جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(من بی دین هستم) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من خانمی هستم که با همسر خود دچار مشکل حادی شده ام. ایشان اهل نماز نیست. اهل روزه و واجبات اساسی اسلام که هر فردی به طور روزمره می بایست انجام دهد نیست. به راحتی دروغ می گوید و اصلا برایش اهمیتی ندارد که این دروغ ها اعتبار خود و خانواده را خدشه دار می کند. اهل حلال و حرام نیست و به مسائل طهارتی هم چندان اهمیت نمی دهد. در محیط منزل از زشت ترین و رکیک ترین الفاظ استفاده می کند و خیلی ناهنجاری های دیگر. مثلا به راحتی در محیط بیرون از منزل هر بار به بهانه ایی با دختری ارتباط تلفنی و گشت و گذاری برقرار می کند. اگر من هم متوجه بشوم جرأت سرو صدا ندارم و ایشان با کمال بی شرمی به خود حق می دهند. به نظر شما من با این مرد بی دین چه کنم؟ با این توضیح که نگران آینده تربیتی پسرم هم هستم. باور کنید از بس با آرامش با او صحبت کردم و از در نصیحت وارد شدم که دیگر کارساز نیست! خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید.
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:30 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2465
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
با عرض سلام خدمت شما و تشکر از اعتمادی که به این مرکز داشته اید , هر چند که برای ارائه راه کار های دقیق و کارشناسی شده نیازمند اطلاعات بیشتری از افکار و روحیات شما و همسر محترمتان هستیم ولی به طور کلی چند راه کار را به شما پیش نهاد می کنیم امیدواریم مفید واقع شود. خواهر گرامی هر چند که عقاید همسر شما با معیار های شما فاصله دارد ولی به هر حال شما با او ازدواج کرده اید و الان دیگر در موقعیت انتخاب قرار ندارید بلکه در مقابل یک عمل انجام شده قرار گرفته اید بنابر این باید در صدد بر طرف کردن یا حداقل کم رنگتر کردن این نقایص باشید از این رو , اولاً همانطور که مستحضرید در طول تاریخ , کم نبوده اند بانوانی که ایمان آنها به مراتب از ایمان همسران خود قوی تر بوده است و چه بسا در خانه افرادی حتی غیر مسلمان نیز به درجات بلند معنوی دست یافته اند در صورتی که همسر شما یک فرد مسلمان معتقد است ولی در مواردی ضعف دارد که شما می توانید با توکل به خداوند و بکار بردن شیوه های مؤثر بر روی او تأثیر بگذارید ولی برای این تأثیر گذاری نباید به شیوه مستقیم به نصیحت کردن او بپردازید زیرا که غرور او جریحه دار شده و بر لجاجت خود می افزاید بنابراین بهترین شیوه تأثیرگذاری یک زن بر همسرش استفاده از قدرت عاطفی فوق العاده ای است که خداوند در اختیار شما زنان قرار داده است . به عنوان مثال شما می توانید به مناسبت یکی از اعیاد ,روز تولد یا سالگرد ازدواج , هدیه ای برای او تهیه کنید و نامه ای توأم با ابراز احساسات برای او بنویسید و بعد در آن نامه توضیح دهید که اگر فلان نقایص نبود علاقه شما به او بیشتر و زندگی مشترک شما شیرین تر می شد ، و آن دو را به او بدهید . یکی از دوستان ما رفیقی داشت که بسیار بد اخلاق بود همه مانده بودند که اگر او ازدواج کند چگونه می تواند با همسرش کنار بیاید ولی از قضا با خانمی ازدواج کرد که بسیار مهربان و مطیع بود . بعد از مدتی از او سؤال کردندکه با همسرت چگونه کنار می آیی. او گفت: «بر اساس عادتی که پیدا کرده ام گاهی خیلی دوست دارم که او را اذیت کنم ولی او آنقدر خوب است که اصلاً دلم نمی آید و پس از مدتی , اخلاق خودش نیز رو به بهبودی گذاشت . ثانیاً تربیت در واقع نوعی فضا سازی است , یعنی او در فرهنگی رشد و تربیت یافته که به قول شما همه فامیل را محرم می دانند . حال شما اگر می خواهید در او تغییری ایجاد کنید باید به فضا سازی بپردازید یعنی مثلاً کتاب , نوار یا مجله ای که در زمینه خانواده و مشکلاتی که دارد را در دید او قرار دهید تا نسبت به آن کنجکاو شده و به مطالعه آن بپردازد . البته ممکن است که مدتی طول بکشد تا در این امر موفق شوید ولی نباید نا امید شوید و انتظار نتیجه ای آنی از تلاش های خود داشته باشید . ثالثاً اگر خواستید مطلبی را به صورت مستقیم به او تذکر دهید بی مقدمه سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا دقایقی به ذکر ویژگی های مثبت او بپردازید آنگاه بگویید شما این همه جنبه های مثبت دارید حیف نیست که با بی توجهی به فلان موضوع ارزش خود را پایین بیاورید. در پایان نکات 21 گانه ای را به منظور تاثیرگذاری روی همسرتان خدمتتان ارائه می کنیم امید است با به کار بستن آنها بتوانید تأثیر مطلوب و مؤثری روی او داشته باشید. T}1. صمیمیت و ابراز آن؛{T صمیمانه دیگران را دوست داشته باشید و محبت قلبى خود را به آنان اظهار دارید. پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است: «هرگاه یکى از شما به برادر خود علاقه‏مند شد، محبت خود را به او ابراز کند. این کار افراد را بیشتر به هم پیوند مى‏دهد»V}«اذا احبّ احدکم اخاه فلیعلمه فانّه اصلح لذات البین؛...»، (رى شهرى، محمد، دوستى در قرآن و حدیث، ترجمه سید حسن اسلامى، (قم: دارالحدیث، چاپ اول، 1379)، ح 507، ص 162.{V. علاقه قلبى و ابراز آن مهم‏ترین گشاینده راه ارتباط مفید و مؤثر است. T}2. برخورد با نشاط؛ {Tاولین فنّ مؤثر ارتباطى به منظور جلب نظر دیگران و تأثیرگذارى بر آنها، داشتن برخورد شاد و با نشاط است. لحظه اول ملاقات از اهمیت زیادى برخوردار است به نحوى که موفقیت یا شکست در ایجاد ارتباط مؤثر، به آن بستگى دارد. سلام و احوال پرسى کردن، تبسم بر لب داشتن، احترام به طرف مقابل و پذیرش وى راه نفوذ در قلب او است. در فرهنگ اسلامى نیز نسبت به امورى از قبیل سلام کردن، مصافحه، تبسم، احترام، ابراز محبت و علاقه قلبى به دیگران سفارش و اهتمام زیادى وجود دارد. T}3. آغاز مثبت؛ {Tیک یا چند نکته مثبت و ارزشمند را در طرف مقابل شناسایى و برجسته سازید و با تحسین صادقانه به جهت وجود آن امر مثبت، ارتباط خود را با وى محکم سازید و هیچ‏گاه رابطه خود را با نکته‏اى منفى آغاز نکنید. T}4. عدم سرزنش مستقیم؛ {Tدر صورتى که اشتباه و لغزشى در طرف مقابل مشاهده کردید، به طور مستقیم از او گلایه نکنید و وى را مورد انتقاد مستقیم و سرزنش قرار ندهید. وقتى تذکر اخلاقى با کنایه و اشاره گفته شود، زودتر اثر مى‏بخشد تا اینکه با صراحت از گناه یا اشتباه نام برده و انتقاد گردد. چه بسا برخورد مستقیم و بى‏پرده با گناه و لغزش در مراحل اولیه، سبب گستاخى و جرأت بیشتر وى شود و زشتى کار در نظر او رنگ باخته و به توجیه آن بپردازد و یا به شکل دیگرى مقاومت کند. بنابراین باید مانند یک دوست دلسوز یا مشاورى دانا با او برخورد شود. امیرمؤمنان على‏علیه السلام مى‏فرماید: «موقعى که جوان نورسى را به سبب گناهانش، نکوهش مى‏کنى، مراقب باش که قسمتى از لغزش‏هایش را نادیده انگارى و از تمام جهات مورد اعتراض و توبیخش قرار ندهى، تا جوان به عکس العمل وارد نشود و نخواهد از راه عناد و لجاج، بر شما پیروز گردد»V}ابن ابى الحدید، عبدالحمید، شرح نهج‏البلاغه، تحقیق مجدد ابوالفضل ابراهیم، (داراحیاء الکتب العربیه)، ج 20، ص 333.{V. T}5. خودگشایى؛ {Tقبل از انتقاد از دیگران، مى‏توانید به برخى از اشتباهات، شکست‏ها و ناکامى‏هاى خود در زندگى و چگونگى اصلاح و بهبود آن اشاره کنید. خودگشایى باعث نزدیکى به او شده و فضاى صمیمیت را مى‏گشاید. در اینجا اطلاعاتى در زمینه‏هاى مختلف و برخى مشکلات و پیشینه خود ارائه مى‏دهید. که با زمینه مراوده شما با دیگران مرتبط است. خودگشایى، اضطراب را کاهش مى‏دهد؛ چون آنان اطمینان مى‏یابند که در احساسات یا ترس‏ها، تردیدها، مشکلات، سختى‏ها و ناکامى‏هاى خود تنها نیستند. البته در استفاده از این روش نباید افراط کرد؛ زیرا موجب مى‏شود توجه دیگرى بیش از حد به شخص شما معطوف شود. از طرف دیگر این مسئله نباید موجب افشاى اسرار و رازهاى پنهان آدمى شود. T}6. شنونده خوب بودن؛ {Tبکوشید شنونده خوبى باشید و زمینه‏اى فراهم آورید که دیگران درباره خود، براى شما حرف بزنند. اگر کسى احساس کند شنونده خوبى براى سخنان خود یافته است، به راحتى مى‏تواند افکار و احساسات خود را به او منتقل کند و به ایجاد ارتباط با او اقدام نماید. در این مرحله شنونده مى‏تواند به تأثیرگذار خوبى تبدیل شود. پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم شنونده بسیار خوبى بود. همین خلق نیکوى آن حضرت، یکى از مهم‏ترین عوامل مقبولیت و محبوبیت او بین مردم بود و موجب شد که آن حضرت بتواند تأثیرات عمیقى بر مردم به جاى گذارد. T}7. ابراز احساسات؛ {Tیکى دیگر از عوامل مؤثر در برقرارى ارتباط مؤثر، تشخیص دقیق احساسات طرف مقابل و برجسته کردن آنها است. با بازگردانى احساسات به گوینده، به او القاء مى‏کنیم که سخنانش را فهمیده و براى او ارج و احترام قائلیم. شنونده خوب، آن است که با ابراز احساسات مثبت، به عنوان بازخورد، تأثیرگذارى خود را افزایش دهد. ابراز احساسات، نظیر حرکت سر به نشانه تأیید گفتار طرف مقابل، باز کردن چشم‏ها و کشیدگى صورت به موقع شگفت زدگى، تحسین زبانى واستفاده از بعضى تکیه کلام‏ها چون آفرین، چه جالب و... است. به عبارت دیگر به پیام‏هاى کلامى و غیرکلامى مخاطبان، پاسخ و واکنشى صادقانه، عینى، دلسوزانه و همدلانه داشته باشید تا آنان دریابند شما به آنچه آنها مى‏گویند، گوش فرا مى‏دهید و صحبت‏هاى آنان را دنبال مى‏کنید. T}8. ارج گذارى؛ {Tبه دیگران اعتبار بدهید؛ شخصیتشان را ارج بنهید و کارى کنید که احساس اهمیت و شخصیت کنند. T}9. پذیرش مثبت بدون شرط{T؛ V}(Unconditional Positive Regard){V کارى کنید که طرف مقابل احساس کند او را به دلیل ارزش ذاتى‏اش پذیرفته‏اید و به او اهمیت مى‏دهید و به عنوان یک انسان مورد احترام صادقانه و خالصانه شما قرار گرفته است و بدون توجه به نکات ضعف و عیوبى که دارد مورد پذیرش شما است. این توجه و پذیرش مثبت، به طرف مقابل احساس ارزشمندى مى‏بخشد و تأثیر پذیرى‏اش را نسبت به شما افزایش مى‏دهد. بنابراین باید طرف مقابل را بدون قید و شرط و صرفاً به خاطر ارزش ذاتى و ماهیت انسانى‏اش، پذیرفت و به او احترام صادقانه گذاشت. T}10. انگیزش؛ {Tنسبت به کار مثبتى که مى‏خواهید انجام دهید، میل شدیدى در طرف مقابل ایجاد کنید و فضاى روانى لازم براى انجام دادن آن فراهم را سازید. کوچک‏ترین پیشرفت را در طرف مقابل، تحسین نموده و با تشویق او کارى کنید که احساس کند حرکت به سمت مطلوب و جبران اشتباهات ساده است و به خوبى مى‏تواند مشکلات را حل و کاستى‏ها را جبران کند. T}11. رفتار مطلوب؛ {Tرفتارهاى خوبى را که از دیگران نسبت به خود انتظار دارید، با او در پیش گیرید. به عبارت دیگر آنچه را براى خود مى‏پسندید، براى وى نیز بپسندید و او را به سوى آن رهنمون شوید. T}12. تحمیل گریزى؛ {Tنقطه نظرات و دیدگاه‏هاى خویش را بر دیگران تحمیل نکنید. مردم سخن چنین کسى را نمى‏پذیرند و با فردى که همچون یک سرپرست با ایشان رفتار کند، دوستى نمى‏ورزند و به او اعتماد نمى‏کنند.V}در این زمینه براى آگاهى بیشتر ر.ک. الف. کارنگى، دیل، آئین دوست‏یابى؛ ب. مدرسى، سید هادى، دوستى و دوستان؛ پ. رى شهرى، محمد، دوستى در قرآن و حدیث، ترجمه سید حسن اسلامى، (قم: دارالحدیث، چاپ اول، 1379).{V بنابراین به جاى اینکه به دیگران دستور دهید، خواست خود را به شکل سؤال مطرح کنید؛ زیرا معمولاً افراد دوست ندارند به آنان دستور داده شود. T}13. هدیه دادن؛ {Tگاهى لازم است از اهرم «هدیه دادن» استفاده شود. گفته شده است: H}«الانسان عبید الاحسان»{H. تأثیرپذیرى دیگران در پرتو نیکى و احسان، چندین برابر است. بنابراین دیگران را براى کارى که مى‏خواهید انجام دهند، خشنود کنید. در روایتى از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله آمده است: H}«تهادوا، فانّ الهدیه تضعّف الحبّ و تذهب بغوائل الصدر»{H؛V}همو، دوستى در قرآن و حدیث، ص 98، ح 278.{V؛ «به یکدیگر هدیه بدهید، زیرا هدیه دوستى را دو برابر مى‏کند و کینه‏هاى درون سینه‏ها را مى‏زداید». در پرتو محبت به وجود آمده، مى‏توان به جلب اعتماد طرف مقابل پرداخت و تأثیرگذارى خود را افزایش داد. T}14. گفتار زیبا؛ {Tسخن نیکو را به نوعى سحر تشبیه کرده‏اند که در جان و اعماق وجود افراد تأثیرگذار است. بنابراین در استفاده از کلمات و جملات براى ایجاد ارتباط و تأثیرگذارى، باید به اندازه کافى دقت و بهترین کلام در کوتاه‏ترین و زیباترین جملات و الفاظ بیان شود. T}15. تبلیغ عملى؛ {Tآنچه نقش اساسى‏ترى در مسئله تأثیرگذارى دارد، عملکرد و رفتارفرد تأثیرگذار است. امام صادق‏علیه السلام فرموده است: H}«کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم»{H؛V}کافى، باب الصدق و اداء الامانه، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1365)، ج 2، ص 105.{V؛ یعنى، «به وسیله‏اى غیر از زبان خود، مردم را به کارهاى خیر و صحیح دعوت کنید». رفتار و منش شخصى و اعمال افراد، بیش از هر چیزى در ذهن دیگرى ماندگار است؛ به طورى که گفته‏اند براى راهنمایى، ارشاد و تأثیرگذارى بر جوانان، کمتر حرف بزنید و بیشتر عمل کنید. T}16. جوان‏شناسى؛ {Tاز ویژگى‏هاى دوره جوانى شناخت کافى پیدا کرده و متناسب با روحیات و خصوصیات این دوره، به ایجاد ارتباط و تأثیرگذارى اقدام کنید. بنابراین گسترش آگاهى از سیر رشد و تحول و ویژگى‏هاى مختلف زیستى، اجتماعى و روانى و نیز نیازهاى این دوره، شرط اساسى کسب مهارت براى ایجاد ارتباط مؤثر با جوانان است. T}17. توجه به تفاوت‏ها؛ {Tنسبت به تفاوت‏هاى فردى موجود در بین افراد، هشیار بوده و هیچ گاه دو نفر را با همدیگر مقایسه نکنید. به جهت وجود نقطه مثبتى در دیگرى، فرد مورد نظر خود را به دلیل نداشتن آن نقطه قوت و مثبت، مورد سرزنش و توبیخ قرار ندهید. T}18. همگامى؛ {Tاستفاده از روش «همگام شدن»، یکى از دیرپاترین شیوه‏هاى ایجاد ارتباط مؤثر است. براى همگام شدن با جوان، باید خود را در وضع و موقعیت او قرار داد. به عبارت دیگر سعى کنید دنیا را از منظر او بنگرید. براى مثال یک جوان دوست دارد با روى آوردن به اجتماع، حس استقلال‏طلبى خود را ارضا نماید. دنیاى ذهنى او آکنده از مضمون‏هایى است که ناشى از نیازهایش مى‏باشد. حال اگر بدون توجه به دنیاى جوان و صرفاً با در نظر گرفتن برخى از نیازها و تکالیف، با آنها ارتباط برقرار کنیم، به احتمال قوى نتیجه مناسب و مثبتى نخواهیم گرفت. T}19. جلب همکارى؛ {Tاز طرف مقابل، به ویژه اگر جوان است، در ارتباط با کارهاى مربوط به خودشان اظهار نظر بخواهید. به عبارت دیگر بکوشید ذهن و اندیشه مخاطب را در جهت مطلوب، فعال ساخته و کارى کنید که خود او با خردورزى کافى راه صحیح را بیابد. T}20. همدلى؛ {Tدر حالت‏هاى نگرانى، ناراحتى و اضطراب، همدلى کرده و به تدریج جویاى علت اضطرابشان شوید. «همدلى»{VEmpathy.V} عبارت است از توانایى درک تجربه‏هاى درونى دیگران و سهیم شدن در آنها. از این طریق مى‏توان خود را به جاى یک فرد قرار داد و به دنیاى درونى و تجربه‏هاى شخصى او راه پیدا کرد. بدین وسیله مى‏توان تجربه‏هاى هیجانى مختلف، نگرانى‏ها، اضطراب‏ها، غم‏ها و مشکلات دیگرى را درک کرد. طرف مقابل نیز احساس‏هاى خود را به طور کلامى بیان خواهد کرد و ارتباط بیشتر و بهتر ایجاد خواهد شد. در چنین وضعیتى است که فرد مى‏تواند به بررسى هر چه بیشتر گفته‏هاى او بپردازد و به تدریج علت تجربه‏هاى تلخ و مشکلاتش را جویا شود و به حل آنها بپردازد. خداوند، پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم را چنین توصیف مى‏کند: A}«لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِمتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ {رَحِیمٌ»V}A {Aتوبه (9)، آیه 159).{V ؛ «رسولى از خود شما به سویتان آمد که رنج‏هاى شما بر او سخت است و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است». عبارت «من انفسکم» اشاره به شدت ارتباط آن حضرت با مردم است؛ گویى پاره‏اى از جان مردم و از روح جامعه در شکل پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم ظاهر شده است و هرگونه ناراحتى و زیان و ضررى که به مردم برسد، براى او سخت ناراحت کننده است. او نسبت به مردم بى‏تفاوت نیست و از رنج‏هاى آنان رنج مى‏برد. این صفت باطنى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم بود که توانست در دل و قلب مردم جاى گیرد و تأثیرگذارى‏اش را چندین برابر کند. T}21. انعطاف‏پذیرى؛ {Tدر عین جدى بودن و جدى رفتار کردن، باید همواره انعطاف‏پذیرى مناسب را حفظ نمود. نباید انتظار داشت تغییر و اصلاح در اندیشه و رفتار طرف مقابل ناگهانى، بلافاصله و یک مرتبه انجام گیرد؛ زیرا این مسئله نیازمند زمان و تدریج است. بنابراین باید به طرف مقابل، زمان و فرصت کافى داد تا به تدریج و تحت تأثیر سخن شما تغییر و تحول لازم را در خود ایجاد کند. خداوند متعال نیز پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم را به خاطر داشتن چنین ویژگى مى‏ستاید و آن را یکى از علل موفقیت آن حضرت معرفى مى‏کند: A}«فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»{A؛V} آل عمران (3)، آیه 159.{V ؛ «به واسطه رحمت خدا با مردم، خوش خوى و مهربان شدى و اگر تندخوى سخت دل بودى، مردم از گرد تو پراکنده مى‏شدند...». بنابراین اگر کسى بخواهد پیامبرگونه تأثیرگذارى مثبت داشته باشد، باید از انعطاف و بردبارى کافى در برابر ناآگاهى‏ها، نقص‏ها و ضعف‏هاى دیگران برخوردار باشد.



احساس مسئولیت شما در قبال همسرتان بسیار قابل تقدیر است. امیدواریم که خداوند پاداش نیک به شما عطا نماید.
نخست باید دانست، نهادینه کردن یک رفتار مناسب و پایدار کردن یک اخلاق نیک، نیاز به تکرار دارد. از این رو تکرار نماز برای پایداری یاد در زندگی و مصون ماندن از ناپاکی ها لازم است چنان که در قرآن می خوانیم: «اقم الصلوه لذکری»، «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر».
اما علاوه بر آن نماز نشانه احترام و شکرگزاری به درگاه خداوند است و خاکساری آدمی را در برابر پروردگار به نمایش می گذارد به طوری که هر گونه غرور و خودکامگی را از آدمی دور می کند و انسان به مقام عبودیت و تقرب به خدا می رساند.
چنان که وقتی یکی از همسران پیامبر(ص) حتی نسبت به زیادی نمازهای مستحبی از سوی پیامبر(ص) می پرسد. حضرت پاسخ می دهند «اولم اکن عبدا شکورا؛ اگر چه خداوند به من لطف دارد و همه گناهان مرا آمرزیده است».
اما آیا نباید بنده شکرگزار باشم...
بنابراین اگر چه از صبح تا شب هم به یاد خدا باشیم باز هم از نماز بی نیاز نیستیم چنان که خود پیامبر(ص) و امام علی(ع) که از همه بیشتر به خدا نزدیکتر بودند اما باز هم نماز می خواندند و حتی بیش از دیگران نماز می خواندند.
اما درباره رفتار با همسرتان خوب است زیاد از خود حساسیت نشان ندهید و بدانید مسؤولیت اعمال او به عهده خود اوست و در این زمینه اگر بتوانید از افرادى که بر روى ایشان نفوذ بیشترى دارند استفاده کنید مناسبتر است.
رفتار شما با وى نیز باید به گونه‏اى باشد که تحت تأثیر اخلاق، عواطف و نحوه برخوردتان قرار گیرد به افکار و اندیشه‏هاى شما - به عنوان یک فرد نمازخوان مذهبى - علاقه‏مند شود و با نفوذ در قلب و دل او، بتوانید تغییرى در فکر و اندیشه وى ایجاد کنید؛ بنابراین:
1- شما ابتدا با عمل خود او را تشویق به نماز اول وقت و اعمال عبادی کنید یعنی خودتان نمازتان را سر وقت بخوانید و سایر احکام واجب را به همین صورت انجام دهید و با عمل به دستورات الهی او را دعوت به کارهای خوب و انجام وظایف شرعی کنید.
معاشرت با خانواده های متدین و ایجاد روابط خانوادگی با آنها و ارتباط دادن او با دوستانی مذهبی.
شما این کارها را به صورت غیر مستقیم نیز می توانید انجام دهید مثلا اگر دوستی دارید که خانواده ی او از هر جهت مناسب است از آنها بخواهید که ابتداء آنها به شما سری بزنند و به هر نحوی که امکان دارد با این گونه خانواده ها ارتباط برقرار کنید چه این که دوست خوب نقش بسیاری مؤثری می تواند در زندگی انسان داشته باشد.
2- اگر مشکلی براى وى ایجاد شد، با کمال خوش‏رویى به او کمک نمایید.
3- او را سرزنش و توبیخ نکنید (به خصوص در برابر خویشان و دوستان) و از جر و بحث و مجادله با وى پرهیز کنید.
ضمنا خود نیز با مطالعه در این زمینه سعى کنید آمادگى بیشترى براى مقابله با چنین افکارى در خود پدید آورید کتابهاى زیر در مورد نماز توصیه مى‏شود.
راز نماز، محسن قرائتى
راز نماز، بى‏آزار شیرازى
پرواز در ملکوت، امام خمینى
از ژرفاى نماز ، آیت‏الله خامنه‏اى
این است نقش عبادات، محمد باقر صدر
5- حداقل در روزهای تعطیلی که ایشان سر کار نمی روند سعی کنید او را تشویق به خواندن نماز سر وقت نمایید.
6- در صورت همکاری با شما ولو یک گام، ایشان را مورد تشویق قرار دهید.
7- صفات پسندیده و نقاط مثبتی که در ایشان هست را مد نظر قرار دهید و همواره ایشان را به خاطر آن ویژگی های مثبت مورد احترام و تکریم قرار دهید.
8- علاوه بر کتاب هایی که معرفی شد هر چیزی که احتمال می دهید در تشویق او برای خواندن نماز اول وقت مفید است فراهم کنید مثلا از نوار مربوط نماز یا فیلم مربوط به نماز یا داستان هایی از انسان های موفقی که به نماز اهتمام داشته اند.
9- آیات یا احادیثی که در مورد اهمیت نماز است در محل کار در معرض دید او نصب کنید.
در مورد مداخله خانواده او نیز باید توجه کرد که هر نوع اظهار نظری مداخله محسوب نمی شود. مطمئنا آنها نیز خیر و صلاح همسر شما را می خواهند. سعی کنید به دور از تصمیمات شتاب زده، در مورد اظهار نظرهای آنها تأمل کنید. در مواردی که واقعا به آنها حق می دهید به آن اقرار کنید. در این صورت همسر شما متوجه خواهد شد که شما هیچ کنید و غرضی با آنها ندارید بنابراین در مواقعی که اظهارات آنها اشتباه باشد، همسرتان به شما حق خواهد داد و الا هر نوع مخالفت شما را به حساب کینه توزی یا خودخواهی شما خواهد گذاشت. در ارتباط با خرید خانه نیز در خواسته های خود بیشتر توجه کنید و با تعدیل این خواسته ها به اعتماد سازی بپردازید. رفتار شما نباید طوری باشد که او گمان کند خدای ناکرده شما همسر ولخرجی هستید. بنابراین برای ایجاد این اعتماد سازی، انتظارات مالی خود را اندکی کاهش دهید. مطمئن باشید او نیز از این صرفه جویی قصدی جز آینده نگری ندارد.
به هر حال همسرداری خود نوعی هنر است و ضرافت های بسیاری را می طلبد از این رو در این رابطه 40 نکته زیر را به عنوان راهکارهای اولیه برای زوج های جوان برایتان ارسال می کنیم و امیدواریم با عمل کردن به آن دستورالعمل ها تمام کدورت ها و رنجش خاطرها فی مابین به طور کلی برطرف شود. به آن امید.
1 . با مطالعه کتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسردارى، چگونگى ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‏هاى آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید .
2 . با همدلى، همفکرى، همکارى و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضاى خانواده روابط سالم پدید آورید .
3 . هر یک از زوجین دیگرى را نزدیک‏ترین و محرم‏ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامى و پشتیبان خود تلقى کند .
4 . با یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى نظیر فعالانه به حرف‏هاى یکدیگر گوش کردن، احترام به نظرها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعى و مشورت کردن روابط خود را بهبود بخشید .
5 . بکوشید، باایجاد کانونى گرم و صمیمى، تمام اعضاى خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند .
P}تا که از جانب معشوق نباشد کششى {E}کوشش عاشق بیچاره به جایى نرسد {P
6 . هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید .
7 . براى رسیدن به ا منیت روانى وعاطفى در روابط زناشویى داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید .
8 . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى مخرب و پیشرونده تبدیل نشود .
9 . به هر طریق ممکن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید; به گونه‏اى که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید .
10 . تشویق و تایید و بیان نکات مثبت‏به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد .
11 . براى خصوصیات و نیازمندى‏هاى یکدیگر ارزش قائل شوید و در روابط کلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصمیم‏گیرى‏ها به افکار و خواسته‏هاى همسرتان توجه کنید .
12 . اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده‏ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‏آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید .
13 . خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید . خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید .
14 . بکوشید در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جاى هر گونه پیش‏داورى یا مشاهده اشکالات و ضعف‏ها نقاط مثبت و قوت را ببینید; به عبارت دیگر، به جاى توجه به نیمه خالى لیوان به نیمه پر آن توجه کنید .
15 . سعى کنید در برنامه ریزى براى فعالیت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگرى بپرهیزید .
16 . در هر فرصتى که پیش مى‏آید، با همسر و اعضاى خانواده‏تان ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید . شایان ذکر است زن‏ها از صحبت کردن با همسرشان بیش‏تر لذت مى‏برند . بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند .
17 . اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصى نمى‏تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وى انتقال دهد، و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتى دیگر واگذارد .
18 . هر از چند گاهى زوجین در فضایى محرمانه، محبت‏آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر بپرسند، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
19 . همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت‏خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آورید .
20 . در روز یا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان اختصاص دهید .
21 . از داشتن نگرش‏هاى آرمان گرایانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشویى و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب کنید .
22 . ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد . اگر موضوع و مساله‏اى ذهن یکى از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد .
23 . هر یک از زوجین باید زمینه‏هاى بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بین ببرد و از رفتارهایى که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏شود، خوددارى کند .
24 . هر یک از زوجین باید بکوشد با روان‏شناسى همسرش آشنا شود تا بداند زن یا مرد به چه امورى بها مى‏دهد و نظام ارزشى‏اش چگونه است; براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفى و مورد حمایت واقع شدن اهمیت مى‏دهد و مردان مى‏خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادى عمل را داراى ارزش مى‏دانند .
25 . زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‏آمیز و دو پهلو جدا پرهیز کنند .
26 . از رفتارهایى نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر که موجب افزایش مقاومت‏هاى روانى در طرف مقابل است، جدا باید پرهیز شود .
27 . در سراسر زندگى، از جمله در زندگى خانوادگى، بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هایى که در اختیار دارید بیندیشید نه به امورى که در اختیار ندارید .
28 . از خطاهاى یکدیگر سریعا بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید .
29 . بایادآورى برخى ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‏هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید .
30 . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید .
31 . در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت‏هاى خانوادگى با زوج‏هاى دیگر دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید .
32 . از هر گونه رفتارى که به مرد سالارى یا زن سالارى مى‏انجامد، پرهیز کنید .
33 . خطاى یکدیگر را در حضور دیگران، فرزندان، آشنایان، والدین یکدیگر و . . . بازگو نکنید .
34 . هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید .
35 . از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیش‏تر سازید .
36 . از تصمیم‏هاى نادرست و غیر منطقى و کلى‏گویى‏هاى منفى و شکل‏گیرى افکار منفى درباره همسرتان شدیدا پرهیز کنید .
37 . حتى‏المقدور به قول‏هایى که به همسرتان داده‏اید عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد .
38 . از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، کله‏شق، یک دنده، لجباز و خودخواه به یکدیگر پرهیز کنید .
39 . در مواردى که غمگینى و افسردگى و یا عصبانیت زن یا شوهر شدت مى‏یابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبى یا غدد درون‏ریز به ویژه غده تیروئید وجود دارد، در نخستین فرصت‏به پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادى بودن ترشح غدد از جمله غده تیروئید مطمئن شوید .
40 . براى داشتن یک زندگى با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت‏بگذارید، احساس مسؤولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجاد کننده روابط سالم توجه کنید .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:30 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است:
1- عفت
2- ازدواج دائم
3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری)
من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام.
من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است.
توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست.
امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.
نخست عرض کنم که بنده اصل قاعده تعدد زوجات را قبول دارم و از آن دفاع می کنم. اما سخن بنده این است که می شود و می باید با اجتهاد متدیک اصلاحی را در این قاعده وارد کرد و آن «شرط رضایت همسر» است. شما ملاحظه بفرمائید شمار کارهائی را که زن برای انجام آن ها به رضایت شوهرش نیاز دارد؛ زن حتی برای مسافرت، اگرچه سفری کوتاه و یک روزه، به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای خروج از خانه به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای بسیاری از عبادات مستحبی به رضایت شوهرش نیاز دارد و ... حالا آن وقت مرد برای اینکه یک زن دیگر را وارد زندگی خود و همسرش کند، چرا نباید مسأله رضایت زن نیز مطرح باشد؟ زن برای اینکه برای یک ساعت به خانه پدر و مادرش و برای دیدار آن ها که در همان محله خودشان می زیند بخواهد از خانه بیرون رود، رضایت شوهر لازم است و در غیر این صورت حق ندارد برود. اما هنگامی که مرد بخواهد یک زندگی جدید تشکیل دهد و زن دیگری را وارد زندگی مشترک خود و همسرش کند، نظر زن اصلا مهم نیست؟! این از آن موارد بی عدالتی است که انسان به طور بدیهی (مستقلات عقلیه) درک می کند و جای هیچ استدلالی ندارد. اما به نظر من کاملا شدنی است که از طریق اجتهاد روشمند چنین اصلاحی را وارد قاعده تعدد زوجات نمود. لازم نیست دنبال آیه ای در قرآن بگردیم که به طور مستقیم به این مسأله اشاره کرده باشد که برای ازدواج مجدد مرد رضایت همسرش لازم است. اما از کنار هم نهادن بسیاری از آیات می توان این قاعده را استخراج کرد. روح قرآن و احکام خانواده نیز این را می رساند. من یک نمونه می آورم: 1- حق مرد به تعدد زوجات، یک حکم قطعی است. 2- در بحث حقوق و احکام خانواده، و در تفکر اسلامی، نهاد خانواده و کیان از بالاترین اهمیت برخوردار است. 3- چنانچه اعمال حق مرد به تعدد زوجات (و نه خود حق) با استواری کیان خانواده در تزاحم قرار گیرد، اهم کیان خانواده است. اگر زنی به هر دلیلی و بطور جدی با ازدواج مجدد شوهرش مخالف باشد، جز اینست که با ازدواج مجدد مرد کیان خانواده متزلزل خواهد شد؟! در اینجا اعمال حق مرد به ازدواج مجدد (و نه خود حق) مهم است اما کیان خانواده اهم است. بدین ترتیب می توان شرط رضایت همسر را وارد این قاعده کرد. البته این یک مثال بود، یک مجتهد کاردان می تواند با استدلال هایی حتی قوی تر و آیات و روایاتی گسترده تر چنین حکمی را استخراج کند. یعنی با اجتهاد متدیک می توان قاعده تعدد زوجات را بدین صورت اصلاح کرد که در امر ازدواج مجدد دو شرط وجود دارد؛ یکی پیش از ازدواج مجدد و یکی پس از آن؛ پیش از آن جلب رضایت همسر، و پس از آن برقراری عدالت. من نمی خواهم شما بگوئید که در این لحظه چنین امری امکان پذیر است یا نه، پرسش این است که آیا در آینده می توان به چنین چیزی رسید. تازگی رهبری در یک همایشی اعلام کرده بودند که همه احکام فقهی موجود در مورد زنان، سخن آخر نیست.
چند وقتی است که به صورت یک دفعه تعداد زیادی سؤال در ذهنم در مورد دینم و خدای ایجاد شده است. از آنجایی که ساکن مشهد هستم به مدرسه پریزاد مراجعه کردم و مشکل خود را مطرح کردم. با چندین فرد دارای اطلاعات دینی مشاوره کرده ام و اگر چه در بسیاری از موارد قانع شدم ولی در موارد زیادی دیگر قانع نشدم مثلا صفات خدا مثل عدل و مهربانی و ... که نامحدود است را درک نمی کنم. نمی دانم مشکل از کجاست؟ شاید قلبم به تعبیر قرآن زنگار بسته و یا عقلم نمی کشه و از درک حقایق ناتوان هستم. در مورد دینم که شیعه هستم نمی دانم دینم را درست انتخاب کرده ام یا نه بعد از حدود 4 ماه تحقیق اگرچه به نظرم دینم بسیار کامل و جامع هست ولی باز هم در حقانیت و کامل بودن آن شک دارم. تازه وقتی می خوام بروم و در مورد سایر ادیان تحقیق کنم خودم را در مقابل این همه انبوه فراوان اطلاعات و ... ناتوان می یابم. راستی مگر دین ما نمی گوید که اگر فردی خواست قضاوت کند باید هر دو فرد باشند تا از خود دفاع کنند پس آیا شما موافق هستید که اگر فقط به حرف های شما و آخوندها گوش کنم درست نیست؟ من فکر می کنم در دادگاه کسب حقیقت بهتر است با چند فرد دارای اطلاعات کامل که دارای دین های متفاوت هستند صحبت کنم. واقعا دیگه خسته شدم ولی شاید باور نکنید خیلی احساس تنهایی و غربت نمی کنم دوست ندارم به هیچ کس اعتماد کنم، حتی از شما هم می ترسم. توی فکرم هست به کلیسا بروم و در مورد حقانیت دین مسیح با آنان صحبت کنم. نظر شما در این مورد چیست؟ اگر ما عالمانی مثل آیت ا... بهجت و یا آملی داریم خوب ادیان دیگر هم عالمان دین خودشان را دارند.
من مدتی پیش در یک کارخانه حسابداری می کردم به دلایلی با صاحب آن به توافق نرسیدم و اومدم بیرون این درحالی بود که حساب های او چه طلبکاران و چه بدهکاران معلوم نشده بود و عقب افتاده بود چون وسواس داشتم و نمی توانستم حساب ها را سریع بزنم وقتی که من اومدم بیرون یک حسابدار دیگر جای من اومد.
1- آیا من الان مدیونم یا اینکه باید بگویم من دیگر اومدم بیرون خود طرف باید حساب هایش را با حسابدار جدید درست می کرد؟ و اون حسابدار باید وضعیت حساب ها را معلوم می کرد.
2- اگر جواب سؤال بالا بله باشد باید بگویم من قبل از بیرون اومدنم به حسابدار جدید تا آنجا که می توانستم اطلاعات دادم و تا اونجا که می توانستم گفتم که حساب ها را چه کار کند. آیا باز جواب سؤال اول بلی است؟ آیا اگر اون حسابدار انجام نداده باشد یا ناقص و ناصحیح انجام داده باشد باز گردن من است؟
3- به فرض من مدیون باشم چطوری می توانم اون را ادا کنم می دانید مثلا این آقا از فلان کس یک مقدار می خواهد یا به فلان کس اینقدر باید بپردازد همه مشکل این است که نمی دانی به چه کسی و چه قدر طلبکار یا بدهکاری؟ من از اون زمان تا حالا خیال راحت ندارم به هر حال داستان های مربوط به حق الناس را می دانیم. این بار همیشه روی دوشم است. اونقدر دوست داشتم این حسابداری را قبول نمی کردم حس می کنم این بار تا ابد روی دوشم می ماند وقتی به این فکر می کنم خیلی اعصابم خورد می شود نمی توانم کاری بکنم چون نمی توانم بگویم به چه کسی چقدر طلبکار یا بدهکار است نمی دانم در قیامت چه کار کنم از همین حالا تسلیم هستم.
حق الناس خیلی مهم است این که شکی نیست اما آدم جایزالخطا است آیا باید حسابدارها را بدون خطا در نظر گرفت یا خیر؟ چون اشتباه حسابدار یعنی مدیونی، یک طرف حساب؟ اصلا خدا در روز قیامت چطوری با حسابدار حساب می کنه؟
من دختری هستم 23 ساله که در رشته کوهنوردی به طور حرفه ای فعالیت می کردم و در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور رشت تحصیل می کردم. با خودم گفتم ازدواج می کنم تا به گناه نیفتم، هر جا میرم با شوهرم میرم، حدودا یک ساله با پسری که یک سال بزرگتر از خودمه ازدواج کردم، اینها به من گفتن که دیگه کوهنوردی نرو منم قبول کردم ولی گفتم می خوام دانشگاه برم و درسمو که تقریبا دو ترمش مونده تموم کنم و اینا قبول کردن. دو هفته نامزدی خوب بود، حدود 4 ماه اول عقد هم خوب بود تا اینکه ماجراها شروع شد. می گفتن دانشگاه نرو، حالا من شانس آورده بودم که دانشگام پیام نور بود و اصلا کلاس نمی رفتم فقط برای انتخاب واحد و حذف و اضافه و برای امتحانات مجبور می شدم برم دانشگاه، برای همینم باید کلی التماس می کردم. ترم پیش امتحان تربیت بدنی داشتم هر چی بهشون میگم بابا این درس منه باید برم امتحان بدم و گرنه می افتم میگفتن تربیت بدنی ام شد درس تا اینکه منو با یک ساعت تأخیر بردن امتحان که دیگه فایده ای نداشت و همه چی تموم شده بود و من مجبور شدم دوباره این ترم همین واحد رو بگیرم و رشته ای رو که می تونستم 8 ترمه تموم کنم الان به ترم 9 کشیده. من به حرف پدرم گوش ندادم و علیرغم مخالفت هاش با این آقا ازدواج کردم. ایشون اهل شهرستان رضوانشهر یکی از شهرهای استان گیلان هستن و اهل تسنن و متعصب و در خونوادشون مادر سالاری حاکمه و من اهل شهرستان انزلی در استان گیلان هستم. من نمی دونستم که سنی ها اینقدر بد هستن در واقع هیچ شناختی راجبشون نداشتم و اینو نمی دونستم که خلیفه اول اونا بود که اون جنایت ها رو در حق بی بی فاطمه(س) کردن. مادر و پدر ساده تر از خودم حتی یک لیست از جهیزیه من نگرفتن تا من اگه لازم شد مدرکی دستم باشه. وقتی الان به شوهرم میگم لیست جهازم رو می نویسم میارم امضا کنی، میگه من عمرا این کار رو نمی کنم می خواستی همون اول این کار رو میکردی. من این حرف ها رو نمی تونم به خونوادم بزنم تنها کسی که من باهاش راحتم خواهر مادر شوهرمه اگه اون نبود من تا حالا مرده بودم. من یکبار دست به خود کشی زدم و رگ دستمو زدم ولی فهمیدن و به مامانم خبر دادن و الان زنده ام. دیروز صبح به شوهرم گفتم منو ببر دانشگاه حذف و اضافه دارم آخرین وقتشه گوش نکرد منو برد گذاشت خونه مادرم منم خودم بلند شدم رفتم دانشگاه، بعد زنگ زد گفت همونجا باش که دارم میام وقتی هم که میاد یه آبروریزی میکنه پیش همه که بیا و ببین، کتکم میزنه، اذیتم میکنه. من گفتم ازدواج می کنم دیگه گناه نمی کنم ولی الان اون گناه هایی که هیچ وقت انجام نمی دادم رو مرتکب می شم، اصلا اهل غیبت نبودم ولی الان هر جا میرم پشت سر مادرشوهرم حرف میزنم. منو تو خونه زندانی می کرد و در خونه رو قفل می کرد و می رفت سر کار. با پدرش تو مغازه لوازم خونگی فروشی کار میکنه. موبایلمو که مامانم برام خریده همیشه چک میکنه وقتی اس ام اسی میاد اول اون می خونه. وقتی کسی زنگ میزنه اون جواب میده. آخه من بدبخت کاری هم نکردم که باعث بشم بهم مشکوک بشه من نمی دونم چی کار کنم نه می تونم به طلاق فکر کنم نه به مرگ و خودکشی واقعا نمی دونم چی کار کنم؟ وقتی که عقد کرده بودم پدر که از اینا اصلا خوشش نمی اومد بهم گفت قبل از این که دیر بشه بذار طلاقتو بگیرم خودم مواظبت هستم و نگهت می دارم ولی من گوش نکردم و حالا بعد از چند ماه زندگی مشترک می بینم که چه اشتباه بزرگ و احمقانه ای کردم و آینده خودمو نابود کردم و دیگه الان اصلا نمی تونم راجع به طلاق حرف بزنم آخه طلاق بگیرم بعد چی کار کنم؟ ما سه تا بچه ایم تو خونواده و من بزرگتری هستم. شما رو به خدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدین دارم نابود میشم بهم بگین چی کار کنم خواهش می کنم کمکم کنید. معذرت می خوام که وقتتون رو گرفتم.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed