جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(یزید بن قعنب) (علی کعبه قران بخوان) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    راوی حدیث شخصی است به نام یزید ابن قعنب که تمام علمای علم رجال او را فردی کذاب دانسته و معتقدند او مشرک بود و مشرک هم از دنیا رفته! علامه مجلسی از این شخص روایتی در کتاب بحار نقل نموده به این مضمون: «او می گوید روزی در کنار خانه کعبه نشسته بودم که دیدم فاطمه بنت اسد آمد در کنار کعبه ناگهان دیوار کعبه شکافته شد و او داخل گردید و سپس دیوار بهم پیوسته شد! من آنجا ماندم تا سه روز و بعد از سه روز دیدم بار دیگر دیوار شکافته شد و فاطمه بنت اسد در حالی که نوزادی در بغل داشت بیرون آمد! خبر به ابوطالب و محمد(ص) و دیگران دادند و آنها آمدند طفل را که به آغوش محمد(ص) دادند ناگهان طفل زبان گشود و به او گفت ای محمد بخوانم برای تو تورات! محمد گفت بخوان و طفل شروع به خواندن تورات نمود! آن گاه طفل گفت بخوانم برایت انجیل را! محمد(ص) گفت بخوان علی جان! و او خواند انجیل را! و سپس گفت ای محمد بخوانم قرآنی را که هنوز بر تو نازل نشده! گفت بخوان علی جان! و علی سه روزه شروع به خواندن قرآن کرد! ... » اول اینکه خواندن تورات و انجیل روزها طول می کشیده و سه روز هم که معطل بوده چگونه راوی در این مدت تمام وقت آنجا مانده؟ دوم اینکه این چنین اتفاقی افتاده و طرف به کسی نگفته و منتظر می مونه که آخرش چی می شه؟ شخصا اگر من بود می رفتم و به همه خبر می دادم تا ببینیم مادر مولا چه می کرده اون جا! سوم اینکه چرا مردم عرب این حادثه بزرگ را هیچگاه به یاد نداشتند و در هیچ کجا شنیده نشده که پیامبر(ص) و یا علی(ع) از چنین واقعه ای نام ببرند؟ جالب اینجاست که مجلسی در جای دیگری از قول ابوطالب پدر علی(ع) روایت نموده که او فرموده پسرم علی در خانه خودم به دنیا آمده! حال ما حرف پدر علی را قبول کنیم یا یزید ابن قعنب را؟! در کل آیا این حدیث واقعیت داره.
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:28 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 3558
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ

موضوع تولد امیر المومنین –ع- در خانه کعبه از مسلّمات تاریخی و مورد تایید شیعه و اهل سنت است و از این نظر جای بحث و کلام ندارد . این مطلب در منابع مختلف شیعه و سنی و با سند های مختلف ذکر شده است و ضعیف بودن برخی راویان در برخی روایات، ضرری به این واقعیت نمی رساند . بر خلاف فرمایش شما این حادثه و جزئیات آن به علت عجیب بودن و بی نظیر بودنش ا ز همان زمان مورد توجه و گفتگو بوده و در هنگام وقوع شاهدان و ناظران فراوانی داشته است و این دلیل بر منزلت خاص امیر المومنین و مادر گرامی اش در نزد خداوند است و اگر روایتی بر خلاف این واقعیت مطلبی بگوید در مقابل تعداد زیادی از روایات که بیانگر این حادثه مسلّم تاریخی است قابل اعتنا و توجه نمی باشد . حادثه در نوع خود به حدی شگفت آور بوده که سه روز انتظار کشیدن برای خروج مادر امیر مومنان از کعبه معظمه و روشن شدن وضعیت مادر بارداری که مهمان خاص پروردگار است امری عادی می نماید و حتی اگر مدت اقامت فاطمه بنت اسد در خانه خدا بیش از این هم به طول می کشید باز مردم در انتظار می ماندند . اما قرائت تورات و انجیل و قرآن که در روایت مورد پرسش مطرح شده مراد خواندن تمام این کتاب های آسمانی نیست تا نیاز به زمانی طولانی داشته باشد و علاوه بر این ظهور عجائب و کرامات و امور خارق العاده از امامان معصوم –ع- از همان اوان کودکی امری معمولی است و در تاریخ زندگی همه اولیای الهی این مطلب بیان شده است .

ولادت على علیه السلام در کعبه به اعتراف علماى اسلام
علما و دانشمندان بزرگ شیعه و اهل سنت در این که ولادت على علیه السلام در خانه کعبه واقع شده است،اتفاق نظر دارند،حتى مرحوم‏«اردو بادى‏»در این موضوع کتاب قطورى نگاشته است. (1) در این قسمت‏به نظر برخى از علماى شیعه و اهل سنت اشاره مى‏کنیم:
نظر برخى از علماى اهل سنت
1-حاکم نیشابورى:
«اخبار در مورد این که فاطمه بنت اسد«على بن ابى طالب‏»را در خانه کعبه به دنیا آورد،در حد تواتر است.» (2) -حافظ گنجى شافعى:
«امیر المؤمنین على علیه السلام در مکه و در داخل بیت الله الحرام در شب جمعه سیزدهم رجب سال سى‏ام عام الفیل،متولد شد،و جز او مولودى در بیت الله الحرام تولد نیافته است،نه پیش از او و نه پس از او.این امتیاز نشانه بزرگى مقام و موقعیت او بود که شامل حال او گشت.» (3)
3-ابن صباغ مالکى:
«على بن ابى طالب علیه السلام در شب جمعه سیزدهم رجب سال سى‏ام عام الفیل -23 سال قبل از هجرت-در مکه مشرفه در بیت الله الحرام متولد گشت.این فضیلت را خداوند به جهت جلال و بزرگى و کرامت على علیه السلام به او اختصاص داده است...» (4)
4-احمد بن عبد الرحیم دهلوى در«ازاله الخفاء»نظیر عبارت فوق را نقل کرده است. (5)
5-علامه ابن جوزى حنفى مى‏گوید،در حدیث آمده است:
«فاطمه بنت اسد در حال طواف خانه خدا بود که درد زایمان او را فرا گرفت.در همین حال درب کعبه باز شد و فاطمه داخل کعبه گشت و در آن جا،على علیه السلام را به دنیا آورد.» (6)
6-ابن مغازلى شافعى از زبیده دختر عجلان نقل مى‏کند:
«وقتى فاطمه بنت اسد درد زایمانش شدید شد،ابو طالب بسیار ناراحت گشت.در همین حال حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم سر رسید و از او پرسید:عمو جان چراناراحتى؟گفت:فاطمه در ناراحتى زایمان بسر مى‏برد.حضرت به نزد فاطمه رفت.آن گاه دست ابو طالب را گرفت و فاطمه هم به دنبال آنها،به سوى خانه خدا راه افتادند.حضرت،فاطمه را داخل کعبه برد و به او فرمود:اجلسی على اسم الله،به نام خدا بنشین،سپس او را درد شدیدى فرا گرفت و کودک زیبا و پاکیزه‏اى به دنیا آورد که مثل زیبایى او را ندیده بودم و ابو طالب اسم او را على گذاشت و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم قنداقه على را گرفت و به منزل فاطمه برد.» (7)
7-علامه سکتوارى بسنوى:
«اول کسى که در کودکى در اسلام میان اصحاب به نام‏«حیدره‏»-یعنى شیر-نامگذارى شد،سید و مولاى ما«على بن ابى طالب‏»است،زیرا موقعى که على علیه السلام در داخل کعبه به دنیا آمد،پدرش ابو طالب در سفر بود.مادرش فاطمه با تفال به خیر،او را همنام پدرش که‏«اسد»بود،نام گذاشت.» (8)
8-علامه محمد مبین انصارى حنفى:
«ولادت على علیه السلام در مکه در داخل بیت الله الحرام بوده است و هیچ کس غیر از«على‏»در چنین مکان مقدسى به دنیا نیامده است.» (9)
9-صفى الدین حضرمى شافعى،مى‏نویسد:
«ولادت على علیه السلام در کعبه مشرفه بوده است.او نخستین و آخرین کسى است که در این مکان مقدس به دنیا آمده است.» (10)
10-عباس محمود عقاد مصرى:
«على علیه السلام در داخل کعبه به دنیا آمد و خداوند به او عنایتى فرمود که هرگز بر بتهاسجده نکرد.. ..» (11)
11-آلوسى:«این ماجرا بسیار بجا و شایسته بود که خداى متعال اراده کرد تا پیشواى امامان در جایى به دنیا آید که قبله مؤمنان است.منزه است پروردگارى که هر چه را در جاى خود مى‏نهد،و او بهترین حاکمان است.»
در ادامه مى‏نویسد:
«چنان که برخى گفته‏اند،گویا على علیه السلام نیز خواست‏به خانه کعبه که تولدش در آن افتخارى براى او بود،خدمتى کند.به همین جهت‏بود که بتهاى خانه کعبه را از فراز به زیر افکند،زیرا در پاره‏اى از روایات آمده که خانه خدا،به درگاه خداوند شکایت کرد و گفت:پروردگارا تا چه وقت در اطراف من،این بتها را پرستش مى‏کنند؟و خداى تعالى به او وعده داد که آن مکان مقدس را از بتها پاک خواهد کرد.... » (12)
علامه امینى قدس سره در الغدیر بیش از بیست نفر از علماى اهل سنت و کتابهاى آنان را نام مى‏برد که به صراحت نوشته‏اند على بن ابى‏طالب علیه السلام در داخل کعبه مکرمه به دنیا آمده است. (13)
خانه و زادگاه تو،بیت‏خداست‏یا على چهره دلگشاى تو قبله نماست‏یا على زمزمه ولادتت،سوره مؤمنون بود روز نخست‏بر لبت ذکر خداست‏یا على
نظر علماى شیعه
علماى شیعه به اتفاق آرا معتقدند امیر مؤمنان على علیه السلام در داخل کعبه به دنیا آمده و این فضیلت،فقط منحصر به اوست و کسى جز او این افتخار نصیبش نخواهد شد.براى‏نمونه،کلام برخى از دانشمندان بزرگ شیعه را به اختصار مى‏آوریم:
1-سید رضى،گرد آورنده نهج البلاغه، (متوفى 406) :
«ولادت على علیه السلام در مکه و در خانه خدا در سیزده رجب سى سال بعد از عام الفیل بود...و من کسى را که مانند على بن ابى طالب علیه السلام در خانه خدا به دنیا آمده باشد نمى‏شناسم.» (14)
2-شیخ مفید (متوفى 413) :
«على علیه السلام در روز جمعه سیزده رجب سى سال بعد از عام الفیل در مکه در داخل بیت الله الحرام به دنیا آمد.نه کسى بعد از او و نه کسى قبل از او به این مقام مفتخر نشده است.» (15)
3-علامه جلیل سید مرتضى (متوفى 436) :
«على در خانه خدا به دنیا آمد و هیچ کس در این فضیلت‏شریک و نظیر او نیست.» (16)
4-مفسر کبیر مرحوم قطب الدین راوندى (متوفى 573) :
«محل ولادت على صلى الله علیه و آله و سلم،خانه خدا و بیت الله الحرام بود و هیچ کس جز او در این مکان تولد نیافته است.» (17)
5-علامه حلى (متوفى 726) :
«هیچ کس در کعبه مکرمه،جز این على بن ابى طالب علیه السلام متولد نشده است،نه قبل از او و نه بعد از او.» (18)
6-مفسر بزرگ امین الاسلام مرحوم طبرسى (متوفى 548) صاحب تفسیرمجمع البیان:
«هرگز کسى غیر از على علیه السلام در خانه خدا به دنیا نیامده است،نه پیش از او و نه پس از او.» (19)
7-ابن شهر آشوب (متوفى 588) :
«فرزند پاکیزه (على علیه السلام) از نسل پاکیزه در محل پاکیزه‏اى به دنیا آمد.چنین کرامتى براى چه کسى یافت مى‏شود؟زیرا شریفترین بقعه‏ها حرم و مکه است و شریفترین محل حرم،مسجد است،و شریفترین محل مسجد،کعبه مکرمه است،و مولودى جز على علیه السلام در این مکان مقدس یعنى کعبه به دنیا نیامده است،پس على علیه السلام در بهترین مکانى که ممکن بوده متولد شده است.» (20)
8-محقق اربلى (متوفى 692) :
«على علیه السلام در مکه مکرمه در داخل خانه خدا در سیزدهم رجب سى سال بعد از عام الفیل به دنیا آمد.هیچ کس قبل از او و بعد از او به این فضیلت‏بزرگ مفتخر نشد،و این فضیلت و شرفى است که خداى سبحان به خاطر جلال و کرامت آن حضرت اختصاص به او داده است.» (21)
9-علامه مجلسى (متوفى 1110) :
«على علیه السلام در مکه مکرمه در خانه خدا در ماه رجب،سى سال بعد از عام الفیل،به دنیا آمد.» (22)
10-مورخ شهیر محمد بن خاوند:
«ولادت على علیه السلام در داخل کعبه بود.هیچ کس این سعادت نصیبش نشد،جز على بن ابى طالب علیه السلام.تولد على علیه السلام در کعبه،از نظر تاریخ و روایت قطعى‏است و هیچ تردید و شبهه‏اى در آن راه ندارند.» (23)
بیش از پنجاه نفر از بزرگان شیعه در آثار خود به تولد على علیه السلام در کعبه اشاره دارند.براى آگاهى بیشتر در این زمینه به کتاب ارزشمند«الغدیر»مراجعه نمایید. (24)
پى‏نوشتها:
1-الغدیر،ج 6،ص 27.
2-مستدرک حاکم نیشابورى،ج 3،ص 550، (در شرح حال حکیم بن حزام) .
3-کفایه الطالب،ص 407.
4-الفصول المهمه،ص 30.
5-الغدیر،ج 6،ص 22.
6-تذکره الخواص،ص 20.
7-مناقب ابن مغازلى،ص 6،ح 3،الفصول المهمه،ص 30.
8-محاضره الاوائل،ص 79 به نقل از:الاحقاق،ج 7،ص 490.
9-وسیله النجاه،محمد مبین حنفى،ص 60، (چاپ گلشن فیض لکهنو) .
10-وسیله المآل،حضرمى شافعى،ص 282.
11-عبقریه الامام على،ص 23.
12-ر.ک:الغدیر،ج 6،ص 22.
13-علاقمندان مى‏توانند براى اطلاع بیشتر به کتاب الغدیر،ج 6،ص 21-23،مراجعه نمایند.
14-خصائص الائمه،ص 39.
15-ارشاد مفید،ج 1،ص 5.
16-ر.ک:الغدیر،ج 6،ص 24.
17-خرائج و جرائح راوندى،ج 2،ص 888.
18-ر.ک:الغدیر،ج 6،ص 24.
19-ر.ک:الغدیر،ج 6،ص 26.
20-مناقب ابن شهرآشوب،ج 2،ص 175.
21-کشف الغمه،باب المناقب،ج 1،ص 81.
22-مرآه العقول،ج 5،ص 275.
23-روضه الصفا،فى آداب زیارت المصطفى،الجزء الثانی.
24-الغدیر،ج 6،ص 24-27.
مظهر ولایت ص 22
سید اصغر ناظم زاده قمى
«ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ در کتب اهل سنت»
1. حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله، معروف به حاکم نیشابوری، که همه بزرگان اهل سنت او را مورد اعتماد و استناد دانسته اند در کتاب بسیار معروفش، «مستدرک صحیحین» می گوید: روایات متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیرمؤمنان علی بن ابی طالب ـ کرّم الله ـ وجهه، را در خانه کعبه به دنیا آورده است.
2. شاه ولی الله احمد بن عبدالرحیم دهلوی، محدث متعصب اهل سنت، در کتاب «ازاله الخفا» می نویسد: «بی گمان روایات متواتر است در این که فاطمه بنت اسد، امیرالمومنین علی بن ابی طالب را در درون کعبه به دنیا آورد، بدون تردید او در روز جمعه سیزدهم رجب، سی سال بعد از عام الفیل، در خانه کعبه به دنیا آمده است، و هرگز پیش از او یا بعد از او کسی در خانه‌کعبه زاده نشده است.»
3. شهاب الدین ابوالثنا، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر آلوسی، در شرح بر قصیده عینیه عبدالباقی افندی عمری می نویسد: ولادت امیرمؤمنان کرم الله وجهه در درون کعبه، در سراسر دنیا مشهور است و در کتابهای هر دو فرقه شیعه و سنی روایت شده است، و هرگز در مورد غیر ایشان چنین فضیلتی ثابت نشده است.
4. نورالدین علی بن محمد بن صباغ مکی، از دانشمندان معروف اهل سنت، مشهور به ابن صباغ مالکی در کتاب «الفصول المهمّه» با سلسله سند از ابن مغازلی، از امام سجاد ـ علیه‎ السلام ـ مبنی بر ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ در درون خانه کعبه نقل کرده است که: پیش از او کسی در بیت الله الحرام متولد نشد، و این برتری ویژه اوست از سوی خداوند برای ابراز کرامت و شرافت و شکوهمندی او»
منابعی از اهل سنت که به طور صریح به شکافته شدن دیوار کعبه اشاره کرده اند:
1. محمد شریف خان شیروانی در کتاب «چوتهی کتاب» به ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ در درون کعبه و شکافته شدن دیوار کعبه و شنیده شدن صدای هاتف غیبی تصریح کرده است.
2. مولوی حافظ حکیم ظهیر احمد سهسوانی در کتاب «ظهیر البشر» در احوال و فضائل ائمه می نویسد:
«چون خداوند اراده نمود که شرفی بر شرفهای کعبه بیفزاید، دیوار کعبه را بشکافت و فاطمه بنت اسد را به درون کعبه فرا خواند و فاطمه فرزندش علی را در درون کعبه به دنیا آورد.»
3. علامه حسن بن امان الله مولوی عظیم آبادی هندی، درکتاب تجهیز الجیش جریان ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ را طبق روایت «بشائر المصطفی» از یزید بن قعنب نقل کرده است.»
4. دکتر محمد شاه قادری، دانشمند و پزشک نامی سرزمین لاهور، در کتاب «مصباح المقربین» تصریح می کند که امیرمؤمنان در درون کعبه متولد شد و تصریح می کند که ما در آنجناب در حال طواف کعبه بود که او را درد زایمان گرفت، دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد به درون کعبه فرا خوانده شد، سپس تأکید می کند که هرگز چنین شرف و فضیلتی به جز امیرمؤمنان برای احدی نصیب و میسر نشده است...
نتیجه گیری:
با بررسی متون تاریخی به این نتیجه می رسیم که جریان ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ و شکافته شدن دیوار کعبه در منابع متعددی از اهل سنت به آن اشاره شده است که برای نمونه به شماری از آنها اشاره کردیم.


. صابری یزدی،‌علیرضا، هزار حدیث در فضائل امام علی ـ علیه‎ السلام ـ ، ترجمه، محمد رضا انصاری محلاتی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1380، صفحات 32،31، محمد بن فتّال نیشابوی، روضه‌ الواعظین، قم، رضی، 1386ق، ج1، ص 76 و ابی محمد الحسن بن محمد دیلمی،‌مؤسسه اعلمی بیروت، ص 211 و علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه ج1، ص 59، و شیخ طوسی، امالی، ص 80، 1313، شیخ صدوق علل الشرایع، ص 56.
. قزوینی، سید محمد کاظم، امام علی ـ علیه السلام ـ،از ولادت تا شهادت، ترجمه: علی کرمی، قم:

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:28 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
پاسخی که به سوال بنده دادید، پاسخ شما متقن نبود دوباره سؤالمو مطرح می کنم.
راوی حدیث شخصی است بنام یزید ابن قعنب که تمام علمای علم رجال او را فردی کذاب دانسته و معتقدند او مشرک بود و مشرک هم از دنیا رفته! علامه مجلسی از این شخص روایتی در کتاب بحار نقل نموده به این مضمون:
«او می گوید روزی در کنار خانه کعبه نشسته بودم که دیدم فاطمه بنت اسد آمد در کنار کعبه ناگهان دیوار کعبه شکافته شد واو داخل گردید وسپس دیوار بهم پیوسته شد! من آنجا ماندم تا سه روز و بعد از سه روز دیدم بار دیگر دیوار شکافته شد و فاطمه بنت اسد در حالی که نوزادی در بغل داشت بیرون آمد! خبر به ابوطالب و محمد و دیگران دادند و آنها آمدند طفل را که به آغوش محمد(ص) دادند ناگهان طفل زبان گشود و به او گفت: ای محمد بخوانم برای تو تورات! محمد گفت: بخوان! و طفل شروع بخواندن تورات نمود!آنگاه طفل گفت: بخوانم برایت انجیل را! محمد گفت: بخوان علی جان! و او خواند انجیل را! و سپس گفت: ای محمد بخوانم قرآنی را که هنوز بر تو نازل نشده! گفت: بخوان علی جان! و علی سه روزه شروع بخواندن قرآن کرد! اول اینکه خواندن تورات و انجیل روزها طول می کشیده و سه روز هم که معطل بوده چگونه راوی در این مدت تمام وقت آنجا مانده؟ دوم اینکه این چنین اتفاقی افتاده و طرف به کسی نگه و منتظر بمونه که آخرش چی می شه؟ شخصا اگر من بود می رفتم و به همه خبر می دادم تا ببینیم مادر مولا چه می کرده اون جا!؟ سوم اینکه چرا مردم عرب این حادثه بزرگ را هیچگاه به یاد نداشتند و در هیچ کجا شنیده نشده که پیامبر(ص) و یا علی(ع) از چنین واقعه ای نام ببرند؟ جالب اینجاست که مجلسی در جای دیگری از قول ابوطالب پدر علی(ع) روایت نموده که او فرموده پسرم علی در خانه خودم به دنیا آمده! حال ما حرف پدر علی(ع) را قبول کنیم یا یزید ابن قعنب را؟! و در آخر اینکه نمی دانم چه فخری در به دنیا آمدن در یک بت خانه هستش که شیعیان می گن مولا در اونجا به دنیا اومده. و بدون شک با رد این موضوع (مولود کعبه بودن) چیزی از ارزش والای مولا، کم نخواهد شد.
من دانشجوی رشته ریاضی محض دانشگاه یزد هستم من تا سال دوم دبیرستان درس هایم خیلی خوب بود معدل آن سال من 8/19 بود اما از سال سوم به بعد دچار افت تحصیلی شدم من خودم قبل از دبستان در سن 4 یا 5 سالگی همراه با برنامه های نهضت آواد اموزی تلویزیون خواندن و نوشتن را یاد گرفتم به طوری که در کودکستان می توانستم بنویسم و بخوانم اما کلا آدم کندی هستم یعنی کارهایم را به کندی انجام می دهم در سال سوم دبیرستان خداوند به ما یک خواهر کوچک داد که من خیلی او را دوست دارم و من خیلی به مادر و فاطمه کوچولو وابسته هستم با وجود اینکه سه سال است که دانشگاه می آیم و از خانواده دور هستم باز هم نسبت به خانواده احساس دلتنگی می کنم. تقریبا از همان سالی که فاطمه به دنیا آمد دچار وسواس شدم به طوری که در دستشویی یک ساعت یا بیشتر معطل می شدم پارسال به دکتر رفتم و با مصرف دارو تقریبا خوب شدم حالا من دو مشکل اساسی دارم: یکی اینکه وقتی می خواهم درس بخوانم انواع فکرهای جورواجور به ذهنم می آید و اصلا تمرکز ندارم و یکی هم آنکه خیلی زود تحریک می شوم مثلا تا کسی به جاهایی از بدنم مثل شکم دست می زند تحریک می شوم یا وقتی با یک مرد صحبت می کنم حالا که پایان ترم پنجم است و من تا ترم چهارم 59 واحد پاس کرده ام و این ترم حتما مشروط می شوم و بیشتر دروسم را می افتم من این ترم دو بار بیشتر خانه نرفتم یعنی تقریبا چهل روز یزد بودم نمی دانم باید زود به زود به خانه بروم یا بمانم و مقابله کنم و البته گریه. اما من آرزوهای زیادی در سر دارم دوست دارم ادامه تحصیل بدهم و پدر و مادرم را خوشحال کنم و با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در مورد تولید علم بومی دوست دارم در پیشرفت ایران نقشی داشته باشم من به درس خواندن و علوم روز علاقه دارم اما گاهی ناامید می شوم. ضمنا به علوم دینی نیز علاقه دارم ولی نمی دانم تا چه حد لازم است آنها را فرا بگیرم؟ فکر می کنم حافظه ام ضعیف شده آیا در اثر همان نشستن های طولانی در دستشویی می شود هوش و حافظه من کم شده باشد اصلا ممکن است هوش کسی در اثر دلایلی کم شود؟ من خیلی ناراحت هستم می ترسم از دانشگاه اخراج شوم لطفا مرا راهنمایی کنید خودم فکر می کنم دوای درد من حفظ قرآن است قبلا مقداری حفظ بوده ام.
غریزه جنسی من فوران کرده است. عجیب هم فوران کرده. راهی هم برای ارضای آن به طریق مشروع ندارم. چون شغلی ندارم، به سربازی هم نرفته ام و سرمایه ای جز خودم ندارم (هم اکنون مشغول تحصیل هستم). پس ببخشید کدام مغز خر خورده ای دخترش را به من می دهد (علاوه بر اینکه گرفتن همسر تنها به دلیل جنسی نیز درست نمی باشد). صیغه هم که اسمش حلال است و در اصل یک فحشای مشروع در جامعه ما به حساب می آید (که البته در جامعه فعلی ما، با تفکرات حاکم بر آن به این شکل در آمده است). در قرن حاضر و با توجه به محرکات جنسی فراوان در جامعه، از فیلم های مستهجن گرفته تا انواع و اقسام محرکات جنسی موجود در اینترنت و ماهواره ها و دخترانی که با وضع زننده و تحریک آمیزی در جامعه حاضر می شوند (که هر بیننده ای را به این فکر می اندازد که این دختران خواهان برقراری ارتباط جنسی هستند)، شما بگویید یک جوان 22 ساله که در اوج دوران شهوت به سر می برد چه باید بکند؟ می دانم جواب شما چیست: می گویید پسرم توجه خود را به چیزهای دیگر مشغول کن، درست را بخوان، ورزش کن، از خداوند طلب کمک کن، دعا کن، تنها نباش تا فکرهای بد به ذهنت خطور نکند، خداوند به تو اراده داده است، توکل کن و ... تا شرایط برای ازدواجت مهیا شود و سپس خود را از آن طریق ارضا کن و اگر هم نشد، عفت و پاکدامنی را پیشه کن. بی شک جوابتان همین خواهد بود (جوابی کلیشه ای و تکراری). همانطور که می دانید نیاز جنسی از نیازهای فیزیولوژیک می باشد مانند نیاز به آب، نیاز به غذا و ... وقتی شما تشنه هستید باید آب یا یک نوشیدنی بیاشامید، نه اینکه مثلا نمک بخورید (چون تشنگی را افزایش می دهد). پس وقتی شما نیاز جنسی دارید باید آن را رفع کنید (شما می گویید با ازدواج، من هم با شما هم عقیده هستم. ولی وقتی شرایط ازدواج فراهم نشود چه باید کرد؟) هر وقت که با دوستان مجرد صحبت می کنیم بحث به طریقی به مسائل جنسی کشیده می شود. می دانید چرا؟ چون نیازی است که رفع نشده و صحبت کردن درباره آن کمی تسلی بخش است. دولت را نیز باید مقصر دانست زیرا شرایط مناسبی را برای ازدواج و کار جوانان، برای خرید مسکن و ... فراهم نکرده است. (با اینکه کلیشه ای و تکراری است ولی عین حقیقت است.) علاوه بر آن در اغلب شهرهای کشور نیز امکانات تفریحی و ورزشی و ... نیز برای جوانان فراهم نشده است که جوانان خود را با آنها سرگرم کنند ولی به یاد داشته باشید که جایگزینی «آلترناتیو» هم حدی دارد. این میل باید ارضا شود (حال خوب است هر چند ماه یک بار در خواب ارضا می شویم که البته لذتی ندارد و دردسر آن بیشتراست ولی باز تعادل روانی بهتری پیدا می کنیم). در ضمن خانواده ها نیز بسیار سختگیر شده اند و به جوانی که با ایمان و خوش اخلاق است ولی سرمایه ای ندارد دختر نمی دهند (حدیث داریم که به این افراد همسر بدهید) و همچنین درخواست مراسم های اعیانی و گرفتن مهریه های آن چنانی نیز عاملی شده است که جنس مذکر رغبتی به پیوند با جنس مونث نداشته باشد و عطای آن را به لقایش بخشیده باشد. در ضمن ما در برابر تبلیغات وسیع غربی ها در زمینه های جنسی چه کرده ایم؟ شما در اینترنت سری به سایت های شطرنجی یا همان مستهجن زده اید؟ می دانید چند میلیون از این سایت ها وجود دارد و هر ثانیه نیز بر تعداد آنها افزوده می شود. ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ به خیال خودمان آنها را فیلتر کرده ایم، در حالیکه کسی که آشنایی بسیار کمی با اینترنت و کامپیوتر داشته باشد می تواند به راحتی از این فیلترها عبور کند و در برابر حملات جنسی این سایت ها قرار گیرد. واقعا ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ نه شما بگویید ... (حتما می گویید شما اراده دارید، خوب به این سایت ها نروید ولی این جواب معقولی نیست.) ما فقط می گوییم به خدا توکل کن همه چیز درست می شود. درست است سر بند همه امور به دست اوست ولی ما نیز باید کاری کنیم، یعنی آموزه های دینی ما اینگونه می گویند نه اینکه بنشینیم و بگوییم خدا با ماست. البته غربی ها صاحب تکنولوژی هستند و به ما امکانات می دهند پس بر ما سوار می شوند و افکار جوانان ما را نیز هدایت می کنند. (ما باید به عنوان یک مسلمان شیعه جلوی آنها را بگیریم وگرنه اوضاع بدی در پیش روی ماست.) جالب اینکه اغلب تبلیغات و آموزش های غربی ها رایگان است ولی در کشور ما اینگونه نیست. (خود من در تابستان گذشته در کلاس های تجوید پیشرفته قرآن ثبت نام کردم در حالیکه 5000 تومان برای یکماه از من هزینه دریافت کردند.) از بحث اصلی دور شدیم. صحبت بر سر غرایز جنسی بود. حال شما ببینید اگر این نیاز برطرف نشود چه عواقبی دارد. (هم برای فرد و هم برای اجتماع): 1. تجاوزات جنسی که هر روزه اتفاق می افتد (برخی در رسانه ها انعکاس می یابد، ولی بیشتر آنها برای حفظ آبرو خاموش می ماند.) 2. مشغول بودن فکر در این باره و در نتیجه نداشتن تمرکز در کارها (درس خواندن، کار کردن و ... ) 3. قتل هایی که به خاطر مسائل جنسی به وقوع می پیوندد. 4. دیدن فیلم ها و عکس های مستهجن برای ارضای خود که تعادل روانی فرد را به تدریج به هم می زند. 5. جهان را به صورت جنسی دیدن و توهماتی از این قبیل که فرد را از دنیای واقع به دنیای خیال انگیز و بیهوده خود می برد. 6. فرد دچار حالات هیجانی از قبیل: خشم، افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، غم مرضی و ... می شود.(برای مثال چون فرد نتوانسته است خود را ارضا کند و در رسیدن به هدف خود ناکام مانده است حالت پرخاشگری به او دست می دهد.) 7. ورود افکار جنسی و شهوتی به ذهن و ساختن داستان های خیالی در مورد اهداف جنسی خویش، که زمینه را برای جرایم جنسی آماده می کند و بسیار خطرناک است. 8. تجاوز به همجنس یا ارضای خود به وسیله همجنس که گناهی بس بزرگ است. 9. زنا. 10. استمنا. 11. و ... تمام این موارد هم عواقب فردی دارند و هم عواقب اجتماعی، که عواقب اجتماعی آن بسی بیشتر از عواقب فردی آن است. (مجال بحث در اینجا نیست.) این را هم به یاد داشته باشید که این عواقب و نتایج در نتیجه عدم ارضای جنسی به وجود می آید. حال شما بگویید با توجه به این عواقب و گفته های بالا چه باید کرد؟ وقتی جوانی می بیند راهی برای ارضای مشروع نیست دست به انتخاب می زند که چگونه خود را ارضا کند و آبی بر آتش شهوت خود بریزد؟(استمنا کند، تجاوز به عنف کند، لواط کند، با دختری طرح دوستی ریخته و با او زنا کند و ...) خواهش می کنم این پرسش مرا به طور معقول و منطقی پاسخ دهید. (در صورت پاسخ ندادن، به رسالت خود که پاسخگویی است عمل نکرده اید.)
من دختری بیست ساله هستم از خانواده ای بسیار مذهبی و فرهنگی پدرم استاد دانشگاه هستند و به طبع در این خانواده من هم آدمی مذهبی هستم. مدتی است در یک سایت کتاب خوانی عضو بودم در این سایت افراد راجع به کتاب های مختلف بحث و تبادل نظر می کردند. مدتی پیش با پسری 21 ساله بحث هایی راجع به اسلام، تقلید در اسلام، فقه در اسلام، نقش عقل و فلسفه و از این دست مسائل را شروع کردیم. البته به صورت ایمیل. و شروع به خواندن یکی از کتاب های آقای نصر کرده بودیم و راجع به آن با هم بحث می کردیم و هیچ گونه مسائل خارج از موضوع مطرح نمی شد تا اینکه ایشان در کمال ناباوری من و البته با ادب کامل از من خواستند خوب فکر کنم و با خانواده مشورت کنم تا زمینه اشنایی بیشتر برای ازدواج فراهم شود ولی من نمی دانم باید چه کنم و فکر نمی کنم از طرف خوانواده پذیرش این موضوع وجود داشته باشد. به همین دلیل از شما می خواهم به من کمک کنید. قسمتی از نامه ایشان را در اینجا می گذارم تا شما بیشتر با ایشان آشنا شوید: ما به سببی با هم وارد بحثی شده ایم. و در این بحث ها به شناخت نسبی از هم رسیده ایم. شک نیست که این یک شناخت کاملا مجازی و ناقص است. اما با تمام این حرف ها با کلیت روند تفکر هم آشناییم. شما نحوه حرف زدن من و نوشتن من و نوع نگاهم را به جهان تا حدی می دانید. من می بینم که ما حرف هم را می فهمیم و می توانیم بی دغدغه ای با هم حرف بزنیم و از هم چیزی یاد بگیریم و در من به این سبب احساسی ایجاد شده. حالا می توانم چند حرکت انجام دهم. یکی اینکه به بحث ادامه دهم بی آنکه به آنچه در من رخ داده توجهی کنم. دوم اینکه به بهانه ای بحث را تمام کنم و خود را خلاص. سوم اینکه به خود توجه کنم اما به شما نگویم چه رخ داده و زیرکانه اطلاعات و شناخت بیشتری از شما بدست آورم. و چهارم اینکه نگذارم این احساس مرا طعمه ای کند به دست شیطان. و صاف و پوست کنده و صریح و بی شرم مطلب را به خود شما بگویم. من صواب ترین راه را به گمان خود انتخاب کردم. مگر احساس چگونه به وجود می آید و مگر انتخاب ها چگونه رخ می دهد؟ یا پیشنهاد می شود از سوی دوستی و یا خانواده وبررسی می شود. یا کسی کسی را می بیند و انتخابی می کند و یا حالات دیگری. من گمان نمی کنم که در انتخاب اولیه هر کدام از شیوه های دیگر آشنایی دو طرف از هم اطلاع بیشتری داشته باشند. آنها اول به هم پیشنهادی می دهند و سپس آن را اخلاقا بررسی می کنند. موضوع غامض و پیچیده این است که چنین آشنایی که ما دچار آن شده ایم مرسوم و معمول نیست. اما آیا سبب این می شود که بگوییم خطا آمیز است؟ سوم اینکه من به محض درک چنین حالتی (البته این به معنای شتابزدگی نیست بلکه من بسیار به آن فکر کردم) آن کار را که اخلاقی تر بود انجام دادم. حال می توان چند کار کرد. یکی اینکه به هر سبب شما با این مسأله کنار نیایید و بگویید که از همین جا حرف ما با هم تمام است. دوم اینکه اگر خانواده قابلیت درک این موضوع را دارد در زیر حصار خانواده این موضوع مطرح شود و ما وضعیت خود را نسبت به هم مشخص کنیم. سوم اینکه ما ملاقاتی با هم داشته باشیم و مسائل کلی را پیش خود حل و فصل کنیم و و سپس اگر به نتیجه ای رسیدیم به طریقی و راهی آن را هر چه سریعتر به عرصه خانواده منتقل کنیم. خوب من سعی کردم با مؤدبانه ترین و عاقلانه ترین و اخلاقی ترین وجه ممکن مسأله ای ساده را تشریح کنم. امیدوارم شما این را دلیلی بر بی عقلی، بی شرمی و بی اخلاقی من تلقی نکنید. می دانم مسأله بزرگی است و تصمیم گیری مشکل. اما من آنچه شرح بلاغ بود با شما گفتم. خوب فکر کنید. با انسان معتمد و آگاهی مشورت کنید. به خدا توکل کنید و جواب مرا بدهید. مطمئن باشید که من هر گونه برخوردی از سوی شما را بهترین تصمیمی می دانم که اتخاذ کرده اید.
پاسخ های شما عزیران در رابطه با مشکل لکنت در تکبیره الاحرام را مطالعه کردم و سعی نمودم تا حدودی آنها را رعایت کنم. مثلا حساسیت نداشته باشم، حرکات اضافی نکنم، از مطرح کردن آن با دیگران خجالت نکشم ... ولی اکنون حدود سه سال است که از رسیدن نامه شما به دست من گذشته است و من هنوز این مشکل را به طور کامل حل نکرده ام و از این بابت ناراحتم و خیلی دوست دارم که بدون لکنت در تکبیره الاحرام نماز بخوانم و لذت ببرم و نمازم مطابق با معیارهای نماز اولیاء خدا خوانده شود. می گویند شخصی به نزد یکی از مراجع تقلید رفت و گفت که من نمی توانم نیت بکنم برای نماز، (به نظر می رسد نیت کردن از تکبیره الاحرام باشد) آن مرجع به او گفت که شما بدون نیت نماز بخوان و آن شخص با همین توصیه مشکلش حل شد به طوری که خیلی طبیعی نیت می کرد و نمازش را می خواند. حال سؤالم این است که آیا ممکن است که من هم بتوانم تا وقتی که به حالت عادی و طبیعی برسم و دیگر هیچ ترس و اضطرابی نداشته باشم تکبیره الاحرام را با اشاره دست و یا عبور دادنش از قلب بجا بیاورم بالاخره روح نماز همین توجه قلبی است و الفاظ ذکر لفظی در صورتی ارزش دارد که توأم با توجه و ذکر قلبی باشد نه این که مانع بشوند که ما ذکر قلبی را از دست بدهیم و نمازمان کالبد بدون روح شود. اینجانب به جهت این مشکل در فشار قرار دارم و احساس حقارت می کنم و روحیه ام ضعیف شده است و اعتماد به نفس ام کاهش یافته است در نماز جماعت از بغل دستی و اطرافیان خود خجالت می کشم که چرا چنین مشکلی دارم خلاصه یکی از چالش های مهم زندگی من که انرژی و توان ذهنی عمده ای را از من می گیرد شده است در صورتی که من باید توانایی های با ارزش خود را صرف مسایل مهم و با اهمیت کنم حال شما را به خدا اگر می شود که من تا وقتی که اضطرابم رفع شود ذکر تکبیره الاحرام را با زبان نگویم تا به حالت عادی برسم و این اجازه را دارم به من اطلاع بدهید. (مطالب تکمیلی) شما گفته بودید که هر طور می توانی تکبیر بگو من می گویم که اصلا موقع تکبیره الاحرام زبان من قفل می شود و من با فشار و سختی و لکنت و بدون حضور قلب از روی ناچاری که چون رکن نماز است و حتما باید گفته شود تکبیر می گویم. در واقع اگر بخواهم هر طوری که می توانم تکبیر بگویم باید با اشاره یا عبور دادن از دل بخوانم چون از طریق زبان برایم مشکل آفرین است. من فکر می کنم دقیقا مشکل همان شخصی را دارم که نمی توانست نیت کند و همین که به او گفتند بدون نیت نماز بخوان مشکل اش حل شد من فکر می کنم اگر لازم نباشد که حتما با زبان تکبیره الاحرام بگویم تا اضطرابم رفع شود (خیلی سریع)

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed