جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    همانطور که مستحضرید نقش خانواده در تعیین راه زندگی انسان بسیار مؤثر است که نمی توان به هیچ وجه آن را نادیده گرفت حال سؤال این است که انسان ها در انتخاب والدین خود هیچ اختیاری ندارند و بر اساس خواست الهی فرزندان در خانواده های مختلف با اعتقادات مختلف به دنیا می آیند و آمار نشان داده است به جز موارد استثناء که تعداد آن بسیار اندک است اکثر فرزندان آئین پدران را تبعیت می کنند و از آن دردناک تر تأثیر این پدران بر گمراهی فرزندان می باشد به عنوان مثال آیا اگر انسان پلیدی همچون صدام در یک خانواده خوب به دنیا می آمد چنین سرنوشتی در انتظار او بود پس مشاهده می کنید که طی مسیر سعادت چندان هم در اختیار انسان نیست. (خواهشمندم جواب را به صورت کامل ارسال نمائید و اگر در صورت امکان در بیان دلایل از مطالب مشترک ادیان استفاده شود بیشتر به کار می آید.)
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:26 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1542
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
نخست باید دانست در اعمال انسان سه عامل مهم نقش دارد: 1. عوامل وراثتی و ژنتیکی 2. عوامل محیطی. 3. اختیار و انتخاب. و این سه فاکتور از عوامل متغیر هستند که هیچ گاه شرایط مساوی را برای افراد انسان ها به وجود نمی آورند و این تفاوت ها از زیبایی های آفرینش و بر اساس «حکمت» خداست. اما «عدالت» خدا بر این اساس است که از هر کس با توجه به شرایط محیط و عوامل ژنتیکی و امکاناتی که در اختیار دارد بازخواست کند، لذا شدت و یا تخفیف عذاب و یا پاداش خداوند نیز با ملاحظه هر سه عامل است. به طور مثال در روایت آمده که خداوند هفتاد خطا را بر جاهل می آمرزد که یکی از آنها را بر عالم نمی آمرزد. بنابراین تأثیر عوامل غیر اختیارى در روحیات و اعمال و کنش‏هاى انسان‏ها امرى مسلم و تردید ناپذیر است لیکن این گونه امور هرگز سلب کننده اختیار و آزادى اراده انسانى نیستند و از طرف دیگر نمى‏توانند فطرت پاک الهى آدمى را - که اورا به سوى خدا و فضائل و پاکى‏ها فرا مى‏خواند - از بین ببرند. نقش عوامل محیطى یا وراثتى یاد شده آنها ایجاد زمینه گرایش به سوى برخى از رذالت‏ها و منکرات است. بنابراین تفاوت یک انسان حرامزاده یا فردى که در محیط تربیتىفاسدى تولد و رشد مى‏یابد با فرد حلال زاده یا کسى که در محیط سالم تولد و رشد یافته آن است که در وى زمینه گرایش به کژى‏ها و آلودگى‏ها بیشتر است ولى این زمینه هرگز توانایى و اراده اصلاح را از او سلب نمى‏کند و همین انسان بر حسب فطرت الهى میل به سوى نیکى‏ها و ارزش‏هاى متعالى نیز دارد. بنابراین مى‏تواند مانند هر کس دیگر به سمت ارزش‏ها و فضائل حرکت کند. در طول تاریخ نیز بسیارى از انسان‏هایى که در محیط سالم رشد کرده‏اند به سوى انحرافات گرویده و در مقابل افرادى در محیط هاى فاسد بر علیه تمایلات نفسانى پست خود قیام کرده و به اصلاح گراییده‏اند. از طرف دیگر عذاب و پاداش الهى نسبت به همه انسان‏ها یکسان نیست. چنان که گفته‏اند: در قیامت سه کتاب وجود دارد که به حسب آنها پاداش و جزا صورت خواهد گرفت: 1) پرونده سیئات. 2) پرونده حسنات. 3)پرونده نعمات. مقصود از نعمات صرفا آب و نان و ... نیست. بلکه مهم‏ترین آنها عوامل تربیتى مانند: پیامبران علما خانواده خوب دوستان خوب شرایط اجتماعى مناسب قواى ادراکى شرایط ژنتیک و... مى‏باشد. از این جا روشن مى‏شود که مسؤولیت هر کس در پیشگاه خداوند متناسب با نعمت‏هایى است که پروردگار به وىارزانى داشته و عدالت الهى ایجاب مى‏کند که با ملاحظه تمام شرایط و عوامل ارادى و غیر ارادى دخیل در افعال انسان هر فردى را پاداش و جزا بخشد. آنچه در روایات پیرامون حرامزادگان و ... آمده همه براى تذکر و یادآورى وجود همین زمینه‏هاست و از آنها مى‏توان در امور تربیتى نتایج درخشانى گرفت. بنابراین وجود این عوامل و تأثیر آنها هیچ تضادى با عدل الهى و پاداش و عذاب اخروى ندارد.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:26 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
وصال إلی الله ممکن نیست؛ مگر با بغض نسبت به دشمنان خدا و دشمنان اولیاء خدا و برای همین است که تولی و تبری دو رکن از فروع دین ما بوده و قابل زدودن از دین نیستند. عده ای ادعا دارند که محبت و عشق اهل بیت عصمت علیهم السلام را در دل دارند؛ اما از طرفی هم دشمنی با دشمنان ایشان را کینه ای بیجا و ناشی از هواهای نفسانی می دانند. آیا بی اعتباری این ادعا ثابت نمی گردد؟ چگونه می توان محبت امام معصوم(ع) را در دل نگاه داشت و توأم با آن دشمنی با قاتلین آن حضرت را منکر شد و از لعن و نفرین دشمنان معشوق خویش دست برداشت!؟ آری! از این روست که خدای متعال در قرآن کریم، درباره منافقین فرموده است: «و إذا لقوا الذین آمنو قالو آمنا و إذا خلو إلی شیاطینهم قالوا إنا معکم إنما نحن مستهزئون». یعنی: «و هنگامی که مومنین را ملاقات می کنند می گویند: ایمان آوردیم و هنگامی که با شیطان هایشان خلوت می کنند می گویند: ما با شمائیم؛ (ما فقط آنها را) مسخره می کنیم.» و از اینروست که در زیارت عاشورا، همانطور که بر امام حسین(علیه السلام) و اصحابش درود می فرستیم و تولای خود را نسبت به ایشان ابراز می کنیم، دشمنان ایشان را هم لعن می کنیم و از آنها برائت می جوئیم. من دشمنان و قاتلین امامان معصوم(ع) را لعن تا ابد می کنم اما وسوسه ای در ذهنم ایجاد می شود که آنطور که بخواهم این لعنت باشد نیست می خواهم راهنمایی ام کنید و آن این است که با لعنت بر آنها یاد عذاب بسیار سختی که بر آنها است و می شود می افتم و می گویم که خدا همه چی دستش است و آن آینده آدمها را می سازد (شاید اینجا اشتباه می کنم) بنابراین یک نفر را ابن ملجم (ملعون خدا و ائمه) قرار می دهد. بیچاره ببین چه عذابی باید ببینه! نمی دانم این به خاطر این است که من قوه قهریه ام کم است یا به خاطر این که یک ناآگاهی دارم و یا به خاطر اینکه وسوسه شیطان است؟! به هر حال من از شما می خواهم به من چیزی بگویید که موقعه لعن این شقی ها حسابی و از ته دل لعنتشون کنم و با جواب دادن به این شبه ها بگویم به درک می خواستند این کار را که حتما با اختیار انجام دادن نمی کردند؟ آیا این جواب من درست است که آنها می دانستند چه عمل هولناکی را انجام می دهند و چه عذابی در انتظارشان است ‌‌که این مهمه پس عذاب حقشان است؟ می شه رابطه شقی ها و تقدیر الهی را بگویید من نتونستم منظور خودم را خوب بیان کنم. امیدوارم که منظورم را فهمیده باشید و شبه های من را رفع کنید.
اینکه هر کسی به پدر و مادر خود بدی کند فرزند خود او نیز دقیقا همان گونه خواهد بود یک سنت در این دنیاست که همه بارها دیده اند حال در این مورد این فرزندی که هنوز به دنیا نیامده پیداست که چگونه خواهد بود آیا او ملزم به بد بودن نیست؟ 50 درصد بدی های او ارثی است ولی 50 درصد اراده و اختیار او نیز همیشه در جهتی است که از پیش تعیین شده یعنی تنبیه و عبرت پدر و مادر خود. در واقع کسی که در یک خانواده کامل از هر لحاظ به دنیا می آید خوب بودن برای او کمال نیست و اگر غیر از این باشد جای شک است و همین طور برای کسی که در محیط بد رشد کرده و بالعکس آن. خلاصه چرا باید همیشه گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمیزاد بزرگ شود؟
من در خانواده شوهرم با یکی از برادر شوهرها و خانمشان مشکلی دارم که البته ایشان چند سالی است که با ما در یک مجموعه زندگی می کنند (اگر بخواهم از اول توضیح بدهم که مشکل ما چه بوده است خیلی وقت می برد ولی خلاصه عرض می کنم) از اول ازدواجمان برادر شوهرم گاهی در زندگیمان دخالت می کردند البته نه به طور مستقیم بلکه افکار و صحبت های ایشان روی شوهرم اثر می گذاشت و ما را به جان هم می انداخت مثلا اگر آنها می خواستند به مهمانی بروند و این مهمانی از نظر من خوشایند نبود شوهرم مجبور بود که به خاطر برادرش به این مهمانی برود و همین موضوع باعث جر و بحث ما می شد. (اما ناگفته نماند که شوهرم هم کمی گوشی است و حرف و گفته دیگران زود روی او اثر می گذارد و من واقعا مانده ام که چگونه با او رفتار کنم و بعضی از وقت ها برادرش را به من می فروشد.) البته این یک نمونه کوچک بود. همیشه ما زن و شوهر با هم درگیر بودیم و یک سری از مسائلی که من دوست نداشتم ولی به صورت اجباری در زندگی من پیاده می شد. به هرحال در طی این سالها آن قدر مشکلات در زندگی ما آشکار شد که دیگر من تا آنجایی که توانستم خودم را از برادر و خانمشان دور نگه داشتم و شوهرم هم دیگر این موضوع برایش به اثبات رسیده و خودش هم این را فهمیده است که واقعا باید زیاد با آنها قاطی نشویم. (برادر شوهرم و خانمشان دیگر در زندگی من نفوذ کرده بودند و خانم ایشان کمی سخن چین است و تمام گزارشات زندگی من را برای فامیل شوهرم و دیگر جاری هایم بازگو کرده اند و هنوز هم می کنند.) طوری که نگاه فامیل شوهرم به ما جور دیگری است. ولی یک موضوع مرا آزار می دهد که واقعا باید با چنین افرادی که مخصوصا در نزدیکیمان هستند چه طور رفتار کنیم؟ البته عرض کردم که دیگر این خانواده برای ما مفهومی ندارند و دیگر شناخته شده هستند و بقیه همسایه ها هم تا حدی به اخلاق آنها آشنا هستند ولی خوب به هر حال دوست دارم راضی شوم که آیا این کار ما درست است که از آنها فاصله گرفته ایم و دیگر می دانیم که اگر دوباره با آنها رفت و آمد آنچنانی داشته باشیم دوباره روز از نو و روزی از نو؟ البته در این خصوص این را فهمیده ام که باید با آنها با سیاست رفتار کنم ولی همیشه ته دلم چیز دیگری است و دلم نمی خواهد با آنها زیاد مهربان باشم و حتی از سخن گفتن با خانم ایشان دوری می کنم. البته آنها هم در طی این سال ها هیچ لطفی در حق ما نکرده اند و همیشه باعث دردسر برای ما بوده اند ولی می خواهم از نظر وجدان خودم خیالم راحت باشد که آیا رفتار من با این خانواده صحیح است؟
آیا انسان موجودی مختار است؟ می دانم پاسختان آری است ولی مگر سرنوشت ما از قبل تعیین نشده است؟ اگر می خواهید بگویید که ما در سرنوشتمان مؤثریم باید بگویم این تأثیر ما در سرنوشت هم به خواست خداست!
مدتی پیش وقتی مادر بنده به من پیشنهاد کرد که برای ازدواج دخترخاله ام را انتخاب کنم (که دو سال از من کوچکتر است) از آن جا که علاقه ای به او نداشتم و هم این بحث مطرح شده بود جرأت کردم آن چه را مدت ها در دل داشتم با مادرم مطرح کنم و به او بگویم که به دخترخاله دیگرم (یعنی خواهر همان) علاقه مندم اما مسأله اصلی آن جا بود که او دو سال از من بزگتر است. البته دلیل این محبت این است که سالیانی از دوران کودکی ام را همبازی او بودم -به دلیل مسایل شرعی و فرهنگی بعد از 10-11 سالگی دیگر رابطه ما محدود و بعد از 13 سالگی کاملا قطع شد- مادرم می گوید این که تو به او علاقه داری اشکال ندارد ولی من مطمئنم که او به تو جواب منفی خواهد داد چون تو را مثل برادر کوچک تر خود می بیند و هرگز به عنوان همسر نمی پذیرد. حال من مانده ام چه کنم؟ از یک طرف همه می گویند ازدواج با دختر بزرگتر به صلاح نیست و وقتی چند سال از زندگی بگذرد پشیمان می شوی و همین طور در راه مطرح کردن این مسأله مشکلات زیادی وجود دارد مثلا پدرم که احتمالا مخالفت می کند و خود دختر هم که به احتمال زیاد جواب منفی می دهد. از طرفی برای گرفتن جواب مثبت فکر می کنم بعد از همه مسائل ذکر شده اگر خودم با او مواجه شوم و از او بخواهم که مرا رد نکند شاید بپذیرد اما با تمام این اوصاف از مسائلی که گفته شد می ترسم. می ترسم کار بچه گانه ای کنم و در صورت جواب منفی رابطه دو خانواده را تیره کنم و یا در صورت جواب مثبت با ورود به زندگی بعد از گذشت سالیانی پشیمان شوم و یا خلاصه با آن که او را خیلی دوست دارم می ترسم اشتباه بزرگی مرتکب شوم. از طرفی هیچ دختری در اقوام را مناسب نمی بینم و از ازدواج با غیر اقوام هم اصلا خوشم نمی آید. خواهش می کنم مرا راهنمایی بفرمایید. اطلاعات تکمیلی: من 22 ساله دانشجوی سال آخر مهندسی و دختر خاله ام 24 ساله دانشجوی ارشد است. مسأله توان مالی بنده برای شروع زندگی هم مشکلی است که شاید حداقل تا 2 سال دیگر طول بکشد.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed