جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من یک پسر 21 ساله هستم در دانشگاه شاهد ترم 6 مهندسی برق درس می خوانم الان یک ایمیل را برایتان می زنم از خدا شکایت دارم چرا جواب من را ندادی تا من مجبور شم به سایت شما میل کنم چقدر از خواستم که با یک راهنمایی یک ندایی من را کمک کنی از ائمه(ع) شکلایت دارم، درست است بدم اما شما که معدن خیر و رحمت هستید شما که نگهبانان علم هستید کمک خواستم چرا کمک نکردید چرا کمک نکردید و من را مجبور شوم که راز محرمانه ام را با نامحرمان در میان بگذارم. من مدت 5 سال است که گرفتار بیماری خودارضایی شده ام اولین باری که این عمل زشت را انجام دادم کلاس سوم دبیرستان بودم که کم کم شدت گرفت و گاهی کمتر شد و گاهی بیشتر به خدا قسم بعد از هر بار که این گناه را انجام می دهم تا مدت ها غمگین می شوم شرمنده می شوم گریه می کنم چقدر دعای عهد را خواندم و گفت که تا چهل روز عهد می بندم که دیگر این گناه را انجام ندهم و خدا من را به واسطه این چهل روز پاک دامنی از شر شیطان در امان می دارم اما همش تا 20 و چند روز می خواندم و بعد فشار این گناه مرا در کام خود می کشید. می دانستم که درمان اصلی این بیماری ازداوج است، اما من پدر و مادر فرهیخته ای نداشتم که بفهمند فرزندشان این مشکل را دارد با اینکه رفتار و حرکات من واضح و تابلو بود! تابستان سال قبل که خسته شدم وقتی به پیش امام رضا(ع) رفتم می دانستم که امام دستش باز است اگر او هر چه از خدا بخواهد می دهد، خواستم زمینه ازداوج من را فراهم کند، می دانستم هر کسی که از امام رضا(ع) چیزی در مورد ازدواج بخواهد رد نمی کند والله درخواست من حرام و یا خطا نبود که برآورده نشد و یا اینکه می گویید مصلحت نبود آیا کار خیر هم مگر می شود مصلحت نباشد؟ خواستم حداقل به خوابم بیاد یک راهنمایی بکند نام و نشان همسری را که برای من انتخاب کرده بدهد تا من جرأت پیدا کنم و به پدر و مادر بگم که زن می خواهم اما نیامد و من نا امید از دست او. بارها از خدا خواستم گفتم خدایا من زن هم نمی خواهم حداقل غریزه جنسی ام را از من بگیر تا گناه نکنم لذت نمی خواهم، کاری کن گناه نکنم این شیطان خدا نشناس هم که دست از سر مردم و جوانان بر نمی دارد خدا هم که به داد ما نمی رسد این چه جنگ نابرابری است حداقل یک نشانه ای به من خدا نشان نداد تا دلم را به او خوش کنم و بگم خدا از دور هوامون رو داره ایرادی نداره اگر صدایش را نمی شویم اگر از نزدیک امام زمان(عج) را نمی بینیم اما اونها از دور هوامون را دارند. 25 اسفند ماه با کاروان راهیان نور رفته بودم مناطق عملیاتی جنوب در طلائیه از حاج همت خواستم که به خوابم بیاد یک کم باهاش صحبت کنم درد دل کنم تا قوت بگیریم یک کم کمکم کنه اما تا حالا که نیامده در جنوب به تمام مناطقی که می رفتیم از شهداء فقط یک درخواست داشتم اون هم اینکه من را کمک کنند تا در مقابل میل جنسی ام مقاومت کنم همه حرف هایم این بود. می بینید که بدبختم من از درس و زندگی افتاده ام تا با این میل جنسی ام مقابله کنم نمی گویم امام زاده ام از فشار این میل هزار و یک سایت مستهجن را هم دیده ام که این ها فکرم را خراب کرده اند دردم را بیشتر کرده اند، اما به خدا از همان روز اول از خدا و پیامبران و شهدا خواسته ام که کمکم کنند اما نمی دانم چرا هنوز یک اشاره ای هم به من نکرده اند تا دلم را خوش کنم. خدا لعنت کند عمر را که متعه را حرام کرد خدا لعنت کنند مردم متعصب را که متعه را حرام می دانند. بدم می آید از خودم وقتی حسادت می کنم به مرد و زن جوانی که در خیابان راه می آید، از خدا به خاطر این نیازم بارها شکایت کرده ام گفته ام که خدایا تو خود بی نیازی و ما را نیازمند آفریده ای و حالا نیاز ما را برطرف نمی کنی. اکنون من هنوز از درگاه خدا ناامید نشده ام ولی روی مرز ناامیدی هستم می دانم که ناامیدی از درگاه خدا بزرگترین گناه است اما وقتی جواب آدم را بعد از این همه تلاش نمی دهد حق دارم که ناامید شود. این ها شاید یک هزار درد درون سینه ام باشد خدا می داند که چه آتشی در این دل من است اما هیچ محرمی را نیافتم تا با او صحبت کنم اصلا خجالت می کشم بگم یک چنین دردی دارم تنها خدا و ائمه(ع) را داشتم و بارها نام برایشان نوشته ام نامه برای خدا و نامه های زیادی برای امام زمان(عج) امام نمی دانم که چرا جواب هیچ کدام از نام ها های من را نداد اند مجبور شدم به سایت شما نامه بنویسم امیدوارم راه حلی عملی و شدنی برایم داشته باشید تا با یاری خدا و شما که وسیله خدا هستید از این غم و درد رهایی یابم؟ در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ---- گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:07 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 39185
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
با سلام باید عرض کنیم که کمک خدا و اهل بیت علیهم السلام از طریق همین اسباب طبیعی است و کانال ارتباطی خاص برای هر فرد ندارند لذا با خواسته های غیر معقول خود را ناامید نسازید و به انها بد بین هم نباشید و ما و افراد همانند ادمها و حتی غیر ادمها مسیر دعوت به خیر هستند و از همین مسیر در راه حق گام بردارید
اما راه پاک زیستن نزدیک است که راهکارهایی ان را در زیر بیان می کنیم :

بدون تردید سنت های الهی و وعده های خداوند حق است و قابل تحقق و نباید نسبت به آنها با شک و تردید نگریست. اگر قرآن جوانان را تشویق به ازدواج می کند و می فرماید خداوند آنان را بی نیاز می کند و از فقر نجات می دهد و یا پیامبر گرامی اسلام می فرماید: به افرادی که بی همسر هستند همسر دهید زیرا خداوند در پرتو ازدواج اخلاق آنان را نیکو می گرداند و رزق و توان مالی آنها را وسعت می بخشد و بر مروت و ارزش های انسانی آنها می افزاید. همه این وعده ها و رهنمودها حکیمانه و حساب شده است زیرا در پرتو ازدواج افق های جدیدی به روی انسان گشوده می شود که پیش از ازدواج وجود نداشت. یکی از مهمترین عوامل موفقیت هر انسانی وجود انگیزه های قوی برای فعالیت و تلاش است. جوانی که ازدواج می کند احساس مسؤولیت بیشتری می کند و در نتیجه انگیزه کار و فعالیت در او صد چندان می شود زیرا او خود را مسؤول اداره زندگی جدید و تأمین معاش و حفظ آبروی خود و خانواده می بیند بنابراین تمام ابتکار و استعدادهای نهفته خود را به کار می گیرد مضافا بر این که با ازدواج بسیاری از موانع و مشکلات روحی و فشارهای روانی ناشی از فشار جنسی، پریشانی و تنهایی از بین می رود و با قرار گرفتن در کنار همسری مهربان، همدم و دلسوز آرامش روحی به دست می آورد در نتیجه خودش را آماده فعالیت و تلاش می کند و با انگیزه فراوان همه توان خود را به کار می گیرد تا از امکانات موجود برای تأمین زندگی خود بهره مند شود جوانان با ازدواج هویت و شخصیتی جدید پیدا می کنند و جامعه نیز برای آنها اعتبار ویژه ای قائل می شود علاوه بر این از یک سلسله تسهیلات مانند وام ازدواج و مزایای شغلی نیز برخوردار می شوند. علاوه بر این یک سلسله امکانات و وسایل زندگی به صورت جهیزیه از طرف خانواده همسرشان داده می شود که در واقع بیشتر وسایل یک زندگی مشترک برای ادامه زندگی آنها فراهم می شود دوستان و فامیل نیز با اهداء کادوهایی، ازدواج آنها را تبریک می گویند و این امکانات مادی و معنوی همراه با آرامش روانی در واقع نعمت های الهی هستند که با ازدواج سرازیر زندگی زوجین می شود البته یک سلسله مشکلاتی نیز در راه اندازی این زندگی باید هم خانواده پسر و هم خانواده دختر متحمل شوند و این امری طبیعی است بنابراین نسبت به وعده های الهی و توصیه های رهبران دینی در امر ازدواج هیچگونه شک و تردیدی نداشته باشید و اگر باور نمی کنید از همین الان اقدام کنید و امتحان کنید تا باور کنید.
دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای مستحب و مورد ترغیب خداوند است چرا که قبل از اقدامات شخصى و تصمیم گرفتن بر اساس فهم و شناخت فردى به خداوند روى آورده و از او خیرخواهى نموده‏اید و از اوهدایت جسته‏اید لذا در روایات متعدد حضرات ائمه(ع) ما را به دعا کردن و نماز خواندن براى دست یافتن به یک ازدواج موفق توصیه و سفارش نموده‏اند. کافى است با حسن اعتماد و قلب پاک رو به درگاه الهى آورید و دعا کنید. توجه شما را به روایت زیر جلب مى‏کنیم:
از امیرالمؤمنین نقل شده که هر کس قصد ازدواج داشته باشد دو رکعت نماز گذارد در هر رکعت پس از حمد سوره یاسین بخواند پس از اتمام نماز حمد و ثناى پروردگار گذارد.
افزون بر این، دو دعا را نیز زیاد بخوانید در قنوت نماز و بعد از هر نماز، در سجده و یا هر وقت دیگر:
1. «H}اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک{H؛ خدایا مرا بی نیاز کن با حلالت از حرامت و با فرمانبرداریت از نافرمانیت». برخی از بزرگان توصیه کرده اند این دعا 114 مرتبه در یک مکان مقدس مانند مسجد یا زیارتگاه خوانده شود.
2. «H}رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر{H؛ خدایا! بی تردید من به خیری که تو بر من فرو می فرستی نیازمند و محتاجم».V}(قصص، آیه 24){V
قرآن مجید می فرماید که وقتی موسی گرسنه و تنها و بی سرپناه این دعا را خواند به لطف خدای عالی حضرت شعیب دختر خود را به سوی او فرستاد و او را به دامادی برگزید.
ان شاء الله دعاهای قرآنی برای همه ما مفید بوده و ظرفیت استفاده از آنها را داشته باشیم همچنین دعای معراج و نادعلی برای گشایش همه گرفتاری ها از جمله مشکل شما مفید است.
آیه شریفه «A}و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیئ قدرا{A؛ هر کس از خدا بپرهیزد و ترک گناه کند خداوند برای او راه نجاتی قرار می دهد و مشکلات زندگی او را حل می کند و او را از جائی که گمان ندارد روزی می دهد. و هر کس بر خدا توکل کند و کار خود را به او واگذارد خدا کفایت امرش می کند. چرا که خداوند قادر مطلق، فرمانش در همه چیز نافذ است و هر کاری را اراده کند به انجام می رساند ولی خداوند برای هر کار و هر چیز اندازه و حسابی قرار داده است.»V}(سوره طلاق آیه3-2){V خداوند ضمانت کرده که هر کس توکل کند در نمی ماند، و خداوند قادر بر انجام این ضمانت است.
این آیه از امید بخش ترین آیات قرآن مجید است که تلاوت دل را صفا و جان را نور و ضیا می بخشد، پرده های یأس و ناامیدی را می درد، شعاع های حیات بخش امید را به قلب می تاباند و به تمام افراد پرهیزکار با تقوا وعده نجات و حل مشکلات می دهد.
در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که پیامبر(ص) فرمود: «من آیه ای را می شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند برای حل مشکلات آنها کافی است، پس آیه «و من یتق الله» را تلاوت فرمود و بارها آن را تکرار کرد.
در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «هر کس بسیار استغفار کند خدا برای او از هر اندوهی گشایشی، و از هر تنگنائی راه نجاتی قرار می دهد.»
قرائت آیات فوق بعد از نمازهای واجب به قصد حل مشکلات بسیار مؤثر است.
با توجه به نکات ذکر شده و با بررسی کامل زندگی خود و خانواده و با توکل به خدا اقدام کنید. اگر خانواده با شما همراه و هم عقیده و کمک کار هستند و در طول تحصیل کمک می کنند تا زندگی شما سر و سامان بگیرد مشکل حل است دنبال مقدمات کار بروید مدتی طول می کشد تا به انجام برسد بعد از آن هم می توانید تا قبل از ازدواج رسمی تلاش کنید و درآمدی کسب کنید و زندگی مشترک را شروع کنید اگر خانواده شما نسبت به تأمین مسکن و ... کمک می کنند که قضیه حل است والا باید دورانی بعد از عقد صبر کنید تا مقدمات ازدواج فراهم شده در هر صورت با فکر و مشورت و توکل اقدام کنید.V}(جهت اطلاع بیشتر از تفسیر آیات به تفسیر نمونه ،ج24، ص235 به بعد مراجعه کنید){V


دانشجوی گرامی شما در موقعیت سنی خاصی هستید که غریزه جنسی در آن به اوج شکوفایی می رسد و در حال حاضر این غریزه به خصوص با تحریکاتی که در زندگی و محیط امروزی وجود دارد, شما را در فشار و مضیغه قرار داده است. به منظور خلاصی از این فشار و حفظ خود از گناه, دو راهکار واقعی وجود دارد 1- راهکار ازدواج 2- راهکار کنترل غریزه و تقویت معنویت.
توضیح بیشتر:
یگانه راه کنترل واقعی شهوت و نجات از تحریکاتی که در اثر روابط در محیط های آلوده و نامناسب عارض انسان می شود, ازدواج است, باید تمام همت خود را در این جهت به کار گیرید ولی اگر به هر دلیل نمی توانید ازدواج کنید, چاره ای جز استفاده از روشهای کنترلی و تقویت معنویت نیست. با این روشها آشنا هستید, ولی در عین حال در ادامه پاسخ مطلبی برایتان ارسال نموده ایم که تقریبا به صورت جامع بحث کنترل شهوت را پی می گیرد.
غریزه جنسی:
غریزه جنسى یکى از خواص طبیعى انسان است و انسانى که از نظر جسمى و روحى سالم باشد داراى چنین کششى مى‏باشد و این خود یکى از نعمت‏هاى خدادادى به بشر است. در نتیجه آن چه تا حدى مقدور است کنترل آن و استفاده صحیح و معقول از این میل است و این که انتظار داشته باشیم با رعایت نکات اخلاقى و عرفانى به کلى نسبت به این مسأله بى‏احساس شویم، انتظارى واقع‏بینانه نیست. طبیعت اشخاص هم در سردى و گرمى مزاج و شدت غریزه جنسى متفاوت است و بر همین اساس مقایسه خود با دیگران نیز کار درستى نیست و ممکن است احیاناً به یأس آدمى منجر گردد.
قدرت غریزه جنسی:
بدون تردید غریزه جنسی و غریزه خوردن و آشامیدن در انسان از قدرت فوق العاده ای برخوردارند و تأثیر فراوان آن ها در چرخه زندگی و نقش بنیادی و بسیاری قوی آنها در رفتار و افکار و فعالیت های فردی و اجتماعی آدمی، امری غیر قابل انکار است و شاید مبنای دو مکتب «فرویدیسم» و «مارکسیسم» حاصل نگرش افراطی این دو رویکرد به این غرایز باشد. مکتب فرویدیسم با مهم جلوه دادن بیش از حد غریزه جنسی و اصالت دادن به آن و مارکسیسم با اصالت دادن به نیازهای طبیعی و مادی مانند غذا و مسکن، بیش از یک قرن در عرصه حیات فکری بشر جولان دادند و در بیشتر عرصه های علمی تأثیرگذار بودند. این دو مکتب سایر نیازهای بشر را متفرع و شعاعی از این دو دسته نیاز می دانند البته هر دو تفکر بدلیل رویکرد افراط گونه خود به غرایز در حال حاضر منسوخ شدند و فاقد اعتبار علمی هستند اما واقعیت این است که قطع نظر از افراط و تفریط هایی که در زمینه غرایز جنسی و غیر جنسی شده است؛ باید اذعان کرد که نیازهای جنسی نقش فوق العاده ای در فعالیت های فردی و اجتماعی بویژه در زندگی مشترک و دوام آن دارد. اما این غریزه اگر رها شود، همچون موریانه که بی‏رحمانه بر درختان تناور هجوم می‏آورد و از درون آن ها را پوک و تهی می‏سازد، جسم و جان آدمی را به تحلیل برده و رفته رفته به ویرانی و سقوط می‏کشاند.
توانمندی جوان در حفظ پاکدامنی:
بدون تردید اگر خداوند غریزه جنسی را در انسان قرار داده قدرت و توان مقابله با گناه را نیز در وجود وی قرار داده است بنابراین هر انسانی باید با عزم و همتی سترگ به مبارزه با گناه برخیزد و همواره کوشش کند که برای اولین بار که میل به گناه آمد با جدیت تمام در برابر آن مقاومت کند آن گاه به تدریج مبارزه آسان خواهد شد.
گاهی اوقات ممکن است برای بعضی از افراد واقعا امکان ازدواج به هیچ وجه فراهم نشود، در این صورت، قرآن کریم دستور به پاکدامنی و عفاف می دهد و می‏فرماید: «ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنهم‏الله من فضله» ، خداوند در این آیه، صریحاً دستور به عفاف و خودنگهداری می‏دهد و این بهترین شیوه و روشی است که با به کار بستن آن روح ایمان و تقوا در انسان پرورش می‏یابد و سبب تقویت اراده و تسلط بر نفس می‏شود و روحیه عفت در انسان زنده می‏گردد.
موثرترین راهکار:
ازدواج گاهی بر انسان واجب می شود، در این صورت اقدام به ازدواج به صورت یک وظیفه شرعی در می آید که تخطی از آن گناه محسوب می شود. در مورد ازدواج تمامی مراجع عظام تاکید می کنند که اگر چه اصل ازدواج در اسلام واجب نیست و از مستحبّاتی است که به آن بسیار سفارش شده است؛ ولی اگر کسی به واسطه نداشتن همسر، به حرام و گناه بیفتد، ازدواج بر او واجب می‏گردد و حق ندارد مجرد بماند.
ممکن است بگویید: به لحاظ اقتصادی و شرایط تحصیلی و یا خانوادگی فعلا امکان این کار نیست، این ممکن است ناشی از نوعی ترس از فقر منفی باشد. توجه داشته باشید که مؤمن؛ یعنی کسی که به خدا و توانایی او اعتماد دارد و در مشکلات زندگی به او توکل می کند، هرگز نسبت به انجام وظایف شرعی خود به خاطر ترس از فقر و اینکه شاید شغلی گیرم نیاید و یا هزینه آن را چگونه تهیه کنم، کوتاهی نمی کند. شما به وظیفه خود به خاطر خدا اقدام می کنید، خدای متعال هم وظیفه خود را که روزی رسانی به بندگان است می داند و هرگز بنده مؤمن خود را رها نمی کند. کسانی که ازدواج می کنند اکثرا امکانات کاملی برای زندگی نداشته اند، ولی به تجربه دریافته اند که مشکلات حل می شود و حتی به صورتی که شاید قابل محاسبه و پیش بینی هم نبوده، امکانات ازدواج و ادامه زندگی برایشان فراهم شده است.
قرآن کریم در سوره نور پس از اینکه به مؤمنان دستور ازدواج می دهد، می فرماید: اگر فقیر باشند خدای متعال از فضل و کرم خویش ایشان را بی نیاز می کند و خداوند وسعت دهنده و بسیار دانا است. «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم» چند نکته و دستور مهم در این آیه شریفه وجود دارد:
1. زنان و مردان مجرد باید ازدواج کنند.
2. در راه ازدواج از فقر نترسند؛ زیرا خداوند آنها را از فضل خودش غنی و بی‏نیاز خواهد ساخت.
بدون شک کسی که برای حفظ ایمان و پاکی نفس خود اقدام به ازدواج نماید امدادهای الهی به کمک او می آیند و خداوند گره از مشکلات او خواهد گشود «من یتق الله یجعل له مخرجا». و باز تجربه نشان داده تا زمانی که شخص مجرد است احساس مسؤولیت نمی‏کند و ابتکار و نیروی خود را به اندازه کافی برای کسب درآمد مشروع به کار نمی‏گیرد و همچنین اگر درآمدی پیدا کرد در راه حفظ و بارور ساختن آن و مصرف صحیح نمی‏کوشد اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می‏شود و خود را شدیدا مسؤول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسایل زندگی می‏بیند و بدین سبب است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «رزق همراه زنان است زن بگیرید تا روزی شما فراوان گردد.» و ازدواج بر خلاف تصوراتی که در ذهن وجود دارد کار چندان مشکلی نیست مشروط به اینکه از آداب و رسوم دست و پاگیر و هزینه‏های تشریفاتی پرهیز شود و برای این منظور می‏توان همسر خود را از خانواده‏های مؤمن و عفیف و متوسط اجتماع و کم توقع انتخاب کرد و به طور قطع انتخاب همسر شایسته و با ایمان و عفیف هیچ گاه پشیمانی به دنبال نخواهد داشت پشیمانی وقتی پیش می‏آید که ازدواج از روی هوا و هوس و با معیارهای غیرمنطقی انجام گیرد. و چنان چه ازدواج الآن و در شرایط کنونی مقدور نباشد می توان با اجرای عقد امر عروسی و ازدواج را تا فراهم شدن شرایط مساعد به تأخیر انداخت و از مزایای دوران شیرین نامزدی بهره مند شد و راه حل دوم در آیه شریفه این است که اگر به هر دلیلی قدرت بر ازدواج فراهم نشد باید عفاف را پیشه خود ساخت و خود را از آلوده شدن به گناه حفظ کرد تا خداوند گشایشی در کارها حاصل نماید.
راه حل مشکلات:
ما همه می دانیم که جوان برای ازدواج با مشکلات عدیده ای مانند شغل, مسکن, تحصیل, آداب و رسوم و مهریه های سنگین روبرو است.
بدون تردید برای حل اساسی مشکلات ازدواج جوانان، باید موانع ازدواج که به برخی از آنها اشاره شد از سر راه جوانان برداشته شود و انجام چنین کاری نیاز به یک عزم ملی و برنامه ریزی صحیح از ناحیه همه مسئولین نظام اسلامی بویژه قوه مجریه دارد. البته این بدان معنا نیست که خود جوانان، خانواده ها و سایر نهادهای فرهنگی- مذهبی مسئولیتی نسبت به ازدواج جوانان ندارند بلکه خود جوانان مهمترین نقش را می توانند در حل این بحران داشته باشند در این جا به برخی از راه کارها اشاره می شود:
1. پرهیز از تشریفات غیر ضروری و کنار گذاشتن برخی از رسم و رسومات دست و پاگیر.
2. کاهش سطح توقعات و انتظارات.
3. تقویت فرهنگ ازدواج های ساده و کم خرج.
4. تقویت ایمان و اعتقاد جوانان به آموزه های دینی درباره ازدواج. به عنوان مثال: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «کسانی که تنگ دست اند دلهره فقر و مشکلات مادی نداشته باشند زیرا خداوند وعده داده است که از فضل و رحمتش جوانان نیازمند را در امر ازدواج کمک کند.»
5. کاهش مهریه ها.
6. تشکیل صندوق های قرض الحسنه فامیلی برای کمک به ازدواج جوانان.
7. تقویت باورهای دینی، روحیه امید و توکل در جوانان.
راهکار ازدواج موقت:
در صورت امکان بهترین راه برای ارضا صحیح و مشروع غریزه جنسی، ازدواج دائم است. اما اگر به هر دلیلی امکان ازدواج دائم برای افراد فراهم نباشد اسلام راهکار دیگری تحت عنوان ازدواج موقت را توصیه کرده است اما این که چگونه ازدواج موقت را می شود انجام داد به عوامل متعددی بستگی دارد که مهم ترین آنها مسائل فرهنگی است. در حال حاضر هنوز از نظر فرهنگی ازدواج موقت در جامعه ما جا نیفتاده است و مردم ما پذیرای این نوع ازدواج نیستند گرچه گوشه و کنار انجام می شود. کسانی که متصدی فرهنگ جامعه هستند مانند رسانه های گروهی، وزارت ارشاد اسلامی، دانشگاه ها و حوزه های علمیه و صدا و سیما باید همه با هم و به صورت هماهنگ قبحی که نسبت به ازدواج موقت در جامعه و در میان مردم وجود دارد را از بین ببرند و با بیان فواید آن، و بیان ضررهای عدم تحقق آن فرهنگ عمومی را آماده پذیرش آن نمایند. البته بیشتر مراجع برای ازدواج موقت با دختر باکره اذن پدر را شرط می دانند.
آثار و عواقب طغیان شهوت و گناه خود ارضایی:
در اینجا توجه شما را به عواقب خودارضایى جلب می نماییم تا با آگاهى از آنها بهتر بتوان از این گناه اجتناب ورزید. البته عواقب سوء و پیامدهاى منفى و عملى این گناه جداى از آن که معصیت است، فراتر از آن است که بتوان آنها را برشمرد، بلکه فقط به چند مورد از آن اکتفا مى‏کنیم:
1- پیامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بینایى، تحلیل رفتن قواى جسمانى، عقیم شدن و ناتوانى در تولید مثل، پیرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بین رفتن طراوت صورت.
2- پیامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گیرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخویى، کسالت دائمى، ضعف اراده.
3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏میل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غیرت شدن، احساس طرد شدن، از بین رفتن عزت، پاکى، شرافت و جایگاه اجتماعى، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگى مشترک.

T}چند راهکار کلی:{T
برای کنترل غریزه جنسی هم خود فرد و هم والدین و اطرافیان مسئولیت دارند. آن چه مربوط به خود فری می‌شود و سؤال شما از این زاویه است عبارتند از:
1- برنامه‌ریزی برای کار مداوم
جوانان و نوجوانان از نیروی سرشار و فوق‌العاده‌ای برخوردارند. این نیرو اگر در زمینه‌های دیگر مورد اساتفاده قرار نگیرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرایط سنی آن‌ها در قالب امور جنسی و شهوانی ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نیرو و توان خود رادر این زمینه به مصرف برسانند تا حدودی از انحرافات اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی در آنان پیشگیری می‌شود. کارهای بدنی موجب تعادل جسم و روان می‌شود. اگر نیک بنگریم افرادی که به کار مداوم مشغول هستند و نیرو و استعدادشان را در زمینه‌های مثبت و سالم به کار می‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقی و بحران‌های روحی می‌شوند. کار موجب می‌شود نیرو و انرژی جوان قبل از آن که به چربی‌های اضافی تبدیل گردد و اختلالاتی در ساز و کار اندام‌های بدن ایجاد گردد، از طریق سوخت و ساز مفید و سالم به مصرف برسد.
2- تنظیم خواب
تحقیقات نشان می‌دهد که بیش‌تر انحرافات به خصوص در زمینه مسایل جنسی از فکرهای ناسالم و خیال‌پردازی‌هایی که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشی می‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و یک سری مسایل و موضوعات مربوط به دوره جوانی، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشیده خواهد شد. بنابراین، یکی از روش‌های پیشگیری از انحرافات این است که برنامه خواب به صورت دقیق تنظیم شود و تا زمانی که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نروید. وقتی به رختخواب بروید که کاملاً خسته و آماده خواب هستید. لازمه این کا این است که در طول روز مشغول فعالیت‌های مهم بوده و به اندازه کافی کار کرده باشد.
طبیعی است اگر جوان با خستگی به رختخواب نرود، به ناچار مدت زمانی را در بستر بیدار خواهد ماند تا به تدریج به خواب رود و چون افکار و اندیشه‌های شهوانی و تحریک‌آمیز معمولاً در این مواقع به سراغ جوان می‌آیند، تنظیم ساعات خواب برای جوان، ضرورت خاصی می‌یابد. یکی از روان شناسان در این باره می‌گوید: نیمه اول شب بیش از نیمه دوم آن به بدن نیرو می‌دهد بنابراین باید از آن به نحوی مفید استفاده شود. و صبحگاهان به محض اینکه از خواب بیدار شدید. بی‌درنگ از بستر برخیزید و توجه داشته باشید که بامدادان بیدار ماندن در بستر خواب، بسیار زیان‌بار است، جسم را سست و ناتوان می‌سازد و وسوسه‌های شوم در دل فرد ایجاد می‌شود.
3- دوری از محیط‌های آلوده و ناسالم
یکی از علل و عوامل انحرافات جنسی و به طور کل انحرافات اخلاقی، محیط آلوده و محرک‌های شهوانی است. محیط از طریق وارد نمودن عناصر محرک در گرایش‌های انحرافی، منجر به طغیان غریزه جنسی در جوان می‌شود. مسایلی از قبیل بدحجابی، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخی از سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های خارجی و هم چنین استفاده نادرست از اینترنت در تحریک شهوت و غریزه جنسی جوان مؤثر است شاید برای برخی زا نوجوانان یادآوری و تذکر مسایل دینی و اخلاقی چیزی بیهوده و غیر ضروری تلقی شود، زیرا آن‌ها نه در فکر سلامت خویش هستند و نه مسایل اخلاقی و دینی را می‌پذیرند، اما برای شما که روحیه مذهبی قوی دارید و همین مسأله باعث شد تا نگران آینده‌تان باشید، گفتن این مسایل مهم و ضروری است. اگر واقعاً می‌‌خواهید از جوانی‌تان به خوبی استفاده کنید و در راه درست و سالم گام بردارید، سعی کنید از محیط‌های آلوده و دیدن عوامل تحریک کننده، جداً پرهیز نمایید.
4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت
یکی از زمینه‌های پیدایش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بی‌برنامه نوجوانان را عاصی و سرگردان می‌کند. آن‌ها به تدریج سرخورده و مأیوس می‌شوند و در نتیجه به دنیای درون خویش پناه می‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهی برای مشغولیت خود می‌جویند.
5- پیشگیری از روابط ناسالم
جوانان و نوجوانانی که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بی‌بند و بار دوست و رفیق هستند، کم کم به انحرافات کشیده می‌شوند و تحت تأثیر امور شهوانی قرار می‌گیرند. نفوذپذیری جوانان از دوستان و همسالان بیش از سایر گروه‌ها است. در سنین بلوغ صحبت‌های آهسته و در گوشی بین نوجوانان بیش‌تر می‌شود و محور این گفتگوها، غالباً مسایل جنسی و امور شهوانی است که به صورت مخفیانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح می‌شود. برای پیشگیری از انحرافات اخلاقی سعی کنید از دوستی‌های آلوده و مشکوک جداً پرهیز نموده و با افراد سالم و مذهبی ارتباط برقرار نمایید.
6- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش
همه آنچه بیان شد، به نحوی می‌توانند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت و غریزه جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه‌های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. در شرایط کنونی، خلأ عظیم و هولناکی از اخلاق و معنویت پدید آمده و تمامی مشکلات انسان‌ها نیز از همین جا ناشی شده است.
اگر با تقویت ایمان و نیروی اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقویت گردند، بدون شک بخشی از مشلکات آنان به ویژه در زمینه مسایل اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی درمان می‌شود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می‌بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش می‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می‌باشد، در این صورت احتمال اینکه مرتکب گناه نشود بسیار زیاد است.‌
یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و همیشه نماز خود را اول وقت انجام دهید، خداوند شما را یاری می‌کند تا از هر گناهی مصون بمانید و تحت تأثیر شهوت و غریزه جنسی قرار نگیرید. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» به درستی که نماز انسان را از هر گونه آلودگی و عمل زشت و گناه دور نگه می‌دارد. نماز واقعی نه تنها والاترین عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقی تلقی می‌شود، بلکه عامل تهاجمی علیه انحرافات و شهوت‌ها نیز محسوب می‌گردد.
7- تسهیل و تسریع ازدواج
علاوه بر آن که جوان سعی در کنترل شهوت و غریزه جنسی می‌کند، باید برای ازدواج که یگانه راه درست ارضای غریزه جنسی می‌باشد، نیز اقدام کند به این معنا که پسرها از 18 سالگی به بعد می‌توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرایط را مساعد می‌بینید، از همین سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبی به خواستگاری آن‌ها آمد به دلایل نوعاً غیر موجه و پوچ مثل هنوز زود است، می‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادی خوبی ندارد و... از ازدواج خودداری نکنند و والدین هم سنگ اندازی‌های غیز منطقی نداشته باشند.
امید است با رعایت این نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانید غریزه جنسی و حس شهوت را در خویش کنترل و مهار نمایید و زمانی که فرصت مناسب برای ازدواج فراهم گردید، به ازدواج اقدام کنید.

توصیه های کاربردی:
1. هر کاری که می خواهید انجام دهید با دقت آن را ارزیابی کنید و سپس برای انجام آن تصمیم بگیرید.
2. از تقلید و پیروی کورکورانه از دیگران در هر کاری جداً اجتناب کنید.
3. از بیان جمله «نمی توانم» خودداری و بجای آن به خود تلقین کنید که «من به خوبی از عهده این کار بر می آیم».
4. برای شروع کار و تقویت اراده خود از کارهای کوچک شروع کنید مثلا تصمیم بگیرید صبح ها در یک ساعت معینی از خواب بیدار شوید.
5. بعد از بیدار شدن از خواب و خواندن نماز صبح تصمیم بگیرید 10 دقیقه قرآن بخوانید.
6. اگر در انجام کارها موفق شدید حتما به خودتان جایزه بدهید و آن را در دفتر کارهای روزانه خود به عنوان یک موفقیت ثبت کنید.
7. بعد از هر موفقیتی خدا را شکر کنید و با خود عهد ببندید که به شکرانه موفقیتی که نصیب شما شده آن کار را ادامه دهید.
8. بعد از موفقیت در کارهای فوق تصمیم جدیدی اتخاذ کنید مثلا با خود شرط کنید که هر روز 20 دقیقه باید ورزش کنم.
9. در صورت موفقیت در تصمیم جدید یک علامت مثبت دیگر در کارنامه خود ثبت کنید.
10. اگر در تصمیم جدید ناکام شدید علل آن را بررسی کنید در صورت تنبیلی و کاهلی خود را جریمه کنید مثلا یک روز روزه بگیرید.
11. به همین ترتیب هر روز چند کار ارادی برای خود در نظر بگیرید و انجام دهید البته مراقب باشید انتخاب کارها از روی واقع بینی باشد و از تصمیم گیری های بلند پروازانه خودداری کنید و سعی نمائید درجه مشکلی کارها را بتدریج افزایش دهید تا با تحمل نفس شما همخوانی داشته باشد.
12. بعد از این که خود را در انجام برخی از کارهای ایجابی مثل صبح زود بیدار شدن، نماز سر وقت، تلاوت قرآن و ورزش صبحگاهی، موفق شدید برای انجام کارهای سلبی تصمیم بگیرید یعنی تصمیم بگیرید کارهایی که نباید انجام دهید را بتدریج ترک کنید مثلا به عنوان نمونه می خواهید غرایز جنسی خود را مهار کنید. در اینجا باید رفتارهایی که باعث شعله ور شدن شهوات می شود را ترک کنید.
أ‌. ابتدا نگاه خود را کنترل کنید و تصمیم بگیرید در برخورد با جنس مخالف نگاه خود را فرو بیندازید.
ب‌. از گفتگو با جنس مخالف مگر در مواقع ضروری و در حد ضرورت اجتناب کنید.
ت‌. از پوشیدن لباس های تنگ که موجب تحریک شهوت جنسی می شود خودداری کنید.
ث‌. از دست ورزی با خود پرهیز کنید.
ج‌. از پرخوری بویژه غذاهای مهیج شهوت مثل سیر، پیاز، فلفل، تخم مرغ و ... اجتناب کنید.
ح‌. افکار خود را بتدریج کنترل کنید زیرا افکار منشاء رفتارند.
خ‌. هر شب، اعمال خود را محاسبه کنید. رفتارهای ارادی که باید انجام می دادید را در صورت انجام یادداشت کنید و رفتارهایی که باید ترک می کردید را نیز در صورت موفقیت یادداشت کنید.
د‌. در انجام همه مراحل تقویت اراده جهت کنترل شهوات از خداوند استعانت جویید زیرا همه نیروهای ما از خداست. پس باید در برابر موانع از خداوند کمک بگیرید. نیروی اراده ما نیز از خداست سعی کنید اراده خود را در جهت اراده الهی قرار دهید یعنی چیزی را اراده کنید که مورد رضایت حق تعالی است.
ذ‌. با کسانی همنشینی و معاشرت کنید که دارای اراده قوی و نظم در انجام مسئولیت ها و تکالیف خود هستند و از معاشرت با افراد سست اراده و ضعیف الایمان که اهل معصیت اند جدا خودداری کنید.
ر‌. روزه نقش عجیبی در کنترل شهوات و تقویت اراده دارد سعی کنید هر هفته حداقل یک روز روزه بگیرید.
ز‌. معرفت و ایمان به خدا و مبدأ و معاد، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت، هویت یابی و تقویت اراده دارد. با تفکر در آثار و آیات الهی ایمان خود را تقویت کنید.
س‌. مواظب نگاه خود باشید و از تماشای مناظر شهوت برانگیز مثل فیلم های مبتذل و قرار گرفتن در محیط هایی که آلوده به گناه است اجتناب کنید. بسیاری از گناهان از یک نگاه ساده آغاز می شود.
ش‌. همواره برای خود کرامت قائل شوید و پیروی از غرایز شهوانی را در غیر موارد حلال اهانت به خود و سقوط از مقام و منزلت انسانی تلقی کنید.
ص‌. زشتی گناه را همواره مانند آبی آلوده و کثیف فرض کنید همانطور که حاضر نیستنید آب آلوده را بنوشید به خود تلقین کنید که من نفس و جان خود را با گناه آلوده نمی کنم.
ض‌. هرگاه در کنترل شهوات با شکست مواجه شدید اولا خود را جریمه کنید سپس بدون یأس و ناامیدی از درگاه خداوند توبه نمائید و آنگاه تصمیم بر جبران آن بگیرید.
ط‌. همواره با یک مشاوره اخلاقی در ارتباط باشید و در انجام مراحل فوق با او مشورت کنید.
ظ‌. مراقب باشید در تقویت اراده برای کنترل غرایز موازین شرعی را رعایت کنید و از هر گونه افراط و تفریط و انجام کارهایی که دین آن را تجویز نکرده است خودداری کنید.
راهکار تقویت معنویت در کنترل غرایز:
در منابع دینی، راه های نجات انسان از بند هوا پرستی و شهوت و رسیدن به معنویت و تحول درونی و روحی و معنوی به خوبی و روشنی برای ما ترسیم شده است. هر کدام از احکام دینی و دستورات شرعی و اخلاقیات و معارف اسلام، راهی برای نیل به معنویت و صفای روح است. اگر در آموزه های دینی برای نیل به معنویت هیچ سفارش و دستوری جز نماز وجود نداشت، همین کافی بود که انسان با قرار گرفتن بر سکوی پرش نماز که معراج مؤمن و نزدیک کننده هر فرد متقی به خداوند است به اوج قله کمال و معنویت برسد. نماز معجون عجیب و نیروبخشی است که بال پرواز به آسمان معنا و حقیقت را به انسان هدیه می کند و راه وصول به اوج کمال و معنویت را برای او هموار می سازد. وضو گرفتن، غسل کردن، لباس نظیف پوشیدن و عطر زدن در وقت نماز همگی زمینه ساز این پرواز و صعود معنوی می باشند. مشکل ما نبودن راهکار نیست، بلکه مشکل ما عدم استقامت و استواری در عمل به دستورات روح بخش اسلام و تداوم نبخشیدن به این اعمال است. هر عملی اگر شرعا مطلوب و مورد رضایت و خشنودی حق باشد و از آفات و امراض در امان باشد و به طور مستمر و مداوم بجا آورده شود دارای نورانیت و معنویتی است که گاهی به طور محسوس و گاهی به صورت غیرمحسوس در روح و جان انسان تأثیر می گذارد و حال و وضع انسان را دگرگون می سازند.
شرکت در مراسم مذهبی مانند دعا، نماز جماعت، مجالس سخنرانی و موعظه و یا ذکر زندگی، سیره، مدح و مصائب اهل بیت(ع)، زیارت اهل بیت(ع) و قرائت قرآن به صورت مداوم در هر روز و مانند آن نورانیتی را در انسان پدید می آورد، که باعث می شود آدمی از تاریکی گناه بگریزد و به آسانی به سمت آن نرود. همه دستورات و احکام الهی دارای این خاصیت و ویژگی می باشند و اخلاقیات و احکام و معارف و مجموعه معارف دین، همگی همین هدف یعنی رسیدن انسان به اوج بندگی و کمال و معنویت و صفا و تلطیف روح و جان را دنبال می کنند. ولی البته اراده قوی و همت عالی و استقامت در راه هدف و نهراسیدن از مشکلات و پافشاری و ادامه عمل خیر و عبادت و توجه به خداوند و احساس حضور او شرط بهره بردن از این دستورات نورانی و رسیدن به نتایج خوب و شیرین خود سازی و نجات از فشار غریزه و گمراهی است زیرا معنویت برخواسته از معارف دین نورانیتی را در دل انسان پدید می آورد که موجب می شود انسان زشتی گناه و پیروی از غرایز حیوانی را ببیند و دنبال گناه و ارضا غرایز از طریق غیر مشروع نرود.
چند توصیه دیگر
1. هیچ گناهی را کوچک نشمارید.
2. در ابتدای روز با خدای متعال شرط کنید که گناه نکنید.
3. در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشید.
4. در پایان روز از خویش حساب بکشید. اگر از عملکرد خویش راضی بودید، خدای را شکر گویید و در صورتی که راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید.
5. خود را همواره در محضر خدای بزرگ ببینید، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
6. با دعا و نیایش از خداوند متعال استعانت و استمداد بجویید، زیرا که خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمی آوردید.
7. اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید; مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. قرآن کریم می فرماید: خوبی ها سرانجام میدان را بر بدی ها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد.
8. مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی را فراموش نکنید.
برای مطالعه بیشتر کلیک کنید:
http://www.porseman.org/archview.aspx?grp=7

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:07 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام .توجه کن ،این مشکل تو یه چیز خواص تونیست.هر پسر و دختری که به سن بلوغ میرسه ؛ غریزه جنسیش فعال میشه.حالا تو خودت رو به زمین بزنی یا ببری آسمون .شکم گرسنه غذا میخواد.یا باید یه زن بگیری؛ یا،غریزت تو رو وادار به ارضاء جنسی میکنه.نکته جالب اینجاست.که اگر خیلی جلوی خودت رو بگیری و این کارو نکنی.نصف شب ،تو  خواب ،خود به خود ،ارضا میشی .که بعدش حموم واجبه.البته من نمیگم، خدا وجود نداره و کمک خواستن ازش بی فایده است.به در خواست از خدا ادامه بده .شاید باید به جای حرم این امام اون امام جای دیگه ای بگردی من نمیگم کجا.چون خدا اگر خداست میدونه چطور بهت بگه. وارد جزییات نمیشم چون این بحث داستانش جداست.اون طور که من تحقیق کردم.این حرف که خود ارضایی باعث  مرضیه و یه  لیست بلند بالایی هم عموما ارائه میدن .صرفا تبلیغات هست .تا جونا طرف این کار نرن. چون دور از اخلاق هست .در واقع این کار ضرر جسمیش با یه روابط جنسی برابره. البته منظورم این نیست که جای گزین مناسبیه.در آخر بگم.این یه مشکلی هست ؛ که برای جلو گیری  ازش هزارتا را حل میدن .ولی هیچ کدوم صد درصد مشکلت رو حل نمیکنه. خودت رو اذیت نکن . این چیزا هم میگذره.
ab_bb22 در تاریخ 8 اردیبهشت ماه سال 1390 در ساعت 04:47 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
در کوی نیک نامی مارا گذر بدادند...
سلام
اگر بگی در کوی نیک نامی مارا گذر ندادن... ، خوب در جواب بهت میگن:
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

این همه هم سعی کردی ، اما نتونستی تغییرش بدی ای جوان.
اونوقت میای به خدا و ائمه گیر میدی که...
میای با ائمه پیمان می بندی که چهل روز نکنی اون کارو اما باز مرتکب میشی...
توکه میگی من با شما پیمان می بندم ، یعنی یه طرف پیمان خودت هستی.
خدا و ائمه هم از تو به عنوان یه کسی که طرف پیمانشون هست انتظار دارن
شیطون هم با تمام وجودش سعی میکنه که این پیمان رو بشکنی
حالا هم گناه استمناء کردی و هم نقص پیمان که شاید از استمناء هم بالاتر باشه!
چی داری بگی حالا...؟؟؟؟ هر چیزی داری بگو بعد بقیه رو بخون...
.............
میگی آخه چجوری از این گناه خلاص بشم؟ من قدرت ترکش رو ندارم؟ و...؟؟؟؟؟؟!!!
خوب تقصیر خودته دیگه! نگو مارا گذر ندادند... بگو مارا گذر بدادند
آخه عزیز من! وقتی پس از گناه از گناهت شرمساری ، معنیش اینه که خداوند با تمام وجود دوست داره که تو برگردی
اما این بحث اختیاری که خودش به تو داده نمیذاره که تو برگردی!!!
ممکنه مطالب سنگین باشه پس خوب دقت و تفکر کن.
آدمی دو تا نفس در بدنش هست
یکی نفس عماره که در قرآن هست: نفس عماره به بدی ها فرمان میده...
یکی هم نفس لوامه که بابت بدی ها انسان رو سرزنش میکنه
خدا در قرآن وقتی قسم یاد میکنه به نفس و میگه " و نفس و ما سواها" این نفس همون نفس ناطقه و مثبتی هست که باعث پاکی آدم میشه و همون لوامه میشه گفت.
تو با اندوهگین بودن و نسبت به خدا و ائمه دلگیر بودن داری کاری میکنی که این نفس عماره خوشحال میشه و نفس لوامه ذلیل.
مگه سوءظن به خدا چیز خوبیه؟ اگر خوب نیست پس تو داری بیشتر به رشد نفس عماره کمک میکنی عزیز دلم.
غیر مستقیم و البته مستقیم داری کاری میکنی که بیشتر بری به سمت گناه.
این توضیحات خیلی هست و نمیشه همشو گفت.
فقط بگم که همین ادامه گناه رو هم نذار به گردن خدا و ائمه که بگی دستت رو نمی گیرن.
تو دوست داری که خدا نعوذباالله بیاد و دستی دراز کنه به طرفت و بگه که بیا بالا؟؟؟!!!
خداوند تمامی توفیقات رو سر راهت میذاره و تو باید بکشی خودتو بالا. خداوند نردبان میذاره برات و خودت باید بیای بالای دیوار...
از من گوش کن عزیز...
نفس عماره رو بشکن نه نفس لوامه رو...
چهل روز به این دستور عمل کن البته دستور نیستا ولی هر قدر که دوست داری عمل کن چهل هم نشد اشکال نداره اگه یه روز شد هم اشکال نداره.
ولی هر روز به ان نوشته ها نگاه کن و روش تفکر کن.
اول اینکه نیت توبه کن. بگو خدایا تو منو خلق کردی در حالی که پاک بودم اما من به دست خودم از این پاکی فرار کردم. به خاطر گل روی خودت و چون تو پاکان را دوست داری ، منو ناپاک رو پاک کن.
بعد برو و یک غسل توبه کن و در حال غسل و هر وقت دیگه سعی کن زیاد به اسباب خودت یا همون عورت نگاه نکنی و زیاد دست نزنی...
بعد بیا توی دل یه شب یا نصف شب دو رکعت نماز بخون و بعدش سعی کن به محبتهایی که خداوند به تو کرده فکر کنی. اینکه خدا اعضای بدن سالمی به تو داده و اینکهاین همه نعمت داده. نعمت چشم و... همه اینارو بی منت داده
بعد ببین که تو در مقابل این همه نعمت چه کردی؟! و اینکه اگر یکی از دوستانت یا عزیزانت بفهمن که چه ها کردی ، حتی حاضر نمیشن که تو رو دفن کنن!!!
بعد بگو: خدایا... خواستی که بیام و خودت منو آوردی. شنیدم که دستت هنوز توی آب و گل هست و هنوز هم میسازی. پس از من خراب یه چیز تازه بساز. ببخشا گناهانم را و بپذیر مرا هر چه که هستم...
سعی کن به صورت روضه بگی و سوز دل داشته باش و گریه کن...
.......... بعد بگو "یا کریم العفو" (یعنی ای کسی که از روی کرم عفو میکنه) بگو با سوز دل بگو. تند تند نگو. بگو و کلمات رو بکش
تا حالا یه سگ دیدی که صاحبش اونو از خونه بیرون بندازه؟؟؟ من دیدم خیلی گریه آوره.! 
همینجور بگو و گریه کن... بعد برو به سراغ عزیز خدا یعنی امام حسین علیه السلام...
امام حسین علیه السلام کشتی نجات هستند. کشتی نجات یعنی کسایی رو که غرق شدن و دیگه امیدی بهشون نیست رو نجات میدن و بالا میارن...
متوسل بشو و بگو شما رو به جان مادرتون حضرت زهرا سلام الله علیها نجاتم بدین.
بگو و التماس کن و گریه کن و...
در ضمن هیچ وقت نسبت به پدر و مادت بی احترامی نکن حتی در خلوت. اگر این حرفم برات سنگینه بدون که باز داری نفس عماره رو رشد میدی و اگر به پدر و مادر احترام کنی و در خلوت دعا براشون کنی اینجوری نفس خوبت که لوامه هست رشد میکنه.
خوب بقیه بمونه...اگر اینارو انجام دادی و به دلت نشست ان شاءالله اونوقت بقیه رو عرض میکنم خدمت شما برادر عزیزم.
تو باید کارمند ائمه علیهم السلام بشی و میشی ان شاءالله تعالی
شماره من اینه اگر دوست داری در خدمتم09117641040 
همینجا از خداوند منان تقاضا دارم که شمارو بگیره و ببره بین خوباش...
همیشه ی همیشه... حق یار و یاورت
ماشاءالله لا حول و لا قوت الا باالله

Shahed27 در تاریخ 1 تیر ماه سال 1390 در ساعت 07:56 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام. روی لینک، نوشته"من پاسخ بهتری دارم" که البته من چنین ادعایی نمی کنم ولی توصیه می کنم فایل هایی رو که در یادداشت زیر بارگذاری کردم دانلود و گوش کنید:
اسوه مبارزه با نفس، همچنان گمنام و بی نشان+صوت

http://salahshoorfard.parsiblog.com/Posts/140


homayoon در تاریخ 5 آبان ماه سال 1390 در ساعت 10:10 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام بر مدیر گرامی سایت در این صفحه شماره تلفن 09117641040 ثبت شده. خواهشا شماره را پاک کنید. تشکر
Shahed27 در تاریخ 8 دی ماه سال 1394 در ساعت 09:28 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
چگونه همسرمان را به خودمان وفادارکنیم؟ صادقانه بگویم دچار شک و بدبینی به مردان شده ام احساس می کنم تمام مردان به زنانشان خیانت می کنند بسیار در فامیل موارد این چنینی داشته ایم حتی مواردی بوده که شاید به خاطر زیبایی و مذهبی بودنم به کرات مردان زن دار و متأهل در محیط کار و دانشگاه به نزدم می آیند و از من تقاضای متعه می کنند. درحالی که می دانم آنها از سر هوا و هوس چنین می کنند. وقتی می بینیم مردی این کانال شرعی را وسیله رسیدن سریع به خواسته جنسی اش می کند وقتی می بنیم زنان و دختران -حتی زنان فامیل درجه 1خودم- چنین بی حجاب و با آرایش به جامعه می آیند و دلبری مردان را می کنند وقتی می بینم مردی به زنش خیانت می کند می سوزم. از ازدواج زده میشم درحالی که میدانم به حسب شرایط خاصم به جهت حفظ ایمان و دینم باید ازدواج کنم اما اینگونه دل چرکین میشوم. شما را به خدا به خواهران بگویید که چنین بی بند و بار و بی قید به خیابان نیایند چرا ما غربی زندگی می کنیم اختلاط زن و مرد داریم اما می خواهیم اسلامی نتیجه بگیریم؟ نمی دانم هر خواستگاری که می آید می گویم این هم بعد مدتی ازت سیر میشه و میره یا زن دوم می گیره یا میره صیغه میکنه. آتیش می گیریم یه نگاهی به تلویزیون و سینمایمان بکنید. همش زن دوم همش فساد آخه چرا؟ نمی دانم چرا دچار این بدبینی شده ام بگذارید صحنه ایی را برایتان توصیف کنم. در همین نوروز و تعطیلات به مشهد سفر کرده بودم ساعت ها منتظر تاکسی بودم و نمیافتم خانومی چادری کنار ایستاد کمی بعد ماشینی که دو مرد در عقب بودند ایستاد به ناچار و اضطرار سوار شدم وقتی دو مرد رفتند آن چادری که در جلو نشسته بود دست راننده را گرفت و گفت خیلی مخلصیم نمی خواهم جملاتش را عینا بگویم اما رفتار و کلامش در شأن یک محجبه نبود حرف هایی زد که شرم می کنم بگویم راننده نیز از او استقبال کرد به من نگاهی شیطانی کرد و گفت این لعبت با توه؟ کرایه را دادم از ماشینش فرار کرد به خودم گفتم مردی به این محاسن و ظاهر مذهبی خانومی چادری اونم مشهد چند متری حرم؟ آیا واقعا می توانند آزادنه به بهانه صیغه شرعی؟ متأسفم دیگر هر مردی با محاسن می بینم هر چادری می بینم بی اختیار منزجر میشم. بینید نمیگم من خیلی پاکم نه من حضرت مریم(س) نیستم من هم جوونم تا حا دوست پسری نداشتم. اگه دیدم رابطه ام با همکاری دانشجویی داره از حد خارج میشه داره عاطفی میشه با توسل به امامان(ع) و توکل به خدا و مشاوره هایی که از دیگران یا حتی شما جلوی خودمو گرفتم. همین از همسر آینده ام هم توقع دارم اما وقتی به مادر میگم میخوام پسری باشه که دوست دختر نداشته باشه مسخره ام می کنه میگه تو این دوره زمونه همه پسرا دوست دختر دارند زن هم که می گیرند دست بر نمی دارند و ... کمرم تا میشه اینا رو می بینم. واقعا هیچ مردی نجیب تو تهران نیست؟ چرا واقعا؟ راهنمایی ام کنید.
من درنامه قبلی ام به شما گفته بودم که چرا خداوند بعضی از بندگانش را دوست ندارد و بعضی از دعاهایشان را که خیلی ناچیز است برآورده نمی کند و من هم جزء این دسته هستم. من دختری 24 ساله و فرزند ارشد، از بچگی خیلی مشکلات زیادی داشتم از جمله مشکلاتم با دختر خاله و دختر عمویم بود و هنوز هم است چرا که از بچگی همیشه از آنها تعریف می شد و ما چون هم سن و سال هم بودیم خیلی در من اثر بد می گذاشت چون هیچ احد الناسی از من تعریف نمی کرد از دختر عمویم به خاطر قد بلندش و نحوه صحبت کردنش و دختر خاله ام به خاطر زیبایی که داشت تعریف می شد و متأسفانه من این چیزها را نداشتم و همیشه سعی می کردم که با درس خواندنم و اخلاقم و شوخ طبعی ام همه را به خود جلب کنم که این طور نشد و هر چه بزرگتر می شدم اعتماد به نفسم کم و کمتر شد چرا که هیچ کس مرا باور نمی کرد و نمی کند تا جایی که دیگه از همه خودم را کنار کشیدم از آن دختر پر شر و شور به دختری فوق العاده کم حرف و آرام و خجالتی تبدیل شدم. دیگه دوست نداشتم تو هیچ مجلسی باشم چرا که همه به دنبال ظواهر آدما بودن و من از نظر ظاهر زیاد زیبایی چندانی ندارم. وقتی همه ما (من، دخترعمویم، دخترخاله ام) در کنکورشرکت کردیم همه قبول به جز من، منی که تمام وقتم را به درس خواندن مشغول بودم و تمام نمراتم کمتر از 18 نبود منی که وقتی کنکور آزمایشی شرکت می کردم رتبه ام خیلی خوب بود و ... خیلی دعا و نذر کردم که فقط قبول شم اما ... من آن موقع 18 سالم بود و باالطبع مثل خیلی از دخترها باید خواستگار می داشتم اما دریغ از یک خواستگار. اگر در مجلسی شرکت می کردیم برای همه دخترای فامیل حتی خواهر خودم که 1سال از من کوچکتر است خواستگار میومد اما برای من هیچ کس. خیلی دعا و نذر می کردم و حالا هم می کنم فقط یک نفر پیدا بشه که من رو بخواد و پیش قدم بشه اما ... توی فامیل پسری بود که از هر نظر عالی بود و خیلی دوست داشتم که بیاد خواستگاری من امارفت خواستگاری کس دیگه و ... پس می بینید خدا هیچ وقت صدای منو نشنیده و خیلی آرزو داشتم اما به هیچ کدومشون نرسیدم! من الان خیلی تنهام و خیلی خیلی هم دوست دارم که ازدواج کنم اما کو خواستگار؟ اما بازم خدا رو شکر که پدر و مادری دارم که خیلی بهشون افتخار می کنم. بازم خدا رو شکر که تنی سالم دارم و دختری پاک هستم و باز هم خدا رو شکر که تا به حال 2 بار به سفر حج رفتم و ... حالا به نظر شما من باید چی کار کنم؟
وصال إلی الله ممکن نیست؛ مگر با بغض نسبت به دشمنان خدا و دشمنان اولیاء خدا و برای همین است که تولی و تبری دو رکن از فروع دین ما بوده و قابل زدودن از دین نیستند. عده ای ادعا دارند که محبت و عشق اهل بیت عصمت علیهم السلام را در دل دارند؛ اما از طرفی هم دشمنی با دشمنان ایشان را کینه ای بیجا و ناشی از هواهای نفسانی می دانند. آیا بی اعتباری این ادعا ثابت نمی گردد؟ چگونه می توان محبت امام معصوم(ع) را در دل نگاه داشت و توأم با آن دشمنی با قاتلین آن حضرت را منکر شد و از لعن و نفرین دشمنان معشوق خویش دست برداشت!؟ آری! از این روست که خدای متعال در قرآن کریم، درباره منافقین فرموده است: «و إذا لقوا الذین آمنو قالو آمنا و إذا خلو إلی شیاطینهم قالوا إنا معکم إنما نحن مستهزئون». یعنی: «و هنگامی که مومنین را ملاقات می کنند می گویند: ایمان آوردیم و هنگامی که با شیطان هایشان خلوت می کنند می گویند: ما با شمائیم؛ (ما فقط آنها را) مسخره می کنیم.» و از اینروست که در زیارت عاشورا، همانطور که بر امام حسین(علیه السلام) و اصحابش درود می فرستیم و تولای خود را نسبت به ایشان ابراز می کنیم، دشمنان ایشان را هم لعن می کنیم و از آنها برائت می جوئیم. من دشمنان و قاتلین امامان معصوم(ع) را لعن تا ابد می کنم اما وسوسه ای در ذهنم ایجاد می شود که آنطور که بخواهم این لعنت باشد نیست می خواهم راهنمایی ام کنید و آن این است که با لعنت بر آنها یاد عذاب بسیار سختی که بر آنها است و می شود می افتم و می گویم که خدا همه چی دستش است و آن آینده آدمها را می سازد (شاید اینجا اشتباه می کنم) بنابراین یک نفر را ابن ملجم (ملعون خدا و ائمه) قرار می دهد. بیچاره ببین چه عذابی باید ببینه! نمی دانم این به خاطر این است که من قوه قهریه ام کم است یا به خاطر این که یک ناآگاهی دارم و یا به خاطر اینکه وسوسه شیطان است؟! به هر حال من از شما می خواهم به من چیزی بگویید که موقعه لعن این شقی ها حسابی و از ته دل لعنتشون کنم و با جواب دادن به این شبه ها بگویم به درک می خواستند این کار را که حتما با اختیار انجام دادن نمی کردند؟ آیا این جواب من درست است که آنها می دانستند چه عمل هولناکی را انجام می دهند و چه عذابی در انتظارشان است ‌‌که این مهمه پس عذاب حقشان است؟ می شه رابطه شقی ها و تقدیر الهی را بگویید من نتونستم منظور خودم را خوب بیان کنم. امیدوارم که منظورم را فهمیده باشید و شبه های من را رفع کنید.
من یه خواستگار دارم که نمی دونم چه جوابی باید به اون بدم؟! نمی دونم شما که الان دارید سؤال منو می خونید، روحانی هستید یا نه؟ ولی ازتون خواهش می کنم بر سؤال من تأمل کنید و یه جواب درست و حسابی و منطقی به من بدید. خواستگاری که می گم یک طلبه است که قراره موعمم بشه، 32 سال داره و از نظر فرهنگی مثل خود ما هستند. ما هم آدم های مؤمنی هستیم، اهل مسجد و نماز و دعا و مقید به پیروی از ولایت فقیه. راستشو بخواین وقتی به این فکر می کنم که یه روحانی می خواد شوهرم باشه احساس می کنم زندگی آینده ام و زندگی اون در تلخی فرو می رود، چون شاید من الان خودمو مجاب کنم که طبق گفته پیامبر(ص) (که دو نفر باید هم کفو هم باشند) باید با همین فرد ازدواج کنم و رضای خدا را در نظر بگیرم ولی خودم می دونم بعد 3، 4 روز صدام در میاد و حوصله خدا و معنویت و اینجور چیزها رو ندارم. (در کل آدم متعادلی هستم، نمازمو می خونم، آهنگم گوش میدهم، خانواده مؤمنی هستیم و مقید ولی دوآتیشه نیستیم.) از طرفی طریقه آشنایی اونها با ما از راه یکی از این بنگاه های ازدواج است که من شدیدا با این قضیه مخالفم، بابا و مامانم اینجوری می خواهند که مشخصات ما را به این بنگاه ها بدهند ولی من می گم مگه ما کالاییم یا خونه که می خواهید بفروشید، از اون گذشته برای دایی بزرگترم هم که می خواستند از این بنگاه ها آدرس دختر بگیرند، داییم می گفت من از این دختر سفارشی ها نمی خوام. به همین علت هر کس از این راه معرفی می شه احساس خوبی نسبت بهش ندارم. تازه اینکه این آقا 32 سال سن داره و چرا تا حالا روحانی شدنش طول کشیده یا اینکه چرا با یکی از دخترهای محصل در حوزه ازدواج نکرده؟ این سؤال رو که از نزدیکان می پرسم می گن تو حساسی و بدبین این طوری نمیشه ازدواج کرد تو سخت می گیری ولی باور کنید تا حالا 5 یا 6 خواستگار کلا داشتم که هیچ کدومشونو شکر خدا من رد نکردم، همشون خودشون جواب رد دادند (بماند که به دل منم چنگی نمی زدند) یه بارم که من جواب مثبت دادم اونم داد، تا مهربرون هم رفتیم جلو، به هم خورد و بعد با مشاوره فهمیدیم طرف مشکل روانی داشته. حالا من می خوام این یه بار من رد کنم ولی احساس گناه می کنم چی کار کنم؟
متأسفانه در وضعیت اسفناکی قرار دارم و نیاز به راهنمایی و بدون راهنما هستم. به دلیل گذشته بد، منظورم رابطه بد پدر و مادر با هم، بی توجهی های آنها و بدبینی های مفرط آنها به هم و به من، بی ارتباطی آنها با اطرافیان و در واقع درون گرایی و مردم گریزی و لجبازی هاشون که هنوزم ادامه داره تنهایی و انزوا و درون گرایی ماحصل عمر 22-23 ساله من بوده البته قابل ذکر که من سال ها از مردها و بعضا از زن ها و مردم متنفر بودم و امروز به شدت سخت می تونم با مردم و همسن و سالام ارتباط بر قرار کنم. به دلیل ظاهری که دارم از سوم راهنمایی تاکنون خواستگارای زیاد و سمجی داشتم و دارم که یکی از آنها همکلاسی امروز منه که حرف نمی زنه و با چشم و ابرو می خواد به نتیجه دلخواهش برسه و از همه کس استفاده کرده حتی از بقیه همکلاسی های پسر و اکثر دانشجو ها هم فهمیدن. حرف زدن برای من سخته اما اول با خیال اینکه بهش فرصتی برای پیدا کردن رو و حرف زدن دادم بعد که دیدم نه جریان خیلی با اون چیزی که من فکر می کنم فرق می کنه سعی کردم مثل خودش جوابش رو بدم! (البته کلی فرصت بهش دادم تا شاید بیاد حرف بزنه که نزد!) اما اون دست بردار نیست. مطلب دیگه اینه که می دونم با بابا و مامان حرف زده اما مامانم هیچ جوری حاضر نیست حرف بزنه ولی از تیکه کنایه هاش و سوتی هاش فهمیدم ازش بدش نمیاد خلاصه تو خونه هیچ آرامش ندارم. در دانشگاه هم وضعیت بدتر، آقا 3 عاشق سینه چاک داره که تو این مدت واسم اعصاب نذاشتن. نه با کسی می تونم حرف بزنم نه می تونم ادامه بدم اعتماد به نفسم رو هم کاملا از دست دادم. من هیچ وقت به این موضوع(ازدواج) فکر نمی کردم و هیچ وقت جدیش نگرفته بودم آخه همیشه تنهایی رو ترجیح می دادم و می دم و از ازدواجم بدم میاد. به شدت احساس خستگی و افسردگی می کنم و دیگه هیچ انگیزه ای برای ادامه هیچی ندارم. لازم به ذکره بسیار حساس و عصبی و فکری شدم (بودم اما امروز شدیدتر). و اینکه با همه نفرتها، من امروز دارم دوران نقاهت یه علاقه یا عشق شکست خورده رو می گذرونم. نمی دونم اگه شما هم پیدا نمی شدید امروز باید چه می کردم؟ تنها امید به خدا و لطف اونه که هنوز رو پاهام ایستادم اما با کمر شکسته و هنوز سعی می کنم امید خودم را حفظ کنم. برای داشتن یه زندگی عادی هنوز امروز زود و من باید اول خودم رو درست کنم بعد به زندگی یکی دیگه وارد شم. یه چیز دیگه اینکه یه هم کلاسی دیگه پسر دارم که من فقط به اون به چشم برادر نگاه می کنم اما انگار اونم آره! اما می ترسم اینم یه نقشه دیگه باشه غیر از این اون خیلی بچه اس و نمی دونم می تونم بهش اعتماد کنم یا نه (تو این مدت دسته جمعی برای به خاک زدن من تمام تلاششون رو کردن البته حساب این بنده خدا کمی از بقیه جداست) لطفا کمکم کنید و در این راستا کتاب های روان شناسی رو بهم معرفی کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed