جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(لواط) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من متأسفانه از سنین بسیار کودکی به اندام جنسیم دست می زدم و چیزی در آن می کردم و ... تا وقتی که به دبیرستان آمدم و متوجه گناه بودن آن شدم. بارها توبه کردم اوایل موفق به نگه داشتن توبه ام به مدت مثلا یک ماه می شدم ولی الان که 23 سالم هست فقط یک روز. الان در بانک سؤالاتتون راه های ترک این گناه رو خوندم و ازتون ممنونم که راهنمایی کردین، ولی اولا توبه هایی که کردم و شکستم آیا منو بیشتر از خدا دور نکرد؟ من حتی با دیدن عشق زن و شوهر ها به هم نیز تحریک می شوم چون لاغر هستم خانواده نمی گذارند روزه بگیرم. نمی دانم چه کنم چون خیلی تنها می شوم و در حدود 5 دقیقه فقط باید از جسم خارجی در بدنم استفاده کنم؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:47 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2179
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ

توبه; یعنى، پشیمانى و تصمیم جدى بر ترک گناه. همچنین جبران خسارت‏هاى مالى و حقوقى مردم و... گناهانى که فقط از حقوق خداوند است، چنانچه قضا و کفاره داشته باشد - مانند نماز، روزه و حج - انسان باید علاوه بر توبه و تصمیم بر ترک گناه، قضاى آنها را نیز به جا آورد و کفاره آنها را بپردازد و آنهایى که قضا و کفاره ندارد - مثل دروغ و استمنا و ... - فقط توبه و استغفار کافى است. در گناهانى نیز که در آنها حقوق مردم پایمال شده - مثل دزدى و از بین بردن اموال مردم یا قتل و جرح دیگران و ... - علاوه بر توبه و پشیمانى باید رضایت صاحبان حق را با پرداخت غرامت یا حلالیت گرفتن حاصل کرد. شرط اصلى توبه، پشیمانى از گناه و تصمیم جدى بر ترک آن است. حال اگر کسى به راستى و از روى اخلاص توبه کرد، مطمئن باشد خداوند کریم و مهربان - هم چنان که خود وعده فرموده است - توبه او را خواهد پذیرفت. یأس از رحمت خداوند گناهى بزرگ است، مگر خود او نفرموده است: »به آن بندگانم که با عصیان بر نفس خویش اسراف کردند، بگو: هرگز از رحمت خدا ناامید مباشید، البته خدا گناهان را خواهد بخشید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.« و پیامبرش فرمود : »التائب من الذنب کمن لا ذنب له; توبه کننده از گناه همانند کسى است که گناهى نکرده است« (بحار ، ج 2 ، ص 154) پس چرا از رحمت او مأیوس باشیم؟! به فرموده‏ء امام سجاد (ع) در دعاى ابوحمزه : »خدایا آن گاه که به گناهانم مى‏نگرم آه از نهادم بر مى‏آید و جزع و فزع مى‏کنم و آن گاه که به کرم تو مى‏نگرم طمع مى‏کنم«. بازآ بازآ هرآنچه هستى بازآ گر کافر و گبر و بت‏پرستى بازآ این درگه ما درگه نومیدى نیست صدبار اگر توبه شکستى بازآ اگر توبه شکسه هر چند بار باز هم باید توبه کند وتوبه صیغه خاضى نداردو باید هم‏چنان کارهاى نیک انجام دهد، تا خداوند توفیق کنترل نفس را به او عنایت کند. براى کنترل نفس امور ذیل مفید است: 1- با دوستان پاک و با تقوا رفاقت کنید. 2- از دوستانى که حریم حدود الهى را مى‏شکنند به شدت پرهیز کنید. 3- در مجالس دعا و محافل موعظه و نماز جماعت شرکت کنید. 4- پرخورى و نیز از خوردن غذاهاى چرب و پرانرژى و تحریک کننده پرهیز کنید. 5- از مشاهده صحنه‏هاى مهیج و تحریک کننده دورى کنید. 6- ورزش را در برنامه منظم و روزانه خود قرار دهید. 7- سعى کنید هیچ گاه تنها نشوید. 8- با آب سرد در فصول مناسب استحمام کنید. 9- برنامه منظم مطالعاتى براى خود قرار دهید و سعى کنید فرصت‏هاى خود را با تفکر و مطالعه مناسب پر کنید. 10- هفته‏اى یکى دو روز، روزه بگیرید. در بیان شرایط توبه تنها به یک روایه از امیرالموءمنین(ع) اشاره مى‏کنیم که در آن به شرائط توبه تصریح نمودند. H}قال(ع) لقائل قال بحضرته: (استغفر الله) تلکتک امک، اتدرى و ماالاستغفار؟ درجه العلیین و هو اسم واقع على سته معان: اولها الندم على ما مضى و الثانى العزم على ترک العود الیه ابدا و الثالث ان توءوى الى المخلوقین حقوقهم حتى تلقى الله املس لیس علیک تبعه و الرابع ان تعمد الى کل فریضه علیک ضیعتها فتودى حقها و الخامس ان تعمد الى اللحم الذى نبت على السحت فنذییه بالاحزان حتى تلصق الجلد بالعظم و ینشأ بینهما لحم جدید و السادس ان تذیق الجسم الم الطاعه کما اذقته حلاوه المعصیه فعند ذالک تقول: استغفرالله{H؛V}(حکمت 417 نهج‏البلاغه){V. امام به شخصى که به عنوان توبه جمله‏ء استغفرالله را به زبان جارى کرد فرمود: مادر بر عزایت بگرید. مى‏دانى توبه چیست؟ استغفار (توبه) درجه‏ء علیین است و آن یک کلمه است اما شش معنى و مرحله دارد: 1. پشیمانى بر آنچه که گذشت از گناه. 2. تصمیم جدى بر بازنگشتن به گناه 3. اداء کردن حقوق مردم به مردم به طورى که هنگام ملاقات پروردگار حقى بر تو نباشد. 4. اداى واجبات ضایع شده 5. گوشتهایى که در اثر حرام‏خورى بر اندامت روئیده با اندوه بر گناه آب کنى تا چیزى از آن باقى نماند و گوشت تازه بجاى آن بروید. 6. آنکه به همان اندازه که شیرینى معصیت و گناه را چشیدى زحمت طاعت را نیز بچشى پس از انجام این مراحل مى‏گویى: استغفر الله بنابراین توبه داراى شرایط معنوى و عملى است حال ندامت، تصمیم بر آینده‏اى ملکوتى و پاک تبدیل سیئات اخلاقى به حسنات اخلاقى، اصلاح عمل، جبران گذشته اما اینکه چه گناهى و یا گناهانى قابل توبه است باید گفت بر اساس این آیه قرآن {/Bإِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً{w13-17w}{I39:53I}/} هر نوع گناهى قابل توبه است لکن توبه هر گناهى مناسب با آن گناه است تمام گناهان را در سه مرحله مى‏توان خلاصه کرد: 1ؤ گناهانى که به صورت ترک عبادات لازمه صورت گرفته مانند ترک نماز، روزه و... 2ؤ گناهانى که علاوه بر نافرمانى از اوامر حق حقوقى از مردم را ضایع نموده است مانند قتل نفس، سرقت، ربا، غصب و... 3ؤ گناهانى که به صورت تخلف از نواهى حق صورت گرفته مانند شرب خمر، چشم‏چرانى، زنا، قمار، لواط، استمنا، استماع موسیقى حرام و... توبه از گناهان دسته اول انجام ترک شده هاست و توبه از گناهان دسته دوم رجوع به مردم و پاک شدن از حقوق آنهاست اما توبه از گناهان سوم استغفار و پشیمانى و عزم بر ترک جدى. بنابراین براى هر گناهى توبه مى‏توان کرد اما راهى که صد درصد گناه نکردن در تمام زندگى را تضمین کند براى افراد عادى بشر چیز سهلى نیست; زیرا انسان موجودى مختار و داراى تمایلات گوناگون است. بلى با عزمى آهنین و مبارزه‏اى دائمى با نفس تدریجا مى‏توان به چنین جایگاه رفیعى دست یافت. موارد زیر در این زمینه بسیار سودمند است ولى هیچ یک را تضمین قطعى نمى‏توان به حساب آورد. بلکه تضمین نهایى در نفس و عزم راسخ خود انسان است: 1) مطالعه پیوسته در عوالم پس از مرگ و احوال برزخ و قیامت و جدیت در ترس از عوالم پس از مرگ. 2) مطالعه پیرامون عواقب وخیم گناهان. 3) ارتباط پیوسته و قلبى با خداوند خواندن قرآن دعاها نماز شب و ... ولیکن با توجه و حال. 4) داشتن حالت انابه خضوع و تضرع دائمى توبه و استغفار. 5) دورى از عواملى که انسان را به گناه متمایل مى‏سازد; مانند محیط هاى آلوده به گناه. 6) از بین بردن زمینه‏هاى گناه; مثلا کسى که انحرافات جنسى دارد باید هر چه سریع‏تر ازدواج کند. 7) نشست و برخاست با افراد مومن و خداترس واقعى. 8) جدیت در مبارزه با خواهش‏هاى نفسانى. براى آگاهى بیشتر ر . ک : 1 . توبه یا انقلاب درونى، اکبرى 2. به سوى زیبایى‏ها، محمدى همدانى (نشر معاونت تربیتى زندان‏ها) 3. توبه، شهید دستغیب 4. توبه کنندگان، ابن قدامه (ترجمه مهدى دامغانى، نشر اطلاعات) 5. توبه، فوءادیان دامغانى (نشر دارالکتاب)
خودارضایی واستمناءگناه وحرام است چه کم وچه زیاد, در صورتی که توان خودداری و کنترل غریزه جنسی را ندارید، برای شما لازم است که ازدواج کنید. خودارضایی عواقب بسیار بدی دارد که به آن اشاره میشود.
در زمینه عادت به گناه خودارضایی، باید عرض کنیم که تنها راه درمان واقعی عادت ناپسند خودارضایی و کنترل شهوت, ازدواج است. کمکی که اکنون از دست ما بر می آید دادن یک سری اطلاعات در زمینه گناه بودن, آثار و عواقب این عمل نا شایست و روش های کنترل و درمان است. این خود شما هستید که باعزمی راسخ به مبارزه با این انحراف جنسی خواهید پرداخت. امید واریم به زودی وسایل ازدواج شما فراهم گردد و شما از این نظر خاطرتان آسوده شود.

T}روش ترک این عادت زشت:{T
همانگونه که عالمان اخلاقی مطرح نموده اند، هر روش درمانی در اخلاق و خود سازی، مبتنی بر طی کردن سه مرحله علم، حال و عمل است، ولی چون مرحله حالت (پشیمانی و ندامت) به صورت انفعال در انسان پدید می آید و در حقیقت بازتاب آگاهی است، این مرحله به صورت یک روش مستقل مطرح نمی شود؛ بنابراین برای خارج شدن از این مشکل، دو روش درمانی شناختی و رفتاری پیشنهاد می شود. وظیفه ما دادن آگاهی و شناخت است و کاری که خود شما باید انجام دهید التزام عملی به دستورالعمل ها و به کار گیری دقیق روش های رفتاری ای است که در ذیل پاسخ ارائه می شود.

T}نیاز به آگاهی:{T
خود ارضایی یک انحراف عملی است و باید با عمل و رفتار با آن مقابله کرد و راه درمان آن جز با رعایت دقیق دستورالعمل محقق نمی شود, ولی چون هر عملی نیاز به دانش و اطلاعات خاص خود دارد, بنابراین راه کنترل و درمان این بیماری و عادت زشت نیز بدون کسب آگاهی میسر نیست . آگاهی, ازطریق مطالعه در آثار و اطلاعاتی که در این زمینه وجود دارد، بدست می آید. زمینه های مطالعه عبارتند از:
1- اینکه این عمل به لحاظ شرعی حرام و از نظر اخلاقی گناه محسوب می شود و هر گناهی نور ایمان را تضعیف می کند و باعث تاریکی و آلودگی روح انسان می شود. نوری که انسان بدان نیاز فراوان دارد و در اثر فقدان آن، در قیامت دچار عذاب و حسرت خواهد شد.
2- مطالعه در پی آمد ها و عواقب سوء آن.
3- آشنایی با روش پیشگیری و درمان.
کسب آگاهی در موارد یاد شده باعث بیداری انسان می شود و زمینه توبه, پشیمانی و کنترل آن را در او فراهم می آورد.

T}گناه خود ارضایی:{T
در این زمینه گفتنی است «استمنا» یا «خودارضایى» یکى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى میل جنسى است که نسل جوان را در معرض آسیب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. این کار عادت بسیار زشت و زیان آوری است که می تواند استعداد و توانایی های فراوان یک جوان را به نابودی بکشاند و حال و آینده او را تباه کند. از اینکه متوجه زشتی این عمل شده اید خدای را شاکریم و در پاسخ گویی به سوال شما مطالبی را پیرامون معرفی ، حرمت و روش درمان آن بیان می نماییم، امید است با کمک الهی و استمداد از معصومین(ع) و اطلاعاتی که در این زمینه برایتان ارسال می شود، در حفظ نفس و کنترل شهوت موفق باشید.
استمنا و یا به عبارتی خود ارضایی، از نظر شرعی واخلاقی، حرام و گناه محسوب می شود. این عادت ناپسندی به لحاظ اخلاقی، بعد معنوی انسان را به سختی می آزارد، روح او را تاریک می نماید، آزادی معنوی انسان را سلب می کند و در مسیر خود سازی و کمال، آدمی را با چالش جدی مواجه می کند. مطابق تحقیقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضایی نوعی اعتیاد و بیماری زشتی است که آثار و ضررهای فراوانی بر جسم و روان آدمی باقی می گذارد.
کسانی که گرفتار این عمل شنیع شده اند، آن را گریزگاهی فرعی و عاجل برای خارج شدن از فشار جنسی و پاسخی برای لذت طلبی خود تصور می کنند، در صورتی که اگرتوجه نمایند، بدین وسیله گرفتار آثار و تبعات زیان آوری می شوند که گاها قابل جبران نیست.
شهوت یکی از اموری است که با طبیعت انسان در آمیخته و در جای خود از نعمت های خداوند است، ولی اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممکن است سرمایه های عظیم انسانی را به خاکستر تبدیل کند. این نیرو به طور قطع نیاز به ارضاع دارد، ولی با روشی که با نظام طبیعت و شریعت سازگار باشد.
خدای متعال که به حکمت بالغه اش این غریزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقی بماند، از روی رحمت و هدایت خود راه های آسان و معقول کنترل و ارضاع آن را پیش پای او قرار داده است و نسبت به بیراهه ها و انحراف از مسیر درست نیز، هشدارهای لازم را به انسان داده است ،راههایی که باید با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خویش را پاس بداریم و از خطر و پی آمد کارهایی همچون خود ارضایی و مانند آن برهانیم.

T}کبیره بودن:{T
به طور قطع خود ارضایی یکی از گناهان است . در این زمینه برخی از عالمان دینی و اخلاقی نسبت به کبیره بودن آن نیزتاکید نموده اند. از میان ایشان خصوصا مرحوم شهید آیه الله دستغیب در کتاب خویش گناهان کبیره فصلی را گشوده و بر بزرگی آن تاکید نموده است .
از نظر شرعی، ملاک کبیره بودن یک عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار می باشد. در این زمینه امام صادق (ع) و در ضمن روایتی از عذابی دردناک برای فاعل آن خبر داده است. آن حضرت(ع) فرموده است: «سه دسته از مردمان اند که خدای متعال در روز قیامت به ایشان نگاه رحمت نمی افکند، آنها را تذکیه نمی نماید و عذابی دردناک برای ایشان فراهم نموده است: کسی که موی سپید خود را می کند، کسی که با خود نکاح (استمناء) می نماید و کسی که مفعول واقع می شود».
به فرض صغیره بودن گناه خود ارضایی در صورت عدم تکرار، ملاک دیگر کبیره بودن گناه، تکرار و به تعبیر روایات اصرار بر آن است ، به همین دلیل چون به طور معمول، خود ارضایی، در افرادی که به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتیاد در می آید ، تبدبل به گناه کبیره می شود.
البته حرمت و بزرگی گناه خود ارضایی در حد گناهانی همچون زنا و لواط نیست، ولی در عین حال شرایط آن به گونه ای است که می توان گفت: ضررهای بدنی و روانی آن از این دو معصیت بیشر است ؛ زیرا موقعیت برای آنها همیشه مهیا نیست، ولی موقعیت برای خود ارضایی و عادت به آن همیشه مهیا می باشد.

T} آسیب شناسی خود ارضایی:{T
آسیب‏هاى ناشى از خودارضایى به گونه‏هاى مختلفى تقسیم‏پذیر است که به اختصار به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

T}یک. آسیب‏هاى جسمانى‏{T
یکى از روش‏هاى شناخت پیشرفت بیمارى‏ها در پزشکى، مرحله‏بندى علایم بیمارى است. براین اساس، برحسب عوارض ایجاد شده در بیمار مبتلا به خودارضایى، سه مرحله بیان شده است:
1. مرحله مشکل ساز .
در افرادى که مدتى است گرفتار خودارضایى شده اند، زودرس ترین عوارض ناشى‏از خودارضایى عبارت است از:
الف. خستگى و کوفتگى.
ب. عدم تمرکز حواس.
ج. ضعف حافظه.
د. استرس و اضطراب.
2. مرحله گرفتارى شدید.
بروز علایم زیر در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلاى وى یا مدت آن بیش از مرحله اول است و در نتیجه عوارض شدیدترى ظاهر شده است:
الف. خستگى و کوفتگى.
ب. نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقى.
ج. حساسیت بیش از حد و زودرنجى.
د. کمردرد.
ه. نازک شدن موها .
و. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى .
ز. بى‏خوابى یا بدخوابى و مشکلات مشابه .
3. مرحله گرفتارى بسیار شدید یا حالت اعتیاد .
الف. خستگى و کوفتگى .
ب. ریزش شدید موها .
ج. تارشدن دید چشم‏ها .
د. وز وز گوش .
ه. انزال زودرس و غیرارادى یا خروج منى به صورت قطره قطره .
و. درد کشاله ران و ناحیه تناسلى .
ز. دردهاى قولنجى در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه .

T}دو. آسیب‏هاى روحى و روانى‏{T
ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گیرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخویى، کسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاى روانى و روحى خودارضایى است. شرح پاره‏اى از این موارد در مباحث گذشته روشن شد.

T}سه. آسیب‏هاى اجتماعى‏{T
ناسازگارى خانوادگى، بى‏میل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بین رفتن عزّت، پاکى، شرافت و جایگاه اجتماعى، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگى مشترک‏.
جهت آگاهى بیشتر نگا:
- قائمى، على، خانواده و مسائل جنسى کودکان، تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهورى اسلامى ایران، چاپ دهم، 1376.

T}چهار. آسیب‏هاى معنوى و اخروى‏{T
هیچ یک از آسیب‏هاى پیش گفته، به اهمیت آسیب‏هاى معنوى نیست؛ زیرا آسیب‏هاى معنوى، جان و دل و به عبارت دیگر کنه حقیقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد. خودارضایى از نظر دین یک گناه است و به تعبیر قرآن زنگار بر دل مى‏نهد: «A}کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ{A؛ چنین مباد! بلکه اعمال (ناشایست) دل‏هاى آنان را زنگار زده است».V}(مطففین (83)، آیه 24){V
زنگ یا زنگار در اشیاى مادى، همان چیزى است که روى فلزات و اشیاى قیمتى مى‏نشیند و معمولاً نشانه پوسیدن و از بین رفتنِ شفافیت و درخشندگى آن و در نهایت ضایع شدن و از بین رفتن آن است.
علامه طباطبایى در تفسیر المیزان‏طباطبایى V}(سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوى همدانى، (تلخیص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامى، بى‏چا، بى‏تا)، ج 20، ص 385){Vمى‏فرماید: از آیه شریفه سه نکته استفاده مى‏شود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏دهند؛
2. این نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمى حق و حقیقت را درک کند؛
3. نفس آدمى به حسب طبع اولیه‏اش صفا و جلایى دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک مى‏کند.
همچنین آسیب‏هاى معنوى جهان گذران را در مى‏نوردد و اگر اصلاح نگردد، حیات جاودان آدمى را در معرض تباهى و شوربختى قرار مى‏دهد. از این رو نصوص دینى نسبت به آن هشدارهاى لازم را داده‏اند. پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم در این باره مى‏فرماید: «H}ناکح الکف ملعون{H؛ ملعون است کسى که خودارضایى کند».V}(رى شهرى، محمد، میزان الحکمه، ج 12، ص 5654){V
امام صادق‏علیه السلام نیز مى‏فرماید: «با سه گروه خداوند در روز قیامت سخن نمى‏گوید و پاکشان نمى‏خواند و عذابى دردناک دارند، از آن سه‏اند، خودارضایى کننده و کسى که لواط دهد».V}(همان، ح 19049){V
در روایات دیگرى امام صادق‏علیه السلام خودارضایى را گناه عظیم و مورد نهى الهى معرفى فرموده است.V}(‏همان، ح 19050){V

T}چند راهکار کلی:{T
برای کنترل غریزه جنسی هم خود فرد و هم والدین و اطرافیان مسئولیت دارند. آن چه مربوط به خود فری می‌شود و سؤال شما از این زاویه است عبارتند از:
1- برنامه‌ریزی برای کار مداوم
جوانان و نوجوانان از نیروی سرشار و فوق‌العاده‌ای برخوردارند. این نیرو اگر در زمینه‌های دیگر مورد اساتفاده قرار نگیرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرایط سنی آن‌ها در قالب امور جنسی و شهوانی ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نیرو و توان خود رادر این زمینه به مصرف برسانند تا حدودی از انحرافات اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی در آنان پیشگیری می‌شود. کارهای بدنی موجب تعادل جسم و روان می‌شود. اگر نیک بنگریم افرادی که به کار مداوم مشغول هستند و نیرو و استعدادشان را در زمینه‌های مثبت و سالم به کار می‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقی و بحران‌های روحی می‌شوند. کار موجب می‌شود نیرو و انرژی جوان قبل از آن که به چربی‌های اضافی تبدیل گردد و اختلالاتی در ساز و کار اندام‌های بدن ایجاد گردد، از طریق سوخت و ساز مفید و سالم به مصرف برسد.
2- تنظیم خواب
تحقیقات نشان می‌دهد که بیش‌تر انحرافات به خصوص در زمینه مسایل جنسی از فکرهای ناسالم و خیال‌پردازی‌هایی که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشی می‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و یک سری مسایل و موضوعات مربوط به دوره جوانی، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشیده خواهد شد. بنابراین، یکی از روش‌های پیشگیری از انحرافات این است که برنامه خواب به صورت دقیق تنظیم شود و تا زمانی که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نروید. وقتی به رختخواب بروید که کاملاً خسته و آماده خواب هستید. لازمه این کا این است که در طول روز مشغول فعالیت‌های مهم بوده و به اندازه کافی کار کرده باشد.
طبیعی است اگر جوان با خستگی به رختخواب نرود، به ناچار مدت زمانی را در بستر بیدار خواهد ماند تا به تدریج به خواب رود و چون افکار و اندیشه‌های شهوانی و تحریک‌آمیز معمولاً در این مواقع به سراغ جوان می‌آیند، تنظیم ساعات خواب برای جوان، ضرورت خاصی می‌یابد. یکی از روان شناسان در این باره می‌گوید: نیمه اول شب بیش از نیمه دوم آن به بدن نیرو می‌دهد بنابراین باید از آن به نحوی مفید استفاده شود. و صبحگاهان به محض اینکه از خواب بیدار شدید. بی‌درنگ از بستر برخیزید و توجه داشته باشید که بامدادان بیدار ماندن در بستر خواب، بسیار زیان‌بار است، جسم را سست و ناتوان می‌سازد و وسوسه‌های شوم در دل فرد ایجاد می‌شود.
3- دوری از محیط‌های آلوده و ناسالم
یکی از علل و عوامل انحرافات جنسی و به طور کل انحرافات اخلاقی، محیط آلوده و محرک‌های شهوانی است. محیط از طریق وارد نمودن عناصر محرک در گرایش‌های انحرافی، منجر به طغیان غریزه جنسی در جوان می‌شود. مسایلی از قبیل بدحجابی، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخی از سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های خارجی و هم چنین استفاده نادرست از اینترنت در تحریک شهوت و غریزه جنسی جوان مؤثر است شاید برای برخی زا نوجوانان یادآوری و تذکر مسایل دینی و اخلاقی چیزی بیهوده و غیر ضروری تلقی شود، زیرا آن‌ها نه در فکر سلامت خویش هستند و نه مسایل اخلاقی و دینی را می‌پذیرند، اما برای شما که روحیه مذهبی قوی دارید و همین مسأله باعث شد تا نگران آینده‌تان باشید، گفتن این مسایل مهم و ضروری است. اگر واقعاً می‌‌خواهید از جوانی‌تان به خوبی استفاده کنید و در راه درست و سالم گام بردارید، سعی کنید از محیط‌های آلوده و دیدن عوامل تحریک کننده، جداً پرهیز نمایید.
4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت
یکی از زمینه‌های پیدایش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بی‌برنامه نوجوانان را عاصی و سرگردان می‌کند. آن‌ها به تدریج سرخورده و مأیوس می‌شوند و در نتیجه به دنیای درون خویش پناه می‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهی برای مشغولیت خود می‌جویند.
5- پیشگیری از روابط ناسالم
جوانان و نوجوانانی که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بی‌بند و بار دوست و رفیق هستند، کم کم به انحرافات کشیده می‌شوند و تحت تأثیر امور شهوانی قرار می‌گیرند. نفوذپذیری جوانان از دوستان و همسالان بیش از سایر گروه‌ها است. در سنین بلوغ صحبت‌های آهسته و در گوشی بین نوجوانان بیش‌تر می‌شود و محور این گفتگوها، غالباً مسایل جنسی و امور شهوانی است که به صورت مخفیانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح می‌شود. برای پیشگیری از انحرافات اخلاقی سعی کنید از دوستی‌های آلوده و مشکوک جداً پرهیز نموده و با افراد سالم و مذهبی ارتباط برقرار نمایید.
6- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش
همه آنچه بیان شد، به نحوی می‌توانند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت و غریزه جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه‌های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. در شرایط کنونی، خلأ عظیم و هولناکی از اخلاق و معنویت پدید آمده و تمامی مشکلات انسان‌ها نیز از همین جا ناشی شده است.
اگر با تقویت ایمان و نیروی اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقویت گردند، بدون شک بخشی از مشلکات آنان به ویژه در زمینه مسایل اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی درمان می‌شود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می‌بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش می‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می‌باشد، در این صورت احتمال اینکه مرتکب گناه نشود بسیار زیاد است.‌
یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و همیشه نماز خود را اول وقت انجام دهید، خداوند شما را یاری می‌کند تا از هر گناهی مصون بمانید و تحت تأثیر شهوت و غریزه جنسی قرار نگیرید. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» به درستی که نماز انسان را از هر گونه آلودگی و عمل زشت و گناه دور نگه می‌دارد. نماز واقعی نه تنها والاترین عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقی تلقی می‌شود، بلکه عامل تهاجمی علیه انحرافات و شهوت‌ها نیز محسوب می‌گردد.
7- تسهیل و تسریع ازدواج
علاوه بر آن که جوان سعی در کنترل شهوت و غریزه جنسی می‌کند، باید برای ازدواج که یگانه راه درست ارضای غریزه جنسی می‌باشد، نیز اقدام کند به این معنا که پسرها از 18 سالگی به بعد می‌توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرایط را مساعد می‌بینید، از همین سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبی به خواستگاری آن‌ها آمد به دلایل نوعاً غیر موجه و پوچ مثل هنوز زود است، می‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادی خوبی ندارد و... از ازدواج خودداری نکنند و والدین هم سنگ اندازی‌های غیز منطقی نداشته باشند.
امید است با رعایت این نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانید غریزه جنسی و حس شهوت را در خویش کنترل و مهار نمایید و زمانی که فرصت مناسب برای ازدواج فراهم گردید، به ازدواج اقدام کنید.

T}توصیه های کاربردی در جهت کنترل و درمان:‏{T
1. نخستین گام براى درمان این عادت شوم، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیرى آن و دورى از یأس و ناامیدى است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونى نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیرى دقیق دستورها است. البته ترک عادتِ نامطلوب، در زمانِ کوتاه بدون راهنماى کارآزموده و دلسوز، امکان ندارد. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدى و محورى را ایفا مى‏کند. درمان و چاره جویى باید منطبق بر خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتى که او نخواهد، مى‏توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد.
بنابراین بیمار اگر بخواهد، مى‏تواند بر بیمارى اش غلبه کند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عین حقیقت است. اراده همچون نهالى است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایى و ثمردهى برسد؛ به عبارت دیگر، اراده تقویت شدنى و پرورش یافتنى است و راه پرورش و تقویت آن این است که برخلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با این عادت شوم برخیزد تا پس از مدتى لذت توانستن را بچشد.V}(ق، مؤسسه پژوهشى - فرهنگى اشراق، خودارضایى یا ارضاى انحرافى جنسى، صص 29 - 30){V
2. تلاش براى تقویت اراده از گام‏هاى مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولى هیچ گاه از بین نمى‏رود. نشانه اینکه هنوز اراده باقى است، این است که شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطى انجام نمى‏دهد. براى تقویت اراده، راه‏هاى زیادى پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است.
ویکتور پوشه - روان شناسِ فرانسوى - مى‏گوید: افراد مبتلا به این عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبى قادرم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبى در تقویت اراده و روحیه دارد.
پل ژاگو بر آن است که: «تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است.»V}(همان، ص 34){V
3. سعى شود شکم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.
4. از پوشیدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب گردد.
5. از نگاه کردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریک کننده، خوددارى شود و شخص به محض مواجهه با این امور، چشم خود را بسته و یا به زمین و یا آسمان نگاه کند.
6. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى تحریک‏کننده و فکر کردن در این امور، دورى شود.
7. از خوردن مواد غذایى محرک، مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهاى پرچرب - اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا شود.
8. قبل از خواب مثانه تخلیه شود.
9. از نوشیدن افراطگونه آب و مایعات پرهیز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابیدن).
10. هیچ‏گاه کاملا عریان نشوید و به اندام عریان خود یا دیگری نگاه نکنید.
11. از دست‏ورزى با اندام جنسى، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطى، نباید دست‏ورزى کرد!
12. هرگز نباید به رو خوابید.
13. به منظور تخلیه انرژى - زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش کرد.
14. هیچ‏گاه نباید بیکار بود؛ شخص باید براى اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و ... پر کند.
15. هرگز در مکانى خلوت و تنها و دور از نظر دیگران نباید ماند.
16. هرگاه شخص مورد هجوم افکار جنسى واقع شد، باید بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به کارى سرگرم کند. در این زمینه همچنان که خود نیز اشاره کرده اید، گفت و گو با دوستان، مشارکت در عبادت‏هاى جمعى (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و...) بسیار مفید است.

17. هفته‏اى یکى دو روز، روزه مستحبى مفید است و اگر شخص توان آن را ندارد، میزان صَرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهد و یا تعداد دفعات غذا را کاهش داده و به حداقل خوراک اکتفا کند.
18. از سخن گفتن ملایمت‏آمیز، شوخى و خنده با نامحرمان خوددارى کرده واز نرمى و لینت در کلام باید اجتناب ورزید.
19. هیچ‏گاه نباید با نامحرم و جنس مخالف، در مکان خلوت و دور از نگاه دیگران باقى ماند (حتى براى آموزش و ...).
20. قرآن زیاد بخواند و درباره معانى آیات آن فکر کند.
21. باید همیشه براى ذهن فکر خود محتواى مطلوب و موضوع مناسب داشت.

T} تذکرات پایانی:{T
1. توجه داشته باشید که تنها رعایت تمام این امور، بدون کم و کاستى و به صورت مستمر، نتیجه‏بخش خواهد بود. نباید توقع داشته باشید که این عادت ناگهان قطع و درمان شود, به هر میزان که بتوانید دفعات آن را به تدریج کم کنید, موفقیت محسوب می شود.
2. در صورت تکرار از رحمت واسعه الهی ناامید نشوید و بدانید که هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «إن الله یغفر الذنوب جمیعا; خداوند همه گناهان را می آمرزد» و نشانه قبولی توبه شما این است که پشیمان هستید و از تکرار آن متنفرید. همین قدر که تکرار آن کم شود نشانه پیشرفت به سوی اطاعت خداوند است.
3. در صورت امکان با کم کردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج کنید که این بهترین راه حل است.
4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاکى استعانت بجویید.
5. مطمئن باشید این مشکل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به تصمیم‏گیرى قاطع و پشتکار کافى در راه انجام دستورالعمل‏هاى ارائه شده.
6. منشأ این مشکل، یکى از نیازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است که باید به طور طبیعى و صحیح ارضا و تأمین شود. نیاز به ارضای شهود یکی از این امور است که اگر به شکل صحیح تأمین نشود، (یعنى ازدواج), آدمی دچار خطاها و گناهان همچون استمنا خواهد شد که عواقب سوء آن نیز دامنگیر فرد مى‏شود. بنابراین اگر امکان ازدواج برایتان فراهم است، اقدام به ازدواج کنید یا به طور موقت به دستورالعمل‏هاى ارائه شده پاى‏بند باشید.
اما به شما اطمینان می دهیم تا هر وقت که لازم باشد همراه و مشاور شما خواهیم بود. در پایان توصیه می شود برای اطلاع و اطمینان بیشتر به درمان پذیر بودن این عارضه، به مقاله ای که در سایت «porseman.org» درج شده و همچنین نظریات افرادی که با این عارضه دست به گریبان بوده اند مراجعه فرمائید.


برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:47 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است:
1- عفت
2- ازدواج دائم
3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری)
من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام.
من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است.
توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست.
امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.
من دختری هستم 23 ساله که در رشته کوهنوردی به طور حرفه ای فعالیت می کردم و در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور رشت تحصیل می کردم. با خودم گفتم ازدواج می کنم تا به گناه نیفتم، هر جا میرم با شوهرم میرم، حدودا یک ساله با پسری که یک سال بزرگتر از خودمه ازدواج کردم، اینها به من گفتن که دیگه کوهنوردی نرو منم قبول کردم ولی گفتم می خوام دانشگاه برم و درسمو که تقریبا دو ترمش مونده تموم کنم و اینا قبول کردن. دو هفته نامزدی خوب بود، حدود 4 ماه اول عقد هم خوب بود تا اینکه ماجراها شروع شد. می گفتن دانشگاه نرو، حالا من شانس آورده بودم که دانشگام پیام نور بود و اصلا کلاس نمی رفتم فقط برای انتخاب واحد و حذف و اضافه و برای امتحانات مجبور می شدم برم دانشگاه، برای همینم باید کلی التماس می کردم. ترم پیش امتحان تربیت بدنی داشتم هر چی بهشون میگم بابا این درس منه باید برم امتحان بدم و گرنه می افتم میگفتن تربیت بدنی ام شد درس تا اینکه منو با یک ساعت تأخیر بردن امتحان که دیگه فایده ای نداشت و همه چی تموم شده بود و من مجبور شدم دوباره این ترم همین واحد رو بگیرم و رشته ای رو که می تونستم 8 ترمه تموم کنم الان به ترم 9 کشیده. من به حرف پدرم گوش ندادم و علیرغم مخالفت هاش با این آقا ازدواج کردم. ایشون اهل شهرستان رضوانشهر یکی از شهرهای استان گیلان هستن و اهل تسنن و متعصب و در خونوادشون مادر سالاری حاکمه و من اهل شهرستان انزلی در استان گیلان هستم. من نمی دونستم که سنی ها اینقدر بد هستن در واقع هیچ شناختی راجبشون نداشتم و اینو نمی دونستم که خلیفه اول اونا بود که اون جنایت ها رو در حق بی بی فاطمه(س) کردن. مادر و پدر ساده تر از خودم حتی یک لیست از جهیزیه من نگرفتن تا من اگه لازم شد مدرکی دستم باشه. وقتی الان به شوهرم میگم لیست جهازم رو می نویسم میارم امضا کنی، میگه من عمرا این کار رو نمی کنم می خواستی همون اول این کار رو میکردی. من این حرف ها رو نمی تونم به خونوادم بزنم تنها کسی که من باهاش راحتم خواهر مادر شوهرمه اگه اون نبود من تا حالا مرده بودم. من یکبار دست به خود کشی زدم و رگ دستمو زدم ولی فهمیدن و به مامانم خبر دادن و الان زنده ام. دیروز صبح به شوهرم گفتم منو ببر دانشگاه حذف و اضافه دارم آخرین وقتشه گوش نکرد منو برد گذاشت خونه مادرم منم خودم بلند شدم رفتم دانشگاه، بعد زنگ زد گفت همونجا باش که دارم میام وقتی هم که میاد یه آبروریزی میکنه پیش همه که بیا و ببین، کتکم میزنه، اذیتم میکنه. من گفتم ازدواج می کنم دیگه گناه نمی کنم ولی الان اون گناه هایی که هیچ وقت انجام نمی دادم رو مرتکب می شم، اصلا اهل غیبت نبودم ولی الان هر جا میرم پشت سر مادرشوهرم حرف میزنم. منو تو خونه زندانی می کرد و در خونه رو قفل می کرد و می رفت سر کار. با پدرش تو مغازه لوازم خونگی فروشی کار میکنه. موبایلمو که مامانم برام خریده همیشه چک میکنه وقتی اس ام اسی میاد اول اون می خونه. وقتی کسی زنگ میزنه اون جواب میده. آخه من بدبخت کاری هم نکردم که باعث بشم بهم مشکوک بشه من نمی دونم چی کار کنم نه می تونم به طلاق فکر کنم نه به مرگ و خودکشی واقعا نمی دونم چی کار کنم؟ وقتی که عقد کرده بودم پدر که از اینا اصلا خوشش نمی اومد بهم گفت قبل از این که دیر بشه بذار طلاقتو بگیرم خودم مواظبت هستم و نگهت می دارم ولی من گوش نکردم و حالا بعد از چند ماه زندگی مشترک می بینم که چه اشتباه بزرگ و احمقانه ای کردم و آینده خودمو نابود کردم و دیگه الان اصلا نمی تونم راجع به طلاق حرف بزنم آخه طلاق بگیرم بعد چی کار کنم؟ ما سه تا بچه ایم تو خونواده و من بزرگتری هستم. شما رو به خدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدین دارم نابود میشم بهم بگین چی کار کنم خواهش می کنم کمکم کنید. معذرت می خوام که وقتتون رو گرفتم.
چند وقتی است که به صورت یک دفعه تعداد زیادی سؤال در ذهنم در مورد دینم و خدای ایجاد شده است. از آنجایی که ساکن مشهد هستم به مدرسه پریزاد مراجعه کردم و مشکل خود را مطرح کردم. با چندین فرد دارای اطلاعات دینی مشاوره کرده ام و اگر چه در بسیاری از موارد قانع شدم ولی در موارد زیادی دیگر قانع نشدم مثلا صفات خدا مثل عدل و مهربانی و ... که نامحدود است را درک نمی کنم. نمی دانم مشکل از کجاست؟ شاید قلبم به تعبیر قرآن زنگار بسته و یا عقلم نمی کشه و از درک حقایق ناتوان هستم. در مورد دینم که شیعه هستم نمی دانم دینم را درست انتخاب کرده ام یا نه بعد از حدود 4 ماه تحقیق اگرچه به نظرم دینم بسیار کامل و جامع هست ولی باز هم در حقانیت و کامل بودن آن شک دارم. تازه وقتی می خوام بروم و در مورد سایر ادیان تحقیق کنم خودم را در مقابل این همه انبوه فراوان اطلاعات و ... ناتوان می یابم. راستی مگر دین ما نمی گوید که اگر فردی خواست قضاوت کند باید هر دو فرد باشند تا از خود دفاع کنند پس آیا شما موافق هستید که اگر فقط به حرف های شما و آخوندها گوش کنم درست نیست؟ من فکر می کنم در دادگاه کسب حقیقت بهتر است با چند فرد دارای اطلاعات کامل که دارای دین های متفاوت هستند صحبت کنم. واقعا دیگه خسته شدم ولی شاید باور نکنید خیلی احساس تنهایی و غربت نمی کنم دوست ندارم به هیچ کس اعتماد کنم، حتی از شما هم می ترسم. توی فکرم هست به کلیسا بروم و در مورد حقانیت دین مسیح با آنان صحبت کنم. نظر شما در این مورد چیست؟ اگر ما عالمانی مثل آیت ا... بهجت و یا آملی داریم خوب ادیان دیگر هم عالمان دین خودشان را دارند.
از کودکی مبتلا به استمناء بودم. البته آن زمان حتی ذره ای هم به فکرم خطور نمی کرد که ممکن است این کار گناهی داشته باشد! تا آنکه حدود یک سال پیش به این موضوع پی بردم. از همان روزی هم که فهمیدم شروع به ترک آن نمودم و تا مدت ها فکر این که چه گناه عظیمی مرتکب شده ام آزارم می داد. خیلی توبه کردم و بعد از آن فقط یک بار آن هم بعد از چند روز که از قضیه آگاه شده بودم این کار را انجام دادم. همین بیشتر آزارم می دهد که تا قبل از آن نمی دانستم ولی این بار دانسته این کار را انجام دادم. حتی بعضی وقت ها که فکر می کنم از خودم متنفر می شوم. در هر صورت به لطف خدا این کار در بیداری و هوشیاری دیگر از من سر نزده است (غیر از همان یک بار) اما در خواب چندین بار این حالت بدون این که خودم بخواهم برایم اتفاق افتاده است! وظیفه ام نسبت به نمازهایی که قبل از دانستن مسأله خوانده ام و الآن وقتی که ناخودآگاه این اتفاق برایم می افتد چیست؟ (ببخشید که بی شرمانه گفتم.)
مدتی است وقتی شب ها می خوابم در خواب و احیانا در خواب و بیداری گناه می کنم واقعا در اون لحظه متوجه نیستم بعدا متوجه می شوم از این وضعیت خسته شدم اصلا به فکر گناه نیستم و بلعکس دائما به فکر خدا هستم وقتی می خواهم بخوابم بیشتر وقت ها دو رکعت نماز می خوانم و وضو می گیرم و یک حمد و 4 قل را میخوانم و بیشتر وقت ها ذکر میگم و تسبیحات حضرت زهرا(س) هم میگم و نمازهایم سر وقته و بیشتر جماعت هست تقریبا از همه گناهان دوری می کنم نمی دونم مرا چی شده می خواستم راهنمایم کنید؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed