده شاید خوابش سبک باشد یا در هوشیاری کمی باشد و بعد می گم ببینم قبل از خواب چه افکاری داشتم. استغفار می کنم و در این فکرم که خوب من توبه می کنم و دوباره فکر و خیال می کنم (و بدون فکر هم) و جنب می شوم آن موقع توبه من قبوله و خدا نمی گه در هفته چند بار توبه می کنی و عهد می شکنی. آیا فکر و خیال قبل از خواب اثری دارد اگر دارد خوب به هر حال در این ایام فکرهای ازدواج به سر آدم می زند آیا با وضعی که من گفتم استمنا کرده ام که گناه کرده باشم. هر چند که باید این افکار را دور کرد ولی اگر فکری به سر زد و با آن مقابله کردیم یا ناخواسته شد و بعد آدم دید که جنب شده باز گناه کار است؟ خودم می گویم گناهکار پیمان شکن کسی است که درحالت بیداری کامل و با اعمال فیزیکی جنب شود ولی نه من می دانم که خوابم یا بیدار و نه عمل فیزیکی انجام می دهم. خودم می گویم شاید خیلی حساس باشم مخصوصا که در بیداری آنقدر به اندام جنسی ام حساس هستم که در شرایط عادی و معمولی هم دست نمی گذارم یعنی حتی از دست گذاشتن هم خودم را منع می کنم که مبادا استمنا شود. چیزی که دیگران اینقدر فکر نکنم حساس باشند گرچه فکر ازدواجم زیاد است؟
ماهیت چیستی و حقیقت وحی در چیست به چه دلیل نمی توان به حقیقت وحی دست یافت؟ آیا عمر شخصی با پیشرفت در امور معنوی می تواند ادعای پیامبری کند یعنی قلب آدمی با پاکیزه شدن از گناه عقل با پیشرفتش آیا می توانند دریافت کننده وحی شوند؟
آقای مشاور خسته نباشید؛ موضوع قضیه من فرق می کند. من با این آقا رابطه گرم و صمیمی که شما در مورد دخترها و پسرهای امروزی فکر می کنید ندارم. من فقط در محل کارم که کاملا یک محل باز و همگانی هست آشنا شدم و فقط هم در همین جا. آن هم چند روز در میان یعنی موقعی که برای مرخصی می آید صحبتی داریم. بعد هم این آقا تا اونجایی که من در جریان هستم حتی از حاج آقای مسجدشون هم خواسته که با پدر و مادرش صحبت کنند. حتی خواهرش هم با من در ارتباط است. خانواده آنها هم تقریبا می دانند ولی از آمدن پسرشان خبر ندارند. ولی در کل می دانند کسی را که می خواهد از خودش بزرگتر است. الان در حال حاضر یک ماه از خدمت سربازی این آقا مانده. نمونش اینکه وقتی با حاج آقاشون صحبت کرده او گفته بگذار این یک ماه هم تمام شود و شما هم دنبال کار باش تا خانواده شکایتی نداشته باشند. بعد من هم پا جلو می گذارم. یعنی شما می گید ازدواج موفق و خوشبختی با کسی که از خودم کوچکتره غیر ممکنه؟ ما تقریبا از لحاظ مالی، اقتصادی، دینی و اخلاقی و حتی احساسی شاید بگم تا اونجایی که شناخت پیدا کردیم 75 درصد مثل هم هستیم. همه چیز در حد متوسط و شاید هم کمی رو به بالا است. الان مشکل مادر این آقا سن هست که حاج آقا قول داده که صحبت کنه و با دلایلی دینی و اسلامی خانواده را راضی کنه. از طرفی هم همون طور که گفتید من نمی خوام خودم را با زور قالب یک خانواده کنم. من دوست دارم وارد خانواده ای که می شوم همه بالخصوص مادر و خواهرانش مرا دوست داشته باشند تا منم بتونم راحت ارتباط برقرار کنم. چون این وسط به غیر از پسر خانواده او هم مهم هستند. در ضمن من چیزی به این پسر نداده ام که نتوانم پس بگیرم و اگه واقعا می خواست بعد از چند مدت مرا به بازی دهد و برود که حاج آقای مسجد، دوستان، خانواده و اشخاص دیگر را از این قضیه مطلع نمی کرد. حتی از من نمی خواست که با یک نفر در خانواده که راحت هستم این بحث را مطرح کنم. توی خونه ما هم خواهر بزرگم همه چیز را و بقیه کمی می دانند به غیر از پدرم و یکی از برادرانم. چه دلیلی هست که بزرگ بودن سن دختر نمی تواند باعث خوشبختی آنها شود. مگر نه اینکه پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س) فاصله سنی زیادی داشتند. یا مگر نه اینکه خدا هر کسی را بخواهد قسمت کسی دیگر می کند و مگه نه اینکه خدا خودش گفته از شما حرکت از من برکت. ما هر دومون با توکل به خدا این 11 ماه را سپری کردیم. هیچ رابطه صمیمانه ای هم با هم نداشتیم و در این 11 ماه فقط یک بار در ماه اول آن هم با وجود خواهرش بیرون رفتیم تا صحبت کنیم. با این حال بازم نوشتم تا بیشتر راهنمایی کنید. چطور می تونم اون 25 درصد شناخت را هم پیدا کنم؟ چه سؤالاتی ازش بپرسم که ببینم واقعا دوستم دارد برای همیشه یا نه. ولی بازم با توکل به خدا جلو می رویم و به خدا اعتقاد 100% داریم. می پرستیمش، بهش نیاز داریم و هر دویمان می خواهیم که در لحظه لحظه زندگی و عمرمان تنهایمان نگذارد که شیطان بر ما مغلوب شود. ببخشید اگه چیزی نوشتم که باعث ناراحتی شما شد.
اینیشتن از لحاظ مذهبی چه جور بود، یعنی مذهبش چی بود؟ در مورد اون یه حرف هایی زده می شود برای مثال یه فرزند نامشروع داشت و یا بعد از فوت همسرش با زن های زیادی در ارتباط بود؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed