جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    چرا با وجود اینکه سال هاست از واقعه کربلا می گذرد باز هم در همه مراسمات مذهبی و دعاهای کمیل و توسل روضه امام حسین(ع) را می خوانیم و گریه می کنیم آیا این گریه کردن مرده پرستی نیست؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:11 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2143
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
چگونه می توان امام حسین(ع) را مرده بپنداریم، در حالیکه عالمان دینی و حتی دانشمندانی که به بشریت خدمتی کرده اند را نمی توان مرده انگاشت. العلماء باقون ما بقی الدهر. تا زمان باقی است، دانشمندان و عالمان زنده هستند و شهید هرگز نمی میرد، چون در راه احیای دین خدا جانش را فدا کرده و تا زمانی که دین باقی و زنده است، شهید نیز زنده و پایدار است.
مرده آن است که هیچ اثری از خود به جای نمی گذارد و پس از مرگ اش منشا هیچ حرکت مثبتی در زندگی انسان ها نیست. مرده آن است که نامش به نکویی نبرند. امروز نام حسین(ع) جهان گیر است و حتی غیر مسلمانان به او ارادت خاص دارند و به او متوسل می شوند. گریه برای مصیبتی که به اهل بیت(ع) وارد شده است هم مرده پرستی نیست، این فقره فلسفه و آثار فراوان تربیتی و سیاسی و اجتماعی و دینی دارد که به قسمتی از آن ها اشاره می کنیم.
فلسفه و حکمت عزادارى را مى‏توان در امور ذیل، رهیابى کرد: T}الف. محبت و دوستى:{T قرآن و روایات، دوستى خاندان رسول اکرم(ص) و اهل‏بیت(ع) را بر مسلمانان واجب کرده است‏V}نگا: شورى (42)، آیه 23؛ هود (11)، آیه 29؛ میزان‏الحکمه، ج 2، ص 236.{V. روشن است که دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق، کسى است که شرط دوستى را - چنان که باید و شاید - به جا آورد. یکى از مهم‏ترین لوازم دوستى، هم دردى و هم دلى با دوستان در مواقع سوگ یا شادى آنان است؛ V}نگا: المحبه فى الکتاب والسنه، صص 169 - 170 و 181 - 182.{V از این رو در احادیث، بر برپایى جشن و سرور در ایام شادى اهل‏بیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوان شده است. حضرت على(ع) در روایتى مى‏فرماید: «شیعه و پیروان ما در شادى و حزن ما شریکند». H}«یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»{H؛ V}بحارالانوار، ج 44، ص 287. {Vامام صادق(ع) نیز فرمودند: H}«شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل طینتنا یسوؤهم ما یسؤنا و یسرّهم ما یسرّنا»{H؛ V}امالى، ص 305.{V «شیعیان ما پاره‏اى از خود ما بوده و از زیادى گل ما خلق شده‏اند؛ آنچه که ما را بدحال یا خوشحال مى‏سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى‏گرداند». این وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مى‏کند که در ایام عزادارى اهل‏بیت(ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ یعنى، با اشک، آه و ناله و زارى، از نظر خوراک، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم‏زده‏V}طبق فرموده امام صادق(ع) به معاویه بن وهب، «عزاداران سیدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جویند تا آن که یک ساعت از وقت فضیلت نماز عصر بگذرد، و در حد لزوم به غذاى معمول صاحبان مصیبت، سدّ جوع و عطش کنند». .{V و از نظر پوشاک، با پوشیدن لباسى که از حیث جنس و رنگ و نحوه پوشش در عرف، حکایت‏گر اندوه و ناراحتى است، آشکار سازیم. T}ب. انسان‏سازى:{T از آنجا که در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد؛ هم‏دردى با آن عزیزان، در واقع یادآورى فضایل، مناقب و آرمان‏هاى آنان بوده و بدین شکل، آدمى را به سمت الگوگیرى و الگوپذیرى از آنان سوق مى‏دهد. فردى که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت مى‏کند؛ شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم مى‏آمیزد و در پرتو آن، انگیزه‏اى قوى در او پدیدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبى مى‏شود که فعّال و شتابان، به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است. T}ج. جامعه‏سازى:{T هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسان‏سازى گشت؛ تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز کشیده مى‏شود و آدمى مى‏کوشد تا آرمان‏هاى اهل‏بیت(ع) را در جامعه حکم‏فرما کند. به بیان دیگر، عزادارى بر اهل‏بیت(ع)؛ در واقع با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمان‏هاى آنان و پیاده کردن آنها فراهم مى‏سازد. به همین دلیل مى‏توان گفت: یکى از حکمت‏هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است. T}د. انتقال‏دهنده فرهنگ شیعى به نسل بعد:{T کسى نمى‏تواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهل‏بیت(ع) آشنا مى‏شوند. به راستى عزادارى و مجالس تعزیه، یکى از عناصر و عوامل برجسته‏اى است تا آموزه‏هاى نظرى و عملى امامان راستین، به نسل‏هاى آینده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دلیل قالب و محتوا، بهترین راه براى تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایى آنان با گفتار و کردار اهل‏بیت(ع) است.
T}فلسفه گریه و انواع آن : {T گریه برای خدا و از ترس عقاب الهی و نیز گریه برای اولیای خدا در شمار برترین عبادت‏ها است؛ به ویژه گریستن بر حضرت ابا عبدالله سالار شهیدان(ع)، چنین گریه‏ای فلسفه‏های سازنده و تربیتی چندی دارد؛ از جمله: 1. پالایش و تزکیه روح، و احساس نزدیکی به خدا؛ 2. پیوند عمیق عاطفی میان مردم و الگوهای راستین امت؛ 3. اعلام وفاداری نسبت به رهبران و پیشوایان دینی و مکتب؛ 4. الهام شدن روح انقلابی و ستم ستیزی به مردم؛ 5. زنده نگاه داشتن یاد و خاطره وقایعی چون نهضت شکوهمند حسینی. اینکه اشک و گریه، خود به خود به وجود می‏آید، یا باید با تلقین و برانگیختن احساسات ایجاد شود، مقوله دیگری است. هر مسلمان پاکْ طینتی، با به یادآوردن مصائب ابا عبدالله(ع) و عظمتی که آن حضرت به وجود آورد، به راستی اشک سوز و گاه شوق می‏ریزد. V}برای آگاهی بیشتر ر.ک: مرتضی مطهری، حماسه حسینی {V T}تأثیرات عزاداری {T در یک تقسیم بندی می‏توان تأثیرات عزاداری بر معصومین(ع) را در جهات ذیل نام برد: T}یک. جنبه عاطفی {T کسی که عزیزی را از دست می‏دهد، ناخودآگاه حزین و غمناک است و نمی‏تواند غمگین نباشد. بر پایی مراسم سوگواری، باعث خالی شدن این غم و غصهّ می‏شود. به علاوه، عزاداری برای بزرگان دین،محبت و رابطه ‏عاطفی مردم با آنان را می‏افزاید. T}دو. جنبه سیاسی {T اگر این عزاداری‏ها نبود، قیام خونین و روشنگر سیدالشهدا(ع) به فراموشی سپرده می‏شد و چه بسا اصل قیام و شهادت او نیز تحریفیا حتی انکار می‏شد. در زمان صدر اسلام، شرایط اقتضا نکرد که شیعیان برای حضرت زهرا(س) عزاداری و نوحه‏خوانی کنند و همین باعث شد که برخی از تاریخ‏نویسان غرض‏ورز، اصل شهادت آن حضرت را انکار کنند؛ حتی می‏گویند: «اگر محسن فاطمه شهید شده، پس قبرش کجا است؟» لابد اگر می‏توانستند، می‏گفتند: «اگر پیامبر دختری به نام فاطمه داشته و کشته شده، پس قبرش کجا است؟!» T}سه. جنبه دینی {T با برپایی مراسم‏های عزاداری و سخنرانی در ماه محرم، مردم بیش از پیش با معارف الهی واخلاق اسلامی آشنا می‏شوند. عاشورا دین ما را حفظ کرده است. T}چهار. جنبه تربیتی {T کودکان و نوجوانان از برپایی این مراسم و یادآوری آن واقعه عظیم، دِلیری و ایثار و فداکاری را فرا می‏گیرند. البته لقای الهی برای حضرت امام حسین(ع)، زیباترین و باشکوه‏ترین امور است؛ ولی در هنگام مصیبت و حزن و اندوه امامان(ع) از واقعه جانگداز عاشورا، نمی‏توانیم شاد باشیم. قطعاً دشمنان ائمه(ع) در این روز مسرور بوده‏اند. به علاوه نقل حماسه عاشورا، روح ایثار و شجاعت و ایمان را در مسلمانان زنده می‏کند. در نتیجه آنان در مقابل مسائل جهان اسلام، بهتر حساسیت نشان خواهند داد. انقلاب ضدّطاغوتی و ضدّآمریکایی ایران، پیروزی حزب‏الله لبنان بر اسرائیل، مقاومت و دفاع هشت‏ساله ایران در مقابل تهاجم جهانی در قالب جنگ عراق و پیروزی‏های مکررّ لشکر اسلام بر کفر و الحاد جهانی و ... متأثر از مجالس عزای سیدالشهدا(ع) است. ضمن اینکه اگر آن واقعه به همان شکل نقل نگردد، اندک اندک به فراموشی سپرده خواهد شد و اسلام، پشتوانه‏ای تأثیرگذار با این اهمیت را از دست خواهد داد. البته باید در روضه‏خوانی‏ها از تحریف و عوض نمودن واقعیت خودداری کرد و در کنار نقل حادثه عاشورا، باید به مسائل جهان اسلام در عصر حاضر نیز اهمیت داد و وظیفه مسلمانان در این رابطه را گوشزد کرد.
برخى از روایات در خصوص گریه بر امام حسین(ع) عبارت است از: 1. امام معصوم(ع) فرمود: «هر چشمى در روز قیامت به جهت سختى‏ها، گریان است؛ مگر چشمى که بر امام حسین(ع) گریسته باشد، این چشم خندان و بشاش است».V}الخصائص الحسینیه، ص 140.{V 2. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «گریه بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ را محو مى‏کند».V}مسند امام رضا(ع)، ج 2، ص 27 .{V 3. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کسى که به یاد امام حسین(ع) به مقدار بال مگسى، اشک از چشمانش جارى شود؛ ثوابش بر خداوند است و خداوند به کمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود».V}بحارالانوار، ج 44، ص 291.{V 4. از امام معصوم(ع) نقل شده است: «هر که بگرید یا بگریاند یا حالت اندوه و گریه داشته باشد، بر مصیبت امام حسین(ع)، بهشت براى او واجب مى‏شود».V}الخصائص الحسینیه، ص 142.{V 5. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «... پسر شبیب! اگر مى‏خواهى براى چیزى گریه کنى، پس براى حسین بن على(ع) گریه کن که او را ذبح کردند؛ چنان که گوسفند را ذبح مى‏کنند ... پسر شبیب! اگر براى حسین چنان گریه کنى که اشک‏هایت بر گونه‏هایت جارى شود، خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ تو را مى‏آمرزد، اندک باشد یا بسیار ...».V}بحارالانوار، ج 44، ص 285.{V

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:11 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با توجه به آیه 88 سوره هود که می فرماید: « ... و ما توفیقی الا بالله ... » آیا می توان گفت که توفیق گریه برای امامان(ع) از قبیل امام علی(ع) و امام حسین(ع) در روز شهادتشان و یا سایر روزها از طرف خداوند شامل حال انسان می شود و اگر شخصی می خواهد برای این عزیزان گریه کند ولی اشکی ندارد به خداوند مربوط می شود؟ (لطفا جواب سؤال من را با بیان یک آیه قرآن و یا حدیث بدهید.)
اول لازم می دونم که تا حدودی وضعیت خودم رو معرفی کنم. من پسر هستم، 21 ساله که الان دانشجوی یک رشته مهندسی در یکی از دانشگاه های سراسری شهر تهران هستم. خانواده ای دارم خیلی مذهبی و مقید. همه نماز خون و روزه گیر و مادر و خواهرهایم هم چادری و مقید هستند. در دانشگاه هم دوستانی مؤمن (که ما بهش می گیم ریش دار!) دارم. از بیرون که به من نگاه کنی موجودی هستم مقید و مذهبی. مطالعات محدودی داشتم راجع به اسلام مثلا تعدادی از کتاب های شهید مطهری رو خوندم. قرآن هم خیلی کم می خونم. الان با مشکلی مواجهم که بهش میگم بی ایمانی. در واقع به همه مؤلفه های ایمانی و اعتقادی ام شک کردم و دلیل اصلی این شک رو هم ناتوانی در جلوگیری از گناه هام می بینم. یعنی وقتی به یه خواسته نفسانی می رسم، اصلا خدایی اونجا وجود نداره. البته خیلی وقت ها خیلی کارها رو هم به اسم برای خدا انجام میدم. مثل نماز خوندن یا صدقه دادن که کسی هم لزوما نمی بینه. ولی وقتی به یک سری از مشکلات بر می خورم و یاد خدا نمی تونه جلوی انجام گناه و خودخواهی ام رو بگیره، اونوقته که به این فکر می کنم که خب اگه کارات برای خدا بود، می شد این کارت رو هم برای خدا ترک کنی. ولی می بینم که شاید اون کارها رو هم برای خودم و خودخواهی خودم انجام دادم و این وسط اعتقاد خاصی به خدا و وجود و تأثیرگذاری اش توی زندگی و بهشت و جهنم و امام ها(ع) و پیامبر(ص) که کارهامون رو می بینن و این طور چیزها ندارم و بیشتر این کارهای خوب رو انجام میدم چون فکر می کنم اگه این کار رو بکنم به نفعم خواهد بود و یه چیزی بهم میرسه. مثلا اگر صدقه میدم فکر می کنم که هم از بلاها و چشم زخم ها و ... در امان می مونم و هم با یه ضریب زیاد و با برکتی این پول همش دوباره بر می گرده توی زندگی خودم و هم اینکه احساس خوبی بهم دست میده که تو آدم خوبی هستی و میری بهشت و این طور چیزا. ایمان به خدا و حق عبادت و درست یا اشتباه بودن یک کار و از خود گذشتگی توش اصلا وجود نداره. یا وقتی که به یه رفیق کمک می کنم و مرام میذارم براش برای اینه که اون هم بعدا برای من مرام بذاره و یا حداقل نشینه و پشت سر من بگه فلانی عجب آدم فلانیه! یا بشینه بگه چقدر آدم خوبیه یا جلوی روم ازم تعریف کنه و چاکرم مخلصم بگه. تا حدود بسیار خوبی می تونم بگم کارهای خوبم از این ترس ها و یا این پاداش های دنیایی منشأ می گیره. یا اگر نماز می خونم به خاطر ترس از اون حس بدیه که موقع نماز نخوندن گریبانم رو می گیره و نمیذاره زندگی کنم و یا ترس از حقانیت اسلامه که اگه یه روز بفهمم اسلام راست بوده دوباره مجبورم این نمازها رو قضا کنم و صاف میشم به قولی. و یا شاید علت اصلی اش این باشه که ممکنه اطرافیانم بپرسن نماز خوندی یا نه و من هم چون موقع دروغ گفتن حس خیلی بدی هم خودم و هم اطرافیانم بهم پیدا می کنن و برای همین دوست ندارم که دروغ بگم، مجبورم که نمازهام رو بخونم که وقتی میگن نماز خوندی سرم رو بگیرم بالا و بگم: آره! یا اگر ریش می ذارم برای اینه که اگر نذارم، اطرافیانم یک طور دیگه ای بهم نگاه می کنن و اذیت میشم. بهم به عنوان یه موجود مثبت و دوست داشتنی دیگه نگاه و اعتماد نمیشه. یعنی در مجموع همه اعمال دینی من رو این اطرافیانم هستند که باعث میشن انجام بدم. من خیلی خود خواهم. برای همینه که وقتی پای یه کار سخت و مخفیانه بین خودم و خدا می افته که هیچ کس دیگه ای هم نه ازش مطلع میشه و نه میتونه نظرش با اون کار راجع به من عوض بشه، پام می لرزه و گند می زنم. مثلا اگر خانواده برن مسافرت و من خونه تنها باشم میشه گندترین روزهای زندگیم. به قول سعدی نمی ماند از معاصی منکری که نمی کنم. نمازهام قضا میشه، تا می تونم می خورم و می خوابم و کارهای دیگه ای که روم نمیشه بگم رو انجام میدم. نمی دونم چی کار باید بکنم؟ یه حس درونی بهم میگه حتی اگر برام اثبات هم بشه همه اعتقاداتم، باز هم ممکنه پام بلرزه و گناه بکنم. می دونم توقع زیادیه که بخوام راهنماییم بکنین و شاید سؤالم خیلی سخت باشه. ولی ازتون خواهش می کنم اگر میتونین من رو راهنمایی کنین.
دارم دیونه میشم. غیرتی شدم. به خدا قسمتون میدم کمکم کنید و تو این اینترنت یک سایتی هست مثلا جامعه مجازی امکان بحث و این کارهاست. این بحث تو یکی از گروهاش بود. می دونم دارند اشتباه میک نند. می خوان اسلام رو تحریف کنند. می خوان ما جوون ها رو گمراه کنند اما من سواد و قدرت دفاع از اسلام رو ندارم. جان عزیزاتون این سؤال و جواب و بخونید و یه پاسخی به شبهه بدید که براشون نقل قول کنم. از وقتی متوجه این بحث شدم قرارم از دست دادم. لطفا راهنماییم کنید و با سوادتون علمتون جواب این نامردا رو بدید. اجرتون با آقا امام زمان(عج)
سؤال:
بدون اینکه پیش داوری کنید و یا فعلا این موضوع رو به چیز دیگه ایی ربط بدید می خوام از شما بپرسم کسی می تونه ثابت کنه که قرآن کتاب آسمانی نیست؟ و یا .... ؟ آیا می تونید با دلیل این کتاب رو به چالش بکشید؟ البته در خود این کتاب شرط اثبات این موضوع رو، آوردن کتابی با ویژگی های شبیه به قرآن حتی در حد یک سوره یا یک آیه هست ... . شبهه:
سوره 4 آیه 11-12 و سوره 4 آیه 176 در مورد قوانین وراثت صحبت می کند. اگر یک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند؛ دختران 2/3 سهم، والد ها 1/3 سهم (هردو بر اساس سوره 4 آیه 11) و همسر 1/8 سهم (بر اساس سوره 4 آیه 12) از ارث را دریافت می کند که از میزان ارث بیشتر می شود.
مثال دوم، مردی فوت می شود و از او یک مادر و یک همسر و دو خواهر باقی می ماند، مادر 1/3 سهم (سوره 4 آیه 11) همسر 1/4 (سوره 4 آیه 12) و خواهران 2/3 (سوره 4 آیه 176 و سوره 4 آیه 176) که مجموع آنها 15/12 کل ارث است.
(سوره 7 آیه 54، سوره 10 آیه 3، سوره 11 آیه 7 و سوره 25 آیه 59) به روشنی اعلام می کند که الله زمین و آسمان ها را در 6 روز آفرید. اما در (سوره 41 آیات 9-12) جمع روزهایی که الله بدانها اشاره می کند 8 روز است.
اول زمین یا اول آسمان؟ کدام یک زود تر آفریده شد؟
اول زمین و بعد آسمان (سوره 2 آیه 29)، اول آسمان و بعد زمین (سوره 79 آیه 27-30)؟
آیا الله شرک را می بخشد؟ شرک بدترین گناهان شمرده می شود، اما به نظر می رسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه الله شرک را می بخشد یا نمی بخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در سوره 4 آیه 48، 116 می گوید نمی بخشد و در سوره 4، آیه 153 می گوید می بخشد، ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک می شود (سوره 6 آیه 76-78) اما مسلمانان فکر می کنند که پیامبران گناه نمی کنند.
آیا فرشته ها می توانند نامطیع باشند؟ هیچ فرشته ای متکبر نیست، همه الله را اطاعت می کنند (سوره 16 آیات 49-50)، اما هان به فرشتگان گفتیم، آدم را سجده کنید و همه آنها به آدم سجده کردند مگر ابلیس، ابلیس نافرمانی کرد و او بسیار متکبر است. (سوره 2 آیه 34)
موسی و انجیل؟ مسیح بیش از 1000 سال بعد از موسی به دنیا آمد اما در سوره 7 آیه 157 الله در مورد انجیلی که به مسیح داده شده است با موسی صحبت می کند.
پیر زن عجوزه و شخصیت الله؟ در مورد داستان لوط ما خانواده او را نجات دادیم، بغیر از عجوزه ای که عقب ماند. (سوره 26 آیه 170-171) و باز می گوید اما ما او و خانواده اش را حفظ کردیم، بغیر از همسرش را، او از کسانی بود که با دیگران در شهر ماند (سوره 7 آیه 82). این دو آیه یا با هم تناقض دارند یا الله احترام چندانی به همسر پیامبر قایل نمی شود.
پسر نوح چه شد؟ با توجه به (سوره 21 آیه 76) نوح و خانواده اش از طوفان نجات یافتند و (سوره 37 آیه 77) اعلام می کند که تخم و ترکه نوح نجات یافتند و (سوره 11 آیه 42-43) می گوید که پسر نوح نابود شد.
مجازات زناکار چیست؟ 100 ضربه شلاق (زن و مرد) (سوره 24 آیه 2)، آن قدر آنها را در خانه نگاه دارید تا بمیرند (برای زنان) (سوره 4 آیه 15). اگر توبه کردند و اصلاح یافتند آنها را رها کنید (در مورد مرد) (سوره 4 آیه 16). (سوره 24 آیه 2) با دو آیه بعدی در تناقض است و مجازات برای زنان و مردان در سوره 4 آیه 15-16 متفاوت است در حالی که در سوره 24 آیه 2 برای هردو یکسان است.
آیا فرعون غرق شد یا توسط اسرائیلیان نجات یافت؟ نجات یافت (سوره 10 آیه 92)، غرق شد (سوره 28 آیه 40، سوره 17 آیه 103، سوره 43 آیه 55)؟
از همه نژادها یا از نژاد ابراهیم؟ (سوره 29 آیه 27) اشاره می کند که تمام پیامبران از تخم و ترکه ابراهیم بوده اند. اما سوره 16 آیه 36 می گوید الله از میان همه ملت ها مردمانی را به پیامبری برانگیخته است.
انسان از چه ساخته شده بود؟ از لخته خون (سوره 96 آیات 1-2) آب (سوره 21 آیه 30، سوره 24 آیه 45، سوره 25 آیه 54) چیزی مانند سفال (سوره 3 آیه 59، سوره 30 آیه 20، سوره 35 آیه 11).
اینم در جواب اینکه آیه ای مثل قرآن نمی شه آورد:
قرآن :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!»
آیه ای که من نازل می کنم :
«یا ایها العاقلون لا تقتلوا الذین یلونکم من المخالفین ولیجدوا فیکم رحمه و الانسانیه واعلموا ان الله مع العادلین؛ ای خردمندان، کسانی از مخالفان که در نزد شمایند را نکشید! تا در شما ترحم و انسانیت را بیابند. و بدانید که خداوند با عدالت پیشگان است!»
«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَهُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‏اند دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است.»
آیه ای که من نازل کردم:
«دست هیچ کس را به هیچ عنوان نبرید، با فقر مبارزه کنید و حکومت های عقل محور و انسان محور ایجاد کنید تا کسی دزدی نکند.»
اونایی که شعور دارن همین سر نخ هایی که دادم و بگیرن من اگه بخوام بحث کنم 100 ها از این موارد دارم و جواب تمام این افراد رو میتونم راحت بدم ...
------------------
حالا دیدید چی میگن؟ به دادم برسید. بی صبرانه منتظر جوابتون هستم.
امروز بی حرمتی به مجلس امام حسین(ع)، به اسلام حمایت از انقلاب و امام چه حکمی دارد؟ و با این افراد چه می توان کرد؟ برای این که سؤال شفاف تر باشد به ذکر مصداقی بسنده می کنم: در یکی از مساجد قم که به مناسبت دهه دوم محرم از یک حاج آقا برای سخنرانی دعوت به عمل آورده بودند با یک حرکت منسجم و برنامه ریزی شده از ایشان با پرخاشگری و داد و بیداد و رفتاری زشت انتقاد کردند که چرا از انقلاب و امام نمی گویید و بدین ترتیب مجلس امام حسین(ع) را عملا تعطیل نمودند ایشان هم در جواب گفتند چرا حرکت انقلاب را از حرکت امام حسین(ع) جدا می دانید این در حالیست که سخنران قبل از من راجع به انقلاب صحبت کرده اند و ضرورت لزومی احساس نکردم. پس از اتمام مجلس مردم بالاتفاق احساس بدی داشتند و برخی متأثر از این رفتار زشت به ایشان ناسزا می گفتند و از اینگونه حامیان انقلاب ابراز تنفر و بیزاری می نمودند. اکنون چه تدبیری برای این افراد که به اسم اسلام و نظام و انقلاب مردم را نسبت به همه چیز بدبین می کنند اندیشیده اید و اساسا در رابطه با این افراد چه حکمی صادق است؟ امروز که ما خودی ها را از خود می رانیم چگونه انتظار داریم که نسل جوان به ما اعتماد کنند و مردم که از اینگونه حامیان انقلاب بیزارند متأثر از رفتار ایشان به نظام و انقلاب بدبین شده و به راستی چه عاقبتی در انتظار انقلاب ماست؟ و آیا درست است که تا ظهور آقا امام زمان(عج) دست بر روی دست هم گذارده و به شنیدن و نظاره کردن بسنده کنیم؟ سؤال بنده به طور واضح این است وظیفه ما در مقابله با این افراد چیست و آیا مشاهده چنین خیانتی و سکوت آن برای ما جایز است یا خیر؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.
این روزها حرف از انقلاب اسلامی ایران است؛ وقتی از دستاوردهای انقلاب صحبت می شود، می گویند که فرضا آب رسانی به روستاها نسبت به زمان شاه، فلان برابر شده است، فلان تعداد سد ساخته شده است، فلان چیز فلان قدر افزایش یافته است؛ آنچه که به ذهنم خطور می کند این است که این کارها در طول 30 سال انجام گرفته، سی سالی که با پیشرفت های عظیم علمی و تکنولوژیکی همرام بوده است، آیا اگر شاه سقوط نمی کرد و انقلاب نمی شد، پیشرفت های ایران خیلی بیش از اینها نبود؟ اصلا این مقایسه صحیح است؟ آیا با توجه به این نکات، باز هم ساخته شدن چند سد، مونتاژ چند دستگاه و آب رسانی و گاز رسانی و ... سند افتخاری برای انقلاب محسوب می شود؟ من به بحث ارزشی و اسلامی بودن انقلاب و ریشه های آرمانی آن کاری ندارم، می خواهم بدانم چرا مقداری ساخت و ساز و به قول امروزی سازندگی که در طول 30 سال انجام گرفته - و به واسطه آن انقلاب را با نظام شاهنشاهی آن زمان و کم بهره از پیشرفت های عظیم علمی این زمان، مقایسه می کنند- سند افتخاری برای انقلاب است و حتی مقام معظم رهبری مدظله هم بر این امر تصریح می کنند؟! همچنین مگر نه این است که این همه پیشرفت را پرورش یافتگان و درس خوانده های زمان شاه به وجود آورده اند نه غنچه های انقلابی که هنوز به بار ننشسته اند؟ پس چگونه زمان شاه را به عقب ماندگی و بازدارندگی و ... محکوم می کنیم؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed