جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    سلام و عرض ادب. من 24 سال و مجرد هستم و از سن بلوغ جوشهای زیادی می زدم این در حالیست که هیچکس از خانواده و فامیل این سابقه را نداشتند.دوا و درمانها اثری نداشت تا اینکه آزمایش خون دادم و گفتند هورمون مردانه ات بالاست 3 بسته سیپروترون خوردم. یک دوره یک ماه قرصهای روآکوتان را خوردم بعد از چند ماه دوباره جوشها دوباره برگشت در مراجعه دیگری به من گفته شد 3 دوره باید میخوردی....پیش دکترهای زیادی از جمله دکتر اصیلیان- قلمکار- انشائیه- صادقپور رفتم و نتیجه نگرفتم.در آخرین مراجعه همراه با قرصهای دکوتان ژل ایزوتروکسین هر شب 2 ساعت و پس از آن تا صبح یک شب محلولی با فرمول: Vit c 2g Tretintion 0.025% Amp Dexa  AL 70=50cc H.Q5g+ و یک شب کرمی با فرمول : Bismuth.S.N 1.5g Precipite blan 1.5g cold cream 25g و هر روز یک ضد آفتاب با فرمول : PABA 8% +kaolin 1% Dalacin 2% + Tio2 2% P.G 10cc + Fe2O3 AL60=90cc وقت شریفتان را نگیرم الان صورتم عاری از جوش هست هر چند جای جوشها بصورت لکه هایی هست اما نه عمیق و فرورفته..وقتی صورتم را از ضد آفتاب ساخته شده پاک می کنم چانه و اطراف بینی ام (یعنی بین بینی و گونه ها) قرمز است و بیشتر این قرمزی مرا رنج میده..آیا ادامه داروهای لایه برداری را پیشنهاد می کنید؟ آرایشگاه که میرم موقع انداختن بند میگوید پوستت خوب شده اما نازک شده...الان تنها قرص دکوتان را بصورت یک در میان میخورم و کپسول های ویتامین c از zink plus ها را هم هر روز میخورم. و از هیچ نوع کرمی استفاده نمی کنم و تنها همین ضد آفتاب را تکرار می کنم..یعنی میترسم که کرمی بخرم...از طرفی میخواستم لیزر کنم ولی یک نفر را دیدم که پس از مدتی پایین چشمش باد کرده بود و گفتند آب آورده و یک نفر هم برای موهای پشت لبش انجام داد بعد از یک سال یک هاله متمایل به قهوه ای پست لبش بود که بدون آرایش مثل صورت تراشیده آقایان شده..و باعث شده از لیزر بترسم... و چون تا کنکور کارشناسی ارشد بصورت موقت بیشتر ساعاتم را در منزلم و کار را کمتر کردم تنها تا بهمن مبتونم درمانهایی که منجر به قرمزی و درمعرض آفتاب نبودن هست را انجام بدم ...نظر شما با قرص دکوتان که یک روز در میان دارم ادامه میدم و قرص ویتامین سی چیست؟ضد آفتاب چکار کنم؟..یک معضل اساسی برایم شده..بزرگترین لطف را میکنید اگه پاسخ دقیقی به من بدید.ممنون که پرسش من رو خوندید و خواهشمندم پاسخمو بدید ممنون از شما
پزشک آنلاین در تاریخ 5 شهریور ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1255
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
در صورتی که با قطع آکوتان جوش میزنید به مصرف آن ادامه دهید.یک ضدآفتاب فاقد چربی را طولانی مدت مصرف کنید.

برگرفته از : http://www.drvaez.ir/ (دکتر علیرضا واعظ شوشتری)


پزشک آنلاین در تاریخ 5 شهریور ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام تروخدانخور این قرصهای هورمونیو...پوستت نازک میشه. .زودتر چروک میفته پوستت من خوردم پشیمونم...ول کردم پرجوش شدم..جاشم مونده. ااین قرصا پوست خشک و نازک میکنه..اگ بخوای بخوری یا نخوری هردوش اب درهاون کوبیدنه...من الان فقط ضدافتاب بی رنگ میزنم بهترشدم اصلا کرم چرب نزن...ب جایی میرسی ک نمیدونی حتی پوستتو باچی بشوری چون بایه پوست چربه نازک و حساس طرفی...ی سرچ تونت راجبه این قرصای زهرماری بزن
صفیه هاشم زهی در تاریخ 4 اردیبهشت ماه سال 1395 در ساعت 01:13 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام آقای دکتر من در مورد این مسائل اصلا با پزشکم صحبت نکردهام و وقتی به این نتیجه رسیدم که سوالات سایرین را مطالعه کردهام. آیا باید این مطالب با پزشکم درمیان بگذارم؟ و مطرح کنم که دو قطبی هستم یا خیر مطالب را مطرح کنم و تشخیص رو به عهده خودشون بگذارم؟-به عنوان یک پزشک مستقل-. آیا شما با نظرمن در مورد اینکه من در کودکی بیش فعال بودهام موافق هستید؟ لطفآ همانند موارد گذشته که لطف کرده و به سوالاتم پاسخ دادهاید به این سوالم هم مجزا پاسخ دهید پیشاپیش ممنونم. چرا این بیماری در این موقع بروز کرده -26 سالگی- چرا پس از این همه مدت درمقالاتتون ذکر کرده بودید در اثر یک بیماری و حادثه خاص این بیماری بروز می کنه( من تا به این سن در محیط بسیار پر تنشی بودهام نه از جانب خانواده بلکه به خاطر مشکلات جسمانیم- از دست تقدیر و نمی دانم که با چه نام بخوانم اتفاقی برای من در دوران نوزادی پیش آمده که منجر شد که من یک سینه خود را از دست دهم یعنی اصلا رشد نکرد حال شما میزان فشار عصبی از بابت این مسئله را ارزیابی کنید که با چه مشکلاتی دسته پنجه نرم کردها مهمیشه رفتن به مهمانیها ، خرید لباس برای من مصیبت بود چون به سختی می توانستم لباسی انتخاب کنم که مناسب سن و از طرفی وضعیت ظاهر را حفظ کنم واقعآ درد آور بود و هست شاید باور نکنید ولی حقیقت محض است در سن 19 سالگی جراحی Body image برام انجام شد فرض کنید همه تو بیمارستان چطور با من رفتار کنند همه وقتی برگه پذیرش را می خوند فکر می کرد مامان را برای بستری شدهان بردیم بعد من با سر افکندکی می گفتم منم واقعآ فکر کنید یک دختر 19 ساله چه حالی می شه بعد از عمل بدتر ضربه روحی عمرم را خوردم که تا عمر دارم فراموشم نمی شه در هیچ شرایطی؛ دکتر به من گفته بود اصلآ عکس نشان داد که من یک سینه مثل اونکه سالم است برات درست می کنم ولی نتیجه بر عکس در امد یک چیز درست کرد که اصلا شبیه سینه نیست فقط از شکمم پوست و چربی ور داشت گذاشت به جای سینه مثلا عمل زیبایی بود حالا تمام بدنم پر از جای عمله در قسمت زیرین شکمم اسکاری به قطر .5 الی 1.5 سانت به وجود آمد ...... -دکتر واقعآ عمل خیلی سختی بود یک هفته تو بیمارستان موندهام از شدن درد نمی تونستم نفس بکشم نمی تونستهام از تخت پایین بیام فکر می کنید من چقدر زجر کشیدم حالا که می گم زجر آور است و گریه ام می گیره چه برسه تو اون فضا باشی- خلاصه سه ماه نمی تو نستم بشبنم فقط می خوابیدم نمی تونستم از تختم بلند بشم باید یکی منو بلند می کرد بعد از سه ماه فقط یک ساعت می تونستم مدام بشینم فرض کنید من چطور به دانشگاهه می رفتم و درس می خوندهام خلاصه بعد از یک سال وضعیت جسمانی 50 درصد بهبود ی داشت ولی با آن وض روحی ؛ بگذریم باور کنید درس خوندن امتحان دادن برای من تا 2 سال پیش مصیبت بود دکتر وقتی پشت میز می نشستم شکمم که چربی و پوست ور داشته بودن تا دو سال پیش می سوخت حالا که زیاد سر پا وایمیستم جای عملم درد می کنه از همه بدتر سینه و بازو و زیر بغلم درس خوندن برای من با اعمال شاقه بود و برای قبولی تو کارشناسی ارشد و گرفتن لیسانس با این وضع درس خوندهام برای آمادکی به کنکورهای پارسه ثبت نام کرده بودهام دو هفته یک بار امتحان آزمایشی می دادایم یعنی 4 ساعت سر جلسه امتحان می نشستم وقتی بر می گشت مبه قدری سینهام بازوم درد می کرد که باور کنید دردش منو می کشد با این اوصاف من ادامه دادهام درس مرا خوندهام تو کارشناسی ارشد هم مشکلات روتین دانشجویی حین تحصیل با اساتید ،نبود رفرنس، امتحان زبن، برای دکتر پروپزال نوشتن و پذیرش گرفتن بعد لغو پذیرش به خاطر کم بودن نمره زبان و مشکلات پایان نامه ، بحث های سر جلسه دفاع ، نوشتن مقاله و........... -واقعآ ببخشید هر دفعه تصمیم می گیرم مختصر ومفید بنویسم ولی نمی تونم واقعآ سپاسگذارم برای اولین بار می تونم این حرفها رو به کسی بگم- هیچ کس از دوستان و اقوام از این مسائل خبر ندارند همه فکر می کنند من یک فرد راحتیم که به اینجا رسیدم برای همین این حرفها رو تا به حال به کسی نگفتم شما اولین نفر هستید واقعا از اینکه این فرصت رو در اختیار من قرار دادهاید ممنونم . حالا با توجه به این اوصاف چرا این بیماری در اوج ناراحتیهای من بروز نکرده و حالا بروز می کنه؟ آیا می شه تشخیص را با توجه به بکراند من تغییر و گفت که افسردگی است . می دونم در نتیجه هیچ تغییری ایجاد نمی شه و من باید درمان بشه ام. سوال آخرم هم در مورد مراجعه به روانشناس است به نظر شما با توجه به بیماری من و اینکه حتی یک ابسیلون بهبودی وجود نداشته و هر روز وضعم از روز قبل بدتر می شه و گاهآ می گم بمیرم که تا از این افکار حداقل راحت بشم را توصیه و تجویز می کنید من تا حال از پزشکم نپرسیدم و ایشون هم چیزی نگفتن.در آخر مجددا از بابت وقتی که برای خواندن و جواب دادن به سوالات من اختصاص می دهید متشکرم.
سلام .آقای دکتر من همون موردی بودم که جراحی بینی وپلک انجام داده بودم و ناراضیم. من فقط میخواستم نوک بینی ام خوش فرم باشد وعمل بینی را به این خاطر انجام دادم ولی دکترم استخوان بینی ام که هیچ مشکلی از هیچ نظر باهاش نداشتم را هم تراشیده ودر قسمت استخوانی خیلی کوچیک شده نارضایتی از عملم بخاطر اینه که باید بمن میگفت میخواد دست به قسمت استخوانی هم بزنه در حالیکه من تصور میکردم قسمت غضروفی نوک بینی ام چیزی میلیمتری کوچک میشود .از این عمل اصلا آگاهی نداشتم دکترم هم زیاد توضیح نداد . شاید فکر کردم دکتر قسمتهای مورد دار را خودش تشخیص میدهد ووآنرا عمل میکند اصلا فکر نمیکردم دست به استخوان بزند وبهمین خاطر ما اصلا در مورد شکل بینی با هم حرف نزدیم.در مورد پلک هم دوخط زیر چشمهام افتاد ومن به آن دو خط خیلی حساس شدم به دکتر پوست مراجعه کردم گفت چیزی نیست ولی اگر خیلی برات مهمه به جراح پلاستیک مراجعه کن وقتی برای جراحی بینی وقت گرفتم مشکل این خطوط را هم گفتم دکترم گفت باید چربیهای زیر چشم شما خارج شود من دیگر باهیچ دکتر دیگری مشورت نکردم به گفته های اون اعتماد کردم وهردو عمل را باهم انجام دادم.بعد از عمل زیر چشمهام گود شد وحالت چشمهام عوض شد حالا در قسمت پلک تحتانی چشمهایم هیچ تکیه گاهی ندارد و پوست آن قسمت به حدقه چشمم چسبیده وچشمهایم در پلک پایین آن حالت پری را ندارد و فاجعه در آنجا بودکه خطوط همچنان سرجایش هست وقتی به دکترم معترض شدم که من میخواستم این حلقه های زیر چشمم برود ،حالا هم چشمهایم گود شده ،هم این چشمهای من نیست .گفت خانم شما پف داشتید ومن در اینمورد همه چیز را توضیح داده بودم گفتم یعنی بمن گفتید چشمهایم تغییر حالت میده ومن این کار را کردم .کدام آدم عاقلی قبول میکند حلقه های زیر چشمش برود بشرط اینکه حالت چشمهایش عوض شود.او دروغ گفت ولی من چطور میتوانستم ثابت کنم.البته الان با یکسال تحقیق این نتیجه ها رو گرفتم که هردو قابل حله ولی انجام این کار توسط خانواده ام غیر ممکنه چون از چند سال پیش وکار من خاطره خوشی ندارند واینکه هنوزم مدام سرزنشم میکنندبعد از اون عمل من تا یکسال اصلا از خونه بیرون نرفتم وبا هیچ کس حرف نزدم والان تقریبا سه ساله که با خانواده ام بیرون رفته ام ولی دیگه تنهایی هیچ جا نرفتم دانشگاه میرفتم که اون هم نصفه ول کردم الان سی سال دارم پسری که باهاش دوست بودم الان سی و پنج ساله است بهیچ وجه نمیتونم این بینی وچشمها را تحمل کنم حاضر هم نیستم پیش مشاور برم چون نهایتش میخواد منو راضی کنه با شرایط جدید کنار بیام ولی اگه قراره با این چهره تا آخر عمر سر کنم چرا بیرون را تحمل کنم بنظرم خونه از هرجای دیگه امن تره نهایتا مگه قراره چند سال دیگه زندگی کنم . اون پسر بار سوم یا چهارم بود که هم رو میدیدم وبمن پیشنها ازدواج داد خیلی رو راست بود دروغ نمیگفت با یکی هم قبل ازمن دوست بوده که قصد ازدواح داشتند که سر مهریه بهم خورده بوده . بعد از دیپلم شروع بکار کرده که الان در بازار یک مغازه پوشاک داره که وقتی بیست وشش سالش بوده اون مغازه رو خریده ، مرد با اراده ای یه ،رفتارهای بچگانه نداشت یک جورایی هم کار های خونه اشون وخرج خونشون با او بود ،کلا چیز بدی نداشت .فقط یک کم زیادی مغرور بودوبعد از جواب منفی من فکر میکنم خیلی منو دوست داشت که منو رها نکرد وبره .ولی الان قضیه خیلی فرق میکنه چون خیلی وقته منو ندیده وحالا که می بینه فقط تلفنی باهاش حرف میزنم رابطه امون یه جورایی سرده .
سلام چناب دکتر قرائتی!. قبل از همه چیز از شما بابت راهنمایی و پاسخ به سئوالات بیماران در این سایت، که بدون چشمداشت و رایگان است، تشکر می کنم و آرزوی خیر و نیکی برایتان دارم. من مردی 35 ساله و اهل افغانستان هستم که 18 سال است، بر اثر حادثه قطع نخاع شده و دستهایم سالم و از سینه به پایین فلج میباشم. 9 سال اول معلولیتم برای تخلیه مثانه از کاندوم و کیسه ادرار استفاده می کردم که همیشه با عفونت ادراری، تب و رفلاکس و هیدرنفروز دو طرفه گرید 3 مبتلا بودم. بعد از مراجعه به پزشک، در 9 سال اخیر از سوند فولی بصورت دائم استفاده کرده ام. متاسفانه در این سالها هم همیشه مبتلا به عفونت ادراری و تب بوده ام. بعد از استفاده از سوند فولی، بنابه نتیجه سونوگرافی، هیدرونفروز کلیه راستم بکلی رفع شده، ولی کلیه چپم تقریبا همیشه هیدرونفروز گرید یک(1) را داشته است. من بخاطر اینکه از دست دادن کلیه هایم، خیلی نگران هستم، حدود 3 هفته میشود که سوند فولی را که پرعارضه است، کنار گذاشته و از سوند نلاتون و غیر دائم که در کاهش عفونت و عوارض آن موثرتر است، استفاده میکنم. منتها در این قسمت نگرانیها و سئوالاتی داشتم که میخواستم شما بعنوان یک متخصص، اگر ممکن است، لطف نموده مرا در آن مورد راهنمایی بفرمایید. 1-آیا فردی مثل من که بخاطر ضایعه نخاعی بودن، مثانه ام کوچک و از سوی دیگر هیدرونفروز یکطرفه و گرید 1 (کلیه چپ) دارم اگر از روش سوند زدن متناوب(نلاتون) استفاده کنم آیا در اینصورت هیدرونفروز کلیه چپ من شدیدتر نخواهد شد و کلیه‌هایم آسیب نخواهد دید؟ 2-من قرص‌های اکسی بوتینین و ایمی پرامین را برای تحمل بیشتر و طولانی مدت‌تر ادرار در مثانه، در چند هفته اخیر استفاده کرده‌ام ولی تاثیر آنها موقتی بوده و من بخاطر اینکه زود به زود و در دفعات بیشتر، مثانه‌ام را تخلیه کنم، خیلی اذیت می شوم تا جایی که مواقعی از این روش ناامید میشوم، دارویی بنام "تولترودین" که بعضی افراد برای رفع این مشکل من توصیه می کنند، دقیقا نحوه و دوز مصرف آن برای فردی مثل من چگونه است؟ مهمتر از آن اینکه تاثیر آن آیا مثل دو داروی قبلی، موقتی است؟ (فردی نخاعی را خبر دارم که تقریبا 10 سال است از این قرص استفاده می کند) در انتها نتیجه آخرین سونوگرافی کلیه‌ها و مثانه‌ام را که مربوط به 2 سال قبل است خدمتتان درج می کنم. قبل از آن باید یادآوری کنم که من معلولم و کسی را ندارم، شاید تا یکسال یا بیشتر بنا به دلایل مختلف که شرح آن طولانی‌ست، دسترسی به پزشک یا مرکز سونوگرافی را نداشته باشم. سونوگرافی: کلیه راست اندازه و اکوی طبیعی دارد، توده فضاگیر دیده نشد. کلیه چپ ابعاد طبیعی دارد، هیدرونفروز گرید 1 دیده شد ولی سنگ مشهود نیست. مثانه که حاوی سوند فولی است با حجم کافی مشهود است. ضخامت جداری مثانه و نامنظمی آن بوضوح مشهود است ولی توده فضاگیر دیده نشد. با تشکر از شما
با سلام دگر بار واقعآممنونم به به سوالاتم پاسخ می دهید و برایآنها زمان صرف می کنید. با توجه به جواب شما من استنباط کرده ام که نظر شما این است که وضعیت روحی من و نظام ارزشگذاری فردی من بر اساس نقص جسمانی موجود می باشد با نظر شما تا حدودی موافقم ولی این وضعیت تا 3 سال پیش یعنی قبل از قبولیدر کنکور کارشناسی ارشد بود ولی بعد از آن به نظرم تغییر کرد به طوریکه به طور نسبی آن را فراموش کرده البته در واقع حق با شما ست اصلا علت اصلی این همه تلاش من برای گرفتن پذیرش در دوره دکترا یا اقدام برای مهاجرت گریز از محیطم است فکر می کنم اگر از ایران بروم راحتتر می شوم چون در کشور های توسعه یافته هر کس بر اساس آنچه که با تلاش خود کسب کرده ارزیابی در نتیجه ارزشگذاری می شود وللی در ایران معیار بیشتر ظواهر است الیته در سالهای اخیر یک مقدار بهتر شده . در اینجا هیچ کس حریم خصوصی خودش را در معنای واقعی ندارد برای مثال فکر کنید اگر من بخواهم ازدواج کنم من حتمآ قبل از ازدواج این موضوع را با همسر آیندهام در میان خواهم گذاشت ولی شما فکر کنید اگر خانواده ایشان بعد از ازدواج از این موضوع بع طور تصادفی مطلع شوند چه پیشامدی رخ می دهد؟ چون در جامعه ما بلوغ ذهنی یا افکاری به جائی نرسیده که افراد با این مسائل درست روبرو شوند البته به نظر من و دوستام در این مورد وضعیت هر روز بدتر می شه ارزش جای خودش رابه ضد ارزش می دهد به طور مثال ساده بودن نه خیلی ساده در حد متوسط از دید همکاران و هم دانشگاهیان و جامعه به عقب ماندگی تعبیر می شود و..............البته نظر هر فردی برای هر فردی اهمیت ندارد ولی در کل می توان این مسائل را در حالت کلان جامعه دید- به نظر من-آیا شما موافق هستید وبرای تغییر نظام ارزشگذاریم چه پیشنهادی دارید؟ با سپاس فراوان
با درود دگر بار آقای دکتر واقعآ از کمک های انسان دوستانه شما سپاسگذارم و امیدوارم زندگیتان قرین موفقیت باشد. من جدیدآ به نتیجه خاصی رسدم و آن این است که من در کودکی بیش فعال بودهام ؛ آیا امکان دارد که تشخیص داده نشده نتیجتآ درمان نشده و طی مرور زمان و روبرو شدن با مشکلات روزمره به این نقطه رسید؟ در صورت امکان می خواستم اندکی در مورد کودکیم توضیح دهم( بنده فرزند سوم و آخر خانوادهام هستم که دو فرزند اول و دوم هر دو پسر هستند با فاصله 8و7 سال اختلاف سنی ؛ من در کودکی واقعا یعنی در حد بینهایت شلوغ بودهام فقط می دویدم ، تند و تند و فقط یک ریز حرف می زدم به طوری که همه از دستم کلافه می شدهاند ، مامانم هر کجا منو می برد مثل اینکه زلزله رفته باشه ؛ تو مدرسه با اینکه درسم خوب بود ولی با اینکه دختر بودهام همیشه تو کلاس و مدرسه به شلوغی مشهور بودهام -کتابم رو می گذاشتم روی نرده های طبقات مدرشه تا اونها سر بخورند و جلو تر از من به سالن برسند با پسر ها خوب دعوا می کردهام همیشه جایی از بدنم کبود یا زخمی بود از بس می خوردم ین ور و اون ور خلاصه وقتی مامانم به مدرسه می آمد همه از شلوغی من نشکوه می کردند واقعا عجوبه بودهام یک بار رفتیم بالا پشت بام عکس گرفتیم ولی مچمون رو گرفتن ولی تا حالا یک بار هم از حدود اخلاقی تجاوز نکردهام به اصول خانوادهام کاملا پایبند بوده و هستم و وقتی رفتم دانشگاه به زور رفتارم را تغییر دادهام به طوری که کسانی که من را از دوران دانش جویی می شناسند فکر می کنند من دختر بسیار آرام و سربزیری بودم ولی نمی دونند من اتیش بودهام از بس شلوغ بودهام مامانم وقتی مجبور بود تنهایی بره بیرون پای منو به جایی با چیزیببنده البته من هم ساکت نمی نشستم و اون چیز و چه پارچه و چه ... به نحوی می بریدهام استاد شکستن و خراب کردن وسایل آرایش مامانم بودهام هر چی می خریدهاند 2 روز بعد من می شکستم و اگر تعریف کنم یک کتاب می شه ولی همه می گفتن چون با دو تا پسر بزرگ شدهام این جوریم اونها هم شلوغ بودهاند ولی من اعجوبه بودهام در ضمن با هوش بودهام ولی کاملا به یاد می یارم هیچ وقت درست غذا نمی خوردم و پدرم هی تذکر می داد و هی در این مورد سرزنشم می کرد و بسیار عجول و بسیار بی نظم و شلخته - حالا هم عجولم ولی نه در آن حد ولی باز بی نظمم- اولا عاشق رانندگی بودهام ممیمردهام ماشینو به من بدن -ولی حالا ماشین دارم نمی خواهم اصلا برونم بدم می یاد- واقعا فاجعه امیز می روندهام وقتی پشت چراغ قرمز وایمیستادم مثل اینکه می خواستند رالی شروع بشه دور موتور به 4 می رسید باید من از همه اول حرکت می کردهام و غیر ,عاشق ویراژ دادن و لایی کشیدن بودهام از لاین یک به سه ولی فقط زمانی این طوری رانندگی می کنم که تنها باشم اگر با والدینم باشم نمی توانم چون دعوام می کنند و می گویند چنین روش رانندگی در سآن یک خانم نیست ولی حالا که به دانشگاه می رم با 130 می رم اولا کیف می داد ولی حالا نه فقط با سرعت می رم که زود برسم و رانندگی نکنم) با این اوصاف آیا شما با نظر من در مورد بیش فعالی موافق هستید یا خیر ؟ثانیآ من وقتی نوزاد بودهام مننژیت گرفتم-2 ماهگی . سوال دومم در مورد دارویی تجویزیتان است . باید به چه میزان و با چه دوزی مصرف شود ( با عرض پوزش , من در مطالعی که کردها مموارد استفاده این دارو در افراد دو قطبی است ولی روانپزشکم به من گفتن من افسردگی شدید دارم) آیا به نظر شما من دو قطبی هستم؟ مجددا از لطف بی کران شما سپاسگذارم.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed