جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    با توجه به گفته دوستان مبنی بر اینکه دیدن سکس و خواندن کتاب های مربوط به نزدیکی و شب زفاف و امثال آن به منظور آشنایی با روش های نزدیکی با همسر در آینده و به طور خودمانی ضایع نشدن جلو همسر ایرادی ندارد. می خواهم نظر مراجع و شرع را در این باره جویا شوم؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:15 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 7253
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
دوست عزیز در پاسخ به سوال شما می بایست گفت که فیلمها وکتبی که در این زمینه هست به دو دسته تقسیم می شود
اول: مواردی که برای ترویج ابتذال وفساد تولید شده که مشهور به فیلم وکتاب مستهجن است نظر مراجع تقلید در مورد این موارد اینست که
T}همه مراجع (به جز آیت‏اللّه تبریزى):{T تحریک شهوت با نگاه به فیلم‏هاى مبتذل و جنسى، جایز نیست.V}آیت‏اللّه خامنه‏اى، اجوبه الاستفتاءات ، س‏1203 ؛ آیت‏اللّه صافى، جامع‏الاحکام، ج‏2، س‏1329 ؛ آیت‏اللّه نورى، استفتاءات، ج‏2، س‏554 ؛ آیت‏اللّه سیستانى، سایت، فیلم، س‏3 ؛ دفتر آیات عظام وحید، بهجت، امام خمینى، فاضل و مکارم.{V
T}آیت‏اللّه تبریزى:{T نگاه به فیلم‏هایى که باعث تحریک شهوت بر حرام و یا ترویج فساد در جامعه مى‏شود، جایز نیست.V}آیت‏اللّه تبریزى، صراطالنجاه، ج‏5، س‏1129 و ج‏1، س‏894 و 895.{V
همانگونه که از فتاوی مراجع استفاده می شود, علت حرمت نگاه به این گونه فیلم ها تحریک شدن افراطی شهوت است. داشتن شهوت از ویژگی های انسان است, ولی در صورتی وجود این غریزه مفید است که به صورت متعادل اداره شود. افراط در شهوت عقل را ضعیف می کند و انسان را به وادی هوای نفس و گناه وارد می نماید. دستورات اسلام به گونه ای است که هم باعث حفظ این نیرو می شود و هم آن را کنترل می نماید و به حفظ تعادل آن توصیه می کند.
زیرا انسان در مسیر سعادت و بهروزی و رسیدن به قرب الهی نیازمند ابزارها و زمینه های است که او را پاداش داده و آماده سازد. چشم و گوش و سایر ابزارمعرفتی خود را کنترل نماید تا عقل و فکر او را به تسخیر نگیرد، چون طبیعی است که دیده چشم شاهد تاثیرات عمیق و فوری است که از آهنگ و فیلم های مبتذل بر می خیزد، بر دل می نشیند و در قلب شور و هیجان بر پا می کند، تا آن جا که این ارتعاشات سوار بر احساس آدمی او را به وادی خیال، شهوت، فساد و بی بند و باری سوق می دهد. این پیشامد موجب می شود که عقل از محاسبات جدی، دقیق و واقع بینانه به دور بیفتد، و در نهایت به پژمردگی، افسردگی یا ستمی در انجام وظایف دینی و الهی (فردی و اجتماعی) منتهی شود. به اتفاق همه دانشمندان علم اخلاق رمز خوشبختی و سعادت حقیقی بشر در کنترل اعضاء و جوارح و تعدیل احساساتش نهفته است که از آن به عدالت تعبیر می شود و آن به معنای واقعی کلمه در منطبق کردن مسیر زندگی با راه خدا که صراط مستقیم است خلاصه می شود، زیرا روح آرامش و اطمینان آن جاست.
نگاه به عکس و فیلم های سکسی غالبا موجب تحریک شهوت و مقدمه ارتکاب گناه است و لذا دیدن آن حرام است.V}(اجوبه الاستفتاآت , ج 2, ص 40){V
دیدن فیلم‏هاى مبتذل و سکس چه با ویدئو و چه از تلویزیون که موجب فساد خود انسان یا خانواده‏اش مى‏باشد جایز نیست و باید از نگاه کردن به آن خوددارى کرد.V}(استفتاآت آیت‏اللّه‏مکارم، ج 1، س 778){V
استفاده از فیلم‏هاى فوق که به منظور انحراف تدارک دیده شده جایز نیست. تماشا کردن فیلم‏هاى محرک جایز نیست.V}(جامع‏المسائل آیت‏اللّه‏فاضل، ج 1، ص 485){V
دوم : کتب ومقالاتی که به صورت کاملا اخلاقی وبا حفظ حدود به منظور آموزش تالیف شده خواندن این موارد برای کسی که مقدمات ازدواج او فراهم شده مانعی ندارد اما کسی که هنوز هیچ اقدامی برای ازدواج نکرده خواندن این گونه کتب هم محل اشکال است به جهت آنکه با تحریک خود در معرض گناه قرار می گیرد . برای یاد گیری این موارد عجله نکنید

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:15 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
غریزه جنسی من فوران کرده است. عجیب هم فوران کرده. راهی هم برای ارضای آن به طریق مشروع ندارم. چون شغلی ندارم، به سربازی هم نرفته ام و سرمایه ای جز خودم ندارم (هم اکنون مشغول تحصیل هستم). پس ببخشید کدام مغز خر خورده ای دخترش را به من می دهد (علاوه بر اینکه گرفتن همسر تنها به دلیل جنسی نیز درست نمی باشد). صیغه هم که اسمش حلال است و در اصل یک فحشای مشروع در جامعه ما به حساب می آید (که البته در جامعه فعلی ما، با تفکرات حاکم بر آن به این شکل در آمده است). در قرن حاضر و با توجه به محرکات جنسی فراوان در جامعه، از فیلم های مستهجن گرفته تا انواع و اقسام محرکات جنسی موجود در اینترنت و ماهواره ها و دخترانی که با وضع زننده و تحریک آمیزی در جامعه حاضر می شوند (که هر بیننده ای را به این فکر می اندازد که این دختران خواهان برقراری ارتباط جنسی هستند)، شما بگویید یک جوان 22 ساله که در اوج دوران شهوت به سر می برد چه باید بکند؟ می دانم جواب شما چیست: می گویید پسرم توجه خود را به چیزهای دیگر مشغول کن، درست را بخوان، ورزش کن، از خداوند طلب کمک کن، دعا کن، تنها نباش تا فکرهای بد به ذهنت خطور نکند، خداوند به تو اراده داده است، توکل کن و ... تا شرایط برای ازدواجت مهیا شود و سپس خود را از آن طریق ارضا کن و اگر هم نشد، عفت و پاکدامنی را پیشه کن. بی شک جوابتان همین خواهد بود (جوابی کلیشه ای و تکراری). همانطور که می دانید نیاز جنسی از نیازهای فیزیولوژیک می باشد مانند نیاز به آب، نیاز به غذا و ... وقتی شما تشنه هستید باید آب یا یک نوشیدنی بیاشامید، نه اینکه مثلا نمک بخورید (چون تشنگی را افزایش می دهد). پس وقتی شما نیاز جنسی دارید باید آن را رفع کنید (شما می گویید با ازدواج، من هم با شما هم عقیده هستم. ولی وقتی شرایط ازدواج فراهم نشود چه باید کرد؟) هر وقت که با دوستان مجرد صحبت می کنیم بحث به طریقی به مسائل جنسی کشیده می شود. می دانید چرا؟ چون نیازی است که رفع نشده و صحبت کردن درباره آن کمی تسلی بخش است. دولت را نیز باید مقصر دانست زیرا شرایط مناسبی را برای ازدواج و کار جوانان، برای خرید مسکن و ... فراهم نکرده است. (با اینکه کلیشه ای و تکراری است ولی عین حقیقت است.) علاوه بر آن در اغلب شهرهای کشور نیز امکانات تفریحی و ورزشی و ... نیز برای جوانان فراهم نشده است که جوانان خود را با آنها سرگرم کنند ولی به یاد داشته باشید که جایگزینی «آلترناتیو» هم حدی دارد. این میل باید ارضا شود (حال خوب است هر چند ماه یک بار در خواب ارضا می شویم که البته لذتی ندارد و دردسر آن بیشتراست ولی باز تعادل روانی بهتری پیدا می کنیم). در ضمن خانواده ها نیز بسیار سختگیر شده اند و به جوانی که با ایمان و خوش اخلاق است ولی سرمایه ای ندارد دختر نمی دهند (حدیث داریم که به این افراد همسر بدهید) و همچنین درخواست مراسم های اعیانی و گرفتن مهریه های آن چنانی نیز عاملی شده است که جنس مذکر رغبتی به پیوند با جنس مونث نداشته باشد و عطای آن را به لقایش بخشیده باشد. در ضمن ما در برابر تبلیغات وسیع غربی ها در زمینه های جنسی چه کرده ایم؟ شما در اینترنت سری به سایت های شطرنجی یا همان مستهجن زده اید؟ می دانید چند میلیون از این سایت ها وجود دارد و هر ثانیه نیز بر تعداد آنها افزوده می شود. ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ به خیال خودمان آنها را فیلتر کرده ایم، در حالیکه کسی که آشنایی بسیار کمی با اینترنت و کامپیوتر داشته باشد می تواند به راحتی از این فیلترها عبور کند و در برابر حملات جنسی این سایت ها قرار گیرد. واقعا ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ نه شما بگویید ... (حتما می گویید شما اراده دارید، خوب به این سایت ها نروید ولی این جواب معقولی نیست.) ما فقط می گوییم به خدا توکل کن همه چیز درست می شود. درست است سر بند همه امور به دست اوست ولی ما نیز باید کاری کنیم، یعنی آموزه های دینی ما اینگونه می گویند نه اینکه بنشینیم و بگوییم خدا با ماست. البته غربی ها صاحب تکنولوژی هستند و به ما امکانات می دهند پس بر ما سوار می شوند و افکار جوانان ما را نیز هدایت می کنند. (ما باید به عنوان یک مسلمان شیعه جلوی آنها را بگیریم وگرنه اوضاع بدی در پیش روی ماست.) جالب اینکه اغلب تبلیغات و آموزش های غربی ها رایگان است ولی در کشور ما اینگونه نیست. (خود من در تابستان گذشته در کلاس های تجوید پیشرفته قرآن ثبت نام کردم در حالیکه 5000 تومان برای یکماه از من هزینه دریافت کردند.) از بحث اصلی دور شدیم. صحبت بر سر غرایز جنسی بود. حال شما ببینید اگر این نیاز برطرف نشود چه عواقبی دارد. (هم برای فرد و هم برای اجتماع): 1. تجاوزات جنسی که هر روزه اتفاق می افتد (برخی در رسانه ها انعکاس می یابد، ولی بیشتر آنها برای حفظ آبرو خاموش می ماند.) 2. مشغول بودن فکر در این باره و در نتیجه نداشتن تمرکز در کارها (درس خواندن، کار کردن و ... ) 3. قتل هایی که به خاطر مسائل جنسی به وقوع می پیوندد. 4. دیدن فیلم ها و عکس های مستهجن برای ارضای خود که تعادل روانی فرد را به تدریج به هم می زند. 5. جهان را به صورت جنسی دیدن و توهماتی از این قبیل که فرد را از دنیای واقع به دنیای خیال انگیز و بیهوده خود می برد. 6. فرد دچار حالات هیجانی از قبیل: خشم، افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، غم مرضی و ... می شود.(برای مثال چون فرد نتوانسته است خود را ارضا کند و در رسیدن به هدف خود ناکام مانده است حالت پرخاشگری به او دست می دهد.) 7. ورود افکار جنسی و شهوتی به ذهن و ساختن داستان های خیالی در مورد اهداف جنسی خویش، که زمینه را برای جرایم جنسی آماده می کند و بسیار خطرناک است. 8. تجاوز به همجنس یا ارضای خود به وسیله همجنس که گناهی بس بزرگ است. 9. زنا. 10. استمنا. 11. و ... تمام این موارد هم عواقب فردی دارند و هم عواقب اجتماعی، که عواقب اجتماعی آن بسی بیشتر از عواقب فردی آن است. (مجال بحث در اینجا نیست.) این را هم به یاد داشته باشید که این عواقب و نتایج در نتیجه عدم ارضای جنسی به وجود می آید. حال شما بگویید با توجه به این عواقب و گفته های بالا چه باید کرد؟ وقتی جوانی می بیند راهی برای ارضای مشروع نیست دست به انتخاب می زند که چگونه خود را ارضا کند و آبی بر آتش شهوت خود بریزد؟(استمنا کند، تجاوز به عنف کند، لواط کند، با دختری طرح دوستی ریخته و با او زنا کند و ...) خواهش می کنم این پرسش مرا به طور معقول و منطقی پاسخ دهید. (در صورت پاسخ ندادن، به رسالت خود که پاسخگویی است عمل نکرده اید.)
من دختری بیست ساله هستم از خانواده ای بسیار مذهبی و فرهنگی پدرم استاد دانشگاه هستند و به طبع در این خانواده من هم آدمی مذهبی هستم. مدتی است در یک سایت کتاب خوانی عضو بودم در این سایت افراد راجع به کتاب های مختلف بحث و تبادل نظر می کردند. مدتی پیش با پسری 21 ساله بحث هایی راجع به اسلام، تقلید در اسلام، فقه در اسلام، نقش عقل و فلسفه و از این دست مسائل را شروع کردیم. البته به صورت ایمیل. و شروع به خواندن یکی از کتاب های آقای نصر کرده بودیم و راجع به آن با هم بحث می کردیم و هیچ گونه مسائل خارج از موضوع مطرح نمی شد تا اینکه ایشان در کمال ناباوری من و البته با ادب کامل از من خواستند خوب فکر کنم و با خانواده مشورت کنم تا زمینه اشنایی بیشتر برای ازدواج فراهم شود ولی من نمی دانم باید چه کنم و فکر نمی کنم از طرف خوانواده پذیرش این موضوع وجود داشته باشد. به همین دلیل از شما می خواهم به من کمک کنید. قسمتی از نامه ایشان را در اینجا می گذارم تا شما بیشتر با ایشان آشنا شوید: ما به سببی با هم وارد بحثی شده ایم. و در این بحث ها به شناخت نسبی از هم رسیده ایم. شک نیست که این یک شناخت کاملا مجازی و ناقص است. اما با تمام این حرف ها با کلیت روند تفکر هم آشناییم. شما نحوه حرف زدن من و نوشتن من و نوع نگاهم را به جهان تا حدی می دانید. من می بینم که ما حرف هم را می فهمیم و می توانیم بی دغدغه ای با هم حرف بزنیم و از هم چیزی یاد بگیریم و در من به این سبب احساسی ایجاد شده. حالا می توانم چند حرکت انجام دهم. یکی اینکه به بحث ادامه دهم بی آنکه به آنچه در من رخ داده توجهی کنم. دوم اینکه به بهانه ای بحث را تمام کنم و خود را خلاص. سوم اینکه به خود توجه کنم اما به شما نگویم چه رخ داده و زیرکانه اطلاعات و شناخت بیشتری از شما بدست آورم. و چهارم اینکه نگذارم این احساس مرا طعمه ای کند به دست شیطان. و صاف و پوست کنده و صریح و بی شرم مطلب را به خود شما بگویم. من صواب ترین راه را به گمان خود انتخاب کردم. مگر احساس چگونه به وجود می آید و مگر انتخاب ها چگونه رخ می دهد؟ یا پیشنهاد می شود از سوی دوستی و یا خانواده وبررسی می شود. یا کسی کسی را می بیند و انتخابی می کند و یا حالات دیگری. من گمان نمی کنم که در انتخاب اولیه هر کدام از شیوه های دیگر آشنایی دو طرف از هم اطلاع بیشتری داشته باشند. آنها اول به هم پیشنهادی می دهند و سپس آن را اخلاقا بررسی می کنند. موضوع غامض و پیچیده این است که چنین آشنایی که ما دچار آن شده ایم مرسوم و معمول نیست. اما آیا سبب این می شود که بگوییم خطا آمیز است؟ سوم اینکه من به محض درک چنین حالتی (البته این به معنای شتابزدگی نیست بلکه من بسیار به آن فکر کردم) آن کار را که اخلاقی تر بود انجام دادم. حال می توان چند کار کرد. یکی اینکه به هر سبب شما با این مسأله کنار نیایید و بگویید که از همین جا حرف ما با هم تمام است. دوم اینکه اگر خانواده قابلیت درک این موضوع را دارد در زیر حصار خانواده این موضوع مطرح شود و ما وضعیت خود را نسبت به هم مشخص کنیم. سوم اینکه ما ملاقاتی با هم داشته باشیم و مسائل کلی را پیش خود حل و فصل کنیم و و سپس اگر به نتیجه ای رسیدیم به طریقی و راهی آن را هر چه سریعتر به عرصه خانواده منتقل کنیم. خوب من سعی کردم با مؤدبانه ترین و عاقلانه ترین و اخلاقی ترین وجه ممکن مسأله ای ساده را تشریح کنم. امیدوارم شما این را دلیلی بر بی عقلی، بی شرمی و بی اخلاقی من تلقی نکنید. می دانم مسأله بزرگی است و تصمیم گیری مشکل. اما من آنچه شرح بلاغ بود با شما گفتم. خوب فکر کنید. با انسان معتمد و آگاهی مشورت کنید. به خدا توکل کنید و جواب مرا بدهید. مطمئن باشید که من هر گونه برخوردی از سوی شما را بهترین تصمیمی می دانم که اتخاذ کرده اید.
من جوانی هستم که قصد ازدواج دارم اما برای خود معیارهایی دارم. اما کسی را با این شرایط نمی شناسم. خانواده هم چندان به این فکر نیستند (با اینکه به مادرم گفتم) و من هم دارد از سن معمول جامعه سنم می گذرد. یعنی کسی در میان آدم هایی که می بینم به فکرم نیست. تصمیم گرفتم خودم دست به کارشوم. مشکلی نیست حس می کنم خدا همت این کاررا به من داده. اما نمی دانم چه کار کنم؟ اما چیزی که کار را برای من سخت کرده معیارهای من است. من می خواهم بدانم حالا که خودم باید این کار را بکنم چون که نمی دانم مثل خانم ها در رابطه با این معیارها جستجو کنم (که اصلا فکر می کنم نباید این کار را بکنم نظر شما چیه؟) چه نشانه ها و رفتارهایی را با توجه به شرایطی که دارم از کسی ببینم تا برایم ثابت شود که این معیارها را دارد این یک دلیل ودلیل دیگراینکه من در مورد این معیارها خیلی وسواس می گذارم می خواهم نشانه های معمول آن را بدانم که با دیدن آن حکم بر کفایت دهد و دیگر به قولی گیر نگذارم و به رؤیاپردازی متهم نشوم. اما معیارهایی که نشانه هایش را می خواستم: الف- مؤمن: خیلی ها فکرمی کنند که همین که طرف مسجد می رود و نماز می خواند انسان مؤمنی است اما حتما نشانه ای ریزی است که درجه مؤمن بودن یک نفر را برساند. این معیار همانطورکه می دانید خیلی مهم است و چقدر به این انسان می شود اعتماد کرد و مونسم باشه. ب- با اخلاق و با ادب و تمیز: تک تک این کلمات برای من خیلی مهم است. ج- با عقل و فهمیده: دیگه لازم نیست با این آدمی جر و بحث کرد. د- با گذشت و مهربان: در سختی ها می تواند تکیه گاه من باشد. چونکه می دانم خیلی نمی توانم برای خودم در این مورد کاری بکنم تصمیم دارم پیش بزرگان بروم (آقای بهجت) و از آنها راهنمایی بخواهم آیا این یکی را باید در رأس برنامه هام قرار دهم؟ اصلا نمی دانم چی به آنها بگویم؟ چی بگویم؟ اصلا دستوراتی است که سریع من را به جواب برساند؟ در آخر آدرس سایت های مورد اعتماد و خوب در مورد مشاوره ازدواج را ازشما می خواستم؟
پاسخ های شما عزیران در رابطه با مشکل لکنت در تکبیره الاحرام را مطالعه کردم و سعی نمودم تا حدودی آنها را رعایت کنم. مثلا حساسیت نداشته باشم، حرکات اضافی نکنم، از مطرح کردن آن با دیگران خجالت نکشم ... ولی اکنون حدود سه سال است که از رسیدن نامه شما به دست من گذشته است و من هنوز این مشکل را به طور کامل حل نکرده ام و از این بابت ناراحتم و خیلی دوست دارم که بدون لکنت در تکبیره الاحرام نماز بخوانم و لذت ببرم و نمازم مطابق با معیارهای نماز اولیاء خدا خوانده شود. می گویند شخصی به نزد یکی از مراجع تقلید رفت و گفت که من نمی توانم نیت بکنم برای نماز، (به نظر می رسد نیت کردن از تکبیره الاحرام باشد) آن مرجع به او گفت که شما بدون نیت نماز بخوان و آن شخص با همین توصیه مشکلش حل شد به طوری که خیلی طبیعی نیت می کرد و نمازش را می خواند. حال سؤالم این است که آیا ممکن است که من هم بتوانم تا وقتی که به حالت عادی و طبیعی برسم و دیگر هیچ ترس و اضطرابی نداشته باشم تکبیره الاحرام را با اشاره دست و یا عبور دادنش از قلب بجا بیاورم بالاخره روح نماز همین توجه قلبی است و الفاظ ذکر لفظی در صورتی ارزش دارد که توأم با توجه و ذکر قلبی باشد نه این که مانع بشوند که ما ذکر قلبی را از دست بدهیم و نمازمان کالبد بدون روح شود. اینجانب به جهت این مشکل در فشار قرار دارم و احساس حقارت می کنم و روحیه ام ضعیف شده است و اعتماد به نفس ام کاهش یافته است در نماز جماعت از بغل دستی و اطرافیان خود خجالت می کشم که چرا چنین مشکلی دارم خلاصه یکی از چالش های مهم زندگی من که انرژی و توان ذهنی عمده ای را از من می گیرد شده است در صورتی که من باید توانایی های با ارزش خود را صرف مسایل مهم و با اهمیت کنم حال شما را به خدا اگر می شود که من تا وقتی که اضطرابم رفع شود ذکر تکبیره الاحرام را با زبان نگویم تا به حالت عادی برسم و این اجازه را دارم به من اطلاع بدهید. (مطالب تکمیلی) شما گفته بودید که هر طور می توانی تکبیر بگو من می گویم که اصلا موقع تکبیره الاحرام زبان من قفل می شود و من با فشار و سختی و لکنت و بدون حضور قلب از روی ناچاری که چون رکن نماز است و حتما باید گفته شود تکبیر می گویم. در واقع اگر بخواهم هر طوری که می توانم تکبیر بگویم باید با اشاره یا عبور دادن از دل بخوانم چون از طریق زبان برایم مشکل آفرین است. من فکر می کنم دقیقا مشکل همان شخصی را دارم که نمی توانست نیت کند و همین که به او گفتند بدون نیت نماز بخوان مشکل اش حل شد من فکر می کنم اگر لازم نباشد که حتما با زبان تکبیره الاحرام بگویم تا اضطرابم رفع شود (خیلی سریع)
من دانشجوی رشته ریاضی محض دانشگاه یزد هستم من تا سال دوم دبیرستان درس هایم خیلی خوب بود معدل آن سال من 8/19 بود اما از سال سوم به بعد دچار افت تحصیلی شدم من خودم قبل از دبستان در سن 4 یا 5 سالگی همراه با برنامه های نهضت آواد اموزی تلویزیون خواندن و نوشتن را یاد گرفتم به طوری که در کودکستان می توانستم بنویسم و بخوانم اما کلا آدم کندی هستم یعنی کارهایم را به کندی انجام می دهم در سال سوم دبیرستان خداوند به ما یک خواهر کوچک داد که من خیلی او را دوست دارم و من خیلی به مادر و فاطمه کوچولو وابسته هستم با وجود اینکه سه سال است که دانشگاه می آیم و از خانواده دور هستم باز هم نسبت به خانواده احساس دلتنگی می کنم. تقریبا از همان سالی که فاطمه به دنیا آمد دچار وسواس شدم به طوری که در دستشویی یک ساعت یا بیشتر معطل می شدم پارسال به دکتر رفتم و با مصرف دارو تقریبا خوب شدم حالا من دو مشکل اساسی دارم: یکی اینکه وقتی می خواهم درس بخوانم انواع فکرهای جورواجور به ذهنم می آید و اصلا تمرکز ندارم و یکی هم آنکه خیلی زود تحریک می شوم مثلا تا کسی به جاهایی از بدنم مثل شکم دست می زند تحریک می شوم یا وقتی با یک مرد صحبت می کنم حالا که پایان ترم پنجم است و من تا ترم چهارم 59 واحد پاس کرده ام و این ترم حتما مشروط می شوم و بیشتر دروسم را می افتم من این ترم دو بار بیشتر خانه نرفتم یعنی تقریبا چهل روز یزد بودم نمی دانم باید زود به زود به خانه بروم یا بمانم و مقابله کنم و البته گریه. اما من آرزوهای زیادی در سر دارم دوست دارم ادامه تحصیل بدهم و پدر و مادرم را خوشحال کنم و با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در مورد تولید علم بومی دوست دارم در پیشرفت ایران نقشی داشته باشم من به درس خواندن و علوم روز علاقه دارم اما گاهی ناامید می شوم. ضمنا به علوم دینی نیز علاقه دارم ولی نمی دانم تا چه حد لازم است آنها را فرا بگیرم؟ فکر می کنم حافظه ام ضعیف شده آیا در اثر همان نشستن های طولانی در دستشویی می شود هوش و حافظه من کم شده باشد اصلا ممکن است هوش کسی در اثر دلایلی کم شود؟ من خیلی ناراحت هستم می ترسم از دانشگاه اخراج شوم لطفا مرا راهنمایی کنید خودم فکر می کنم دوای درد من حفظ قرآن است قبلا مقداری حفظ بوده ام.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed