جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    غریزه جنسی من فوران کرده است. عجیب هم فوران کرده. راهی هم برای ارضای آن به طریق مشروع ندارم. چون شغلی ندارم، به سربازی هم نرفته ام و سرمایه ای جز خودم ندارم (هم اکنون مشغول تحصیل هستم). پس ببخشید کدام مغز خر خورده ای دخترش را به من می دهد (علاوه بر اینکه گرفتن همسر تنها به دلیل جنسی نیز درست نمی باشد). صیغه هم که اسمش حلال است و در اصل یک فحشای مشروع در جامعه ما به حساب می آید (که البته در جامعه فعلی ما، با تفکرات حاکم بر آن به این شکل در آمده است). در قرن حاضر و با توجه به محرکات جنسی فراوان در جامعه، از فیلم های مستهجن گرفته تا انواع و اقسام محرکات جنسی موجود در اینترنت و ماهواره ها و دخترانی که با وضع زننده و تحریک آمیزی در جامعه حاضر می شوند (که هر بیننده ای را به این فکر می اندازد که این دختران خواهان برقراری ارتباط جنسی هستند)، شما بگویید یک جوان 22 ساله که در اوج دوران شهوت به سر می برد چه باید بکند؟ می دانم جواب شما چیست: می گویید پسرم توجه خود را به چیزهای دیگر مشغول کن، درست را بخوان، ورزش کن، از خداوند طلب کمک کن، دعا کن، تنها نباش تا فکرهای بد به ذهنت خطور نکند، خداوند به تو اراده داده است، توکل کن و ... تا شرایط برای ازدواجت مهیا شود و سپس خود را از آن طریق ارضا کن و اگر هم نشد، عفت و پاکدامنی را پیشه کن. بی شک جوابتان همین خواهد بود (جوابی کلیشه ای و تکراری). همانطور که می دانید نیاز جنسی از نیازهای فیزیولوژیک می باشد مانند نیاز به آب، نیاز به غذا و ... وقتی شما تشنه هستید باید آب یا یک نوشیدنی بیاشامید، نه اینکه مثلا نمک بخورید (چون تشنگی را افزایش می دهد). پس وقتی شما نیاز جنسی دارید باید آن را رفع کنید (شما می گویید با ازدواج، من هم با شما هم عقیده هستم. ولی وقتی شرایط ازدواج فراهم نشود چه باید کرد؟) هر وقت که با دوستان مجرد صحبت می کنیم بحث به طریقی به مسائل جنسی کشیده می شود. می دانید چرا؟ چون نیازی است که رفع نشده و صحبت کردن درباره آن کمی تسلی بخش است. دولت را نیز باید مقصر دانست زیرا شرایط مناسبی را برای ازدواج و کار جوانان، برای خرید مسکن و ... فراهم نکرده است. (با اینکه کلیشه ای و تکراری است ولی عین حقیقت است.) علاوه بر آن در اغلب شهرهای کشور نیز امکانات تفریحی و ورزشی و ... نیز برای جوانان فراهم نشده است که جوانان خود را با آنها سرگرم کنند ولی به یاد داشته باشید که جایگزینی «آلترناتیو» هم حدی دارد. این میل باید ارضا شود (حال خوب است هر چند ماه یک بار در خواب ارضا می شویم که البته لذتی ندارد و دردسر آن بیشتراست ولی باز تعادل روانی بهتری پیدا می کنیم). در ضمن خانواده ها نیز بسیار سختگیر شده اند و به جوانی که با ایمان و خوش اخلاق است ولی سرمایه ای ندارد دختر نمی دهند (حدیث داریم که به این افراد همسر بدهید) و همچنین درخواست مراسم های اعیانی و گرفتن مهریه های آن چنانی نیز عاملی شده است که جنس مذکر رغبتی به پیوند با جنس مونث نداشته باشد و عطای آن را به لقایش بخشیده باشد. در ضمن ما در برابر تبلیغات وسیع غربی ها در زمینه های جنسی چه کرده ایم؟ شما در اینترنت سری به سایت های شطرنجی یا همان مستهجن زده اید؟ می دانید چند میلیون از این سایت ها وجود دارد و هر ثانیه نیز بر تعداد آنها افزوده می شود. ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ به خیال خودمان آنها را فیلتر کرده ایم، در حالیکه کسی که آشنایی بسیار کمی با اینترنت و کامپیوتر داشته باشد می تواند به راحتی از این فیلترها عبور کند و در برابر حملات جنسی این سایت ها قرار گیرد. واقعا ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ نه شما بگویید ... (حتما می گویید شما اراده دارید، خوب به این سایت ها نروید ولی این جواب معقولی نیست.) ما فقط می گوییم به خدا توکل کن همه چیز درست می شود. درست است سر بند همه امور به دست اوست ولی ما نیز باید کاری کنیم، یعنی آموزه های دینی ما اینگونه می گویند نه اینکه بنشینیم و بگوییم خدا با ماست. البته غربی ها صاحب تکنولوژی هستند و به ما امکانات می دهند پس بر ما سوار می شوند و افکار جوانان ما را نیز هدایت می کنند. (ما باید به عنوان یک مسلمان شیعه جلوی آنها را بگیریم وگرنه اوضاع بدی در پیش روی ماست.) جالب اینکه اغلب تبلیغات و آموزش های غربی ها رایگان است ولی در کشور ما اینگونه نیست. (خود من در تابستان گذشته در کلاس های تجوید پیشرفته قرآن ثبت نام کردم در حالیکه 5000 تومان برای یکماه از من هزینه دریافت کردند.) از بحث اصلی دور شدیم. صحبت بر سر غرایز جنسی بود. حال شما ببینید اگر این نیاز برطرف نشود چه عواقبی دارد. (هم برای فرد و هم برای اجتماع): 1. تجاوزات جنسی که هر روزه اتفاق می افتد (برخی در رسانه ها انعکاس می یابد، ولی بیشتر آنها برای حفظ آبرو خاموش می ماند.) 2. مشغول بودن فکر در این باره و در نتیجه نداشتن تمرکز در کارها (درس خواندن، کار کردن و ... ) 3. قتل هایی که به خاطر مسائل جنسی به وقوع می پیوندد. 4. دیدن فیلم ها و عکس های مستهجن برای ارضای خود که تعادل روانی فرد را به تدریج به هم می زند. 5. جهان را به صورت جنسی دیدن و توهماتی از این قبیل که فرد را از دنیای واقع به دنیای خیال انگیز و بیهوده خود می برد. 6. فرد دچار حالات هیجانی از قبیل: خشم، افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، غم مرضی و ... می شود.(برای مثال چون فرد نتوانسته است خود را ارضا کند و در رسیدن به هدف خود ناکام مانده است حالت پرخاشگری به او دست می دهد.) 7. ورود افکار جنسی و شهوتی به ذهن و ساختن داستان های خیالی در مورد اهداف جنسی خویش، که زمینه را برای جرایم جنسی آماده می کند و بسیار خطرناک است. 8. تجاوز به همجنس یا ارضای خود به وسیله همجنس که گناهی بس بزرگ است. 9. زنا. 10. استمنا. 11. و ... تمام این موارد هم عواقب فردی دارند و هم عواقب اجتماعی، که عواقب اجتماعی آن بسی بیشتر از عواقب فردی آن است. (مجال بحث در اینجا نیست.) این را هم به یاد داشته باشید که این عواقب و نتایج در نتیجه عدم ارضای جنسی به وجود می آید. حال شما بگویید با توجه به این عواقب و گفته های بالا چه باید کرد؟ وقتی جوانی می بیند راهی برای ارضای مشروع نیست دست به انتخاب می زند که چگونه خود را ارضا کند و آبی بر آتش شهوت خود بریزد؟(استمنا کند، تجاوز به عنف کند، لواط کند، با دختری طرح دوستی ریخته و با او زنا کند و ...) خواهش می کنم این پرسش مرا به طور معقول و منطقی پاسخ دهید. (در صورت پاسخ ندادن، به رسالت خود که پاسخگویی است عمل نکرده اید.)
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:20 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 70376
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
آیا تاخیر و مشکل ازدواج جوانان تقصیر اسلام است یا فرهنگ جامعه ؟
}فلسفه آفرینش زن و مرد و اهمیت ازدواج و مسأله تأخیر ازدواج در جامعه کنونى و رابطه آن با نظام حاکم هر یکباید به دقت بررسى گردد تا بتوان به قضاوتى درست و فارغ از پیشداورى‏هاى خام دست یافت.
الف) فلسفه آفرینش زن و مرد صرفا این نیست که با یکدیگر درآمیزند و زندگى کنند. بلکه این خود یکى ازراهکارهاى مقدماتى نظام خلقت درراستاى هدف و فلسفه‏اى برتر و بالاتر است.
ب) ازدواج و تشکیل خانواده در اسلام از اهمیت بسیار بالایى برخوردار است. زیرا از طریق آن نه تنها نیازهاى غریزى انسان به گونه‏اى نظام‏وار و سامان‏مند تأمین مى‏شود. بلکه زمینه‏هاى بسیار مناسبى براى پرورش فضایل وکمالات و تربیت انسان‏هاى پاک و شایسته در محیطى آکنده از عشق و صفا و صمیمیت فراهم مى‏گردد.
بر این اساس اسلام هم برای ازدواج انسان ها راهکار ارایه کرده است و هم راه دست یابی به همسر را بسیار سهل و آسان قرار داده است. ازدواج از نظر اسلام سخت نیست. همین قدر که دو نفر کفو هم باشند اسلام به آنها اجازه می دهد که با تعیین مهریه مختصر و خواندن دوجمله ساده به عنوان عقد با هم ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدهند. تمامی مشکلاتی که فرد در این مسیر با آن روبرو است در حقیقت مشکلات فرهنگی ای است که خود افراد جامعه برای این پیوند مقدس ایجاد نموده اند. اسلام به گونه ای این امر را مدیریت نموده است که هم فرد آسیب نبیند و هم عواطف و گرایش های ایمانی و همچنین سلامتی روانی جامعه و استحکام نظام خانواده در معرض آسیب قرار نگیرد. وجود آزادی در روابط جنسی در جوامع غربی اگر چه فشار جنسی افراد را کاهش داده است ولی نظام خانواده را از هم گسیخته و شرایط به مراتب بدتری را در جامعه حاکم ساخته است. البته وضعیت فعلی جامعه اسلامی مورد تایید نیست و اسلام این چنین نمی پسندد, ولی در صورتی که میان بد و بدتر بخواهیم انتخاب کنیم وضعیت ما بهتر از چیزی است که در جوامع غربی مشاهده می شود.
ج) تأخیر در ازدواج از واقعیت‏هاى تلخى است که در قرن اخیر درسطح جهانى از جمله کشور ما شیوع بسیارى یافته است. البته احساس نگرانى از این مسأله در جامعه ما بیش از دیگر جوامع است. زیرا دغدغه دینى و میل به پاک زیستن و دامن به مفاسد نیالودن و درکنار آن شدت و قوت گرایش‏هاى جنسى در جوانان فشار شدیدى را برآنان واردمى‏سازد. ولى آیا این مسأله به منزله آن است که در کشورهاى دیگر فلسفه آفرینش زن و مرد رعایت شده و در جامعه مانمى‏شود؟ اگر منظور اصل مسأله تأخیر در ازدواج است آمارهاى جهانى نشان مى‏دهد که در بسیارى از جوامع تأخیرسنى ازدواج بیش از جامعه ماست و اگر مقصود آن است که آنان با فساد و بى‏بند وبارى به هر طریقى که شده نیازجنسى خود را تأمین مى‏کنند این جز دور شدن از فلسفه خلقت زن و مرد و گرفتار آمدن در انواع تیره‏بختى‏ها چیزدیگرى نیست.
د) علت تأخیر ازدواج در ایران و دیگر جوامع بشرى چیست؟ شرایط نوین زندگى بشر و تحولاتى که در پى تمدن جدید رخ داده اساسى‏ترین عامل تأخیر ازدواج مى‏باشد. این مسأله نیاز به تحقیقات تاریخى جامعه شناختى گسترده‏اى دارد. لیکن به طور خلاصه و اجمال یادآور مى‏شویم که در گذشته معمولا از سنین پایین جوانان و نوجوانان جذب بازار کار و فعالیت در جامعه مى‏شدند. این برنامه نتایج چندى را به دنبال داشت. از جمله:
1- شخص از آغاز نوجوانى کسب درآمد و ثروت مى‏نمود و از حالت مصرف کنندگى خارج مى‏شد علاوه بر آنکه هزینه سنگین تحصیل نیز براو یا خانواده و دولت تحمیل نمى‏شد.
2- فرد داراى پایگاه اجتماعى ثابت و مشخص بود. یعنى وقتى کسبى را پیشه خود مى‏ساخت و پس از مدتى درآن ورزیدگى مى‏یافت دیگر برایش مشخص بود که زندگى او و آینده‏اش همین است و چندان دغدغه اینکه فردا وفرداها چه خواهد شد و چه تغییرات اساسى در زندگى و کار او رخ خواهد داد آزارش نمى‏داد.
3- شخص با کار و فعالیت اجتماعى از تجارب خاص زندگى بهره‏مند مى‏شد تدریجا مشکلات را پشت سر مى‏نهادو پختگى مناسب براى تشکیل خانواده پیدا مى‏کرد. عوامل فوق باعث مى‏گردید که شخص به سهولت و بدون دردسرازدواج کند. زیرا:
* کمبود هزینه‏هاى زندگى و سهولت شرایط ازدواج
* دارا بودن درآمد لازم عدم ابهام نسبت به وضعیت آینده
* ورزیدگى تجربه و آبدیده شدن در برخورد با مشکلات و پشت سر نهادن تدریجى آنها دیگر هیچ حالت منتظره‏اى براى فرد باقى نمى‏گذاشت.
اما شرایط عصر نو: درجهان نو شرایط زندگى تغییرات شگرفى نموده و عمده‏ترین تأثیرات شکننده خود رابرجوانان تحمیل کرده است. در دنیاى کنونى تقریبا همه نوجوانان به استثناى افراد بسیار قلیلى به تحصیل اشتغال داشته و آن چنان آینده مبهم و نامعینى دارند که گویى فکر آن را هم در سر نمى‏پرورانند و تمام هم آنها گذران موفق این دوران است و بس. با پایان یافتن دوران دانش‏آموزى - که به طور متوسط در سنین 17 - 20 سالگى انجام مى‏پذیرد -شخص یا در اندیشه راه‏یابى به دانشگاه است و یا باید به خدمت سربازى برود. بنابراین چند سالى دیگر جهت تشکیل خانواده مشکل دارد و اگر به دانشگاه راه یافت تازه دغدغه‏هاى دیگر آغاز مى‏شود که آیا موفق به ارتقاى مراتب تحصیلى خواهد شد؟ پس از فراغت از تحصیل چند سال به خدمت نظام وظیفه باید گذراند. تازه پس از همه اینها آیا کار مناسب در جامعه خواهد یافت؟ تا کى باید در پى کاریابى باشد و ... اینها همه ره‏آوردهاى طبیعى عصرماشین و تکنولوژى است و براى دولت جمهورى اسلامى نیز یکى از مشکلات بسیار اساسى مى‏باشد. زیرا درکشور ماتعداد انبوهى از جوانان به تحصیلات دانشگاهى اشتغال دارند و حل مشکل ازدواج آنان در سطح کلان آن هم با توجه به مشکلات مالى فقدان پایگاه اجتماعى مشخص و تغییر جایگاه اجتماعى و باعنایت به آسیب‏شناسى‏هاى اجتماعى مسأله کارى است سخت دشوار. اینک بر شما عزیزان است که به جاى متهم ساختن نظام دقیقا چشم بر واقعیت‏هاىموجود گشایید و بدون پیروى از احساسات تند و هیجانى به اندیشه و تعمق در مسأله پرداخته وبا ارائه راه کارهاى مفید و سازنده در حل این معضل بزرگ همیارى و هفکرى نمایید. طرح سوال و اشکال کردن کاری ندارد باید دنبال راه حل بود . اینکه همه راههارا مسدد فرض کردید وبعد گفتید پس جوانها چاره ای ندارند جز اینکه برای ارضای نیازهای جنسی و عاطفی باید را گناه را در پیش بگیرند این حرف درستی نیست . همین الان من جوانهای زیادی را می شناسم که با کمترین هزینه و بدون تشریفات با دختری عقد بسته اند و از همه مزایای دوران نامزدی بهرمند ند و فعلا مشغول ادامه تحصل یا گذراندن خدمت سربازی هستند . به همان دلایلیکه شما گفتید الان بسیاری از خانوادههای -هم دختران و هم پسران- هستند که دغدغه پاکدامنیو حفظ فرزندان خود را دارند و حاضرند بدون تشریفات اقدام به ازدواج فرزندان خود کنند . البته اگر واقعا شما به فکر حفظ خودت هستی باید تلاش کنی تابه نتیجه برسی. اما اگه خودت هم گرفتار مد و چشم همچشمی ها هستی طبیعی است که باید تاوان آن را پس بدی .بنابر این راه بسته نیست و انسا ن در هر شرایطی اگه بخواهد خودش را حفظ کنه می توند .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:20 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
جوابی که مدیران سایت داده اند بسیار کامل و جامع بود اما به نظر منه جوان ارضا کننده نبود به طوری که در اخر مطالعه مطلب حس تمسخر امیزی بهم دست داد - مهم نیست که چی گفته شده و چی برداشت شده مهم اینکه مشکل حل بشه. بنده حقیر در جواب به این دوست عزیز که تقریبا هم سن و سال هم هستیم تنها راه که خودمم ازش جواب گرفتمو پیشنهاد میکنم >>دوری از عوامل تحریک کننده و تقویت ارتباط با خدا بود
mavoto در تاریخ 28 خرداد ماه سال 1394 در ساعت 01:02 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام. من جواب خودتونو ک در ادامه سوال گفتین هم کامل میدونم . اما تعجب میکنم ک چرا جواب رو خودتون میدونید اما باز نمیخواید قبولش کنید؟ مثل این میمونه ک کسی سوال بپرسه 2 2 چند میشه؟ بعد در ادامه بگه میدونم 4 میشه ولی این 4 دیگه تکراری شده !!ی جواب دیگه بدین!! من خودم 25 سالمه و شدت غریزه جنسیم از شما بیشتر نباشه کمترم نیست . ولی چند سال پیش اراده کردم ، با حرفها و حدیث ها و گفته های دیگران ک برات تکراریه کاری ندارم ، خودت و خودت و خودت ، اراده کن ، ببین چ اتفاقی میوفته ک شهوتت بیشتر میشه؟ شک نکن ک اول از فکر کردن بهش شروع میشه ، بعد میره سمت عکس و فیلم وروابط با بقیه بعد با خودمون میگیم حالا ک ایقد شهوتم زیاده پس بذار ارضا بشم و خالیش کنم . کار ذهن ما همینه ک با دیدن ی عکس ازش ی فیلم میسازه ، من اینارو تجربه کردم و دیدم ک بقیه هم تجربه کردن و جواب داده . شما فقط کافیه اعتماد ب نفستو بالا ببری و بدونی ک طول میبره اما حل میشه این حرفای خودتم معلومه ک کاملا قبول داری فقط چون از خودت انگار نا امید شدی ایجور حرف میزنى ولی تو این ظرفیت رو داری ک اگه فقط ی کم اراده کنی و شهوتتو جلوشو بگیری فرد موفقی میشی چون معلومه ک هوش بالایی داری پس فقط و فقط سعی کن از همون اول ب روابط و شهوت اصلا فکر نکنی چون اگه فکر کنی بلافاصله دستور از ناحیه مغز ارسال میشه و آلت تناسلی متحرک میشه و ایجاد مایع میشه بعد دیگه سخته جلوشو گرفت اما اگه چند هفته جلوشو بگیر کم کم حتی اگه ی دختر لخت هم ببینی تحریک نمیشی مگه اینکه دوباره شروع کنی ، این حرفارو با توجه ب تجربیات خودم و باقی دوستام و ب عنوان رفیقت گفتم شک نکن ک جواب میده . موفق باشی
Outlandish در تاریخ 1 تیر ماه سال 1394 در ساعت 01:10 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام، راستش من دختری 26 ساله هستم که بسیار پرخواستگار . شاید بیشتر از معمول... هم به دلیل زیبایی چهره و هم به این دلیل که خودم رو حفظ کردم و معتقدم به کسی جواب مثبت خواهم داد که عاشقش خواهم شد و بنابراین دوست شدن با هر پسری رو خیانت به همسر و عشق آیندم میدونم.در حال حاضر نیز بطور جدی و با روند مثبتی در حال آشنایی تحت نظر خانواده و مشاور با پسری هستم که در کمال صداقت عنوان کردند که سه سال پیش دختری را به قصد ازدواج صیغه کردند... البته من ابتدا ازین بابت ناراحت شدم اما شرع را مغایر با اینکار ندیدم... با وجودیکه همه مرا دختری سختگیر میپندارند. در طول زندگی همیشه خواستگار و عاشق بسیار داشته ام پسرانی که بدون اینکه مهارتی در نوع رفتار کردن با خانمها را کسب کرده باشند فقط خودخواهانه اظهار میکنند چون عاشق شده اند باید باید باید جواب مثبت بگیرند.اما من سخت به رویای خویش در مورد ازدواج پایبند بودم و هستم. اینهارو به این دلیل گفتم که شرایط بنده را بدانید. من با دیدن ازدواج زودهنگام دوستانم و طلاق و شکست های عشقی، با وجودی که نیاز به ازدواج داشتم تصمیم گرفتم زود ازدواج نکنم و تا پیدا شدن فرد دلخواهم صبور باشم... اما مسئله مهمی که خواستم بدانید این است که بعنوان دختری پر خواستگار که پزشک، مهندس و... رو راحت رد کرده معیارم دقیقا : پاکی و تلاش. پدرو عموی بنده نیز معتقد به این دو مساله هستند. طوریکه عموی بنده که فردی مرفه است که با تلاش خود ثروتمند شده، معتقد است با پسری ازدواج کنم که خانه نداشته باشد... شاید بنظر شما مسخره بیاد اما دلایل ایشون برای بنده کاملا قانع کننده بوده است. من راجب پسری که پزشکی میخواند و تنها پسر خانواده ای با دو فرزند بود... شغل نداشت اما ظاهر خوبی داشت خانواده ای بسیار مهربان و ثروتمند و حامی،،، نظرم کاملا منفی بود چون اون رو مرد زندگی ندیدم بلکه یک پسر ناپخته، ضعیف، هرچند درسخوان و تحت حمایت اما نیاز به مراقبت دیدم... یا خواستگاری کارخونه دار داشتم که از لحاظ مالی عالی بود اما کسی که میخواستم نبود به لحاظ اخلاق و نوع رفتار... یا پسر دیگری از خانواده ای فرهنگی که به دلیل کاهلی در نماز رد کردم چون رویاهای من نیازمند مردی وفادار بود و معتقدم کسی که به دستورات خداوند وفادار نیست به همسرش وفادار نخواهد بود. پس پسران خوب جامعه ما بدانید که: معیار همه دختران مادیات نیست. اگر کسی را دوست دارید با در نظر گرفتن حق انتخاب او و به روش صحیح اقدام کنید حتی اگر زیبا و بنظر سختگیر بود. دخترها احساسی اند و خانواده ها آگاه نسبت به وضعیت جامعه و به دنبال پسری پاک و پر تلاش، بادرک بالا و فهمیده... شما فقط تلاشتون رو بکنید و کاری پیش بگیرید و پاک بمونید. چرا که بعد ازدواج هم جامعه همین خواهد بود و همسرتان از شما توقع عشق مدام و وفاداری خواهد داشت... تضمینی که برای این وفاداری وجود دارد تلاش شما در این دوره ی سخت برای حفظ پاک دامنیتان است. رویاهایتان را پاکسازی کنید و سانسور! چون زندگی نیازمند خلاقیت ها و لحظات غیر جنسی که عشق را به اثبات میرساند نیز هست. متاسفم که بسیاری از پسرهای جامعه ما طرز رفتار با خانمها را نمیدانند و هیچ خلاقیتی در رفتار ندارند و از ازدواج فقط همسری میخوان که از لحاظ جنسی ارضاشون کنه و بهشون عشق بورزه... مهارتهای زندگی را ندانستن نتیجه اش افزایش آمار طلاقیست که سالها باعث ترس بنده از جواب مثبت دادن به کسی شده است...و واقعا شرمنده و متاسفم بخاطر پوشش و طرز برخورد اسف بار برخی همجنسانم... خداوند حامی و هدایتگر خوشی و خوشبختی آینده تان.
yeganeh در تاریخ 13 مرداد ماه سال 1394 در ساعت 09:15 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
نیازی جنسی یه نیاز طبیعی سرکوب کردنش سرخوردگی میاره. ایده آل ترین حالتش ازدواج که توی شرایط کنونی بسیار سخته. دوست عزیز مقصر این مشکل همه ما هستیم همه. خودت کامل توضیح دادی و جوابش رو هم داری!
mariogomez در تاریخ 1 شهریور ماه سال 1394 در ساعت 04:35 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
باز هم یا به جای جواب چند تا حقیقت بیان میشه... در ضمن من فکر می کنم اولین پاسخ دهنده درست متوجه نشدن که شما جایی عنوان نکردید که گناه راه چاره است بلکه راجع به راه چاره سوال کردید... حالا ببین چند تا مشکل وجود داره این وسط: اول اینکه من حدس می زنم شما (یا بهتر بگم جامعه) توی یه Lock ذهنی گیر افتادین. الان با توجه به اینکه به قول شما خواستگاری جوون ها کم شده پس در نتیجه دخترانی که حاضر باشن شرایط سبک تری داشته باشن زیاد تر شدن (به قولی از خداشون هم هست!) پس ترس رد شدن و اینکه الان دخترا شما رو قبول نمی کنن و اینا رو سعی کنید از ذهنتون بیرون کنید که این به مقوله شجاعت و غیره برمیگرده... دوم: یه مشکل بزرگ واسه ما پیش اومده که مفهوم تشکیل خانواده رو با ازدواج کلاً قاطی کردیم. من 100% معتقدم ازدواج با تشکیل خانوار اصلا یکی نیست. یعنی چی ؟ یعنی اینکه مثلا عنوان می کنن پسر باید شغل و تحصیلات و مدرک و پول و... داشته باشه تا بتونه ازدواج کنه یا دختر باید مهارت های مادرانه و آشپزی و خانه داری و... (به عنوان حداقل) رو قبلا کسب کرده باشه ولی خیر اینها ممکنه از شرایط تشکیل خانوار باشه ولی ازدواج نه! باید بالا 👆به جای کلمه ازدواج از تشکیل زندگی استفاده بشه. بلکه من میگم ازدواج یعنی صرفاً دو نفر به هم محرم بشن(حداقل اگه معتقید این ازدواج نیست من بهش میگم نکاح نمیگم ازدواج). پس اگه شرایط تشکیل خانواده و ازدواج رو ندارید (که از پرسشتون بر میاد ندارید) نکاح کنید. یعنی شما نیاز نیست همون اول نکاح با همسرتون برید زیر یه سقف و تمام مهارت ها و شرایط رو داشته باشید بلکه هرکدوم همون جور که تا الان زندگی می کردید ادامه بدید (تو خونه ی پدر و مادر) و برای اعمال زن و شوهری هم میتونید یه هتل یا مهمان پذیر یا ... برید و به تدریج مهارت ها و کار و ... رو کسب کنید (و حتی اینجوری انگیزتون واسه یافتن شغل بیشتر هم میشه) این جوری هم زندگی تون لذت بخش تر و شاداب تر میشه (چون تو اوج جوونیه و انرژیه) هم از گناه جلو گیری میشه (منتقدین اگه الان وضعیت دوست پسر و دوست... وفساد و... رو تو جامعه با چشمای باز ببیند متوجه منظورم میشن. منظورم از الان هم حتی سال 92 هم نیست الان یعنی همین 94-95 که فقط همین شبکه های اجتماعی و ماهواره و وایبر وتلگرام و ربات های غیر اخلاقی و... چه بلایی دارن سرمون میارن...) در ضمن راجع به کسانی که به جای پیشنهاد ازدواج، مدام میگویند فعلاً عفت بورزید و دیگر هیچ... امیدوارم تفسیر به رأی نشود ولی وقتی قرآن میگوید اگر قدرت بر ازدواج نیافتید باید عفت بورزید به نظر می آید دارد یک گروه خاص که قدرت بر ازدواج ندارند را از بقیه که می توانند ازدواج کنند جدا می کند در حالیکه اگر با این دید به جامعه نگاه کنیم الان اکثر جوان ها قدرت ازدواج ندارند و دیگر گروهی خاص نیستند که به جای راه چاره واقعی مدام در گوششان بخوانیم سعی کنید پاک بمانید زیرا آخر آیه یک صدر دارد و یک ذیل. نمی شود که صدر آیه را نادیده بگیریم! البته که گناه راه حرام هست... ولی راه چاره اصلی ازدواج است! در ضمن دوست عزیز، دوستان ما هم راست می گن... ولی احتمالاً چون این ترس وجود داره که سخنی که می گن خلاف دین باشه و گناه داشته باشه و گناه اون گردن اونها نیز بیفتد، معمولاً جز جواب های کلیشه ای چیزی زیادی پیدا نمی کنی...(معمولاً) پس جمع بندی کلی اینکه سعی کنین با دلایل مشابه بالا والبته قدرت متقاعد کنندگی از طریق احساسات والدین خود و شخص مقابل را توجیه کنین که تعریف ازدواج (یا نکاح) با تشکیل خانواده فرق دارد... پاسخ بالا بر این فرض تهیه شده که جامعه کنونی پذیرای متعه یا ازدواج موقت نیست هرچند که اگر مفهوم ازدواج به درستی درک شود نیاز شدیدی هم به آن احساس نمی شود...
ali_goli_1234567890 در تاریخ 25 مهر ماه سال 1394 در ساعت 09:20 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام داداش منم 22 سالمه ، از ته دل درکت می کنم ، این صبر کن و حواس خودت رو پرت کن و از این حرفا برات نون آب نمیشه، برای منم نشد،هیچ راه مشروعی برای تخلیه شهوت وجود نداره بجز صیغه موقت که تازه حالا باید بگردی یه شخصی که این قضیه رو قبول داشته باشه پیدا کنی، که اگه بتونی خیلی عالیه و بعدش هم دربارش با هیچکی صحبت نکنی.....همین و بس . بهترین گزینه بعدش هم که البته اگر اهل دین و دیانتی بدردت نمی خوره خود ارضایی صحیح و کنترل شده است که راه و روش خاص خودش رو هم داره....
nightstar در تاریخ 4 آبان ماه سال 1394 در ساعت 08:11 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
من کتاب رازکنترل شهوت رو بهتون پیشنهادمیدم فوق العادست تجربه یه جوون دقیقا مثل خودتون که تصمیم میگیره پاک زندگی کنه اما هربارشکست میخوره تا اینکه موفق میشه برشهوتش پیروز بشه وقدم به قدم تجربه هاشو بازبون خودمونی وجوون پسندمیگه . حتما بخون .ازسایت توبه دانلودش کن .دانلودش مجانیه فوق العادست این کتاب
نارسیس در تاریخ 7 مرداد ماه سال 1395 در ساعت 02:39 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
۱-بنده پسری سی ساله مجرد درک میکنم همقطاران خودم را منم فشار شدید جنسی دارم علی رقم دوری از هرگونه فکرو عکسو فیلم با توجه به اعتقاداتم ی بعضی وقتها چنان این غریزه آزارم میده که یه روزها و شبهایی تا صبح بیدار موندم و گریه کردم ولی توانایی ازدواج رو ندارم تحصلیکرده با مدرک لیسانس و مهارتهای فنی ولی متاسفانه این روزا تو مملکتمان جایی واسه افرادی که آشنا ندارن نیست تونستم ازدواج کنم آیا درسته برای تهیه وسیله مورد نیازم دزدی کنم یا از آن علی رقم نیاز شدید به آن صرف نظر کنم قطعا صرفنظر کردن بهتر است اینرا هر عاقلی تایید میکند ۱-این حرف را قبول ندارم که علت تاخیر بابت مهریه بالاست چون معمولا و متاسفانه مهریه ها پرداخت نمیشه پس قضیه منتفی است چرا ؟ چون افرادی که کار میکنن و درامدی و سرنایه ای دارن هگمهریه های کلانی رو پذیرفتن و میپذیرن که توانایی پرداختشو ندارن هرگز تا ابد هر چند اشتباه است ولی داریم میبینیم پس علت بی کاری بی دراندی و کم درامدی و بالا بودن هزینه زندگی و نابسامانی هزینه ها و شرایط حامعه که هم تقصیر مردم است و بیشتر تقصیر مسولین ۲-خانمی که میگه باید یکی رو انتخاب کنم عاشقش باشم این دریت نیست عشق و علاقه اصلی بعد ازدواج و لا رفتارهای خوب ایجاد میشه کافیست ۶۵ تا ۷۰ درصد نمره رو طرف مقابل دریافت کنه که قطعا هیچ خواستگاری بی نقص نخواهد بود پس چطور انتظار داریم ما پسرها به فکر خواستگاری ازدختر خانمها باشیم یا به قیافه یا به ثروت و کار طرف ایراد میگیرن پس هرپسری متناسب با درخور شرایطش کاری کنه که نقصهایش را بپوشاند تا همان دختر یا دخترایی که ایراد زیاد میگیرن رو جذب کنه مثلا چهره زیاد جذابی نداره دو سه جا ردش میکنن دیگه نمیره خواستگاری تا اقتصادش و تحصیلاتش پیشرفت کنه تا دست رو بیشتر دختر خانمها بزاره قبول کنند۳-متاسفانه حاج آقا ذکر نموده بودن که دختر پسرهایی هستند که عقد کردند و تحصیل میکنند و بهره هایی هم میکنند با کمترین امکانات آیا این کمی امکانات هم واسه هر کسی معناش متفاوته بعضیا هم خانواده ای دارن که میتوانند ساپورتشون کنند و آیا بدون هیچ درامدی یا درامد خیلی کم و کار بی ثبات میشه ازدواج کرد و عقد کر د به امید بعدا کاریست اشتباه و خیلی ضربه خوردن آمارش تو دادگاه ها ثبت هست که علتش بیکاری بعد از فارغ التحصیلیست ۴-قدیم زن با یک مامای محلی و شناخته شده وضع حمل میمرد ولی اکنون تا نره پرونده تشکیل نده سنوگرافی ووووو انجام نده هزینه ها نکنه نره بیمارستان وضع حمل شناسنامه هم واسه بچه درست نمیکنن گناه بچه چیه گناه ازدواج بی بنیه چیست یه نمونش تو برنامه آقای آحمدزاده نشون دادن پدر هم مرده کافیه فقط تهمت به زن محجبه عفیف بزنند مردم چون در خانه وضع حمل کرده شوهر هم مرده بی پوله خانم شناسنامه بچه نداره یارانه هم محروم بود ۵- سختگیری دخترها هم زیاد شده چون قبلا در خانواده خود سختیای زیادی دیدن بعضی پسرها هم سختیا دیدن تن دادن به سختی که امید به خروجش کمتره نمیدن ۷- اشتغال آنهم با کیفیت و با حمایت کامل دولتهای سرکار و حت رو میطلبه تا کشوری امیدوار با جوانهای امیدوار بسازیم بهتر هست هرکی هرچقد بتونه تلاش کنه خیلیا میتونن از یه بقالی واسه بچه فامیل یا همسایشون شروع کنن با سرمایه ای که دارن طرف هم از بیکاری میاد بیرون و بعدها ازدواج میکنه ولی متاسفانه بیرحمی بینمون زیاد شده۸- مگه قرار نیست در ازدواج نشاط رو بیایم لذت زیادی داشته باشه واسمون پس نباید قبل از آن جاده خاکی رو بریم اگه هم کسی رفته زودتر بیاد بیرون تا لذت زندگی را هر وقت تشکیل داد تجربه کنه چون با انحراف لذت شیطانی چیره میشه ۹-از طرفی هم پسرها بدبین شدن به جنس مخالف هم دخترخانمها ۱۰-اشتغال اشتغال اشتغال کار کارکار کاری که حداقل انصافا حداقل مزدی رو زاشته باشه بشه زندگی رو چرخوند اشتغال تولید با کیفیت حمایت مسئولین کشور حمایت مردم از خود تولیدکنندگان از فامیل از همسیهاشون خودشونم سرمایشون رو نخوابونند به جریان بندازن بچه محلی فامیل آشناها و بقیهوکارکنن ضرری نمیکنن حتی بعضیا حسودن میخوان طرف رو از بالا ببینن میتونن زمینه اشتغال بچه فامیل همسایه دوست رو فراهم کنن ولی انجام نمیدن سرمایشون هم پف کرده تو باااااااانک ۱۱-سخته ولی میشه دوری از نامشروع چه خودارضایی چه زنا چه لواط چه افکار بد که زمینه سه مورد قبل است هیچکس دزدی را تایید نکرده و نمیکند حتی اگر از شدت گرسنگی مرگ پیش آید متاسفانه ازدواج موقت هرکی هم شرایطشو داره به علت بی حرمتیها ردش میکنن و اونهایی هم که ردش نمیمنن و انحام میدن مهریه های گزافی میگیرند و به چهره هم توجه فراوانی میکنن قطعا از بین صد نفر متقاضی بهترین رو انتخاب میکنن که هم پولدارتر هم زیباتر باشه خب دیگه اینم یه نوع گدایی واسه ما آقایون فقیره جواب ردم بدن به این گدایی حلالمون چاره ای جز صبر و تحمل نداریم همون طور که گدایی که حق دزدی نداره ولی گدایی هر چند خوب نیست ولی حرام هم نیست با توجه به احکام و شرایطی اگه جواب مناسبی ندنش حتی بمیره شریف و معتقد باشه نمیدزده ولی این ننگ مردنش به عهد مردم و جامعه میمونه و این شکم دردناکش رو فقط خدا درک میکنه و بهترین استقبال کنندش خدای منان هست در آیه قرانی هم داریم که معنیش میشه کسانی که به هیچ طریقی نتوانند ازدواح کنند و فقیر هستند بهشان بگو صبر کنند و عفت پیشه کنند و زنا و عمل نامشروع نکنند تا من از فضل خویش آنان را بی نیاز کنم😊امید است که خدا بی نیازمون کنم دیگه نمیتونم چیزی بگم اشکم در اومد تورو خدا متنمو ثبت کنید
adelrs در تاریخ 29 مرداد ماه سال 1395 در ساعت 11:55 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
پاسخ دهنده گرامی جوری گفته که انگار تحصیل امری بد و مذمومه و اون رو ناشی از تفکرات مدرن دونسته! آیا جامعه به نیروی متخصص نیاز نداره؟ خب اونم فقط در سایه تحصیل به دست میاد مثل مهندس چوب و کاغذ حتی اونی که شما گفتید مبنی بر اینکه در گذشته نوجوانان وارد بازار کار میشدن، اولا الان اگه بخوان این کارو بکنن بر خلاف گذشته درامد ناچیزی دست و بالشونو میگیره و دوما تحصیل نکردن و بی سواد بار اومدن باعث میشه که طرف درک درستی از جهان اطرافش نداشته باشه
Aminabz در تاریخ 20 شهریور ماه سال 1395 در ساعت 03:24 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام وعرض ادب...به اونهایی که احتمالا تااینجا پیش اومدن ودارن جواب این حقیر هم میخونند.... درسته....گاهی بشینی پا ی حرف جووون هاهم بد نیست...خخ بخصوص وقتی فردا ش هم امتحان داشته باشی....روزهایی بود صوت ازدواج موفق دکتر فرهنگ رو که درشهری بود گوش میکردم....اون شهر که اسمش هم نمیگم سنت ها ی غلط وخاص خودشو داشت درمورد ازدواج.....بحث دکتر فرهنگ رسید به مهریه و جهیزیه....خیلی حرف هاشون تکون دهنده بود...پس مسلمونی ما کجا رفته...خیلی زیبا بود...مجالش نیست بااینکه اون سالها سال 87واینها بود از وسایل غیر ضروری همزن برقی و..نام میبردن....بعد یکی گفت شما چطور این حرفها را درشهری که سنت داره و...میزنید....گفتند شما میخواهید سنت شکن باشید یانه...تواین شهر چند نفردیگه هم میخوان سنت شکن باشن یانه؟؟ . . . همه مهریه بالا نمیییییخوان....جهزیه با مارکهای فلان نمییییییخوان....جالبه بدونید دختر آقای حداد عادل که عروس رهبری شدن بهشون گفتند شمامختارید هرچقدرمیخواهید مهریه تون را قرار بدید ولی من بیشتر از14سکه را خطبه شون رو نمیخونم... . . . . این یعنی جنبه ی معنوی زندگی به مادی اون غلبه داره البته بد نیست گاهی هم پای درد ودل دخترا هم بشینید...دختری که میگفت چقدر اصرار که مادره گفته کی دخترتون تعطیل میشن بیاییم خواستگاری(شهر دیگه خوابگاه بوده)چقدر التماس...چقدر ...بعد که اومدن زیاد هم نشستن بعد هم رفتن...نیم ساعت یک ساعت بعد زنگ زدند خدا همه جوون هارو خوشبخت کنه... . . . الفاتحه مع الصلوات...پسرهایی که به یاخودشون یا مادرشون قیافه طرف در حد چی بگم خوبه؟ براشون مهمه.... درصورتی که بنده خدا قیافه متوسط به بالا داشته... . . . . طرف صادقانه میخواد پاک بمونه سنت های غلطمون را پیش روش میذاریم.... طرف صادقانه سنت شکنه حتی بااصرار میاریمش که خواستگاری کنیم از قیافش شغل باباش وضع زندگیش بدمون میاد... . . . فاین تذهبون؟؟ به کجا چنین شتابان؟
zaheb3@ در تاریخ 15 دی ماه سال 1395 در ساعت 12:39 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من به عنوان یک دانشجوی جوان شیعه ایرانی از شما به عنوان یک روحانی شیعه سؤال دارم و می خواهم پاسخ من را بدهید. شما می گویید روابط بین دختر و پسر غلط است. حتی بعضی از روحانیون از دانشگاه های مختلط هم ایراد می گیرند. من قرآن، احادیث و روایاتی خوانده ام و مدتی در این زمینه تحقیق کرده ام. شیعه همیشه افتخارش تحلیل دین با عقل بوده. (من کنت مولاه فعلی مولاه)، تفکر در سخنان پیامبران و ائمه(ع)، فرق ما با اهل تسنن این است که شیعه شدیم. به حضرت علی(ع) گفتند کسی دچار یک نوع انحراف جنسی شده. حضرت علی(ع) به سراغش رفت و چنان به پشت دستش زد که دست آن فرد زخمی شد و همان موقع زنی را به عقد آن فرد در آورد. (البته بین ازدواج موقت و ازدواج دائم شک است. ولی این روایت سهولت ازدواج در آن زمان را می رساند.) حالا سؤال من از شما این است: اگر حضرت علی(ع) در این زمان و در ایران بود چه می کرد؟ همان کار؟ کاری که شما می گویید؟ یا کار دیگری؟ آیا شما حاضری دخترت را به ازدواج موقت و یا حتی ازدواج دائم با پسری که نه سربازی رفته نه کار داره و نه ... در آوری؟! الان جوی در جامعه به وجود آمده که مردم ازدواج موقت را از زنا هم بدتر می دانند. اشتباه نکنید من خواهان روابط آزاد و بی حجابی نیستم. همه اینها اشتباه است. من آیات قرآن در زمینه عدم شرایط ازدواج و اینکه باید صبر و تحمل کرد را خوانده ام ولی هر چه فکر کردم جوانان ایران را مشمول این آیه ندیدم. ما پسر مجرد کم داریم یا دختر مجرد؟ شما می گویید: جوان باید زودتر ازدواج کند. این فقط یک حرف است واقعیت چیز دیگریست. واقعیت این است که اگر می توانید کار و مسکن برای جوانان ایجاد کنید تا این حرف عملی شود. وگرنه این خود جوان است که باید دختری مطابق با شرایطش پیدا کند. من به عنوان یک جوان چگونه یک دختر را بشناسم تا با شناخت با او ازدواج کنم؟ شما می گویید: از طریق خانواده و یا آشنایان، زن همسایه و یا غیره و ذالک. همیشه من باید نفر دومی باشم که پسند می کنم. چرا شما نمی گویید مختلط بودن دانشگاه باعث ازدواج با شناخت جوانان شده و طبق آماری که خودتان ارائه دادید کمترین آمار طلاق از همین ازدواج های دانشجوییست. که این مختلط بودن دانشگاه می تواند علاوه بر کسب علم یک فرصت برای ازدواج جوانان باشد. البته افراد بی جنبه و بد زیادن ولی نباید از مشکل فرار کرد بلکه باید با آن جنگید. ممکن است نظر من نوعی برای شما مهم نباشد ولی آن را می گویم: «به نظر من شما باید دانشگاه ها را مختلط کنید و یک واحد درسی هم برای شناخت روابط صحیح دختر و پسر اختصاص دهید و در آن عشق سالم و ... را آموزش دهید. اگر ما روابط دختر و پسر را غلط ندانیم و یک جوان مسلمان تربیت کنیم اولا می داند با چه کسی رابطه برقرار کند ثانیا حدود رابطه را هم حفظ می کند ثالثا ترس از دختر و یا پسر (که بین خیلی از جوانان رایج است) از بین می رود. رقابت درسی به وجود می آید. ازدواج آسانتر می شود و مهمتر از همه گرایش به دین نزد جوانان بیشتر می شود.» تمام اینها را گفتم که این را بگویم. حرف آخر: وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور کنن اول با کسانی میجنگن که آبروی اسلام و شیعه رو بردن که در روایات اومده خیلی از روحانیون بعد از ظهور، حضرت مهدی(عج) را تکذیب می کنند و طرفداران اصلی حضرت مهدی(عج) جوانانند. البته روحانیون انسان های خوبی هستن و شاید در بعضی کهولت سن باعث شده نیازهای جوانیشان را فراموش کنند. نیاز جوانی فقط شهوت نیست!
من دختری بیست ساله هستم از خانواده ای بسیار مذهبی و فرهنگی پدرم استاد دانشگاه هستند و به طبع در این خانواده من هم آدمی مذهبی هستم. مدتی است در یک سایت کتاب خوانی عضو بودم در این سایت افراد راجع به کتاب های مختلف بحث و تبادل نظر می کردند. مدتی پیش با پسری 21 ساله بحث هایی راجع به اسلام، تقلید در اسلام، فقه در اسلام، نقش عقل و فلسفه و از این دست مسائل را شروع کردیم. البته به صورت ایمیل. و شروع به خواندن یکی از کتاب های آقای نصر کرده بودیم و راجع به آن با هم بحث می کردیم و هیچ گونه مسائل خارج از موضوع مطرح نمی شد تا اینکه ایشان در کمال ناباوری من و البته با ادب کامل از من خواستند خوب فکر کنم و با خانواده مشورت کنم تا زمینه اشنایی بیشتر برای ازدواج فراهم شود ولی من نمی دانم باید چه کنم و فکر نمی کنم از طرف خوانواده پذیرش این موضوع وجود داشته باشد. به همین دلیل از شما می خواهم به من کمک کنید. قسمتی از نامه ایشان را در اینجا می گذارم تا شما بیشتر با ایشان آشنا شوید: ما به سببی با هم وارد بحثی شده ایم. و در این بحث ها به شناخت نسبی از هم رسیده ایم. شک نیست که این یک شناخت کاملا مجازی و ناقص است. اما با تمام این حرف ها با کلیت روند تفکر هم آشناییم. شما نحوه حرف زدن من و نوشتن من و نوع نگاهم را به جهان تا حدی می دانید. من می بینم که ما حرف هم را می فهمیم و می توانیم بی دغدغه ای با هم حرف بزنیم و از هم چیزی یاد بگیریم و در من به این سبب احساسی ایجاد شده. حالا می توانم چند حرکت انجام دهم. یکی اینکه به بحث ادامه دهم بی آنکه به آنچه در من رخ داده توجهی کنم. دوم اینکه به بهانه ای بحث را تمام کنم و خود را خلاص. سوم اینکه به خود توجه کنم اما به شما نگویم چه رخ داده و زیرکانه اطلاعات و شناخت بیشتری از شما بدست آورم. و چهارم اینکه نگذارم این احساس مرا طعمه ای کند به دست شیطان. و صاف و پوست کنده و صریح و بی شرم مطلب را به خود شما بگویم. من صواب ترین راه را به گمان خود انتخاب کردم. مگر احساس چگونه به وجود می آید و مگر انتخاب ها چگونه رخ می دهد؟ یا پیشنهاد می شود از سوی دوستی و یا خانواده وبررسی می شود. یا کسی کسی را می بیند و انتخابی می کند و یا حالات دیگری. من گمان نمی کنم که در انتخاب اولیه هر کدام از شیوه های دیگر آشنایی دو طرف از هم اطلاع بیشتری داشته باشند. آنها اول به هم پیشنهادی می دهند و سپس آن را اخلاقا بررسی می کنند. موضوع غامض و پیچیده این است که چنین آشنایی که ما دچار آن شده ایم مرسوم و معمول نیست. اما آیا سبب این می شود که بگوییم خطا آمیز است؟ سوم اینکه من به محض درک چنین حالتی (البته این به معنای شتابزدگی نیست بلکه من بسیار به آن فکر کردم) آن کار را که اخلاقی تر بود انجام دادم. حال می توان چند کار کرد. یکی اینکه به هر سبب شما با این مسأله کنار نیایید و بگویید که از همین جا حرف ما با هم تمام است. دوم اینکه اگر خانواده قابلیت درک این موضوع را دارد در زیر حصار خانواده این موضوع مطرح شود و ما وضعیت خود را نسبت به هم مشخص کنیم. سوم اینکه ما ملاقاتی با هم داشته باشیم و مسائل کلی را پیش خود حل و فصل کنیم و و سپس اگر به نتیجه ای رسیدیم به طریقی و راهی آن را هر چه سریعتر به عرصه خانواده منتقل کنیم. خوب من سعی کردم با مؤدبانه ترین و عاقلانه ترین و اخلاقی ترین وجه ممکن مسأله ای ساده را تشریح کنم. امیدوارم شما این را دلیلی بر بی عقلی، بی شرمی و بی اخلاقی من تلقی نکنید. می دانم مسأله بزرگی است و تصمیم گیری مشکل. اما من آنچه شرح بلاغ بود با شما گفتم. خوب فکر کنید. با انسان معتمد و آگاهی مشورت کنید. به خدا توکل کنید و جواب مرا بدهید. مطمئن باشید که من هر گونه برخوردی از سوی شما را بهترین تصمیمی می دانم که اتخاذ کرده اید.
من دختر بیست و سه ساله مجرد هستم ... خیلی زود بلوغ شدم و مادرم متوجه این موضوع به خوبی نشدند ... مادرم فرهنگی بودند و مدت زیادی من همیشه با خواهرم کوچکم در خانه تنها بودیم ... تا همین یک سال و نیم پیش نمی دانستم اسم کاری که می کنم خودارضایی است... فقط حالت بد روحی بر من مستولی می شد ... تا اینکه خیلی اتفاقی فهمیدم که این کار استمناء است و به آن خودارضایی گفته می شود ... از کلاس دوم و سوم راهنمایی این کار را انجام می دادم ... چیزهایی که در قسمت پیامدهای خودارضایی خواندم شامل من نمی شود ... مثلا اینکه ضعف حافظه، ریزش مو، استرس و از این علائم در من نیست فقط چون خیلی پایبندی مذهبی داشتم و دارم از نظر روحی در عذابم ... طوری شده که گاهی در خواب و نیمه شب به صورت ناخودآگاه اندام جنسی ام را لمس می کنم ... ظاهر کاملا مذهبی دارم و تا به حال اصلا نتوانستم که ترک کنم ... حتی محل خواب خود را تغییر دادم و از تنهایی خانه هم بیرون رفتم ولی باز نشد که ترک نکنم ... اصلا هم در ارتباط با جنس مخالف ناتوان و بی میل نیستم ... خیلی از خدا خواستم که راه حلال (ازدواج) را برایم مهیا کند ... الان طوری شده این وضع من که حاضرم با اولین خواستگار که از این به بعد خواهد آمد ازدواج کنم که فقط از گناه نجات پیدا کنم ... من شخصیت اجتماعی خوبی دارم و جایگاه خانوادگی بسیار خوبی ... اما از درون از بین رفته شدم ... احساس گناهی که نمی دانم باید کجا ببرم من را احاطه کرده ... از طرفی فکر می کنم که اگر برای این گناه خودم شریک خودم باشم و کسی را آلوده گناه نکنم چه با نگاه چه با دوستی های معمول خیلی بهتر است ... احساس می کنم وقتی میل جنسی در من فریاد می زند نگاهم را نمی توانم کنترل کنم ... وقتی خودارضایی می کنم انگار این انرژی تخلیه می شود و چشم و زبانم کنترل می شود ... ولی احساس گناه ... می دانم که تنها درمان این درد ازدواج است ... ولی من دخترم و از یک خانواده مذهبی، باید بمانم تا کسی که به قول پدر و مادرم لایق است در بزند ... باور کنید تا حالا خواستگار مذهبی داشته ام ولی مطمئنم که به خاطر این گناه خدا نمی گذارد که بندگانش با من کثیف و روح سیاه من پیوند برقرار کنند ... نمی دانم ... خسته ام ولی چون به فضل پروردگارم امید دارم خواستم شما واسطه ای باشید تا من را راهنمایی کنید ... واقعا در عذاب روحی ای هستم که دیگر هیچ چاره ای برایش ندارم ... هیچ راهی دیگر نمی شناسم ... دعا و راهنماییم کنید.
من جوانی هستم که قصد ازدواج دارم اما برای خود معیارهایی دارم. اما کسی را با این شرایط نمی شناسم. خانواده هم چندان به این فکر نیستند (با اینکه به مادرم گفتم) و من هم دارد از سن معمول جامعه سنم می گذرد. یعنی کسی در میان آدم هایی که می بینم به فکرم نیست. تصمیم گرفتم خودم دست به کارشوم. مشکلی نیست حس می کنم خدا همت این کاررا به من داده. اما نمی دانم چه کار کنم؟ اما چیزی که کار را برای من سخت کرده معیارهای من است. من می خواهم بدانم حالا که خودم باید این کار را بکنم چون که نمی دانم مثل خانم ها در رابطه با این معیارها جستجو کنم (که اصلا فکر می کنم نباید این کار را بکنم نظر شما چیه؟) چه نشانه ها و رفتارهایی را با توجه به شرایطی که دارم از کسی ببینم تا برایم ثابت شود که این معیارها را دارد این یک دلیل ودلیل دیگراینکه من در مورد این معیارها خیلی وسواس می گذارم می خواهم نشانه های معمول آن را بدانم که با دیدن آن حکم بر کفایت دهد و دیگر به قولی گیر نگذارم و به رؤیاپردازی متهم نشوم. اما معیارهایی که نشانه هایش را می خواستم: الف- مؤمن: خیلی ها فکرمی کنند که همین که طرف مسجد می رود و نماز می خواند انسان مؤمنی است اما حتما نشانه ای ریزی است که درجه مؤمن بودن یک نفر را برساند. این معیار همانطورکه می دانید خیلی مهم است و چقدر به این انسان می شود اعتماد کرد و مونسم باشه. ب- با اخلاق و با ادب و تمیز: تک تک این کلمات برای من خیلی مهم است. ج- با عقل و فهمیده: دیگه لازم نیست با این آدمی جر و بحث کرد. د- با گذشت و مهربان: در سختی ها می تواند تکیه گاه من باشد. چونکه می دانم خیلی نمی توانم برای خودم در این مورد کاری بکنم تصمیم دارم پیش بزرگان بروم (آقای بهجت) و از آنها راهنمایی بخواهم آیا این یکی را باید در رأس برنامه هام قرار دهم؟ اصلا نمی دانم چی به آنها بگویم؟ چی بگویم؟ اصلا دستوراتی است که سریع من را به جواب برساند؟ در آخر آدرس سایت های مورد اعتماد و خوب در مورد مشاوره ازدواج را ازشما می خواستم؟
من دختر هستم با 22 سال سن که در یک خانواده معمولی زندگی می کنم از نظر مذهبی هم خدا را شکر که نماز و روزه و منکرات را رعایت می کنم درست یک سال پیش در محلی مشغول کارورزی بودم که یک نفر به من پیغامی داد که فلانی از شما خوشش آمده و می خواهد با شما صحبت کند من ابتدا شخص مورد نظر را ندیده بودم و نمی شناختم من ابتدا حاضر به صحبت کردن نبودم ولی اصرارهای دوست آن فرد باعث شد که راضی شوم تا با این شخص صحبت کنم این فرد حدود 30 سال داشت و لیسانس مدیریت داشت و اول من از ایشان خوشم نیامد ولی بعد از صحبت هایی تمام معیارهایی که من برای زندگی داشتم را داشت و کم کم ازش خوشم آمد تنها چیزی که ناراحتم می کنه این بود که می گفت اگه من و تو راضی باشیم هیچ کس نمی تونه مانع رسیدن ما بشه ولی به این حرفش پای بند نبود من به خاطر اون با پررویی کامل جلوی پدرم ایستادم. من از همون اول گفتم اول باید خانواده شما منو ببینند بعد با هم صحبت کنیم ولی اون می گفت وقتی من راضی باشم اونا هیچ چیز نمی گن. اون فرد واقعا می خواست ولی مادر ایشان مانع ازدواج ما شد برای خواستگاری هم آمدند و ما پذیرایی گرمی از آنها کردیم ولی مامانش از من خوشش نیامد از چهره اش معلوم بود وقتی من از اون پرسیدم که مادرت نظرش درباره من چی بود حرف رو عوض می کرد بعد از خواستگاری نیز دوست داشت با هم بیرون برویم ولی من دیگر نخواستم با اون بیرون بروم این موضوع باعث شد که من از اون وقت تا حالا که نزدیک یک سال و نیم است فراموشش نکنم ولی با این حال اون الان ازدواج کرده و هیچ کاری از دست من بر نمی آید فقط حلال نمی کنم کسی رو که مانع این کار شد این موضوع باعث شده که من به هیچ کس اعتماد نکنم چه زن چه مرد اصلا دوست ندارم با کسی حرف بزنم زمانی هم که موقعیت جدید ازدواج برام پیش می آید دلهره عجیبی دارم به همه پاسخ منفی می دهم چون از همه مردها بدم می آید حالا این موضوع برای من مشکل اساسی شده خیلی احساس تنهایی می کنم با خودم می گم من چه ایرادی داشتم که منو نپسندیدند منی که هر کسی می بینه خوشش میاد چرا با من این کار رو کردند از خدا می خوام همین بلا را سرشان بیاورد. از شما می خواهم به من کمک کنید که راه زندگیم را پیدا کنم. چون هیچ امیدی به زندگی ندارم. آینده در نظر من پوچه هر کس می پرسه چه آرزویی داری پاسخی برای آنها ندارم چون هیچ آرزویی ندارم؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed