جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    آیا این صحیح است که دختران به خودارضایی بکارت خود را از دست می دهند اگر این چنین است آیا در مورد صد در صد دختران صادق است و اصلا از دست دادن بکارت به این طریق چه نشانه هایی دارد و فرد چگونه می تواند بفهمد دچار این حادثه شده یا نه؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:45 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 9134
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
اینکه دختران در اثر خودارضایی احتمال دارد بکارت خود را از دست دهند نکته ایست کاملا صحیح و نمی توان معلوم نمود که در چه کسی اتفاق می افتد و در چه کسی اتفاق نمی افتد چرا که در موقع استمنا به علت اینکه فرد به اوج لذت جنسی می رسد در آن حال از نظر عصبی و روحی کنترلی بر اعضای خود ندارد و فقط به فکر تحریک بیشتر ناحیه تناسلی و لذت بیشتر است بنابراین احتمال خطای دست و وارد شدن انگشت در بکارت و پارگی آن بسیار زیاد است. زیرا پرده بکارت فوق العاده نازک است و با کوچکترین ضربه ای احتمال پارگی آن وجود دارد.
عاقل آن است که اگر احتمال اندکی هم در موردی بدهد که باعث آبرو ریزی او می شود احتیاط کرده و این کار را انجام ندهد. برای اثبات پارگی پرده فقط معاینه فیزیکی توسط پزشکان متخصص و پزشکی قانونی امکان پذیر است. در ضمن پارگی پرده هیچ نشانه ای بجز یکی دو قطره خون ندارد آن هم فقط در موقع پارگی که حتی امکان دارد خود شخص نیز متوجه آن نشود.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:45 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است:
1- عفت
2- ازدواج دائم
3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری)
من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام.
من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است.
توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست.
امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.
من تا دو ماه پیش خودارضایی داشتم البته چیزی را داخل فرو نکرده ام به پزشک برای معاینه مراجعه کردم پزشک تشخیص داد که پرده بکارت کمی آسیب دیده اما کامل از بین نرفته است و اگر بعدا پاره شود خون دارد با این اوصاف از ازدواج می ترسم آیا پزشک تشخیص می دهد که در اثر نزدیکی پاره شده یا خودارضایی باعث پارگی پرده شده خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید این مسأله باعث اضطراب و پریشانی و افت شدید تحصیلی در من شده است خواهش می کنم پزشکی را برای معاینه به من معرفی کنید.
نخست عرض کنم که بنده اصل قاعده تعدد زوجات را قبول دارم و از آن دفاع می کنم. اما سخن بنده این است که می شود و می باید با اجتهاد متدیک اصلاحی را در این قاعده وارد کرد و آن «شرط رضایت همسر» است. شما ملاحظه بفرمائید شمار کارهائی را که زن برای انجام آن ها به رضایت شوهرش نیاز دارد؛ زن حتی برای مسافرت، اگرچه سفری کوتاه و یک روزه، به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای خروج از خانه به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای بسیاری از عبادات مستحبی به رضایت شوهرش نیاز دارد و ... حالا آن وقت مرد برای اینکه یک زن دیگر را وارد زندگی خود و همسرش کند، چرا نباید مسأله رضایت زن نیز مطرح باشد؟ زن برای اینکه برای یک ساعت به خانه پدر و مادرش و برای دیدار آن ها که در همان محله خودشان می زیند بخواهد از خانه بیرون رود، رضایت شوهر لازم است و در غیر این صورت حق ندارد برود. اما هنگامی که مرد بخواهد یک زندگی جدید تشکیل دهد و زن دیگری را وارد زندگی مشترک خود و همسرش کند، نظر زن اصلا مهم نیست؟! این از آن موارد بی عدالتی است که انسان به طور بدیهی (مستقلات عقلیه) درک می کند و جای هیچ استدلالی ندارد. اما به نظر من کاملا شدنی است که از طریق اجتهاد روشمند چنین اصلاحی را وارد قاعده تعدد زوجات نمود. لازم نیست دنبال آیه ای در قرآن بگردیم که به طور مستقیم به این مسأله اشاره کرده باشد که برای ازدواج مجدد مرد رضایت همسرش لازم است. اما از کنار هم نهادن بسیاری از آیات می توان این قاعده را استخراج کرد. روح قرآن و احکام خانواده نیز این را می رساند. من یک نمونه می آورم: 1- حق مرد به تعدد زوجات، یک حکم قطعی است. 2- در بحث حقوق و احکام خانواده، و در تفکر اسلامی، نهاد خانواده و کیان از بالاترین اهمیت برخوردار است. 3- چنانچه اعمال حق مرد به تعدد زوجات (و نه خود حق) با استواری کیان خانواده در تزاحم قرار گیرد، اهم کیان خانواده است. اگر زنی به هر دلیلی و بطور جدی با ازدواج مجدد شوهرش مخالف باشد، جز اینست که با ازدواج مجدد مرد کیان خانواده متزلزل خواهد شد؟! در اینجا اعمال حق مرد به ازدواج مجدد (و نه خود حق) مهم است اما کیان خانواده اهم است. بدین ترتیب می توان شرط رضایت همسر را وارد این قاعده کرد. البته این یک مثال بود، یک مجتهد کاردان می تواند با استدلال هایی حتی قوی تر و آیات و روایاتی گسترده تر چنین حکمی را استخراج کند. یعنی با اجتهاد متدیک می توان قاعده تعدد زوجات را بدین صورت اصلاح کرد که در امر ازدواج مجدد دو شرط وجود دارد؛ یکی پیش از ازدواج مجدد و یکی پس از آن؛ پیش از آن جلب رضایت همسر، و پس از آن برقراری عدالت. من نمی خواهم شما بگوئید که در این لحظه چنین امری امکان پذیر است یا نه، پرسش این است که آیا در آینده می توان به چنین چیزی رسید. تازگی رهبری در یک همایشی اعلام کرده بودند که همه احکام فقهی موجود در مورد زنان، سخن آخر نیست.
در مورد قرآن: در مورد اصالت و محافظت قرآن غالبا مطالب بسیار اغراق آمیزی گفته می شود در حالی که قرآن کنونی رونوشتی از نسخه تجدید نظر شده عثمان در قرن اول اسلام است و نه دقیقا همان چیزی که محمد بر زبان می آورد. در مورد این ادعا می توان به مدارک و شواهد متعددی اشاره نمود. قرآن در ابتدا به صورت مکتوب در نیامد بلکه پیروان وفادار محمد(ص) آن را حفظ می کردند و بیشتر آنان اندک زمانی بعد از مرگ محمد(ص) در جنگ ها کشته شدند. طبق روایات و احادیث اولیه کاتبان محمد(ص) قرآن را روی قطعاتی از کاغذ، سنگ، برگ های درخت خرما، استخوان کتف شتر و تکه های چرم می نوشتند. مسلمانان بر این باورند که قرآن در زمان حیات محمد(ص) کتابت شده ولی طبق شهادت «زید» که از اصحاب نزدیک پیامبر(ص) بود وقتی ابوبکر از او خواست که (سوره ها و آیات مختلف قرآن را جستجو و جمع آوری کند) در پاسخ گفت: «پس باید قرآن را از شاخه های بی برگ نخل قطعات نازک سنگ سفید و سینه مردمان جمع آوری کنم!» چندی بعد در زمان خلافت عثمان به خلیفه سوم مسلیمن گزارش دادند که هر گروه از مسلمانان قرآن های خاص خود را دارند. بار دیگر زید فراخوانده شد و دستور یافت تا بر جمع آوری و نگارش نسخه رسمی و تجدیدنظر شده قرآن نظارت نماید و نتیجه کار او همین نسخه قرآن است که تا به امروز یک دست و بدون تغییر باقی مانده است نه همان نسخه اصلی اولیه ای که به ادعای مسلمانان مستقیما از خدا به محمد(ص) وحی شد. آرتور جفری باستان شناس برجسته اروپایی کتابی تحت عنوان (نکاتی در باب تاریخ متن قرآن) نوشته که در آن وضعیت متن قرآن قبل از استاندارد شدن در زمان حکومت عثمان را به روشنی بیان کرده است. او نشان می دهد که قبل از نسخه اصلاح شده عثمان بر خلاف ادعای مسلمان چندین نسخه متفاوت از قرآن وجود داشته است. جفری نتیجه گیری می کند: «وقتی نسخه اصلاح شده عثمان را بررسی می کنیم بلافاصله معلوم می شود که اقدام عثمان بر خلاف چیزی که مسلمانان می گویند. صرفا نه حذف قرائت های گویشی قرآن بلکه اقدامی مدبرانه و ضروری برای ایجاد معیاری قابل قبول (یا نوعی قانون اساسی) به جهت کل امپراتوری تحت حاکمیت خود بود». علاوه بر این وی می افزاید: «در بین مجموعه هائی از آیات قرآن که در شهرهای بزرگی چون مدینه، مکه، بصره، کوفه و دمشق در دست مردم بود تفاوت های فاحشی وجود داشت. از این رو عثمان برای پایان دادن به این تشتت چاره را در آن دید که نسخه موجود در مدینه را به عنوان نسخه اصلی و معتبر معرفی نماید و بقیه نسخه ها را از بین ببرد». بنابراین جفری نتیجه می گیرد: «تردیدی نیست که نسخه عثمان تنها یکی از نسخه های متعدد قرآن در آن زمان بوده است». مونتگمری وات نیز با پذیرفتن این نتیجه گیری عمومی تنها به تفاوت های بین دو نسخه قدیمی قرآن یکی قرآن «ابن مسعود روفی» و دیگری قرآن «ابن کعب سوری» اشاره می کند و می گوید: «امروزه هیچ نسخه ای از این دو مجموعه قدیمی در دست نیست اما فهرست تفاوت های این دو نسخه بسیار طولانی و چیزی در حدود هزار مورد یا بیشتر است». بر خلاف باور رسمی اسلام امروزه تمام مسلمانان به یک قرآن واحد اعتقاد ندارند. مسلمانان سنی نسخه «ابن مسعود» یکی از معدود کسانی که از سوی محمد(ص) برای تعلیم دادن قرآن تعیین شده بود معتبر می دانند و هم اکنون از قرآن ابن مسعود که مغایرت های بسیاری با قرآن تجدید نظر و اصلاح شده عثمان دارد استفاده می کنند ... این قرآن تنها در سوره بقره 150 تفاوت با قرآن عثمان دارد. جفری نود و چهار صفحه از کتاب خود را بر شماری این مغایرت ها اختصاص داده است. او هم چنین نشان می دهد که قرائت های متفاوت برخلاف چیزی که مسلمانان ادعا می کنند تنها به موارد مربوط به گویش یا لهجه محدود نمی شود. برای نمونه گاهی سراسر یک عبارت یا جمله با نسخه دیگر مغایرت دارد و حتی در مواردی یک جمله کامل حذف شده است. جفری نتیجه می گرد که «کاملا بدیهی است که نسخه منتخب عثمان تنها یکی از نسخ متعدد و متفاوت آن زمان بوده ... حتی در اینکه عثمان متن منتخب خود را تدوین کرده باشد شک و تردیدهای زیادی وجود دارد». روایاتی که عامه مسلمانان آنها را قبول دارند بیانگر مواردی هستند که در قرآن کنونی وجود ندارد. در یکی از این روایات آمده که «عایشه» همسر محمد(ص) گفته بود: «در میان آیاتی از قرآن که بر محمد(ص) نازل شد، 10 آیه مشهور مربوط به شیر دادن اطفال بود که نسخ شدند و سپس 5 آیه دیگر جایگزین آنها شد، چون رسول خدا(ص) رحلت نمود این آیات در قرآن تثبیت شدند». مورد دیگری که در قرآن امروز وجود ندارد جملاتی است که از قول عمر روایت شده: «هر آینه خدا محمد(ص) را به حق فرستاد و کتاب را بر او نازل کرد. پس آیه مربوط به سنگسار نیز بشخی از وحی خدای قادر مطلق است. رسول خدا(ص) و ما نیز به تأسی از او حکم سنگسار را اجرا کردیم و در کتاب خدا سنگسار مجازات زناکاران است، این وحی اولیه ظاهرا تغییر یافت و 100 ضربه شلاق جایگزین سنگسار شدن زانیان گردید». (نور، آیه 20) آیات مشهور به آیات شیطانی بیانگر تغییرات دیگری در نسخه اصلی است. بر اساس نسخه ای از قرآن در همان سال های اول رسالت که محمد(ص) در مکه زندگی می کرد خدا به او وحی نمود و به او اجازه داد که برخی از بتها را به شفاعت بگیرد: آیا لات و عزا را نگریستی××و آن دیگری منات، سومین را؟ آنها قوهای باشکوهند××شفاعتشان مقبول است و دوستی شان فراموش نمی شود مدتی بعد از این جریان وحی دیگری بر محمد(ص) نازل شد و با حذف 3 خط آخر آیاتی دیگر جایگزین آنها شد که اکنون آیات 21 تا 23 سوره نجم است و در آن قسمت مربوط به شفاعت این بت های مشرکان حذف شده است. طبق نوشته «وات» این دو نسخه از قرآن در میان مردم وجود داشته و آنها را می خواندند. محمد(ص) در توضیح این حذف و جایگزینی گفت که شیطان او را فریب داده و بدون اینکه خود بداند آیات دروغین در کلام خدا جای داده است «کلرتیسدال» محقق مشهور که در میان مسلمانان کار می کرد اشاره می کند که حتی در نسخه امروزی قرآن نیز مغایرت هائی وجود دارد. از قرائت های متفاوت می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1) سوره قصص 48 برخی کلمه «سحران» را «ساحران» می خوانند. 2) سوره احزاب 6 در برخی قرآن ها بعد از «امهاتم» عبارت «و هو ابون لهم» اضافه شده است. 3) سوره سبا 19 عبارت «ربنا بعید» را عده ای «ربنا بعادا» می خوانند. 4) سوره ص 23 در برخی نسخه ها به جای «تسعون» کلمه «تسعتون» آمده است. 5) سوره مریم 33 عبارت «تنترون» را برخی «یمترون» می خوانند. دومین فرقه بزرگ اسلامی در جهان به حساب می آیند. آنان ادعا می کنند که عثمان عمدا بسیاری از آیات قرآن را که مربوط به «علی(ع)» بوده حذف کرده است. «بیوان حونز» این موضوع را در کتاب خود «امت محمد-ص-» خلاصه کرده و می نویسد: «در حالی که ممکن است این موضوع حقیقت داشته باشد که هیچ کتابی مثل قرآن طی قرون متمادی سالم و دست نخورده مانده باشد. اما به همان اندازه حقیقت دارد که هیچ کتاب دیگری تا این حد مورد جرح و تعدیل قرار نگرفته است ... ». این جرح و تعدیل ها در همان ابتدا صورت گرفت و از این رو مسلمانان در حالی ادعای محفوظ بوند قرآن را می کنند که خود به اصلاح و تدوین ان در زمان عثمان اذعان دارند و از این رو ادعایشان به هیچ وجه معقول و محکمه پسند نیست.
آیا افکار شهوانی و چشم چرانی و ... اگر منجر به زنا نشوند حرام است اگر کسی امکان ازدواج را ندارد و سالیان است که افکار شهوانی ذهن آن را مختل کرده و افت تحصیلی شدیدی در دانشگاه به بار آورده است ولی ظاهر نمایی می کند تا والدین این را نفهمند و شیطان آنرا به چشم چرانی و نگاه کردن به عکس، فیلم مستهجن دعوت می کند و آن کس نای مقابله با آن را ندارد و دعوت آن را می پذیرد ولی پشیمان است و نمی داند چه کار کند و خسته شده است ولی با توکل با خدا به آن اقدام زشت دست نمی زند باید این فرد چکار کند؟ شما راه حلی سازنده و قابل اجرا توصیه کنید آیا خداوند این جوان به خاطر این کارها مورد حسابرسی قرار می دهد و همچنین به خاطر در س نخواندن و از بین بردن زحمات والدین و به هدر دادن شهریه دانشگاه با این که آن جوان خودش دوست ندارد این کارها را انجام دهد و سالیان است که دارد جهاد اکبر می کند حتی بیشتر از 8 سال دفاع مقدس ولی این جوان به علت ایمان ضعیف اش گول شیطان را می خورد؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed