جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    چه زمانی و در چه وقتی از روز و در چه شرایطی عقد کردن بهتر است با توجه به این که در شهر مقدس قم زندگی می کنیم آیا در حرم مطهر حضرت معصومه(س) بهتر است یا منزل علما؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:27 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 3729
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
این گونه موضوعات و مسایل نوعا سلیقه ای است و اولویت های افراد در زندگی و نوع نگاه و باور آنها در این موارد تعیین کننده است . بدون شک انجام امور مهم و با اهمیت در زندگی انسان مانند خواندن صیغه عقد در مکان هایی مانند حرم پاک امامان –ع- و حرم مطهر حضرت معصومه که دختر و خواهر و عمه امام معصوم است و مظهر قداست و نورانیت است واز نظر معیارها و اعتقادات دینی دارای ارزش و شرافت هستند در با برکت بودن و خجسته بودن و معنویت آن تاثیر فراوانی دارد و از طرف دیگر اجرای صیغه عقد توسط روحانیون با تقوا و وارسته و صاحب فضل و کمال نیز امری مطلوب و شایسته و با برکت برای زندگی یک زوج جوان است و اگر یکی از این بزرگان این مراسم روحانی را در این حرم مطهر انجام دهد نور علی نور می شود و اگر جمع این دو ممکن نبود انتخاب هر طرف بستگی به ذوق و سلیقه و ملاک های هر فرد دارد و شاید در مجموع اجرای عقد در این حرم ملکوتی بر سایر گزینه ها ترجیح داشته باشد .


برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:27 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
دارم دیونه میشم. غیرتی شدم. به خدا قسمتون میدم کمکم کنید و تو این اینترنت یک سایتی هست مثلا جامعه مجازی امکان بحث و این کارهاست. این بحث تو یکی از گروهاش بود. می دونم دارند اشتباه میک نند. می خوان اسلام رو تحریف کنند. می خوان ما جوون ها رو گمراه کنند اما من سواد و قدرت دفاع از اسلام رو ندارم. جان عزیزاتون این سؤال و جواب و بخونید و یه پاسخی به شبهه بدید که براشون نقل قول کنم. از وقتی متوجه این بحث شدم قرارم از دست دادم. لطفا راهنماییم کنید و با سوادتون علمتون جواب این نامردا رو بدید. اجرتون با آقا امام زمان(عج)
سؤال:
بدون اینکه پیش داوری کنید و یا فعلا این موضوع رو به چیز دیگه ایی ربط بدید می خوام از شما بپرسم کسی می تونه ثابت کنه که قرآن کتاب آسمانی نیست؟ و یا .... ؟ آیا می تونید با دلیل این کتاب رو به چالش بکشید؟ البته در خود این کتاب شرط اثبات این موضوع رو، آوردن کتابی با ویژگی های شبیه به قرآن حتی در حد یک سوره یا یک آیه هست ... . شبهه:
سوره 4 آیه 11-12 و سوره 4 آیه 176 در مورد قوانین وراثت صحبت می کند. اگر یک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند؛ دختران 2/3 سهم، والد ها 1/3 سهم (هردو بر اساس سوره 4 آیه 11) و همسر 1/8 سهم (بر اساس سوره 4 آیه 12) از ارث را دریافت می کند که از میزان ارث بیشتر می شود.
مثال دوم، مردی فوت می شود و از او یک مادر و یک همسر و دو خواهر باقی می ماند، مادر 1/3 سهم (سوره 4 آیه 11) همسر 1/4 (سوره 4 آیه 12) و خواهران 2/3 (سوره 4 آیه 176 و سوره 4 آیه 176) که مجموع آنها 15/12 کل ارث است.
(سوره 7 آیه 54، سوره 10 آیه 3، سوره 11 آیه 7 و سوره 25 آیه 59) به روشنی اعلام می کند که الله زمین و آسمان ها را در 6 روز آفرید. اما در (سوره 41 آیات 9-12) جمع روزهایی که الله بدانها اشاره می کند 8 روز است.
اول زمین یا اول آسمان؟ کدام یک زود تر آفریده شد؟
اول زمین و بعد آسمان (سوره 2 آیه 29)، اول آسمان و بعد زمین (سوره 79 آیه 27-30)؟
آیا الله شرک را می بخشد؟ شرک بدترین گناهان شمرده می شود، اما به نظر می رسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه الله شرک را می بخشد یا نمی بخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در سوره 4 آیه 48، 116 می گوید نمی بخشد و در سوره 4، آیه 153 می گوید می بخشد، ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک می شود (سوره 6 آیه 76-78) اما مسلمانان فکر می کنند که پیامبران گناه نمی کنند.
آیا فرشته ها می توانند نامطیع باشند؟ هیچ فرشته ای متکبر نیست، همه الله را اطاعت می کنند (سوره 16 آیات 49-50)، اما هان به فرشتگان گفتیم، آدم را سجده کنید و همه آنها به آدم سجده کردند مگر ابلیس، ابلیس نافرمانی کرد و او بسیار متکبر است. (سوره 2 آیه 34)
موسی و انجیل؟ مسیح بیش از 1000 سال بعد از موسی به دنیا آمد اما در سوره 7 آیه 157 الله در مورد انجیلی که به مسیح داده شده است با موسی صحبت می کند.
پیر زن عجوزه و شخصیت الله؟ در مورد داستان لوط ما خانواده او را نجات دادیم، بغیر از عجوزه ای که عقب ماند. (سوره 26 آیه 170-171) و باز می گوید اما ما او و خانواده اش را حفظ کردیم، بغیر از همسرش را، او از کسانی بود که با دیگران در شهر ماند (سوره 7 آیه 82). این دو آیه یا با هم تناقض دارند یا الله احترام چندانی به همسر پیامبر قایل نمی شود.
پسر نوح چه شد؟ با توجه به (سوره 21 آیه 76) نوح و خانواده اش از طوفان نجات یافتند و (سوره 37 آیه 77) اعلام می کند که تخم و ترکه نوح نجات یافتند و (سوره 11 آیه 42-43) می گوید که پسر نوح نابود شد.
مجازات زناکار چیست؟ 100 ضربه شلاق (زن و مرد) (سوره 24 آیه 2)، آن قدر آنها را در خانه نگاه دارید تا بمیرند (برای زنان) (سوره 4 آیه 15). اگر توبه کردند و اصلاح یافتند آنها را رها کنید (در مورد مرد) (سوره 4 آیه 16). (سوره 24 آیه 2) با دو آیه بعدی در تناقض است و مجازات برای زنان و مردان در سوره 4 آیه 15-16 متفاوت است در حالی که در سوره 24 آیه 2 برای هردو یکسان است.
آیا فرعون غرق شد یا توسط اسرائیلیان نجات یافت؟ نجات یافت (سوره 10 آیه 92)، غرق شد (سوره 28 آیه 40، سوره 17 آیه 103، سوره 43 آیه 55)؟
از همه نژادها یا از نژاد ابراهیم؟ (سوره 29 آیه 27) اشاره می کند که تمام پیامبران از تخم و ترکه ابراهیم بوده اند. اما سوره 16 آیه 36 می گوید الله از میان همه ملت ها مردمانی را به پیامبری برانگیخته است.
انسان از چه ساخته شده بود؟ از لخته خون (سوره 96 آیات 1-2) آب (سوره 21 آیه 30، سوره 24 آیه 45، سوره 25 آیه 54) چیزی مانند سفال (سوره 3 آیه 59، سوره 30 آیه 20، سوره 35 آیه 11).
اینم در جواب اینکه آیه ای مثل قرآن نمی شه آورد:
قرآن :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!»
آیه ای که من نازل می کنم :
«یا ایها العاقلون لا تقتلوا الذین یلونکم من المخالفین ولیجدوا فیکم رحمه و الانسانیه واعلموا ان الله مع العادلین؛ ای خردمندان، کسانی از مخالفان که در نزد شمایند را نکشید! تا در شما ترحم و انسانیت را بیابند. و بدانید که خداوند با عدالت پیشگان است!»
«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَهُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‏اند دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است.»
آیه ای که من نازل کردم:
«دست هیچ کس را به هیچ عنوان نبرید، با فقر مبارزه کنید و حکومت های عقل محور و انسان محور ایجاد کنید تا کسی دزدی نکند.»
اونایی که شعور دارن همین سر نخ هایی که دادم و بگیرن من اگه بخوام بحث کنم 100 ها از این موارد دارم و جواب تمام این افراد رو میتونم راحت بدم ...
------------------
حالا دیدید چی میگن؟ به دادم برسید. بی صبرانه منتظر جوابتون هستم.
خیلی حاشیه نمی رم و می رم سر اصل مطلبم. راستش من سنم 22 ساله و از یک ساله پیش تصمیم به ازدواج گرفتم. من و خانوادم در تهران ساکنیم و از نظر مالی هم وضعمون خیلی خوب هست. پدرم هم مهندس هستند و از نظر مالی هیچ مشکلی ندارم. خودم هم دانشجوی کامپیوتر هستم. راستش من دنبال دختری می گردم با شرایط زیر: اولا خیلی مؤمن و چادری، دوما خوش اخلاق، سوما نجیب و چهارم خوشگل و زیبا. راستش خودم هم آدم معتقدی هستم و اخلاقم هم خوب هست و سه سال است که توی دانشگاه درس می خوانم اکثر مواقع سرمو پایین می اندازم که چشمم به دخترای دانشگاه نخوره. با این که خیلی بهم سخت گذشته ولی هر طوری بوده خودمو از این تیپ گناهان حفظ کردم. راستش کسانی رو مادرم و خواهرم بهم پیشنهاد کردند. کسانی که هم شأن خانواده ما باشند ولی تا به حال رسمی بهشون زنگ نزدیم و فقط در حد حرف است. راستش مشکل اصلی من این جاست. یکسال پیش عموی من در حادثه ای فوت کردند. این عموی من یک دختر دارد که 14 سالش هست و یتیم شده است. عموی من ساکن قم بودند. راستش این دختر عموی من هم دختر بسیار مؤمنی هستند و هم چادری و هم خیلی نجیب و خوش اخلاق. البته این نکاتو من نمی دونستم خواهرم گفتند که این نکاتو دارند. (راستش به خاطر این که ما توی خانوادمون خیلی به مسأله محرم و نامحرمی اهمیت می دهیم خیلی دختر عمو و دختر خاله و ... رو نمی بینیم) من وقتی عموم فوت کردند توی این فکر رفتم که دختر عمومو بگیرم هم این که بچه یتیم هستند و بتونم قدم کوچکی بردارم تا غم و غصه فوت پدرش و فراموش کنه. یه چند ماهی با خودم درگیر بودم و تا همین الانم هستم. راستش دختر عموم دو تا مشکل دارند. اولیش اینه که فرهنگ ما با اونا خیلی فرق می کنه. ما اهل تهران و یک خانواده مرفه. اون ها اهل قم و زندگی ساده. راستش مثلا من هر وقت قم میرم خونشون اصلا زیاد نمی تونم قم بمونم خیلی بهم سخت میگذره. چون کلا فرهنگ ها فرق میکنه. ازین می ترسم که بعدا با هم ازدواج کنیم این مشکلمون زندگیمون و بهم بزنه چون مثلا بعد ازدواج هم باید زیاد خونه اون ها بریم هم اون ها خانه ما بیایند و هم این که خود دختر عموم کلا با من از نظر فرهنگ متفاوت است. (راستش پدر و مادرم هم از دو تا فرهنگ مختلف هستند و هر روز ما توی خونمون دعوا داریم. می ترسم من و دختر عموم هم همین طور بشیم. تازه من می خواهم با گرفتن دختر عموم خوشبختش کنم بلکه یک باری از دوشش برداریم. نه این که مشکلش و چند برابر کنم.) نکته دوم این که دختر عموم اون طور که من به زیبایی زن آیندم اهمیت میدم زیبا و خوشگل نیستند. این دو تا مشکل وجود داره و منو زمین گیر کرده. راستش یه دفعه فکر نکنید من از روی ترحم می خواهم خدای ناکرده دختر عمومو بگیرم، نه! اولا حدود 70 درصد دختر عموم شرایط زن آیندمو داره. دوما وظیفه خودم می دونم که یک بچه یتیم حمایت کنم. حالا به نظر شما چه کار کنم؟ (به جز این دو تا مشکل فکر نکنم مشکل دیگه ای داشته باشن مثلا این که با من بیان تهران زندگی کنن و غیره.)
من قبلا یک سؤال از شما پرسیدم من در شرایط روحی بدی هستم لطفا به مشکلم که مفصل تر مطرح کردم پاسخ بیشتری بدهید. من یک دختر 24 ساله هستم دانشجوی پیام نور این تنها دری بود که به رویم باز شد هر چند دیر و با زحمت و با منت اطرافیان با هوش نیستم ولی سعی کردم واحدی را نیفتم. معدلم بین 14-15 است. خدا را شاکرم ولی انسانی تنها هستم بدون محبت خانواده، بدون دوست ، واقعی بدون همراه. خواستگاری نداشتم البته موردی بود ولی وقتی آمدند و رفتند گفتند که دختر خوب و با کمالاتی است ولی ما ظاهر را نپسندیدم خیلی سخته که پسری از هر لحاظ کمتر از خودت باشد ولی فقط به خاطر نداشتن زیبایی ظاهر خوردت کنند و مورد تمسخر این و آن قرارت دهند. شاید هم حق داشتند ولی خدا چرا باید انسانی را زشت و بی هنر بیافریند که لااقل با هنر (نقاشی، شعر و ...) بتواند حسش را بیان کند و خود را تخلیه کند. من از هر کدام بی بهره ام و با فکر کردن خودم را نابود کردم آیا این تنهایی و هزار گناه که درون آن است و نمی توانم خود را رهایی دهم طرف هر کس می روم مرا به خاطر ظاهرم میراند آیا باز هم باید گفت این خواست خداست آخر به چه جرمی چقدر تحمل کنم چقدر باید مورد سوء استفاده افرادی که با استفاده از ضعفم بدتر باعث خورد شدنم می شوند را تحمل کنم. چرا تا کسی را می بینم فقط می گوید تو چرا این قدر لاغری چرا ... دیگر می ترسم از خانه بیرون روم. مجبور شدم به آرایش رو بیارم ولی به خدا خسته شدم بدتر پشت سرم حرف راه انداختند پولدارم نیستم که برم جراحی کنم. من خیلی نیاز به یک همدم دارم ولی شما بگید از کجا؟ من حتی واهمه دارم کسی از درد دلم با خبر شود. راستی راز این چیه که تا من دل کسی را می شکنم یک بلا سرم می آید ولی در مورد من چنین نیست و تازه سر افرازتر هم می شود و تازه مرا کوچکتر می کنند. آیا فکر می کنید باز هم خدا از دوست داشتن این کار را کرده یا به خاطر دوست نداشتن (خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد) پس ما چی هستیم تا بندگانی که خدا دوستشان دارد با دیدن امثال من خدا را شکر کنند این آیا معنی مهربانی خداست چرا خدا به بعضی ها که چشم نداده یا نقصی دارند یک هنر داده که تحملش کنند ولی مرا بدون یار و یاور گذاشته؟ فقط تنها چیزی که باعث شده تا به حال سر پا بایستم یک رویاست یا شاید بهتره بگم یک امید واهی!
امروز بی حرمتی به مجلس امام حسین(ع)، به اسلام حمایت از انقلاب و امام چه حکمی دارد؟ و با این افراد چه می توان کرد؟ برای این که سؤال شفاف تر باشد به ذکر مصداقی بسنده می کنم: در یکی از مساجد قم که به مناسبت دهه دوم محرم از یک حاج آقا برای سخنرانی دعوت به عمل آورده بودند با یک حرکت منسجم و برنامه ریزی شده از ایشان با پرخاشگری و داد و بیداد و رفتاری زشت انتقاد کردند که چرا از انقلاب و امام نمی گویید و بدین ترتیب مجلس امام حسین(ع) را عملا تعطیل نمودند ایشان هم در جواب گفتند چرا حرکت انقلاب را از حرکت امام حسین(ع) جدا می دانید این در حالیست که سخنران قبل از من راجع به انقلاب صحبت کرده اند و ضرورت لزومی احساس نکردم. پس از اتمام مجلس مردم بالاتفاق احساس بدی داشتند و برخی متأثر از این رفتار زشت به ایشان ناسزا می گفتند و از اینگونه حامیان انقلاب ابراز تنفر و بیزاری می نمودند. اکنون چه تدبیری برای این افراد که به اسم اسلام و نظام و انقلاب مردم را نسبت به همه چیز بدبین می کنند اندیشیده اید و اساسا در رابطه با این افراد چه حکمی صادق است؟ امروز که ما خودی ها را از خود می رانیم چگونه انتظار داریم که نسل جوان به ما اعتماد کنند و مردم که از اینگونه حامیان انقلاب بیزارند متأثر از رفتار ایشان به نظام و انقلاب بدبین شده و به راستی چه عاقبتی در انتظار انقلاب ماست؟ و آیا درست است که تا ظهور آقا امام زمان(عج) دست بر روی دست هم گذارده و به شنیدن و نظاره کردن بسنده کنیم؟ سؤال بنده به طور واضح این است وظیفه ما در مقابله با این افراد چیست و آیا مشاهده چنین خیانتی و سکوت آن برای ما جایز است یا خیر؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.
چند روز قبل موضوع کنفرانس در مورد آزادی در جمهوری اسلامی بود که به علت کمبود وقت بسیاری از سؤالات بی پاسخ ماند لطفا در مورد برخی از موارد که در زیز گفته می شود دلیل بیاورید: 1) چرا در جمهوری اسلامی جلوی ماهواره گرفته می شود حتی اگر ماهواره چیز بدی باشد به حکومت چه ربطی دارد که در زندگی خصوصی مردم دخالت می کند شاید یکی دوست داشته باشد با دیدن ماهواره جهنمی شود یا اصلا دین نداشته باشد؟ 2) مسأله ارتباط با جنس مخالف چه ربطی به حکومت دارد وقتی هر دو طرف راضی هستند و کسی هم شکایتی ندارد مگه حکومت فضول مردم است؟ 3) چرا بعضی سایت ها فیلتر می شود ما نیز قبول داریم که بعضی از این سایت ها منحرف کننده هستند ولی هر کسی حق این را دارد که خودش روش زندگی خودش را انتخاب کند (انا هدیناه سبیل اما شاکرا و اما شکورا)؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed