جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است:
1- عفت
2- ازدواج دائم
3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری)
من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام.
من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است.
توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست.
امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:00 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 30869
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ

با سلام و تقدیم ارادت قلبی در خصوص مطالب ذکر شده نکات زیر را تقدیم می کنیم :
1- قبل از هر کلامی باید خدمتتان عرض کنیم که از هیچ یک از مطالب ذکر شده ناراحت نیستیم و از شما به خاطر صراحت لهجه و بیانتان ذره ای دلگیر نشده ایم و بسیار خوشحالیم لذا با ما هر چه دل تنگت می خواهد بگو
2- نسبت به دین حنیف وپاک اسلام هر چه نقدی که دارید صریح بیان نمایید در خدمتتان هستیم اما توجه داشته باشید که بین مسلمانی مابا اسلام باید فرق بگذاریم اگر ما به اسم اسلام طوری مسلمانی کنیم که با اسلام واقعی فاصله داشته باشد گناه اسلام چی است . من در مسلمانی خود اگر خطا می کنم اسلام به عنوان دین که خطانیست این عمل من است که نادرست است .
3- اسلام و خدا اگر غریزه ی جنسی را قرار داده است ازدواج را هم مقرر نموده اگر ما با اداب و رسوم من در آوردی مسیر ازدواج را سخت و پر پیچ و خم می کنیم و ... اسلام مشکل ندارد مسلمانی ما اشکال دارد .
4- دوست عزیز اسلام برای پاسخ به نیاز جنسی چند راه را برابر انسان قرار داده است یکی رعایت عفت و پاک دامنی با تدابیری مانند کنترل چشم و رژیم غذایی و رفتارهای تعریف شده ورزشی و ... و یگری ازدواج واگر ما به علت اداب و رسوم غیر شرعی و حتی دست و پا گیر خود را از ازدواج محروم می کنیم اسلام عیب ندارد . لذا شما هم باید یکی از دو راه را پیش گیرید .
اما در اینجا چند نکته اساسی را متذکر می شو:یم
برای کنترل غریزه جنسی هم خود فرد و هم والدین و اطرافیان مسئولیت دارند. آن چه مربوط به خود فری می‌شود و سؤال شما از این زاویه است عبارتند از:
1- برنامه‌ریزی برای کار مداوم
جوانان و نوجوانان از نیروی سرشار و فوق‌العاده‌ای برخوردارند. این نیرو اگر در زمینه‌های دیگر مورد اساتفاده قرار نگیرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرایط سنی آن‌ها در قالب امور جنسی و شهوانی ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نیرو و توان خود رادر این زمینه به مصرف برسانند تا حدودی از انحرافات اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی در آنان پیشگیری می‌شود. کارهای بدنی موجب تعادل جسم و روان می‌شود. اگر نیک بنگریم افرادی که به کار مداوم مشغول هستند و نیرو و استعدادشان را در زمینه‌های مثبت و سالم به کار می‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقی و بحران‌های روحی می‌شوند. کار موجب می‌شود نیرو و انرژی جوان قبل از آن که به چربی‌های اضافی تبدیل گردد و اختلالاتی در ساز و کار اندام‌های بدن ایجاد گردد، از طریق سوخت و ساز مفید و سالم به مصرف برسد.
2- تنظیم خواب
تحقیقات نشان می‌دهد که بیش‌تر انحرافات به خصوص در زمینه مسایل جنسی از فکرهای ناسالم و خیال‌پردازی‌هایی که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشی می‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و یک سری مسایل و موضوعات مربوط به دوره جوانی، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشیده خواهد شد. بنابراین، یکی از روش‌های پیشگیری از انحرافات این است که برنامه خواب به صورت دقیق تنظیم شود و تا زمانی که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نروید. وقتی به رختخواب بروید که کاملاً خسته و آماده خواب هستید. لازمه این کا این است که در طول روز مشغول فعالیت‌های مهم بوده و به اندازه کافی کار کرده باشد.
طبیعی است اگر جوان با خستگی به رختخواب نرود، به ناچار مدت زمانی را در بستر بیدار خواهد ماند تا به تدریج به خواب رود و چون افکار و اندیشه‌های شهوانی و تحریک‌آمیز معمولاً در این مواقع به سراغ جوان می‌آیند، تنظیم ساعات خواب برای جوان، ضرورت خاصی می‌یابد. یکی از روان شناسان در این باره می‌گوید: نیمه اول شب بیش از نیمه دوم آن به بدن نیرو می‌دهد بنابراین باید از آن به نحوی مفید استفاده شود. و صبحگاهان به محض اینکه از خواب بیدار شدید. بی‌درنگ از بستر برخیزید و توجه داشته باشید که بامدادان بیدار ماندن در بستر خواب، بسیار زیان‌بار است، جسم را سست و ناتوان می‌سازد و وسوسه‌های شوم در دل فرد ایجاد می‌شود.
3- دوری از محیط‌های آلوده و ناسالم
یکی از علل و عوامل انحرافات جنسی و به طور کل انحرافات اخلاقی، محیط آلوده و محرک‌های شهوانی است. محیط از طریق وارد نمودن عناصر محرک در گرایش‌های انحرافی، منجر به طغیان غریزه جنسی در جوان می‌شود. مسایلی از قبیل بدحجابی، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخی از سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های خارجی و هم چنین استفاده نادرست از اینترنت در تحریک شهوت و غریزه جنسی جوان مؤثر است شاید برای برخی زا نوجوانان یادآوری و تذکر مسایل دینی و اخلاقی چیزی بیهوده و غیر ضروری تلقی شود، زیرا آن‌ها نه در فکر سلامت خویش هستند و نه مسایل اخلاقی و دینی را می‌پذیرند، اما برای شما که روحیه مذهبی قوی دارید و همین مسأله باعث شد تا نگران آینده‌تان باشید، گفتن این مسایل مهم و ضروری است. اگر واقعاً می‌‌خواهید از جوانی‌تان به خوبی استفاده کنید و در راه درست و سالم گام بردارید، سعی کنید از محیط‌های آلوده و دیدن عوامل تحریک کننده، جداً پرهیز نمایید.
4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت
یکی از زمینه‌های پیدایش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بی‌برنامه نوجوانان را عاصی و سرگردان می‌کند. آن‌ها به تدریج سرخورده و مأیوس می‌شوند و در نتیجه به دنیای درون خویش پناه می‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهی برای مشغولیت خود می‌جویند.
5- پیشگیری از روابط ناسالم
جوانان و نوجوانانی که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بی‌بند و بار دوست و رفیق هستند، کم کم به انحرافات کشیده می‌شوند و تحت تأثیر امور شهوانی قرار می‌گیرند. نفوذپذیری جوانان از دوستان و همسالان بیش از سایر گروه‌ها است. در سنین بلوغ صحبت‌های آهسته و در گوشی بین نوجوانان بیش‌تر می‌شود و محور این گفتگوها، غالباً مسایل جنسی و امور شهوانی است که به صورت مخفیانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح می‌شود. برای پیشگیری از انحرافات اخلاقی سعی کنید از دوستی‌های آلوده و مشکوک جداً پرهیز نموده و با افراد سالم و مذهبی ارتباط برقرار نمایید.
6- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش
همه آنچه بیان شد، به نحوی می‌توانند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت و غریزه جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه‌های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. در شرایط کنونی، خلأ عظیم و هولناکی از اخلاق و معنویت پدید آمده و تمامی مشکلات انسان‌ها نیز از همین جا ناشی شده است.
اگر با تقویت ایمان و نیروی اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقویت گردند، بدون شک بخشی از مشلکات آنان به ویژه در زمینه مسایل اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی درمان می‌شود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می‌بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش می‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می‌باشد، در این صورت احتمال اینکه مرتکب گناه نشود بسیار زیاد است.‌
یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و همیشه نماز خود را اول وقت انجام دهید، خداوند شما را یاری می‌کند تا از هر گناهی مصون بمانید و تحت تأثیر شهوت و غریزه جنسی قرار نگیرید. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» به درستی که نماز انسان را از هر گونه آلودگی و عمل زشت و گناه دور نگه می‌دارد. نماز واقعی نه تنها والاترین عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقی تلقی می‌شود، بلکه عامل تهاجمی علیه انحرافات و شهوت‌ها نیز محسوب می‌گردد.
7- تسهیل و تسریع ازدواج
علاوه بر آن که جوان سعی در کنترل شهوت و غریزه جنسی می‌کند، باید برای ازدواج که یگانه راه درست ارضای غریزه جنسی می‌باشد، نیز اقدام کند به این معنا که پسرها از 18 سالگی به بعد می‌توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرایط را مساعد می‌بینید، از همین سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبی به خواستگاری آن‌ها آمد به دلایل نوعاً غیر موجه و پوچ مثل هنوز زود است، می‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادی خوبی ندارد و... از ازدواج خودداری نکنند و والدین هم سنگ اندازی‌های غیز منطقی نداشته باشند.
امید است با رعایت این نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانید غریزه جنسی و حس شهوت را در خویش کنترل و مهار نمایید و زمانی که فرصت مناسب برای ازدواج فراهم گردید، به ازدواج اقدام کنید.
5- دوست عزیز ازدواج موقت اگر چه در اسلام مجاز و حتی برای برخی افراد ثواب دارد ولی برای جوانانی همانند شما مجاز نیست چون اگر جوانان به این سمت بروند دیگر خانواده و فرزند آوری و بقای نسل و تربیت انسان آسیب می بیند و جوانان کمتر به سمت ازدواج دایم می روند افزون بر این که خطرات فردی همانند از دست دادن لذت ازدواج دایم و تهدید حیثیتی و دیگر آسیبها در کمین این نوع افراد هستند .
6- شما می توانید با انجام تدابیر تسهیلی ازدواج اسان و دل پذیری را داشته باشید مانند اینکه مدتی را در دوران عقد بگذرانید و مدتی را در نامزدی و ... تا آرام آرام به سمت زندگی مستقل و با کارکردهای خانوادگی کامل پیش ببرید.
در باره خانوادهتان می توانید به کمک وساطت افراد نزدیک و آشنا نظر انها را جلب نمایید و با احترام و ادب همراهی آنها را تامین نمایید
در پایان ضمن تقدیر مجدد امادگی خود را برای ارائه هر نوع خدمت اعلام می داریم تا گوشه ای از مسئولیت خود را انجام داده باشیم

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:00 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام
من دانشجوی ارشدم. 29 ساله و تقریبا بیکار (!) و البته مجرد. من هم گوشم از این نصیحتها پره و هم خسته ام از این حرفها و ناراحتم که بزرگترها قضیه ازدواج را کاملا فراموش کرده اند. حالا یا نمی توانند یا بدلیل عرف جامعه فکر می کنند ازدواج آسان، شدنی نیست ...
اما ما دو راه داریم: یا منتظر باشیم برای ما کاری کنند یا خودمان دست بکار شویم. من با اینکه اصلا شرایط عرفی جامعه را برای ازدواج ندارم ، تصمیم دارم با دست تقریبا خالی ازدواج کنم. بصورت اتفاقی یکی از دوستانم کسی از بستگانش  رو معرفی کرده و با اینکه دختر موجهیه و خواستگار هم زیاد داره، طی حرفهایی که به شکل واسطه ای رد و بدل شده کاملا به این توافق رسیدیم که (اگه قسمت شد و در تقدیر هم بودیم) خیلی ساده ازدواج کنیم.
من دلم می خواد سنت شکن باشم. البته درباره سنتهای بد. اگه این همه سال جامعه عرفش رو به من تحمیل کرد، حالا من می خوام این عرف رو بشکنم...
اما دو چیز که تاثیر زیادی روی من داشته یکی وصیت یه کشیشه که وصیت کرده روی سنگ قبرش نوشتن -( توضیح اینکه من نه مسیحیم نه این آقای کشیش رو خوب می شناسم و دلیل آوردن این داستان هم پیروی از حضرت رسول(ص) است که می فرمایند مومن به دنبال حکمت است و برایش فرقی نمی کند که از کجا آن را بیابد) - که میگه من در کودکی دلم می خواست دنیا رو تغییر بدم؛ بزرگتر که شدم دیدم دنیا خیلی بزرگه و تغییر دادنش خیلی سخته؛ پس گفتم انگلستان رو تغییر می دم؛ بزرگتر که شدم دیدم اون هم خیلی سخته و ... حالا که مرگم فرا رسیده می بینم اگر من خودم را تغییر می دادم می توانستم تمام آنها را تغییر بدهم!
و مساله دوم وقتی به مشکلات زندگی خودم نگاه می کنم و با زندگی فردی مثل دکتر حسابی مقایسه می کنم، شرم میکنم بگم من هم مشکل دارم.
 به هر روی، به عنوان جمع بندی باید بگم:
1- اصلاح جامعه از اصلاح فرد شروع میشه
2- صبر و توکل کلید ایمانه
3- باید با هدفمندی و خردمندانه پیش بریم
یا حق

nima84 در تاریخ 16 اردیبهشت ماه سال 1392 در ساعت 10:48 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام.دوست عزیز منم مثل تو رکم.اصلا هم از اینجور کتابی و رسمی و شماره ای نوشتن خوشم نمیاد.منم مثل تو بودم ولی نه 8 سال 3 سال.واسه همین کار تو سخت تره.فقط قران و نماز اونم نه هر نمازی فقط نماز جماعت ادمو نجات میده منم مثل تو دقیقا همین حرفا رو میزدم اما سر یه اتفاق که میدونم خدا سر راهم گذاشته بود فقط یه دقیقه بخدا فقط یه دقیقه به عظمت این خدا نگاه کردم بخدا درک عظمتش خیلی سخته فقط یه دقیقه به دنیای اطرافت نگاه بنداز.یه خدایی داریم که اگه هزار بارم گناه کنیم و پشت بهش کنیم بخدا هنوز نگامون میکنه و هوامون رو داره.چرا بری حرم مگه خدا فقط تو حرمه؟چرا از امام رضا بخوای؟مگه خود خدا چش شده که کارتو درست نکنه؟از ته دل بخواه ازش از ته دل هر وقتم این افکار اومد تو ذهنت ذکر بگو بخدا چاره فقط همینه!!!!بهشت و نعمت های بهشتیو به یادت بیار زندگی ابدی اون دنیا جایی که بدون پوشش این خالق عظیم رو میبینی.این همه خودارضایی کردیم واسه خدا چقد کار داره که نیست و نابودمون کنه اون دنیا هم بندازه مارو قعر جهنم؟ولی هنوز منتظره که برگردیم.منت سر خدا نذاریم اینکارا واسه خودمونه.امام رضا هم بنده خدا بوده از خدا بخواه که کلید همه درای بسته دست خودشه.از بنده نخواه از خدا بخواه.از عظمت خدا از رحمت و مهربونیش نعمت های همیشگی و دیوانه کننده اون دنیا(بهشت)واقعا ارزششو داره که این دنیا که فوقش صدساله رو بگیریم زندگی ابدی رو ول کنیم؟از رحمت خدا ناامید شدن گناه کبیره هست داداش.بیاین واسه دو روز زندگی تو این دنیا شرمنده در اخرت پیش خدامون نشیم.مهم تر اینه از خودش بخوای داداش بخدا خیلی مهمه اون خدای همه هست.نمازجماعت0قران0مطالعه کتابایی در باب اخرت و خدا0ذکر.بخدا اصلا نمیتونم درست و حسابی بنویسم شرمنده اگه اشکال داشت.ازخودش بخواه داداش بی واسطه فقط ما اینجور خدایی داریم که هرچی گناه کنیم باز میبخشه و هرجور بخوایم میتونیم باهاش حرف بزنیم مث دوتا رفیق.یاحق
نام کاربری در تاریخ 14 دی ماه سال 1393 در ساعت 11:51 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
دوست عزیز سلام . با توجه به مشکل شما بهترین کار مراجعه به روانپزشک هست . چراکه ذهن و روان شما درگیر این موضوع شده و حتی با اجتناب از مسائل تحریک آمیز قوه تخیل شما همچنان شمارا درگیر این مسائل میکند . بخاطر همین هرچه سریعتر به روانپزشک مراجعه کنید و با یک درمان کوتاه مدت یک ماهه ذهن خودتون رو از این ماجرا رهایی بدین . مجددا تاکید میکنم روان پزشک نه روان شناس
ikrz174 در تاریخ 24 تیر ماه سال 1394 در ساعت 06:59 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
این جواب های کلیشه ای مانند غذای مهیج نخوردن ٬تا زمان خستگی به رختخواب نرفتن٬ مواجه نشدن با نامحرم و...آخر تا کی ؟تا زمانی که قوای جنسی کاملا از کار بیافتد.دختر وپسری که از به گناه افتادن میترسند پس چرا زمان خواستگاری ومراسم توقع خرج های میلیونی دارند وبا این لفظ که دختر وپسرند عمری آرزوی این شب و پوشیدن لباس عروسی را دارند موجب برهم خوردن این وصلت میشوند چون تمام پسرانی که وارد این سایت پرسش وپاسخ میشوند در این اوضاع اقتصادی با حقوق هفتصد تومن توانایی برگزاری همچین مراسماتیو نداره اینو هم خونواده پسره میدونن هم دختره و همچنینم اینو که اگه دخترو پسرشون عروسی نکنه به کثافت کشیده میشه ٬حالا جای تعجبه که چشم وهم چشمی وفخر فروشی به یه مشت اقوامی که حاضر نیستن عاقبت بخیری بچتو ببینن یا حتی صدتومن پول دستی بهت بدن بهتره یا به کثافت کشیده شدن بچه هاتون ؟خود دانید
موتورولا در تاریخ 16 شهریور ماه سال 1394 در ساعت 03:29 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
با سلا م وتشکراز مدیران وکارشناسان محترم من جوانی 31 ساله هستم و مجرد که بارها برای ازدواج اقدام کردم اما هر بار در مرحله خواستگاری با جواب منفی از خانواده و دختر خانوم مواجه شده ام حالا بنظر شما مبتلا شدن جوانان با انواع انحرافات متوجه کیست من با همه نداری ها و کاستی ها بخدا توکل کردم و اقدام کردم اما نشد و نخواستند من شکایت خودم رو به خداوند از خانواده هایی که الکی پرستیژ میزارن و خودشون رو خیلی بالاتر می دونن می کنم سپاس
ali370 در تاریخ 22 شهریور ماه سال 1394 در ساعت 07:18 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
با سلام، دوستان عزیز در مورد خواستگاری رفتن و جواب نگرفتن یه مطلبی هست که اگر بهش توجه کنید باورکنید بیشتر مشکلتون حل می شه، از اونجایی که بنده خانم هستم پس خانومها رو بهتر می شناسم. من تو محیط کار، بین دوستان، توی خوابگاه دانشجویی دختران زیادی دیدم که بسیار پاک و عفیف و کم توقع هستن و در عین حال بسیار منطقی .... اما نکته مهم اینه که چرا شما آقا پسرهای خوب جواب رد می گیرد نمی گم همیشه ولی اکثر اوقات دلیلش اینه که شما خواستگاری این دخترا نمیرید چون این دخترا تو ویترین نیستندکه دیده بشن. شما اولویت اولتون زیباییه و سراغ دختری میرید که زیباتره و این اصلا ایرادی نداره اما مساله اینجاست که شما زیبایی رو درست تشخیص نمی دید بنابر این همون اول کار بازنده اید شاید بگید دختری که پسندید اصلا آرایش چندانی نداره ولی همونطور که شما پسرها همدیگه رو بهتر میشناسید منم به عنوان خانمی که مدتها تو خوابگاه دانشجویی زندگی کردم و ظاهر و باطن دخترای زیادی رو دیدم به هر حال تجربیاتی دارم که شما هم اگه بخواید بهش برسید باید چند سال با دخترای مختلف زندگی شبانه روزی داشته باشید تا بدستش بیارید. باور کنید بعضی دخترا وقتی ارایششون رو که شاید شما فکر کنید اصلا زیادهم نیست پاک می کنن چهرشون قابل شناخته شدن نیست شما معمولا به خواستگاری دختری می رید که قیافشو بیشتر پسندیده باشید و اون دختر معولا دختریه که خودشو برای دیده شدن زیبا میکنه پس قاعدتا توجه عده زیادی هم به خودش جلب می کنه و تعداد کیس های دوستی یا خواستگاریش هم زیاده پس توقعش میره بالا فکر می کنه واقعا خودشه که زیباست و از بین اونا کسیو که پولدارتره و احتمالا شما نیستید انتخاب می کنه یا اینکه به همه جواب منفی میده تا بهترشو پیدا کنه و به این دلیل شما جواب منفی میگیرید و یا برای شناخت بیشتر با بعضی هاشون دوست می شه. اگر هم دختری باشه که به قول معروف خیلی قرتی نباشه اما در عین حال مذهبی هم نباشه به دلیل زیبایی ظاهریش اکثر اوقات اینطوره که برای خودش رویاهایی بافته و خانوادشم بر همین اساس بی اساس باهاش همراهند که شوهرش باید پولدار باشه و غیره.اکثر پسرها سراغ این دخترا می رن که جواب منفی میگرن نه سراغ یه دختری که ساده است. چون طبق ههمون ایده ای که میگن مردا از چشم عاشق می شن دقیقا نقطه ضعف مردا همین جاست یعنی باید چشمشون رو خوب باز کنن که زیبایی رو حالا چه زیبایی چهره و چه زیبایی درونی یک دختر که نجابتش هست روخوب ببینن و عاشق ادم درستی بشن. اکثر دخترای جوان از زیبایی برخوردارند اصلا به قولی زیبایی تو جوانیه پس یه دختر جوان به طور معمول زیباست اما چرا این زیبایی به چشم پسر نمیاد دلیلش همون سادگیه، ببینید همه شما تو خونه خواهر یا افراد نزدیک خودتون رو دیدید حتی یه خط چشم ساده یا یه رژ لب کلی تو زیبایی یه خانوم اثر می ذاره پس اونی که به دلیل ظاهر سادش و رعایت مسائل اعتقادیییش به چشم نمیاد دقیقا همون مروراریدی هست که باید با دقت نگاه کنی تا پیداش کنید.همچنین زیبایی فقط بصری نیست رفتار حرکات، اخلاق و ویژگی های شخصیتی توی زیبایی نمره دارن یعنی درجه زیبایی رو تو چشم فرد افزایش می دن برای همینه که همه مردا بعد از ازدواج همش میگن اخلاق چون اونموقه دیگه زیبایی اول محو شده و اخلاق چیزیه که اگه به زیبایی چهره اضافه نشه یک پری چهره با یک دیو فرقی نداره برای ادم. یکبار امتحان کنین تو دانشگاه تو محل کار یا اصلا تو خیابون که میرید سعی کنید متفاوت از همیشه نگاه کنین و بیشتر اونایی که بی آرایش و ساده هستن رو ببیندید و در عین حال به خودتون یاداوری کنید که این چهره بدون ارایش اینطوریه پس اگه ارایش کنه شاید از خیلی از اینایی که داره عشوه می ریزن زیباتر باشه. این باعث میشه که اگه شما در مجاورت همچین خانمی قرار گرفتید به اونم برای ازدواج فکر کنید. این یه نکته برای اینکه اگه اصرار داشتین خودتون انتخاب کنید این راه رو هم امتحان کنید. ولی نکته مهمتر رو اسلام که مثل همیشه تو همه چیز فکر همه جا رو کرده گفته ، خواهش می کنم از این کلمه ( اسلام ) فرار نکنید یا فکر نکیند کسی که اینو میگه هچی ندیده، نخونده و هیچ کسو هیچ جا رو ندیده و شما رو درک نمیکنه. به قول شهید آوینی (( من از راه طی شده با تو سخن می گویم)) . متاسفانه اینقدر مسلمان ها مسلمانی نکردن یا اینقدر بد مسلمانی کردن که اگر پایه و اساس رو مسلمانها قرار بدیم باید چهار تا پا قرض کنیم و از اسلام فرار کنیم. برای همین من مدتهاست که معیار خودمو اسلام قرار دادم نه مسلمانان خوب و مومن و دوست داشتنی برای همینم خیالم از بابت فرمولی که ازش پیروی می کنم راحته پون فرمولیه که خدای خالق من که بهتر از هر کسی نیازهای منو می شناخته بهم داده نه انسان ها. و اون فرمول خوب اسلام اینه که میگه خواهر و مادر بگردن ( یا به هر حال یه خانم ) و دختر مناسب رو پیدا کنن یا اگه شما پیدا کردی برن جلو و از نزدیک ببیننش. وارد حریم کسی شدن خیلی خیلی چیزها رو برای ادم اشکار میکنه و این چیزیه که شمای جوان برات امکان پذیر نیست یا زمانی به این مرحله میرسی که صد دل عاشق شدی و هیچ نشانه ای رو نمیبینی تا وقتی که با طرف می ری زیر یه سقف و اونوقت. . ... سپاس
yasna119 در تاریخ 15 مهر ماه سال 1395 در ساعت 02:29 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام دوستان. خیلی خلاصه عرض کنم که تجربه شخصی بنده در این سالها بر من اثبات کرده که تنها چیزی که آدم رو از افتادن به گناه مصون نگه میداره توکل به خود خداست. پایداری در ایمان یه اصله که ارزشش بیشتر از همه لذات مادیه. این صحبت رو شخصی میکنه که زمانی لغزید از پروردگارش دور افتاد به ناامیدی افتاد و دچار گناه کبیره شد، نه یک بار 5 بار!!! اون لحظات مثل زخم بازه توی روح من که بعد از توبه هر بار به یادش میفتم گریه ام میگیره، دردیه توی سینه ام که هیچ وقت نمیتونم فراموشش کنم . برادران و خواهران من، دامنتون رو پاک نگه دارید که مصداق آیه شریفه سوم سوره مبارکه النور نشوید " الزَّانِی لَا یَنْکِحُ إِلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لَا یَنْکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ". ببینید دوستان خداوند متعال کسی رو که دامنش ناپاکه هم ارزه مشرک میدونه و ازدواج با مومنین رو بر اون شخص حرام دونسته. پس تصور کنید بنده گنه کار چه حالی دارم. به خدا می سپارتون
reza1989 در تاریخ 7 اسفند ماه سال 1395 در ساعت 02:26 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
چند وقتی است که به صورت یک دفعه تعداد زیادی سؤال در ذهنم در مورد دینم و خدای ایجاد شده است. از آنجایی که ساکن مشهد هستم به مدرسه پریزاد مراجعه کردم و مشکل خود را مطرح کردم. با چندین فرد دارای اطلاعات دینی مشاوره کرده ام و اگر چه در بسیاری از موارد قانع شدم ولی در موارد زیادی دیگر قانع نشدم مثلا صفات خدا مثل عدل و مهربانی و ... که نامحدود است را درک نمی کنم. نمی دانم مشکل از کجاست؟ شاید قلبم به تعبیر قرآن زنگار بسته و یا عقلم نمی کشه و از درک حقایق ناتوان هستم. در مورد دینم که شیعه هستم نمی دانم دینم را درست انتخاب کرده ام یا نه بعد از حدود 4 ماه تحقیق اگرچه به نظرم دینم بسیار کامل و جامع هست ولی باز هم در حقانیت و کامل بودن آن شک دارم. تازه وقتی می خوام بروم و در مورد سایر ادیان تحقیق کنم خودم را در مقابل این همه انبوه فراوان اطلاعات و ... ناتوان می یابم. راستی مگر دین ما نمی گوید که اگر فردی خواست قضاوت کند باید هر دو فرد باشند تا از خود دفاع کنند پس آیا شما موافق هستید که اگر فقط به حرف های شما و آخوندها گوش کنم درست نیست؟ من فکر می کنم در دادگاه کسب حقیقت بهتر است با چند فرد دارای اطلاعات کامل که دارای دین های متفاوت هستند صحبت کنم. واقعا دیگه خسته شدم ولی شاید باور نکنید خیلی احساس تنهایی و غربت نمی کنم دوست ندارم به هیچ کس اعتماد کنم، حتی از شما هم می ترسم. توی فکرم هست به کلیسا بروم و در مورد حقانیت دین مسیح با آنان صحبت کنم. نظر شما در این مورد چیست؟ اگر ما عالمانی مثل آیت ا... بهجت و یا آملی داریم خوب ادیان دیگر هم عالمان دین خودشان را دارند.
من دختری هستم 23 ساله که در رشته کوهنوردی به طور حرفه ای فعالیت می کردم و در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور رشت تحصیل می کردم. با خودم گفتم ازدواج می کنم تا به گناه نیفتم، هر جا میرم با شوهرم میرم، حدودا یک ساله با پسری که یک سال بزرگتر از خودمه ازدواج کردم، اینها به من گفتن که دیگه کوهنوردی نرو منم قبول کردم ولی گفتم می خوام دانشگاه برم و درسمو که تقریبا دو ترمش مونده تموم کنم و اینا قبول کردن. دو هفته نامزدی خوب بود، حدود 4 ماه اول عقد هم خوب بود تا اینکه ماجراها شروع شد. می گفتن دانشگاه نرو، حالا من شانس آورده بودم که دانشگام پیام نور بود و اصلا کلاس نمی رفتم فقط برای انتخاب واحد و حذف و اضافه و برای امتحانات مجبور می شدم برم دانشگاه، برای همینم باید کلی التماس می کردم. ترم پیش امتحان تربیت بدنی داشتم هر چی بهشون میگم بابا این درس منه باید برم امتحان بدم و گرنه می افتم میگفتن تربیت بدنی ام شد درس تا اینکه منو با یک ساعت تأخیر بردن امتحان که دیگه فایده ای نداشت و همه چی تموم شده بود و من مجبور شدم دوباره این ترم همین واحد رو بگیرم و رشته ای رو که می تونستم 8 ترمه تموم کنم الان به ترم 9 کشیده. من به حرف پدرم گوش ندادم و علیرغم مخالفت هاش با این آقا ازدواج کردم. ایشون اهل شهرستان رضوانشهر یکی از شهرهای استان گیلان هستن و اهل تسنن و متعصب و در خونوادشون مادر سالاری حاکمه و من اهل شهرستان انزلی در استان گیلان هستم. من نمی دونستم که سنی ها اینقدر بد هستن در واقع هیچ شناختی راجبشون نداشتم و اینو نمی دونستم که خلیفه اول اونا بود که اون جنایت ها رو در حق بی بی فاطمه(س) کردن. مادر و پدر ساده تر از خودم حتی یک لیست از جهیزیه من نگرفتن تا من اگه لازم شد مدرکی دستم باشه. وقتی الان به شوهرم میگم لیست جهازم رو می نویسم میارم امضا کنی، میگه من عمرا این کار رو نمی کنم می خواستی همون اول این کار رو میکردی. من این حرف ها رو نمی تونم به خونوادم بزنم تنها کسی که من باهاش راحتم خواهر مادر شوهرمه اگه اون نبود من تا حالا مرده بودم. من یکبار دست به خود کشی زدم و رگ دستمو زدم ولی فهمیدن و به مامانم خبر دادن و الان زنده ام. دیروز صبح به شوهرم گفتم منو ببر دانشگاه حذف و اضافه دارم آخرین وقتشه گوش نکرد منو برد گذاشت خونه مادرم منم خودم بلند شدم رفتم دانشگاه، بعد زنگ زد گفت همونجا باش که دارم میام وقتی هم که میاد یه آبروریزی میکنه پیش همه که بیا و ببین، کتکم میزنه، اذیتم میکنه. من گفتم ازدواج می کنم دیگه گناه نمی کنم ولی الان اون گناه هایی که هیچ وقت انجام نمی دادم رو مرتکب می شم، اصلا اهل غیبت نبودم ولی الان هر جا میرم پشت سر مادرشوهرم حرف میزنم. منو تو خونه زندانی می کرد و در خونه رو قفل می کرد و می رفت سر کار. با پدرش تو مغازه لوازم خونگی فروشی کار میکنه. موبایلمو که مامانم برام خریده همیشه چک میکنه وقتی اس ام اسی میاد اول اون می خونه. وقتی کسی زنگ میزنه اون جواب میده. آخه من بدبخت کاری هم نکردم که باعث بشم بهم مشکوک بشه من نمی دونم چی کار کنم نه می تونم به طلاق فکر کنم نه به مرگ و خودکشی واقعا نمی دونم چی کار کنم؟ وقتی که عقد کرده بودم پدر که از اینا اصلا خوشش نمی اومد بهم گفت قبل از این که دیر بشه بذار طلاقتو بگیرم خودم مواظبت هستم و نگهت می دارم ولی من گوش نکردم و حالا بعد از چند ماه زندگی مشترک می بینم که چه اشتباه بزرگ و احمقانه ای کردم و آینده خودمو نابود کردم و دیگه الان اصلا نمی تونم راجع به طلاق حرف بزنم آخه طلاق بگیرم بعد چی کار کنم؟ ما سه تا بچه ایم تو خونواده و من بزرگتری هستم. شما رو به خدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدین دارم نابود میشم بهم بگین چی کار کنم خواهش می کنم کمکم کنید. معذرت می خوام که وقتتون رو گرفتم.
من دختری 20 ساله و دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر هستم. حدود 8 ماهیست که در دانشکده با یکی از همکلاسی هایم آشنا شده ام. در ابتدا قصد راسخی برای ازدواج نداشتیم ولی حدودا 4 ماهیست که به این فکر افتادیم. به جلسات مشاوره ازدواج برای حدود 8 جلسه رفتیم برای اینکه مشکلات را بررسی کنیم. نتیجه ای که گرفتیم به صورت تقریبی مثبت بود (تقریبی چون از روند کار مشاوران راضی نبودیم و هنوز هم ادامه دارد.) به هر حال برای ما که سال دوم دانشگاه هستیم و همسن شرایط ازدواج دایم مهیا نیست. هم به دلیل تحصیل و هم به دلیل مسائل مالی و خانواده من راضی به ازدواج نیستند. (هنوز خواستگاری انجام نشده ولی خانواده ها اطلاع دارند. تا جایی که فقط می دانند که اسم هایمان چیست و طرز زندگیمان. این را هم که قصد ازدواج است می دانند.) اگر شرایط برای ازدواج دایم فراهم شود 2 سال طول می کشد و تا آن موقع احتمال گناه کردن هر دوی ما بیشتر می شود. چه بسا که الانم گناه کرده ایم و با هم تماس داشته ایم ولی راهی برای گناه نکردن و صبر برای ازدواج دایم پیدا نمی کنیم. به نظر شما باید جدا شویم یا اینکه ازدواج موقتی را انجام دهیم؟ من در مورد ازدواج موقت تحقیقاتی کردم ولی خانواده ام راضی نیستند و خود من هم احساس خوبی ندارم از این قضیه با اینکه منطقی به نظر میاد. می خواستم خواهش کنم در این ضمینه من را یاری کنید چون واقعا نمی دانم که چگونه باید ارتباطم را حفظ کنم با اینکه نمی خواهم گناهی هم انجام دهم و همچنین پیشنهادی که در مورد ازدواج موقت برایم مطرح کردند و آیا درست است یا خیر؟
در مورد قرآن: در مورد اصالت و محافظت قرآن غالبا مطالب بسیار اغراق آمیزی گفته می شود در حالی که قرآن کنونی رونوشتی از نسخه تجدید نظر شده عثمان در قرن اول اسلام است و نه دقیقا همان چیزی که محمد بر زبان می آورد. در مورد این ادعا می توان به مدارک و شواهد متعددی اشاره نمود. قرآن در ابتدا به صورت مکتوب در نیامد بلکه پیروان وفادار محمد(ص) آن را حفظ می کردند و بیشتر آنان اندک زمانی بعد از مرگ محمد(ص) در جنگ ها کشته شدند. طبق روایات و احادیث اولیه کاتبان محمد(ص) قرآن را روی قطعاتی از کاغذ، سنگ، برگ های درخت خرما، استخوان کتف شتر و تکه های چرم می نوشتند. مسلمانان بر این باورند که قرآن در زمان حیات محمد(ص) کتابت شده ولی طبق شهادت «زید» که از اصحاب نزدیک پیامبر(ص) بود وقتی ابوبکر از او خواست که (سوره ها و آیات مختلف قرآن را جستجو و جمع آوری کند) در پاسخ گفت: «پس باید قرآن را از شاخه های بی برگ نخل قطعات نازک سنگ سفید و سینه مردمان جمع آوری کنم!» چندی بعد در زمان خلافت عثمان به خلیفه سوم مسلیمن گزارش دادند که هر گروه از مسلمانان قرآن های خاص خود را دارند. بار دیگر زید فراخوانده شد و دستور یافت تا بر جمع آوری و نگارش نسخه رسمی و تجدیدنظر شده قرآن نظارت نماید و نتیجه کار او همین نسخه قرآن است که تا به امروز یک دست و بدون تغییر باقی مانده است نه همان نسخه اصلی اولیه ای که به ادعای مسلمانان مستقیما از خدا به محمد(ص) وحی شد. آرتور جفری باستان شناس برجسته اروپایی کتابی تحت عنوان (نکاتی در باب تاریخ متن قرآن) نوشته که در آن وضعیت متن قرآن قبل از استاندارد شدن در زمان حکومت عثمان را به روشنی بیان کرده است. او نشان می دهد که قبل از نسخه اصلاح شده عثمان بر خلاف ادعای مسلمان چندین نسخه متفاوت از قرآن وجود داشته است. جفری نتیجه گیری می کند: «وقتی نسخه اصلاح شده عثمان را بررسی می کنیم بلافاصله معلوم می شود که اقدام عثمان بر خلاف چیزی که مسلمانان می گویند. صرفا نه حذف قرائت های گویشی قرآن بلکه اقدامی مدبرانه و ضروری برای ایجاد معیاری قابل قبول (یا نوعی قانون اساسی) به جهت کل امپراتوری تحت حاکمیت خود بود». علاوه بر این وی می افزاید: «در بین مجموعه هائی از آیات قرآن که در شهرهای بزرگی چون مدینه، مکه، بصره، کوفه و دمشق در دست مردم بود تفاوت های فاحشی وجود داشت. از این رو عثمان برای پایان دادن به این تشتت چاره را در آن دید که نسخه موجود در مدینه را به عنوان نسخه اصلی و معتبر معرفی نماید و بقیه نسخه ها را از بین ببرد». بنابراین جفری نتیجه می گیرد: «تردیدی نیست که نسخه عثمان تنها یکی از نسخه های متعدد قرآن در آن زمان بوده است». مونتگمری وات نیز با پذیرفتن این نتیجه گیری عمومی تنها به تفاوت های بین دو نسخه قدیمی قرآن یکی قرآن «ابن مسعود روفی» و دیگری قرآن «ابن کعب سوری» اشاره می کند و می گوید: «امروزه هیچ نسخه ای از این دو مجموعه قدیمی در دست نیست اما فهرست تفاوت های این دو نسخه بسیار طولانی و چیزی در حدود هزار مورد یا بیشتر است». بر خلاف باور رسمی اسلام امروزه تمام مسلمانان به یک قرآن واحد اعتقاد ندارند. مسلمانان سنی نسخه «ابن مسعود» یکی از معدود کسانی که از سوی محمد(ص) برای تعلیم دادن قرآن تعیین شده بود معتبر می دانند و هم اکنون از قرآن ابن مسعود که مغایرت های بسیاری با قرآن تجدید نظر و اصلاح شده عثمان دارد استفاده می کنند ... این قرآن تنها در سوره بقره 150 تفاوت با قرآن عثمان دارد. جفری نود و چهار صفحه از کتاب خود را بر شماری این مغایرت ها اختصاص داده است. او هم چنین نشان می دهد که قرائت های متفاوت برخلاف چیزی که مسلمانان ادعا می کنند تنها به موارد مربوط به گویش یا لهجه محدود نمی شود. برای نمونه گاهی سراسر یک عبارت یا جمله با نسخه دیگر مغایرت دارد و حتی در مواردی یک جمله کامل حذف شده است. جفری نتیجه می گرد که «کاملا بدیهی است که نسخه منتخب عثمان تنها یکی از نسخ متعدد و متفاوت آن زمان بوده ... حتی در اینکه عثمان متن منتخب خود را تدوین کرده باشد شک و تردیدهای زیادی وجود دارد». روایاتی که عامه مسلمانان آنها را قبول دارند بیانگر مواردی هستند که در قرآن کنونی وجود ندارد. در یکی از این روایات آمده که «عایشه» همسر محمد(ص) گفته بود: «در میان آیاتی از قرآن که بر محمد(ص) نازل شد، 10 آیه مشهور مربوط به شیر دادن اطفال بود که نسخ شدند و سپس 5 آیه دیگر جایگزین آنها شد، چون رسول خدا(ص) رحلت نمود این آیات در قرآن تثبیت شدند». مورد دیگری که در قرآن امروز وجود ندارد جملاتی است که از قول عمر روایت شده: «هر آینه خدا محمد(ص) را به حق فرستاد و کتاب را بر او نازل کرد. پس آیه مربوط به سنگسار نیز بشخی از وحی خدای قادر مطلق است. رسول خدا(ص) و ما نیز به تأسی از او حکم سنگسار را اجرا کردیم و در کتاب خدا سنگسار مجازات زناکاران است، این وحی اولیه ظاهرا تغییر یافت و 100 ضربه شلاق جایگزین سنگسار شدن زانیان گردید». (نور، آیه 20) آیات مشهور به آیات شیطانی بیانگر تغییرات دیگری در نسخه اصلی است. بر اساس نسخه ای از قرآن در همان سال های اول رسالت که محمد(ص) در مکه زندگی می کرد خدا به او وحی نمود و به او اجازه داد که برخی از بتها را به شفاعت بگیرد: آیا لات و عزا را نگریستی××و آن دیگری منات، سومین را؟ آنها قوهای باشکوهند××شفاعتشان مقبول است و دوستی شان فراموش نمی شود مدتی بعد از این جریان وحی دیگری بر محمد(ص) نازل شد و با حذف 3 خط آخر آیاتی دیگر جایگزین آنها شد که اکنون آیات 21 تا 23 سوره نجم است و در آن قسمت مربوط به شفاعت این بت های مشرکان حذف شده است. طبق نوشته «وات» این دو نسخه از قرآن در میان مردم وجود داشته و آنها را می خواندند. محمد(ص) در توضیح این حذف و جایگزینی گفت که شیطان او را فریب داده و بدون اینکه خود بداند آیات دروغین در کلام خدا جای داده است «کلرتیسدال» محقق مشهور که در میان مسلمانان کار می کرد اشاره می کند که حتی در نسخه امروزی قرآن نیز مغایرت هائی وجود دارد. از قرائت های متفاوت می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1) سوره قصص 48 برخی کلمه «سحران» را «ساحران» می خوانند. 2) سوره احزاب 6 در برخی قرآن ها بعد از «امهاتم» عبارت «و هو ابون لهم» اضافه شده است. 3) سوره سبا 19 عبارت «ربنا بعید» را عده ای «ربنا بعادا» می خوانند. 4) سوره ص 23 در برخی نسخه ها به جای «تسعون» کلمه «تسعتون» آمده است. 5) سوره مریم 33 عبارت «تنترون» را برخی «یمترون» می خوانند. دومین فرقه بزرگ اسلامی در جهان به حساب می آیند. آنان ادعا می کنند که عثمان عمدا بسیاری از آیات قرآن را که مربوط به «علی(ع)» بوده حذف کرده است. «بیوان حونز» این موضوع را در کتاب خود «امت محمد-ص-» خلاصه کرده و می نویسد: «در حالی که ممکن است این موضوع حقیقت داشته باشد که هیچ کتابی مثل قرآن طی قرون متمادی سالم و دست نخورده مانده باشد. اما به همان اندازه حقیقت دارد که هیچ کتاب دیگری تا این حد مورد جرح و تعدیل قرار نگرفته است ... ». این جرح و تعدیل ها در همان ابتدا صورت گرفت و از این رو مسلمانان در حالی ادعای محفوظ بوند قرآن را می کنند که خود به اصلاح و تدوین ان در زمان عثمان اذعان دارند و از این رو ادعایشان به هیچ وجه معقول و محکمه پسند نیست.
نخست عرض کنم که بنده اصل قاعده تعدد زوجات را قبول دارم و از آن دفاع می کنم. اما سخن بنده این است که می شود و می باید با اجتهاد متدیک اصلاحی را در این قاعده وارد کرد و آن «شرط رضایت همسر» است. شما ملاحظه بفرمائید شمار کارهائی را که زن برای انجام آن ها به رضایت شوهرش نیاز دارد؛ زن حتی برای مسافرت، اگرچه سفری کوتاه و یک روزه، به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای خروج از خانه به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای بسیاری از عبادات مستحبی به رضایت شوهرش نیاز دارد و ... حالا آن وقت مرد برای اینکه یک زن دیگر را وارد زندگی خود و همسرش کند، چرا نباید مسأله رضایت زن نیز مطرح باشد؟ زن برای اینکه برای یک ساعت به خانه پدر و مادرش و برای دیدار آن ها که در همان محله خودشان می زیند بخواهد از خانه بیرون رود، رضایت شوهر لازم است و در غیر این صورت حق ندارد برود. اما هنگامی که مرد بخواهد یک زندگی جدید تشکیل دهد و زن دیگری را وارد زندگی مشترک خود و همسرش کند، نظر زن اصلا مهم نیست؟! این از آن موارد بی عدالتی است که انسان به طور بدیهی (مستقلات عقلیه) درک می کند و جای هیچ استدلالی ندارد. اما به نظر من کاملا شدنی است که از طریق اجتهاد روشمند چنین اصلاحی را وارد قاعده تعدد زوجات نمود. لازم نیست دنبال آیه ای در قرآن بگردیم که به طور مستقیم به این مسأله اشاره کرده باشد که برای ازدواج مجدد مرد رضایت همسرش لازم است. اما از کنار هم نهادن بسیاری از آیات می توان این قاعده را استخراج کرد. روح قرآن و احکام خانواده نیز این را می رساند. من یک نمونه می آورم: 1- حق مرد به تعدد زوجات، یک حکم قطعی است. 2- در بحث حقوق و احکام خانواده، و در تفکر اسلامی، نهاد خانواده و کیان از بالاترین اهمیت برخوردار است. 3- چنانچه اعمال حق مرد به تعدد زوجات (و نه خود حق) با استواری کیان خانواده در تزاحم قرار گیرد، اهم کیان خانواده است. اگر زنی به هر دلیلی و بطور جدی با ازدواج مجدد شوهرش مخالف باشد، جز اینست که با ازدواج مجدد مرد کیان خانواده متزلزل خواهد شد؟! در اینجا اعمال حق مرد به ازدواج مجدد (و نه خود حق) مهم است اما کیان خانواده اهم است. بدین ترتیب می توان شرط رضایت همسر را وارد این قاعده کرد. البته این یک مثال بود، یک مجتهد کاردان می تواند با استدلال هایی حتی قوی تر و آیات و روایاتی گسترده تر چنین حکمی را استخراج کند. یعنی با اجتهاد متدیک می توان قاعده تعدد زوجات را بدین صورت اصلاح کرد که در امر ازدواج مجدد دو شرط وجود دارد؛ یکی پیش از ازدواج مجدد و یکی پس از آن؛ پیش از آن جلب رضایت همسر، و پس از آن برقراری عدالت. من نمی خواهم شما بگوئید که در این لحظه چنین امری امکان پذیر است یا نه، پرسش این است که آیا در آینده می توان به چنین چیزی رسید. تازگی رهبری در یک همایشی اعلام کرده بودند که همه احکام فقهی موجود در مورد زنان، سخن آخر نیست.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed