جستجوجستجو
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(واژن همسرم) (چاق) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    آیا لیسیدن واژن زن از طرف مرد در زمان جماع مشکلی ندارد و آیا این کار خوب است؟ و آیا تحریک کردن زن با فرو کردن انگشت در زمان جماع مشکلی ندارد و آیا این کار خوب است؟ و آیا فرو کردن انگشت در زمان جماع به پشت زن مشکلی ندارد؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ

انجام چنین عملی در شأن انسان نیست هر چند متأسفانه غربی ها به قدری در فساد غرق شده اند که به چنین اعمال زشتی روی آورده اند. خداوند متعال راه صحیح آمیزش با زن را از مجاری خاصی قرار داده است و حیف است دهانی که انسان با آن نماز می خواند و با خدا گفتگو می کند و زن خود را می بوسد و با او هم غذا می شود به چنین کارهای زشتی آلوده گردد. علاوه بر آنکه کم کم زشتی این گونه کارها بین زن و شوهر از بین می رود و به اعمال پست تر از آن که حتی در حیوانات نیز دیده نمی شود، رو خواهند آورد. شهوت انسان به حدی است که از هر طریقی و با تمام زنان عالم هم به حد اشباع نمی رسد(اگر خود را کنترل نکند) و به همبستری با یک زن از راه صحیح قابل اشباع است (اگر خود را کنترل کند). بنابراین توجه داشته باشید که شما و همسرتان هر دو خلیفه و جانشین خدا در روی زمین هستید و باید کارهای خداپسند از شما صادر شود نه کاری که زشتی و قبح آن، انزجار انسانی را به دنبال دارد چه رسد به اینکه از دید الهی و شرعی بخواهیم آن را بررسی کنیم.

در مورد قسمت دوم سوالتان گفتنی است اگر انگشت آلوده نباشد و باعث انتقال آلودگی به ناحیه تناسلی زن نشود اشکالی ندارد.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
در زمان نزدیکی با همسر آیا نگاه کردن به آلت تناسلی چه از طرف زن و چه از طرف مرد از دیدگاه اسلام مجاز است؟
من موقع نزدیکی با همسرم زیاد با اندام های جنسی همسرم بازی می کنم و از اوایل جوانی این کار را دوست داشتم و علاقه خاصی به دیدن و دست زدن و بوسیدن آلت جنسی جنس مخالف داشتم. آیا انجام دادن این کار با همسرم از نظر شرعی مشکلی دارد یا نه؟
مدتی پیش وقتی مادر بنده به من پیشنهاد کرد که برای ازدواج دخترخاله ام را انتخاب کنم (که دو سال از من کوچکتر است) از آن جا که علاقه ای به او نداشتم و هم این بحث مطرح شده بود جرأت کردم آن چه را مدت ها در دل داشتم با مادرم مطرح کنم و به او بگویم که به دخترخاله دیگرم (یعنی خواهر همان) علاقه مندم اما مسأله اصلی آن جا بود که او دو سال از من بزگتر است. البته دلیل این محبت این است که سالیانی از دوران کودکی ام را همبازی او بودم -به دلیل مسایل شرعی و فرهنگی بعد از 10-11 سالگی دیگر رابطه ما محدود و بعد از 13 سالگی کاملا قطع شد- مادرم می گوید این که تو به او علاقه داری اشکال ندارد ولی من مطمئنم که او به تو جواب منفی خواهد داد چون تو را مثل برادر کوچک تر خود می بیند و هرگز به عنوان همسر نمی پذیرد. حال من مانده ام چه کنم؟ از یک طرف همه می گویند ازدواج با دختر بزرگتر به صلاح نیست و وقتی چند سال از زندگی بگذرد پشیمان می شوی و همین طور در راه مطرح کردن این مسأله مشکلات زیادی وجود دارد مثلا پدرم که احتمالا مخالفت می کند و خود دختر هم که به احتمال زیاد جواب منفی می دهد. از طرفی برای گرفتن جواب مثبت فکر می کنم بعد از همه مسائل ذکر شده اگر خودم با او مواجه شوم و از او بخواهم که مرا رد نکند شاید بپذیرد اما با تمام این اوصاف از مسائلی که گفته شد می ترسم. می ترسم کار بچه گانه ای کنم و در صورت جواب منفی رابطه دو خانواده را تیره کنم و یا در صورت جواب مثبت با ورود به زندگی بعد از گذشت سالیانی پشیمان شوم و یا خلاصه با آن که او را خیلی دوست دارم می ترسم اشتباه بزرگی مرتکب شوم. از طرفی هیچ دختری در اقوام را مناسب نمی بینم و از ازدواج با غیر اقوام هم اصلا خوشم نمی آید. خواهش می کنم مرا راهنمایی بفرمایید. اطلاعات تکمیلی: من 22 ساله دانشجوی سال آخر مهندسی و دختر خاله ام 24 ساله دانشجوی ارشد است. مسأله توان مالی بنده برای شروع زندگی هم مشکلی است که شاید حداقل تا 2 سال دیگر طول بکشد.
می خواستم بدانم آیا بعد از عمل جماع آدم از جنس مخالف بدش می آید یا نه؟ مثلا بعد از این کار آیا ازش متنفر می شود یا دلسرد می شود؟ و آیا علاقه اش به زن بیشتر می شود یا از زن بدش می آید؟
من در خانواده شوهرم با یکی از برادر شوهرها و خانمشان مشکلی دارم که البته ایشان چند سالی است که با ما در یک مجموعه زندگی می کنند (اگر بخواهم از اول توضیح بدهم که مشکل ما چه بوده است خیلی وقت می برد ولی خلاصه عرض می کنم) از اول ازدواجمان برادر شوهرم گاهی در زندگیمان دخالت می کردند البته نه به طور مستقیم بلکه افکار و صحبت های ایشان روی شوهرم اثر می گذاشت و ما را به جان هم می انداخت مثلا اگر آنها می خواستند به مهمانی بروند و این مهمانی از نظر من خوشایند نبود شوهرم مجبور بود که به خاطر برادرش به این مهمانی برود و همین موضوع باعث جر و بحث ما می شد. (اما ناگفته نماند که شوهرم هم کمی گوشی است و حرف و گفته دیگران زود روی او اثر می گذارد و من واقعا مانده ام که چگونه با او رفتار کنم و بعضی از وقت ها برادرش را به من می فروشد.) البته این یک نمونه کوچک بود. همیشه ما زن و شوهر با هم درگیر بودیم و یک سری از مسائلی که من دوست نداشتم ولی به صورت اجباری در زندگی من پیاده می شد. به هرحال در طی این سالها آن قدر مشکلات در زندگی ما آشکار شد که دیگر من تا آنجایی که توانستم خودم را از برادر و خانمشان دور نگه داشتم و شوهرم هم دیگر این موضوع برایش به اثبات رسیده و خودش هم این را فهمیده است که واقعا باید زیاد با آنها قاطی نشویم. (برادر شوهرم و خانمشان دیگر در زندگی من نفوذ کرده بودند و خانم ایشان کمی سخن چین است و تمام گزارشات زندگی من را برای فامیل شوهرم و دیگر جاری هایم بازگو کرده اند و هنوز هم می کنند.) طوری که نگاه فامیل شوهرم به ما جور دیگری است. ولی یک موضوع مرا آزار می دهد که واقعا باید با چنین افرادی که مخصوصا در نزدیکیمان هستند چه طور رفتار کنیم؟ البته عرض کردم که دیگر این خانواده برای ما مفهومی ندارند و دیگر شناخته شده هستند و بقیه همسایه ها هم تا حدی به اخلاق آنها آشنا هستند ولی خوب به هر حال دوست دارم راضی شوم که آیا این کار ما درست است که از آنها فاصله گرفته ایم و دیگر می دانیم که اگر دوباره با آنها رفت و آمد آنچنانی داشته باشیم دوباره روز از نو و روزی از نو؟ البته در این خصوص این را فهمیده ام که باید با آنها با سیاست رفتار کنم ولی همیشه ته دلم چیز دیگری است و دلم نمی خواهد با آنها زیاد مهربان باشم و حتی از سخن گفتن با خانم ایشان دوری می کنم. البته آنها هم در طی این سال ها هیچ لطفی در حق ما نکرده اند و همیشه باعث دردسر برای ما بوده اند ولی می خواهم از نظر وجدان خودم خیالم راحت باشد که آیا رفتار من با این خانواده صحیح است؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed