جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من به عنوان یک دانشجوی جوان شیعه ایرانی از شما به عنوان یک روحانی شیعه سؤال دارم و می خواهم پاسخ من را بدهید. شما می گویید روابط بین دختر و پسر غلط است. حتی بعضی از روحانیون از دانشگاه های مختلط هم ایراد می گیرند. من قرآن، احادیث و روایاتی خوانده ام و مدتی در این زمینه تحقیق کرده ام. شیعه همیشه افتخارش تحلیل دین با عقل بوده. (من کنت مولاه فعلی مولاه)، تفکر در سخنان پیامبران و ائمه(ع)، فرق ما با اهل تسنن این است که شیعه شدیم. به حضرت علی(ع) گفتند کسی دچار یک نوع انحراف جنسی شده. حضرت علی(ع) به سراغش رفت و چنان به پشت دستش زد که دست آن فرد زخمی شد و همان موقع زنی را به عقد آن فرد در آورد. (البته بین ازدواج موقت و ازدواج دائم شک است. ولی این روایت سهولت ازدواج در آن زمان را می رساند.) حالا سؤال من از شما این است: اگر حضرت علی(ع) در این زمان و در ایران بود چه می کرد؟ همان کار؟ کاری که شما می گویید؟ یا کار دیگری؟ آیا شما حاضری دخترت را به ازدواج موقت و یا حتی ازدواج دائم با پسری که نه سربازی رفته نه کار داره و نه ... در آوری؟! الان جوی در جامعه به وجود آمده که مردم ازدواج موقت را از زنا هم بدتر می دانند. اشتباه نکنید من خواهان روابط آزاد و بی حجابی نیستم. همه اینها اشتباه است. من آیات قرآن در زمینه عدم شرایط ازدواج و اینکه باید صبر و تحمل کرد را خوانده ام ولی هر چه فکر کردم جوانان ایران را مشمول این آیه ندیدم. ما پسر مجرد کم داریم یا دختر مجرد؟ شما می گویید: جوان باید زودتر ازدواج کند. این فقط یک حرف است واقعیت چیز دیگریست. واقعیت این است که اگر می توانید کار و مسکن برای جوانان ایجاد کنید تا این حرف عملی شود. وگرنه این خود جوان است که باید دختری مطابق با شرایطش پیدا کند. من به عنوان یک جوان چگونه یک دختر را بشناسم تا با شناخت با او ازدواج کنم؟ شما می گویید: از طریق خانواده و یا آشنایان، زن همسایه و یا غیره و ذالک. همیشه من باید نفر دومی باشم که پسند می کنم. چرا شما نمی گویید مختلط بودن دانشگاه باعث ازدواج با شناخت جوانان شده و طبق آماری که خودتان ارائه دادید کمترین آمار طلاق از همین ازدواج های دانشجوییست. که این مختلط بودن دانشگاه می تواند علاوه بر کسب علم یک فرصت برای ازدواج جوانان باشد. البته افراد بی جنبه و بد زیادن ولی نباید از مشکل فرار کرد بلکه باید با آن جنگید. ممکن است نظر من نوعی برای شما مهم نباشد ولی آن را می گویم: «به نظر من شما باید دانشگاه ها را مختلط کنید و یک واحد درسی هم برای شناخت روابط صحیح دختر و پسر اختصاص دهید و در آن عشق سالم و ... را آموزش دهید. اگر ما روابط دختر و پسر را غلط ندانیم و یک جوان مسلمان تربیت کنیم اولا می داند با چه کسی رابطه برقرار کند ثانیا حدود رابطه را هم حفظ می کند ثالثا ترس از دختر و یا پسر (که بین خیلی از جوانان رایج است) از بین می رود. رقابت درسی به وجود می آید. ازدواج آسانتر می شود و مهمتر از همه گرایش به دین نزد جوانان بیشتر می شود.» تمام اینها را گفتم که این را بگویم. حرف آخر: وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور کنن اول با کسانی میجنگن که آبروی اسلام و شیعه رو بردن که در روایات اومده خیلی از روحانیون بعد از ظهور، حضرت مهدی(عج) را تکذیب می کنند و طرفداران اصلی حضرت مهدی(عج) جوانانند. البته روحانیون انسان های خوبی هستن و شاید در بعضی کهولت سن باعث شده نیازهای جوانیشان را فراموش کنند. نیاز جوانی فقط شهوت نیست!
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:15 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 13813
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
دانشجوی گرامی دغدغه ها و تلاش های علمی شما پیرامون یکی از ضروری ترین نیازهای جامعه یعنی ازدواج جوانان , قابل تقدیر و ستایش می باشد . در لزوم و ضرورت ازدواج برای نسل حاضر و رفع موانع متعددی که در این زمینه وجود دارد شکی نیست . آنچه که هم اکنون مورد دغدغه مجموعه نظام اسلامی و دلسوزان است ؛ تحقق زمینه ها و شرایط مساعد برای ازدواج و کاهش موانع است ؛ نیم نگاهی به برنامه های گسترده و همه جانبه دولت خدمتگذار چه در زمینه اشتغال , و چه در زمینه تأمین مسکن ارزان قیمت و تسهیلات بانکی و ...، همه بیانگر جدیت و عزم راسخ نظام در این باره می باشد . البته یکی از مهمترین موانع موجود در زمینه ازدواج جوانان , مانع فرهنگی و ارزشهای غلطی است که هیچ گونه پشتوانه شرعی و منطقی نداشته و متاسفانه با تهاجم فرهنگی غرب و ارزشهای منحط و فاسد آن بر دامنه آن نیز افزوده شده است . از این رو در کنار فراهم نمودن شرایط و امکانات اقتصادی , اشتغال و ..., آسیب شناسی , اصلاح و ترویج فرهنگ و ارزشهای اصیل اسلامی و صحیح ملی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد . البته کار فرهنگی ,از یکسو فرایندی زمان بر است و از سوی دیگر نیازمند دقت , مهارت بوده و از پیچیدگی برخوردار می باشد . و چنانکه هر نوع اقدام فرهنگی بدون کارشناسی و توجه به سایر ابعاد و جوانب آن اتخاذ و اجرا گردد , به مراتب پیامدها و آثار مخربی را به دنبال خواهد داشت .
بررسی و نقد موضوعات مختلفی که در پرسش مطرح نمودید از ظرفیت یک نامه خارج است اما در عین حال به صورت مختصر مطالبی پیرامون بحث اختلاط در دانشگاه که آن را به عنوان راهکاری برای حل مشکل ازدواج جوانان و ارتقای سطح تحصیلی و... ، برشمردید , بیان می نمائیم :
یکم . اسلام توصیه مى‏کند که روابط اجتماعى زنان و مردان نامحرم همواره در حداقل مقدار ممکن باشد و به موارد ضرورت محدود گردد. چنانکه حضرت زهرا( سلام الله علیها ) می فرماید: «بهترین حالات برای زنان آن است که نه آنها مردی را ببیند و نه مردی آنها را ببیند » (حر عاملی، وسائل‎الشیعه، ج 14، ص 43.) یا هنگام تقسیم کار توسط پیامبر(ص) بین او و امام علی (ع) فرمود: « خدا می داند که چقدر من خوشحال شدم از اینکه کار منزل به من سپرده شد و از رفتن به بیرون منزل و تماس با نامحرم معاف شدم.» و صدها آموزه دینی دیگر . بنا بر این اسلام جامعه دینى را جامعه ای غیرمختلط معرفى مى‏کند؛ چرا که عدم اختلاط زن و مرد زمینه‏هاى انحرافات اخلاقى جامعه را کاهش مى‏دهد و کام‏جویى‏هاى جنسى را به خانواده محدود کرده و موجب استحکام و پایدارى خانواده مى‏گردد. مسئله عدم ارتباط زنان و مردان در دوران جوانى و اوج کشش‏هاى جنسى، از حساسیت و اهمیت بیشترى برخوردار است و طبیعى است هنگامى‏که دختران و پسران جوان در مدت طولانى در کنار یکدیگر در یک محیط آموزشى قرار داشته باشند، زمینه‏هاى تحریک جنسى و آلودگى‏هاى اخلاقى فراهم مى‏گردد و این مسائل، طبعاً، توجه جوانان را از جدیت کافى در تحصیل و تحقیق بازمى‏دارد و موجب استهلاک قواى آنان مى‏گردد و راندمان علمى آنان را کاهش خواهد داد. تجربه برخى از کشورهاى غربى در جداسازى دانش‏آموزان و دانشجویان دختر و پسر در برخى مراکز آموزشى نشان داده است که راندمان آموزشى در مراکز غیرمختلط بیش از مراکز مختلط است. وبرخی کشورها مانند آمریکا که با اعتراف به مشکلات سیستم مختلط آموزش , مدارس غیر مختلط را تجربه می کنند.
دوم . کشش و جاذبه جنسى میان زن و مرد، جذابیت‏هاى زنان براى مردان و میل زنان به خودآرایى در برابر مردان، امورى نیستند که با افزایش تحصیلات افراد و اضافه نمودن چند واحد درسی کاهش یابند. به عبارت دیگر، تحصیلات و ارتقاى فرهنگى افراد نمى‏تواند مانع تمایلات و تحریکات جنسى میان دو جنس گردد. آنچه مى‏تواند مانعى مستحکم در برابر هجوم کشش‏هاى جنسى زنان و مردان نامحرم باشد، تقواى الاهى و تأمین غریزه جنسى از مجراى ازدواج صحیح و قانونى است. بنابراین نمى‏توان گفت چون دانشجویان عاقل و بالغ هستند، مى‏توان عوارض جنسى اختلاط را با آموزش‏هاى لازم کنترل نمود. پیشنهاد شما برای « اختصاص یک واحد درسی برای شناخت روابط صحیح دختر و پسر و عشق سالم و ... » در جای ارزشمند می باشد . هرچند آموزش شناخت روابط صحیح لزوماً به معنای ضرورت اختلاط در دانشگاه نیست بلکه در تمامی محیط ها از خانه گرفته تا دانشگاه ، محل کار ، و ... شناخت اصول روابط صحیح و کاربرد آن ضرورت دارد.
سوم . واقعیت این است که اغلب دانشگاه های کشور مختلط هستند؛ اختلاط در تمام وجوه دانشگاه از بوفه های دانشکده ها گرفته تا برخی اردوهای دانشجویی، به چشم می خورد. آیا این موضوع توانسته در رفع مشکل ازدواج جوانان و ارتقای سطح تحصیلی و غیره , موثر باشد ؟ متاسفانه نگاهی واقع بینانه حاکی از این حقیقت است که اختلاط آسیب های متعددی را بر دانشجویان دختر و پسر و سلامت روحی ، فکری و اخلاقی آنان تحمیل نموده است. چنانکه در جوامع لیبرالیستی غرب، علی رغم آزادی روابط و با وجود اختلاط دختر و پسر از کودکی تا سن پیری و عدم مانعی از ارتباط جنسی به طرق مختلف، همواره و همه روزه شاهد افزایش تجاوزات و انحرافات جنسی هستیم، رمز این حقیقت در این نکته نهفته است که عظمت جنسی و روحی انسان مثل میل به مال و مقام، سیری ناپذیر است بلکه با توجه و بها دادن، قوی تر و وحشی تر می شود. و نه تنها به سوی عشق سالم ، ازدواج و تشکیل خانواده کشیده نمی شوند , بلکه شاهد تنوع طلبی جنسی , نپذیرفتن مسئولیت زن و فرزند و فروپاشی کانون خانوده می باشیم .
چهارم . اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا شناخت بهتر جوانان از یکدیگر تنها از راه اختلاط دختر و پسر در دانشگاه و یا توسط خانوده ها امکان پذیر است و نمی توان راهکاری که هم موجبات شناخت کامل تر شده و هم عواقب نامطلوب اختلاط را به دنبال نداشته باشد ، پیدا نمود ؟ آیا در مجامع غیر دانشگاهی مثل حوزه های علمیه ، و سایر طبقات جامعه که روابط دختر و پسر مختلط نیست ، ازدواج ها به دون شناخت کامل انجام می شود یا عشق سالم و استحکام خانوادگی در چنین خانواده هایی وجود ندارد ؟! بهتر است با دقت بیشتری به همه ابعاد موضوع توجه نماییم .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:15 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام.بنده این مرحله دانشحویی رو سپری کردم و ازمشکلات دوستانخود و همکلاسیان و بقیه افراد در دانشگاه تا حدودی باخبرم اولا اکثر افراد پسر سربازی نرفته و یا بیکارند و واقعا حتی اگر علاقه ای به ازدواج دارند شرایط مطلوب ازدواج را ندارند و فقط متاسفانه با دختر خانمها گپ میزنن البته خانمی که اجازه گپ زدن رو بده نا گفته نماند دخترای خوبم کم نیستند دومابیشتر آنها یه جورایی وابسته به خانواده بوده و توانایی تشکیل خانواده رو در هود نمیبینند جوری که اکنون خیلی از دخترها از ازدواج دانشحویی ناامید شده بعضی مراحل ارشدم مجرد مانده علی رقم حجب و حیایی که دارن چه دخترهایی که مذهبی باشن چه غیر مذهبی پس اختلاط دانشگاه معیار مناسبی نیست برای انتخاب همسر چون خیلی از آقایون مدتها بعد از فارغ التحصیلی و استخدامی و اشتغال تازه واقعا به فکر ازدواج میوفتن دیگر ار قرار باشد کسی رو انتخاب کنند یا فامیل است یا هم محله ای یا آشنا معرفی نموده یا نهایتا همکار پس اختلاط دانشگاه ها بیشتر از نفعش با توجه به مشکلاتی که داشته ضررش بیشتر بوده امیدوارم روزی دانشگاها کاملا مجزا شوند دخترا با دخترا پسرا با پسرا یادش به خیر دوران کودکی مت پسری مجرد سی ساله هستم
adelrs در تاریخ 30 مرداد ماه سال 1395 در ساعت 03:43 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
غریزه جنسی من فوران کرده است. عجیب هم فوران کرده. راهی هم برای ارضای آن به طریق مشروع ندارم. چون شغلی ندارم، به سربازی هم نرفته ام و سرمایه ای جز خودم ندارم (هم اکنون مشغول تحصیل هستم). پس ببخشید کدام مغز خر خورده ای دخترش را به من می دهد (علاوه بر اینکه گرفتن همسر تنها به دلیل جنسی نیز درست نمی باشد). صیغه هم که اسمش حلال است و در اصل یک فحشای مشروع در جامعه ما به حساب می آید (که البته در جامعه فعلی ما، با تفکرات حاکم بر آن به این شکل در آمده است). در قرن حاضر و با توجه به محرکات جنسی فراوان در جامعه، از فیلم های مستهجن گرفته تا انواع و اقسام محرکات جنسی موجود در اینترنت و ماهواره ها و دخترانی که با وضع زننده و تحریک آمیزی در جامعه حاضر می شوند (که هر بیننده ای را به این فکر می اندازد که این دختران خواهان برقراری ارتباط جنسی هستند)، شما بگویید یک جوان 22 ساله که در اوج دوران شهوت به سر می برد چه باید بکند؟ می دانم جواب شما چیست: می گویید پسرم توجه خود را به چیزهای دیگر مشغول کن، درست را بخوان، ورزش کن، از خداوند طلب کمک کن، دعا کن، تنها نباش تا فکرهای بد به ذهنت خطور نکند، خداوند به تو اراده داده است، توکل کن و ... تا شرایط برای ازدواجت مهیا شود و سپس خود را از آن طریق ارضا کن و اگر هم نشد، عفت و پاکدامنی را پیشه کن. بی شک جوابتان همین خواهد بود (جوابی کلیشه ای و تکراری). همانطور که می دانید نیاز جنسی از نیازهای فیزیولوژیک می باشد مانند نیاز به آب، نیاز به غذا و ... وقتی شما تشنه هستید باید آب یا یک نوشیدنی بیاشامید، نه اینکه مثلا نمک بخورید (چون تشنگی را افزایش می دهد). پس وقتی شما نیاز جنسی دارید باید آن را رفع کنید (شما می گویید با ازدواج، من هم با شما هم عقیده هستم. ولی وقتی شرایط ازدواج فراهم نشود چه باید کرد؟) هر وقت که با دوستان مجرد صحبت می کنیم بحث به طریقی به مسائل جنسی کشیده می شود. می دانید چرا؟ چون نیازی است که رفع نشده و صحبت کردن درباره آن کمی تسلی بخش است. دولت را نیز باید مقصر دانست زیرا شرایط مناسبی را برای ازدواج و کار جوانان، برای خرید مسکن و ... فراهم نکرده است. (با اینکه کلیشه ای و تکراری است ولی عین حقیقت است.) علاوه بر آن در اغلب شهرهای کشور نیز امکانات تفریحی و ورزشی و ... نیز برای جوانان فراهم نشده است که جوانان خود را با آنها سرگرم کنند ولی به یاد داشته باشید که جایگزینی «آلترناتیو» هم حدی دارد. این میل باید ارضا شود (حال خوب است هر چند ماه یک بار در خواب ارضا می شویم که البته لذتی ندارد و دردسر آن بیشتراست ولی باز تعادل روانی بهتری پیدا می کنیم). در ضمن خانواده ها نیز بسیار سختگیر شده اند و به جوانی که با ایمان و خوش اخلاق است ولی سرمایه ای ندارد دختر نمی دهند (حدیث داریم که به این افراد همسر بدهید) و همچنین درخواست مراسم های اعیانی و گرفتن مهریه های آن چنانی نیز عاملی شده است که جنس مذکر رغبتی به پیوند با جنس مونث نداشته باشد و عطای آن را به لقایش بخشیده باشد. در ضمن ما در برابر تبلیغات وسیع غربی ها در زمینه های جنسی چه کرده ایم؟ شما در اینترنت سری به سایت های شطرنجی یا همان مستهجن زده اید؟ می دانید چند میلیون از این سایت ها وجود دارد و هر ثانیه نیز بر تعداد آنها افزوده می شود. ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ به خیال خودمان آنها را فیلتر کرده ایم، در حالیکه کسی که آشنایی بسیار کمی با اینترنت و کامپیوتر داشته باشد می تواند به راحتی از این فیلترها عبور کند و در برابر حملات جنسی این سایت ها قرار گیرد. واقعا ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ نه شما بگویید ... (حتما می گویید شما اراده دارید، خوب به این سایت ها نروید ولی این جواب معقولی نیست.) ما فقط می گوییم به خدا توکل کن همه چیز درست می شود. درست است سر بند همه امور به دست اوست ولی ما نیز باید کاری کنیم، یعنی آموزه های دینی ما اینگونه می گویند نه اینکه بنشینیم و بگوییم خدا با ماست. البته غربی ها صاحب تکنولوژی هستند و به ما امکانات می دهند پس بر ما سوار می شوند و افکار جوانان ما را نیز هدایت می کنند. (ما باید به عنوان یک مسلمان شیعه جلوی آنها را بگیریم وگرنه اوضاع بدی در پیش روی ماست.) جالب اینکه اغلب تبلیغات و آموزش های غربی ها رایگان است ولی در کشور ما اینگونه نیست. (خود من در تابستان گذشته در کلاس های تجوید پیشرفته قرآن ثبت نام کردم در حالیکه 5000 تومان برای یکماه از من هزینه دریافت کردند.) از بحث اصلی دور شدیم. صحبت بر سر غرایز جنسی بود. حال شما ببینید اگر این نیاز برطرف نشود چه عواقبی دارد. (هم برای فرد و هم برای اجتماع): 1. تجاوزات جنسی که هر روزه اتفاق می افتد (برخی در رسانه ها انعکاس می یابد، ولی بیشتر آنها برای حفظ آبرو خاموش می ماند.) 2. مشغول بودن فکر در این باره و در نتیجه نداشتن تمرکز در کارها (درس خواندن، کار کردن و ... ) 3. قتل هایی که به خاطر مسائل جنسی به وقوع می پیوندد. 4. دیدن فیلم ها و عکس های مستهجن برای ارضای خود که تعادل روانی فرد را به تدریج به هم می زند. 5. جهان را به صورت جنسی دیدن و توهماتی از این قبیل که فرد را از دنیای واقع به دنیای خیال انگیز و بیهوده خود می برد. 6. فرد دچار حالات هیجانی از قبیل: خشم، افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، غم مرضی و ... می شود.(برای مثال چون فرد نتوانسته است خود را ارضا کند و در رسیدن به هدف خود ناکام مانده است حالت پرخاشگری به او دست می دهد.) 7. ورود افکار جنسی و شهوتی به ذهن و ساختن داستان های خیالی در مورد اهداف جنسی خویش، که زمینه را برای جرایم جنسی آماده می کند و بسیار خطرناک است. 8. تجاوز به همجنس یا ارضای خود به وسیله همجنس که گناهی بس بزرگ است. 9. زنا. 10. استمنا. 11. و ... تمام این موارد هم عواقب فردی دارند و هم عواقب اجتماعی، که عواقب اجتماعی آن بسی بیشتر از عواقب فردی آن است. (مجال بحث در اینجا نیست.) این را هم به یاد داشته باشید که این عواقب و نتایج در نتیجه عدم ارضای جنسی به وجود می آید. حال شما بگویید با توجه به این عواقب و گفته های بالا چه باید کرد؟ وقتی جوانی می بیند راهی برای ارضای مشروع نیست دست به انتخاب می زند که چگونه خود را ارضا کند و آبی بر آتش شهوت خود بریزد؟(استمنا کند، تجاوز به عنف کند، لواط کند، با دختری طرح دوستی ریخته و با او زنا کند و ...) خواهش می کنم این پرسش مرا به طور معقول و منطقی پاسخ دهید. (در صورت پاسخ ندادن، به رسالت خود که پاسخگویی است عمل نکرده اید.)
من دختری بیست ساله هستم از خانواده ای بسیار مذهبی و فرهنگی پدرم استاد دانشگاه هستند و به طبع در این خانواده من هم آدمی مذهبی هستم. مدتی است در یک سایت کتاب خوانی عضو بودم در این سایت افراد راجع به کتاب های مختلف بحث و تبادل نظر می کردند. مدتی پیش با پسری 21 ساله بحث هایی راجع به اسلام، تقلید در اسلام، فقه در اسلام، نقش عقل و فلسفه و از این دست مسائل را شروع کردیم. البته به صورت ایمیل. و شروع به خواندن یکی از کتاب های آقای نصر کرده بودیم و راجع به آن با هم بحث می کردیم و هیچ گونه مسائل خارج از موضوع مطرح نمی شد تا اینکه ایشان در کمال ناباوری من و البته با ادب کامل از من خواستند خوب فکر کنم و با خانواده مشورت کنم تا زمینه اشنایی بیشتر برای ازدواج فراهم شود ولی من نمی دانم باید چه کنم و فکر نمی کنم از طرف خوانواده پذیرش این موضوع وجود داشته باشد. به همین دلیل از شما می خواهم به من کمک کنید. قسمتی از نامه ایشان را در اینجا می گذارم تا شما بیشتر با ایشان آشنا شوید: ما به سببی با هم وارد بحثی شده ایم. و در این بحث ها به شناخت نسبی از هم رسیده ایم. شک نیست که این یک شناخت کاملا مجازی و ناقص است. اما با تمام این حرف ها با کلیت روند تفکر هم آشناییم. شما نحوه حرف زدن من و نوشتن من و نوع نگاهم را به جهان تا حدی می دانید. من می بینم که ما حرف هم را می فهمیم و می توانیم بی دغدغه ای با هم حرف بزنیم و از هم چیزی یاد بگیریم و در من به این سبب احساسی ایجاد شده. حالا می توانم چند حرکت انجام دهم. یکی اینکه به بحث ادامه دهم بی آنکه به آنچه در من رخ داده توجهی کنم. دوم اینکه به بهانه ای بحث را تمام کنم و خود را خلاص. سوم اینکه به خود توجه کنم اما به شما نگویم چه رخ داده و زیرکانه اطلاعات و شناخت بیشتری از شما بدست آورم. و چهارم اینکه نگذارم این احساس مرا طعمه ای کند به دست شیطان. و صاف و پوست کنده و صریح و بی شرم مطلب را به خود شما بگویم. من صواب ترین راه را به گمان خود انتخاب کردم. مگر احساس چگونه به وجود می آید و مگر انتخاب ها چگونه رخ می دهد؟ یا پیشنهاد می شود از سوی دوستی و یا خانواده وبررسی می شود. یا کسی کسی را می بیند و انتخابی می کند و یا حالات دیگری. من گمان نمی کنم که در انتخاب اولیه هر کدام از شیوه های دیگر آشنایی دو طرف از هم اطلاع بیشتری داشته باشند. آنها اول به هم پیشنهادی می دهند و سپس آن را اخلاقا بررسی می کنند. موضوع غامض و پیچیده این است که چنین آشنایی که ما دچار آن شده ایم مرسوم و معمول نیست. اما آیا سبب این می شود که بگوییم خطا آمیز است؟ سوم اینکه من به محض درک چنین حالتی (البته این به معنای شتابزدگی نیست بلکه من بسیار به آن فکر کردم) آن کار را که اخلاقی تر بود انجام دادم. حال می توان چند کار کرد. یکی اینکه به هر سبب شما با این مسأله کنار نیایید و بگویید که از همین جا حرف ما با هم تمام است. دوم اینکه اگر خانواده قابلیت درک این موضوع را دارد در زیر حصار خانواده این موضوع مطرح شود و ما وضعیت خود را نسبت به هم مشخص کنیم. سوم اینکه ما ملاقاتی با هم داشته باشیم و مسائل کلی را پیش خود حل و فصل کنیم و و سپس اگر به نتیجه ای رسیدیم به طریقی و راهی آن را هر چه سریعتر به عرصه خانواده منتقل کنیم. خوب من سعی کردم با مؤدبانه ترین و عاقلانه ترین و اخلاقی ترین وجه ممکن مسأله ای ساده را تشریح کنم. امیدوارم شما این را دلیلی بر بی عقلی، بی شرمی و بی اخلاقی من تلقی نکنید. می دانم مسأله بزرگی است و تصمیم گیری مشکل. اما من آنچه شرح بلاغ بود با شما گفتم. خوب فکر کنید. با انسان معتمد و آگاهی مشورت کنید. به خدا توکل کنید و جواب مرا بدهید. مطمئن باشید که من هر گونه برخوردی از سوی شما را بهترین تصمیمی می دانم که اتخاذ کرده اید.
سؤال من در رابطه با ازدواج موقت است. بالاخره خوب است یا بد؟ اگر خوب است چرا در مملکت ما از لحاظ عرفی آن قدر بد جا افتاده و من تا به این سن که رسیدم ندیدم هیچ روحانیی در این مورد حرفی بزنه و احکام دینو بگه. هر وقت هم که سال می پرسی آدمو می پیچونن و از جواب دادن طفره میرن. روایت است امام علی(ع) فرمود: «اگر عمر ازدواج موقت را حرام نمی کرد فقط بدبخت ترین مردم دست به زنا می زدند.» چرا در جامعه ما فقط ازدواج راه حل همه چیز است؟ شاید کسی نتواند یک زندگی را اداره کند! (چه مادی چه معنوی) ببخشید ولی اگر بد است مستقیم بگید بد است که سنی هام مارو سرزنش نکنن. فقط برای مایه دارا خوب است؟ یا شایدم علما جواب روشنی برای این مورد ندارند؟ سوره نساء، آیه 24 رو همه می شناسیم. این پاشیدگی خانواده نیست بلکه اهمیت دادن به خانواده است. اگر شما حرف از دین می زنید باید تمام آن را اجرا کنید نه گزیده ای حتی قطع انگشت دزدان، سنگسار و ... باید اجرا شود و اگر از تبلیغات بیگانه می ترسید و یا شرایط را در نظر می گیرد پس باید همه موارد را تحت تأثیر شرایط در نظر بگیرید! این سؤال من و جمعی دوستانم از شماست. لطفا پاسخ قانع کننده ای بدید. ما دوست داریم شما جوابمان را بدهید و ما را قانع کنید چون حقیقت برای ما مهم است نه چیز دیگری ولی اگر جوابی دور از عقل و عدالت باشد نه من بلکه هیچ جوانی را نمی تونید قانع کنید.
من دختر هستم با 22 سال سن که در یک خانواده معمولی زندگی می کنم از نظر مذهبی هم خدا را شکر که نماز و روزه و منکرات را رعایت می کنم درست یک سال پیش در محلی مشغول کارورزی بودم که یک نفر به من پیغامی داد که فلانی از شما خوشش آمده و می خواهد با شما صحبت کند من ابتدا شخص مورد نظر را ندیده بودم و نمی شناختم من ابتدا حاضر به صحبت کردن نبودم ولی اصرارهای دوست آن فرد باعث شد که راضی شوم تا با این شخص صحبت کنم این فرد حدود 30 سال داشت و لیسانس مدیریت داشت و اول من از ایشان خوشم نیامد ولی بعد از صحبت هایی تمام معیارهایی که من برای زندگی داشتم را داشت و کم کم ازش خوشم آمد تنها چیزی که ناراحتم می کنه این بود که می گفت اگه من و تو راضی باشیم هیچ کس نمی تونه مانع رسیدن ما بشه ولی به این حرفش پای بند نبود من به خاطر اون با پررویی کامل جلوی پدرم ایستادم. من از همون اول گفتم اول باید خانواده شما منو ببینند بعد با هم صحبت کنیم ولی اون می گفت وقتی من راضی باشم اونا هیچ چیز نمی گن. اون فرد واقعا می خواست ولی مادر ایشان مانع ازدواج ما شد برای خواستگاری هم آمدند و ما پذیرایی گرمی از آنها کردیم ولی مامانش از من خوشش نیامد از چهره اش معلوم بود وقتی من از اون پرسیدم که مادرت نظرش درباره من چی بود حرف رو عوض می کرد بعد از خواستگاری نیز دوست داشت با هم بیرون برویم ولی من دیگر نخواستم با اون بیرون بروم این موضوع باعث شد که من از اون وقت تا حالا که نزدیک یک سال و نیم است فراموشش نکنم ولی با این حال اون الان ازدواج کرده و هیچ کاری از دست من بر نمی آید فقط حلال نمی کنم کسی رو که مانع این کار شد این موضوع باعث شده که من به هیچ کس اعتماد نکنم چه زن چه مرد اصلا دوست ندارم با کسی حرف بزنم زمانی هم که موقعیت جدید ازدواج برام پیش می آید دلهره عجیبی دارم به همه پاسخ منفی می دهم چون از همه مردها بدم می آید حالا این موضوع برای من مشکل اساسی شده خیلی احساس تنهایی می کنم با خودم می گم من چه ایرادی داشتم که منو نپسندیدند منی که هر کسی می بینه خوشش میاد چرا با من این کار رو کردند از خدا می خوام همین بلا را سرشان بیاورد. از شما می خواهم به من کمک کنید که راه زندگیم را پیدا کنم. چون هیچ امیدی به زندگی ندارم. آینده در نظر من پوچه هر کس می پرسه چه آرزویی داری پاسخی برای آنها ندارم چون هیچ آرزویی ندارم؟
من دختر بیست و سه ساله مجرد هستم ... خیلی زود بلوغ شدم و مادرم متوجه این موضوع به خوبی نشدند ... مادرم فرهنگی بودند و مدت زیادی من همیشه با خواهرم کوچکم در خانه تنها بودیم ... تا همین یک سال و نیم پیش نمی دانستم اسم کاری که می کنم خودارضایی است... فقط حالت بد روحی بر من مستولی می شد ... تا اینکه خیلی اتفاقی فهمیدم که این کار استمناء است و به آن خودارضایی گفته می شود ... از کلاس دوم و سوم راهنمایی این کار را انجام می دادم ... چیزهایی که در قسمت پیامدهای خودارضایی خواندم شامل من نمی شود ... مثلا اینکه ضعف حافظه، ریزش مو، استرس و از این علائم در من نیست فقط چون خیلی پایبندی مذهبی داشتم و دارم از نظر روحی در عذابم ... طوری شده که گاهی در خواب و نیمه شب به صورت ناخودآگاه اندام جنسی ام را لمس می کنم ... ظاهر کاملا مذهبی دارم و تا به حال اصلا نتوانستم که ترک کنم ... حتی محل خواب خود را تغییر دادم و از تنهایی خانه هم بیرون رفتم ولی باز نشد که ترک نکنم ... اصلا هم در ارتباط با جنس مخالف ناتوان و بی میل نیستم ... خیلی از خدا خواستم که راه حلال (ازدواج) را برایم مهیا کند ... الان طوری شده این وضع من که حاضرم با اولین خواستگار که از این به بعد خواهد آمد ازدواج کنم که فقط از گناه نجات پیدا کنم ... من شخصیت اجتماعی خوبی دارم و جایگاه خانوادگی بسیار خوبی ... اما از درون از بین رفته شدم ... احساس گناهی که نمی دانم باید کجا ببرم من را احاطه کرده ... از طرفی فکر می کنم که اگر برای این گناه خودم شریک خودم باشم و کسی را آلوده گناه نکنم چه با نگاه چه با دوستی های معمول خیلی بهتر است ... احساس می کنم وقتی میل جنسی در من فریاد می زند نگاهم را نمی توانم کنترل کنم ... وقتی خودارضایی می کنم انگار این انرژی تخلیه می شود و چشم و زبانم کنترل می شود ... ولی احساس گناه ... می دانم که تنها درمان این درد ازدواج است ... ولی من دخترم و از یک خانواده مذهبی، باید بمانم تا کسی که به قول پدر و مادرم لایق است در بزند ... باور کنید تا حالا خواستگار مذهبی داشته ام ولی مطمئنم که به خاطر این گناه خدا نمی گذارد که بندگانش با من کثیف و روح سیاه من پیوند برقرار کنند ... نمی دانم ... خسته ام ولی چون به فضل پروردگارم امید دارم خواستم شما واسطه ای باشید تا من را راهنمایی کنید ... واقعا در عذاب روحی ای هستم که دیگر هیچ چاره ای برایش ندارم ... هیچ راهی دیگر نمی شناسم ... دعا و راهنماییم کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed