جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    آیا صحت دارد که رهبر انقلاب بیمارند و سرطان (سرطان پروستات) دارند گفته می شود چند سال پیش درمان شدند ولی دوباره بیماری رو به وخامت نهاده است؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 97409
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
بحمدلله مقام معظم رهبری در صحت و سلامتی کامل به سر می برند. و موضوعی را که ذکر نمودید شایعه ای است مربوطه به دو سال گذشته که به دلیل اینکه آیت‌الله خامنه‌ ای مدتی دچار سرماخوردگی شده‌ بودند و آثار آن در صدای ایشان نیز نمایان بود و به همین خاطر مقداری از برنامه های ایشان با توصیه پزشکان کاسته شد، این قبیل شایعات در سطح خارج از کشور انعکاس وسیعی یافت که با توجه به شرایط کشور با اهداف چند گانه ای نظیر ایجاد نگرانی و اضطراب در مسئولان و مردم، ارزیابی واکنش مردم و ارزیابی نحوه واکنش مسئولین دستگاه‌های رسمی به چنین موضوعی ساخته و پرداخته شده بود.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
رهبر انقلاب متولد سال 1318 هست و 76 سال سن دارد. سال 1393 / پروستات ایشان عمل شد. فعلا (سال 1394) سالم هستند/// در هر صورت همه ی آدمها روزی میمیرند.
Damoon1485 در تاریخ 19 فروردین ماه سال 1394 در ساعت 03:04 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من یک پسر 21 ساله هستم در دانشگاه شاهد ترم 6 مهندسی برق درس می خوانم الان یک ایمیل را برایتان می زنم از خدا شکایت دارم چرا جواب من را ندادی تا من مجبور شم به سایت شما میل کنم چقدر از خواستم که با یک راهنمایی یک ندایی من را کمک کنی از ائمه(ع) شکلایت دارم، درست است بدم اما شما که معدن خیر و رحمت هستید شما که نگهبانان علم هستید کمک خواستم چرا کمک نکردید چرا کمک نکردید و من را مجبور شوم که راز محرمانه ام را با نامحرمان در میان بگذارم. من مدت 5 سال است که گرفتار بیماری خودارضایی شده ام اولین باری که این عمل زشت را انجام دادم کلاس سوم دبیرستان بودم که کم کم شدت گرفت و گاهی کمتر شد و گاهی بیشتر به خدا قسم بعد از هر بار که این گناه را انجام می دهم تا مدت ها غمگین می شوم شرمنده می شوم گریه می کنم چقدر دعای عهد را خواندم و گفت که تا چهل روز عهد می بندم که دیگر این گناه را انجام ندهم و خدا من را به واسطه این چهل روز پاک دامنی از شر شیطان در امان می دارم اما همش تا 20 و چند روز می خواندم و بعد فشار این گناه مرا در کام خود می کشید. می دانستم که درمان اصلی این بیماری ازداوج است، اما من پدر و مادر فرهیخته ای نداشتم که بفهمند فرزندشان این مشکل را دارد با اینکه رفتار و حرکات من واضح و تابلو بود! تابستان سال قبل که خسته شدم وقتی به پیش امام رضا(ع) رفتم می دانستم که امام دستش باز است اگر او هر چه از خدا بخواهد می دهد، خواستم زمینه ازداوج من را فراهم کند، می دانستم هر کسی که از امام رضا(ع) چیزی در مورد ازدواج بخواهد رد نمی کند والله درخواست من حرام و یا خطا نبود که برآورده نشد و یا اینکه می گویید مصلحت نبود آیا کار خیر هم مگر می شود مصلحت نباشد؟ خواستم حداقل به خوابم بیاد یک راهنمایی بکند نام و نشان همسری را که برای من انتخاب کرده بدهد تا من جرأت پیدا کنم و به پدر و مادر بگم که زن می خواهم اما نیامد و من نا امید از دست او. بارها از خدا خواستم گفتم خدایا من زن هم نمی خواهم حداقل غریزه جنسی ام را از من بگیر تا گناه نکنم لذت نمی خواهم، کاری کن گناه نکنم این شیطان خدا نشناس هم که دست از سر مردم و جوانان بر نمی دارد خدا هم که به داد ما نمی رسد این چه جنگ نابرابری است حداقل یک نشانه ای به من خدا نشان نداد تا دلم را به او خوش کنم و بگم خدا از دور هوامون رو داره ایرادی نداره اگر صدایش را نمی شویم اگر از نزدیک امام زمان(عج) را نمی بینیم اما اونها از دور هوامون را دارند. 25 اسفند ماه با کاروان راهیان نور رفته بودم مناطق عملیاتی جنوب در طلائیه از حاج همت خواستم که به خوابم بیاد یک کم باهاش صحبت کنم درد دل کنم تا قوت بگیریم یک کم کمکم کنه اما تا حالا که نیامده در جنوب به تمام مناطقی که می رفتیم از شهداء فقط یک درخواست داشتم اون هم اینکه من را کمک کنند تا در مقابل میل جنسی ام مقاومت کنم همه حرف هایم این بود. می بینید که بدبختم من از درس و زندگی افتاده ام تا با این میل جنسی ام مقابله کنم نمی گویم امام زاده ام از فشار این میل هزار و یک سایت مستهجن را هم دیده ام که این ها فکرم را خراب کرده اند دردم را بیشتر کرده اند، اما به خدا از همان روز اول از خدا و پیامبران و شهدا خواسته ام که کمکم کنند اما نمی دانم چرا هنوز یک اشاره ای هم به من نکرده اند تا دلم را خوش کنم. خدا لعنت کند عمر را که متعه را حرام کرد خدا لعنت کنند مردم متعصب را که متعه را حرام می دانند. بدم می آید از خودم وقتی حسادت می کنم به مرد و زن جوانی که در خیابان راه می آید، از خدا به خاطر این نیازم بارها شکایت کرده ام گفته ام که خدایا تو خود بی نیازی و ما را نیازمند آفریده ای و حالا نیاز ما را برطرف نمی کنی. اکنون من هنوز از درگاه خدا ناامید نشده ام ولی روی مرز ناامیدی هستم می دانم که ناامیدی از درگاه خدا بزرگترین گناه است اما وقتی جواب آدم را بعد از این همه تلاش نمی دهد حق دارم که ناامید شود. این ها شاید یک هزار درد درون سینه ام باشد خدا می داند که چه آتشی در این دل من است اما هیچ محرمی را نیافتم تا با او صحبت کنم اصلا خجالت می کشم بگم یک چنین دردی دارم تنها خدا و ائمه(ع) را داشتم و بارها نام برایشان نوشته ام نامه برای خدا و نامه های زیادی برای امام زمان(عج) امام نمی دانم که چرا جواب هیچ کدام از نام ها های من را نداد اند مجبور شدم به سایت شما نامه بنویسم امیدوارم راه حلی عملی و شدنی برایم داشته باشید تا با یاری خدا و شما که وسیله خدا هستید از این غم و درد رهایی یابم؟ در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ---- گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
اینجانب کارمند دانشگاه در یکی از شهرستانها می باشم لیسانس کامپیوتر هستم. سال 1381 با پسر داییم عقد کردم ولی در همان زمان عقد ایشون به خاطر بیماری سرطان فوت شدند. سال 1382 فوت شدند. حدود 4 ماه پیش آقای مشاوری که در دانشگاه کار می کنند یکی از آشناهاشونو برای ازدواج به من معرفی کردند من با این آقا که کارشناسی کشاورزی دارند و کارمند یک شرکت تولیدی قطعات خودرو هستند قرار ملاقات گذاشتم و خانواده ایشون هم در جریان بودند بعد از گذشت 2 ماه از مدت آشنایی متوجه شدم که خانواده این آقا مخالف این ازدواج هستند. مخصوصا مادرشون که به دلیل اینکه من یک بار عقد کردم شدیدا مخالف بودند حتی مادر و خواهر این آقا حضورا من را در خیابان دیدند و مادر ایشون از من خواستند که پسرشونو فراموش کنم البته نمی دونم به خاطر حرف های کذب کلی تهمت هم به من و خانوادم زدن که خدا رو شاهد می گیرم که همش دروغ بود. لازم به ذکر است که هم من و هم این آقا پسر هر دو آدم های معتقدی هستیم. من بارها از این آقا پسر خواستم که من را فراموش کنه و دنبال دختری باشه که سلیقه خانوادش هم تأمین بشه ولی ایشون میگن من از روی هوس انتخاب نکردم و من منطقی تصمیم گرفتم البته این آقا 34 ساله هستن و من 27 ساله. خلاصه اینکه به هم علاقه داریم ولی خانواده این آقا شدیدا مخالفن. و همه اطرافیانشون هم به خاطر مصلحت هیچ اقدامی نمی کنند. این آقا به من گفتن اگر خانوادشون همینطور به مخالفتشون ادامه بدن خودشون تنها اقدام می کنن که نمیدونم کار درستی هست یا خیر؟ لطفا ما را راهنمایی کنید.
سؤالی دارم درباره شایعاتی که وجود دارد از شما خواهشمندم برای روشن شدن ذهن من در این زمینه توضیحاتی بدهید زیرا من شمارا محرم و امین می دانم. می خواستم بپرسم آیا حقیقت دارد که بعضی از علما و بزرگان دینی ما دخانیات و مواد مخدر مصرف می کردند یا می کنند مثلا در پی شایعاتی که خود احتمالا می دانید درباره رهبر انقلاب آقای خامنه ای گفته می شود که ایشان سیگار کشیده و مواد مخدر (تریاک) مصرف می کنند گرچه خود من این امر را لااقل درباره مصرف مواد مخدر باور نمی کنم ولی خوب ذهن مرا این امر به خود مشغول ساخته است البته درباره علما و روحانیون دیگر نیز این شایعات وجود دارد از شما خواهشمندم با توضیحات خود جهت روشن شدن ذهن من کمکم کنید من رهبری را خیلی دوست دارم ولی این شایعات گاهی آنقدر مرا اذیت می کند که تا مرز نفرت از ایشان پیش می روم لطفا کمکم کنید.
دو سال پیش آقایی به خواستگاریم اومد بهش علاقه مند شده بودم اما به دلیل مخالفت های مادرم بهم خورد این آقا یک خانم دیگری رو عقد کرد ولی گویا خانواده ها و البته خودشون دو تا از نظر مذهبی به هم نمی خوردند و بعد از 4-5 ماه از هم جدا شدند حالا دوباره ازم خواستگاری کرده و من همچنان بهش علاقه دارم و مادرم همچنان ناراضی مخصوصا که طلاق هم گرفته می خوام یه مقدار روش پافشاری کنم به نظرتون این کار صحیحه که با مادرم مقابله کنم؟
ابتدا از اینکه مجبورم اینقدر رک و بدون حیا صحبت کنم پوزش می طلبم. اگر مطالب از حوصله شما خوارج بود دلیلش دادن اطلاعات کافی است و به بزرگواری خود ببخشید. پسری هستم 23 ساله که از سن حدود 11 سالگی عادت به استمنا پیدا کردم و بدون اینکه مایع منی از من خارج شود از این عمل لذت برده وبه اوج شهوت جنسی می رسیدم. پس از حدود 2 سال برای اولین بار پس از استمنا مایعی شبیه منی از من خارج شد که در آن سن در مورد آن هیچ اطلاعی نداشتم و نیز از وجوب غسل جنابت هم مطلع نبودم (البته از نظر اینکه این اولین تجربه انزال بود به منی بودن آن مایع یقیین ندارم). در اوایل ابتلا به استمنا در سن 11 سالگی گاها 2 یا 3 بار در روز این عمل را انجام می دادم. اما رفته رفته از دفعات تکرار آن کاستم تا اینکه به تدریج در حدود 17 سالگی به 2 تا 3 بار در هفته اکتفا می کردم. بیشترین مورد محرک استمنا در من تخیلات جنسی بود که از تصاویر مستهجن بازی های کامپیوتری و به ندرت از فیلم ها یا عکس های مبتذل (و در سنین بالا از سایت های اینترنتی) در ذهن خود می ساختم. در 18 سالگی نقطه عطفی در من رخ داد که توانستم برای مدتی از استمنا و ... توبه کنم اما عواملی چون فشارهای روانی و تحریکات خارجی یا شاید عادت طولانی مدت به استمنا مرا گه گاه به این عمل می کشاند به طوری که فواصل بین این عادت بیش از 1 ماه می شد و در مواردی که شرایط روحی خوبی داشتم تا 2 یا 3 ماه هم به طول می انجامید. نحوه ارضا هم پس از 18 سالگی تغییر کرد به طوری که بسیار به ندرت به قصد انزال نهایی با آلت تناسلیم مشغول بازی می شدم اما چون از قبل این عمل به واسطه تخیلات هم کمی تحریک جنسی شده بودن در اکثر موارد دست ورزی به آلت تناسلی تا انزال کامل ادامه پیدا می کرد و تا کنون موفق به ترک کامل آن نشده ام. گاهی این عمل پیش از اینکه از خواب بیدار شوم در حالت نیمه هوشیار خواب و بیداری انجام می دادم و وقتی هوشیار تر می شدم پشیمان می شدم. تاکنون ظاهرا کسی از این عادت من مطلع نشده. پس از هر بار توبه می کنم ولی ... . مطالب مفید شما را در مورد عوارض استمنا و روش ترک این عادت در سایت و نیز cd پرسمان 2 خواندم و قصد کرده ام این عادت را به طور جدی ترک کنم. حال چند سؤال دارم: 1- من مدت طولانی مبتلا به استمنا بوده ام آیا راهی برای خلاصی از عواقب استمنا که در سایت ذکر کرده بودید وجود دارد یا اینکه با وجود ترک این عادت برای همیشه باید عواقب آن را تحمل کنم؟ 2- آیا این عادت در قدرت بارداری من تأثیری دارد؟ 3- آیا ازدواج من برای همسرم و نیز فرزندانم خطری دارد؟ 4- با توجه به اینکه این عادت سرعت انزال را در من پایین آورده چه کنم تا این مشکل (در دوران تأهل) برطرف شود؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed