جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام من 36 ساله و مجرد هستم. در اردیبهشت سال 1377 و در 25 سالگی در اواخر خدمت سربازی به بیماری اریون از ناحیه یکی از گوشهایم مبتلا شدم. بعد از مراجعه به دکتر به گفته او من باید استراحت می کردم تا بیماری به مرور از بین می رفت. اما بعد از مدتی دچار عوارض ناشی از این بیماری شدم و این بیماری به بیضه هایم سرایت کرد و بیضه هایم دچار تورم شد و بعضی از اوقات بزرگ و بعضی از اوقات کوچک می شد اما هیچ گونه احساس دردی نداشتم. (( لازم به ذکر است من از سال 1370 که سال ورودم به دانشگاه بود حتی در حین بیماری و بعد از آن یعنی اواخر سال 87، یعنی نزدیک به هفده سال عمل استمناء را انجام می دادم حتی در بعضی از روزها چندین بار این عمل را انجام می دادم و در بعضی از موارد برای جلوگیری کردن از کثیف شدن لباسهایم مانع خروج منی از بدنم می شدم. اما درمراجعه به دکتر این مسأله را گوشزد نمی کردم)) تا سال 79 با مراجعه به دکترهای مختلف و تجویز انواع داروها از جمله داروهای ضد افسردگی به درمان خود پرداختم. در ابتدای بیماریم 12 کیلو از وزن بدنم کاسته شد بعضی از اوقات به سختی نفس می کشیدم دچار بی خوابی شدید شدم و شبها را با قرص خواب به صبح می رساندم به کمر درد مبتلا شدم. دچار افسردگی شدید، ناراحتی اعصاب و حتی دچار فراموشی نسبی شدم تا جایی که حتی نام اساتید دوران دانشگاهم را به یاد نمی آوردم. احساس بدی به زندگی داشتم هیچ گونه احساس لذتی از زندگی نداشتم حتی در بعضی از اوقات به فکر خودکشی می افتادم. در سال 79 با مراجعه به دکتر سلامی در شیراز ایشان گفتند که بیضه سمت راست من دچار عفونت شده و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد که در غیر این صورت به بیضه سمت چپ سرایت می کند. (( نام دقیق عمل را نمی دانم)) بعد ازعمل و بعد از بهبودی حدودا سی درصدی من درآزمون بانک پذیرفته شدم و در بانک مشغول به کار شدم. اما هنوز آثار بیماری در من مشهود بود به طوریکه برخورد خوبی با مشتریان نداشتم و در اکثر روزها دچار کسری صندوق می شدم. بعد از حدودا یک و نیم سال کار در بانک از بانک بیرون آمدم و تا به امروز به صورت کجدار و مریض به انجام خدمات کامپیوتری مشغول هستم. در حال حاضر بیضه های من نسبت به قبل از بیماریم بسیار کوچک و نرم شده و موهای این قسمت بسیار دیر و به مقدار کم رشد کرده و همچنین آلت تناسلیم به خاطر به شکم خوابیدن و هچنین چسبیدن به دیوار حین عمل استمناء، مقداری به صورت قوسی درآمده است مخصوصا در حالت ادرار کردن. آلتم هنگام تحریک شدن، سنگین شده و به پایین می افتد و تقریبا به سختی بلند می شود و طول جهش منی و همچنین میزان آن، نسبت به قبل از بیماری کمتر شده است. قطر آلتم در وسط آن، کمی کمتر از قسمت ابتدا و انتهای آن است. از برخورد اشیاء و هر چیز دیگری نسبت به آلتم بسیار زیاد حساس شده ام و احساس ترس می کنم و فقط در هنگام فشار دادن بیضه ام به مقدار تقریبا زیاد احساس درد می کنم بر خلاف قبل از بیماریم که با کوچکترین فشار بر روی آن احساس درد شدیدی می کردم.. مشکل اصلی من در حال حاضر بر خلاف دوران قبل از بیماریم عدم تمایل جنسی و عدم علاقه به دختری است که حتی با شنیدن نام او قبل از بیماریم، دچار شور و نشاط زایدالوصفی می شدم و در کل میلی به ازدواج ندارم و دیگر اینکه به کارهای اجتماعی و حضور در جمع و حتی ورزش کردن مخصوصا فوتبال که عاشق این ورزش بودم و همیشه آن را انجام می دادم بر خلاف گذشته علاقه چندانی ندارم و اینکه در زندگی بیش از آن که یک فرد انفعالی باشم یک فرد منفعل هستم. الان نزدیک به چند ماه است که عمل استمناء را انجام نمی دهم. در ضمن من تا کنون هیچ نوع نزدیکی حتی برای یک بار نداشته ام و به نظر خودم نودونه درصد علت بیماریم به خاطر استمناء زیاد بوده است. آیا این علت عدم علاقه من به ازدواج فقطه جنبه جسمانی دارد و یا اینکه به عوامل روحی و روانی هم ارتباط دارد. خواهشمندم مرا راهنمایی فرمایید. با تشکر
پزشک آنلاین در تاریخ 18 مهر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2202
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
علاقه به ازدواج براي نتاهل شدن كافي نيست و بايد توانائي جسمي، روحي و اقتصادي هم باشد بعلاوه اينكه ازدواج نوعي مسئوليت پذيري وريسك پذيري دارد كه خودش بخوني خود سي درصد استرس دارد كه شايد نياز به بررسي داشته باشيد تا بخواهيد وبتوانيد ازدواج كنيد .البته مسائل جنسي گذشته(استمناء) وافسردگي هم ميتواند عامل بي ميلي و بي علاقگي درشما شود .لذا توصيه ميكنم به يك متخصص اورولگ براي بررسي آلت تناسلي ويك روانپزشك جهت بررسي افسردگي و درمان مراچعه فرمائيد .مشاوره قبل از ازدواج هم ميتواند براي شما مفيد باشد. موفق باشيد.

برگرفته از : http://www.drazarbayejani.com/ (دکتر محمد آذربایجانی)


پزشک آنلاین در تاریخ 18 مهر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام خدمت آقای دکتر: من 24 سال داشته و مجرد هستم (پسر. تقریباً از سن 15 سالگی بطور متوسط هفته ای یکبار خودارضایی داشته ام. البته بوده زمانهایی که چندین ماه این عمل را انجام نداده و دوباره آن را از سر گرفته ام. ولی بطور متوسط احساس می کرده ام که برای رهایی از هیجانات جنسی و کاهش استرس و رسیدن به آرامش هفته ای یکبار به این عمل احتیاج داشته ام. ولی متاسفانه دچار انزال زودرس شده ام (انزال کمتر از 30 ثانیه). با مشاور (دکترای روانشناسی تربیتی) راجع به این موضوع صحبت کرده و نظر ایشان بر این بوده که هیچ ارتباط اثبات شده علمی ای میان خودارضایی و زودانزالی وجود ندارد. من با شنیدن این صحبت او شوکه شدم چون خودم فکر می کنم که بخاطر خودارضایی به این عارضه دچار شده ام. در اینترنت خیلی زیاد به دنبال علل و راه حل های این مساله گشته ام ولی با نظرات متناقضی روبرو شده ام. سایتهای فارسی زبان نظر بر ایجاد انزال زودرس بر اثر خودارضایی داشته ولی روانشناسان و بعضی از سایتهای انگلیسی زبان نظری خلاف این امر را داشته اند. حتی به این سایت www.ismasturbationbad.com نیز برخورد کرده و به نظر متخصص این سایت این رابطه وجود دارد ولی هفته ای یکبار خودارضایی نباید منجر به انزال زودرس شود چون مفرط نیست. و همچنین ترک خودارضایی می تواند باعث درمان زودانزالی شود!!! اکنون بیش از 3 هفته است که خودارضایی نکرده و واقعاً قصد بر ترک آن را دارم و از خود مطمئن بوده و اعتماد به نفس دارم. حساسیت آلت جنسی من به مرور زمان به شدت افزایش یافته (رفلکس عصبی انزال) و من از این موضوع به شدت نگران هستم. سوال من این است که آیا زود انزالی من (کمتر از 20 ثانیه) بخاطر خودارضایی هفته ای یکبار بوده یا خیر و اینکه ترک آن منجر به درمان زودانزالی من می شود یا خیر؟ آیا استرس و فشارهای روانی ناشی از خود این عمل باعث زودانزالی من شده یا دلیل دیگری دارد؟ درمان این نوع زودانزالی چگونه است؟ لطفا کمکم کنید! با تشکر فراوان
به نام خدا باعرض سلام وخسته نباشید مینا 20 ساله هستم که چندماهه دیگه فارغ التحصیل میشم . من 13 ساله بودم که به یک از پسرهای فامیلمون علاقه مند شدم ازمن 3 سال بزرگتر بود البته این علاقه یک طرفه بود چون اون نمی دونست . برای همین همیشه دوست داشتم که ببینمش اما چون خودم آدم تعصبی هستم هیچ وقت دوست نداشتم باهاش رابطه دوستی داشته باشم من فقط برای ازدواج بهش علاقه مند بودم حتی چند بار میخواستم با مادرش این مسئله رو مطرح کنم اما نشد مادرش دختر عموم هستش . ازطریق افراد مختلف فامیل از اخلاقیاتش پرس وجو میکردم اوایل بد نبود تا اینکه وقتی 18 ساله بودم از یکی از آشناهاش حرفهایی رو شنیدم که تا چند ماه یه حالت شوک برام به وجود اورد باورم نمیشد همچین شخصی باشه و مجبور شدم فراموشش کنم . بعد یک سال که سعی کرده بودم همه چی رو فراموش کنم که ناخواسته یکی از اقوام نزدیکم وارد زندگیم شد پسرداییم بود که یک سال ازمن بزرگتر بود باهم خیلی کلکل میکردیم در واقع ما سایه همو باتیر میزدیم تا اینکه پارسال من براش ایمیل درست کردم و اونم ایمیل برام میفرستاد اوایل خیلی رسمی وکوتاه بود اما همین طور که گفتم من دوست ندارم با جنس مخالف دوستی داشته باشم به اصرار یکی از دوستان صمیمیم به ایمیل ها ادامه دادم تا اینکه بهش گفتم که بهش علاقه مندم واین ایمیل ها یه جور شناخت ازاونه و این شناخت برای ازدواجه و بهش گفتم اگه به کسی علاقه داره فقط کافیه بگه من دیگه به این ایمیل ها ادامه نمیدم و برای همیشه خداحافظی میکنم اما اون همیشه ازسرش باز میکرد و چیزی نمیگفت تا اینکه خودم خواستم که ایمیل ها ادامه نداشته نباشه البته اینو بگم که ایمیل های ما خیلی رسمی بود . بعد ازاین تقاضا حدود یک ماه مریض شدم و دکتر رفتم وتنها تشخیص دکترم این بودکه عصبی هستش و منم نمی تونستم به خانواده ام بگم که به خاطرچی این اتفاق افتاده . تا چند ماه همین طور گذشت تا اینکه من یه مزاحم تلفنی که صداش شبیه پسر داییم بود بهم زنگ میزد و اسم شخص دیگه ای رو میگفت و من هم وقتی باهاش درمیون میگذاشتم که چرا مزاحم میشه به طرق مختلف ادعا میکرد که اون نبوده . این درگیری ها ادامه داشت تا اینکه ایشون بعد چند ماه گفتن که به من علاقه ای ندارن فقط درحد اینکه دختر عمه اش هستم به من علاقه دارن نه به عنوان همسر . مریضی های من شروع شد هر هفته تو کلاسام غیبت میکردم چون مریض بودم و تا قبل از عید ادامه داشت تا اینکه بعد این همه قضایا بهش گفتم که به هیچ عنوان باهام تماس نگیره اونم با تمام پر رویی بهم گفت که اونم از اول همین خواسته رو داشته . حدود دوهفته پیش من به همراه خانواده ام از کربلا اومدم که این سفر به صورت کاروانی بود وهمکاربرادرم نیز با ما رفته بود من با ایشون حدود یک ماه ونیم همکار بودم و پسر مؤمن واز خانواده اصیلی هستش و ازنظر اخلاقی فردی خوش اخلاق و خانواده دوست البته خانواده ایشون هم دیدم اما کوتاه . خیلی دوست داشتم که همسری مثل ایشون داشته باشم و میخواستم بهش همچین پیشنهادی بدم البته با واسطه اما نمیدونم چی کار کنم وچیزی که ازش مطمئن هستم این هستش که من عاشق ایشون نشدم فقط به خاطر شناختی که از ایشون پیدا کردم همچین تصمیمی گرفتم . راستشو بخواهید الان حالت سردرگم پیدا کردم خیلی گشتم تا سایت شما رو پیدا کردم چون همیشه برنامه های شما رو میدیم و استفاده میکردم من این روزها دوران خیلی بدی رو میگذرونم لطفاً کمکم کنید. باتشکر
قسمت 2 ) لازم است مساله ای را هم مطرح کنم من و همسرم در برقراری رابطه جنسی حدود 1 سال پس از ازدواج مشکل اساسی داشتیم و قادر به رابطه نبودیم حتی آن زمان هم من با دیدن زوج های جوان که تازه ازدواج کرده بودند در ذهن خود دچار مشکل می شدم که حتما آنه در این زمینه مشکل ندارند و فقط ما مشکل داریم البته حالا این مشکل خدا را شکر حل شده اما هنوز هم گاهی این مسئله مرا آزار می دهد که شاید کیفیت رابطه ما نسبت به دیگران خوب نباشد چون من زود انزالی دارم البته نوسان دارد بعضی اوقات رابطه ما تا انزال زیر 30 ثانیه است گاهی هم بالاتر است البته تا1 دقیقه هم بوده است لطفا راهنمایی ام کنید.
سلام خانم دکتر من دختری24 ساله هستم درسن20 سالگی با پسری آشنا شدم که از لحاظ مالی در سطح پایین بودن، شغل و درآمد مناسبی نداشت و دانشجو بوده به من گفت که بعد از دانشگاه خیلی کارها انجام می دهد من هم قبول کردم که با او باشم قدرت نه گفتن به او را نداشتم در ضمن مامانم هم ناراضی بودن ، درسشان که تمام شد 1 سال هیچ کاری نکرد من نیز دلو زدم به دریا و از او جدا شدم در حال حاضر با پسر دیگری دوستم قصدشم ازدواج است اما بعضی مواقع خاطراتی که قبلا با اون پسر داشتم یادم می آید می ترسم از این که بعد ازدواج نتوانم او را فراموش کنم همچنین مادر این آقا ناراضی است و می گوید زنت را خودم باید پیدا کنم نه تو، و این حس بدی به من میدهد چون احساس می کنم تاوان کاری است که با اون پسر کرده ام خواهشا راهنماییم کنید تا فکرم آزاد باشد. مرسی
با سلام خدمت شماجناب آقای دکتر واعظ شوشتری.. عرض خسته نباشید دارم و قبلا از شما تشکر می کنم و تمنا دارم کمکم کنید پسری هستم 20 ساله با پوستی چرب..قبلا زیاد جوش می زدم ولی بعد از چند دوره درمان توسط 2 دکتر الان خیلی کم شده و اصلا ناراحتم نمی کنه...اسکار جوش هم روی صورتم هست که 3 جلسه میکرو درمی کردم ولی دیگه ادامه ندادم.. مشکل بزرگی که دارم و برای من تبدیل به یک مشکل روحی شده اینه که من در دو طرف صورتم دو جوش زیر جلدی تقریبا بزرگ دارم که 1 سال هست روی پوست منه.یکی روی گونه راستم و دیگری سمت چپ کنار لبم..روی گونه ام کاملا مشخص است و برآمده شده..با دست هم کاملا لمس و احساس می شه..یک قسمت کوچکی به صورت زیر پوستی سفید رنگ هست..گاهی اوقات از فرط عصبانیت با تمام وجود فشارشون می دادم تا محتویاتش بیرون بیاد ولی انگار هیچ راه نفوذی به بیرون ندارن..انگار منافذ پوستم همگی بسته شده..توسط 2 دکتر مختلف چند دوره کامل آنتی بیوتیک مصرف کردم(داکسی سایکلین-اریترومایسین-آزیترومایسین) و از محلول های ترکیبی کلیندامایسین با دوز های مختلف هم چند دوره مصرف کردم که بی اثر بودن..از نظر روحی تاثیر خیلی بدی روی من گذاشته آقای دکتر..شما کمکم کنید..من پوستم رو روزی 2 باز با صابون می شورم..خیلی وقت هم هست به جوش ها دست نزدم..تازگی ها از سر ناچاری به گفته دیگران پیاز پخته شده رو روی جوش ها گذاشتم تا سر باز کنه که تا الان بی اثر بوده..آقای دکتر چکار کنم که این جوش های کثیف سر باز کنن و بیرون بریزن؟ چکار کنم از بین برن؟چشم امیدم به کمک شماست.می دونم با تجربه و علمی که دارید می تونید کمکم کنید..منتظر جواب شما هستم و لحظه شماری می کنم..حتی اگه نیاز دیدید می تونم تماس تلفنی بگیرم با شما..یک دنیا ممنون

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed