جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام و خسته نباشيد من وهمسرم هر دو 29 سال سن داريم و بعد از 3 سال جلوگيري تصميم به بارداري داريم . اما نمي دونيم كه قبل از بارداري چه آزمايشاتي و چه مكمل هاي ويتاميني براي هر دو ما لازم ميباشد . لطفا ما رو راهنمايي كنيد . با كمال تشكر فراوان
پزشک آنلاین در تاریخ 22 شهریور ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 249
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
با سلام توصیه می شود زوجین برای معاینه و مشاهده قبل از ازدواج اقدام نمایند احتیاج به دارویی نیست .

برگرفته از : http://www.doctorshams.ir/ (دکتر محمد شمس اردکانی)


پزشک آنلاین در تاریخ 22 شهریور ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
اولا با سلام و تشكر از پاسخ و عنايت جنابعالي پسرم وقتي تنها 5/1 سال داشت و من برايش شير خشك مي گرفتم مي توانست پيمانه هاي شير را از يك تا 7 بشمارد و در 2 سالگي با استفاده از آموزشهاي تراشه هاي الماس مي توانست 24 كلمه را از روي نوشته بخواند( مانند: مامان - بابا - نان - قاشق - چنگال و ...) طوري كه باعث تعجب همگان مي شد . در سه سالگي همه رنگها را بخوبي (24 رنگ) مي شناخت و پس از پايان قصه ها به سوالاتي كه در مورد قصه گفته مي شد بخوبي پاسخ مي داد و شعرهاي كوچك مي خواند .طوريكه مدير مهدكودكش براي هوش زيادش در ميان بچه ها به ما تبريك گفتند و پيشنهاد كردند او را براي تست هوش نزد روانشناشي كه معمولا براي سخنراني به مهدكودك پسرم مي آمدند و پسر ايشان نيز در همان مهدكودك بودند ببريم . بهرحال پسرم در سه و نيم سالگي بسيار بازيگوش شده بود و در پارك يا خانه ديگران هميشه در حال فعاليت و دويدن وسركشي به اتاقها و آشپزخانه بود طوريكه باعث خجالت ما ميشد . در نزد دكتر نيز همانطور مشغول تكان خوردن و دويدن و سركشي و بازديد ظروف دكوري روي ميز و كنجاوي بيش از حد بود . و در نهايت تشخيص آيشان اين بود كه پسرم بيش فعال است و با معرفي به روانپزشك بايد تا دوازده سالگي دارو درماني شود. و اين مرا به وحشت انداخت . به فاصله يك هفته او را به دكتر متخصص روانشناس سرشناس ديگر بردم و ايشان با تست فرمودند چون فرزندم نه تنها كم توجه نيست بلكه سريع و مناسب جواب مي دهد و تنها علامتش فعاليت جسمي و كنجكاوي بيش از اندازه است ADPH ندارد و بلكه مشكلات مادرش اضطراب بيش از اندازه ( پس از 9 سال مادر شدن )و عصبي بودن پدر روي او تاثير گذاشته و او تنها نياز به بازي درماني دارد . ولي متاسفانه اين دكتر پس از دوهفته براي هميشه به تهران رفتند . پس از آن او را به يك روانكاو عالي در تهران برديم كه نظر ايشان هم آن بود كه پسرم نه تنها ADPH ندارد بلكه بسيار باهوش است و فقط بايد با بازيهايي مانند دو و شنا انر‍ژي زيادش تخليه شود . اما چون تهران براي ما دور بود اورا در تبريز نزد يك روانپزشك فوق تخصص كودك برديم كه ايشان فرمودند اصلا بيش فعالي يعني همين فعاليت بيش از اندازه كودك و بايد ريتالين بگيرد كه از دو ماه پيش روزي 2/1 و 2/1 ريتالين مصرف مي كند و از دو هفته پيش كه ريسپريدون نيز تجويز كرده اند كه چون اين دارو مخصوص بيماران اسكيزوفرني است در حاليكه پسرم هيچگونه افسردگي يا تخيلات غير واقعي نداردو اين دارو نبايد در كودكان زير 15 سال مصرف شود اين باعث وحشت ما شد واز دادن ريسپريدون به او خودداري كرديم . حال نياز به كمك بسيار داريم چون پزشكان مختلف در مورد فرزند ما نظرات مختلف دارند پس با اينكه مزاحم وقت شريفتان شدم علائم فرزندم را در مقايسه با علائم ADPH بيان مي كنم 1-دائما به اين طرف و آن طرف مي دود واز اشيا بالا ميرود . و پر سرو صداست ومدام حرف مي زند. 2-نمي تواند آرام در يكجا بنشيند و مدام مي جنبد (تنها هنگام ديدن برنامه تلويزيون و نقاشي ساكت مي شود.) 3-به نقاشي بسيار علاقه دارد و وقت بسياري صرف نقاشي مي كند (ولي بيشتر لاك پشت نينجا با تمامي خصوصيات مي كشد تا ساير چيزها) 4-اصلا دست به كارهاي خطرناك نميزند مانند دست زدن به بخاري وسوختن ،پريدن به وسط خيابان ولي از نرده ها بالا مي رود. و از خطري كه برايش پيش مي آيد بخوبي عبرت مي گيرد و ديگر آن كار را تكرار نمي كند و حتي وقتي برايش از خطر كاري توضيح مي دهيم هرگز آن كار را انجام نمي دهد 5-معلم مهدكودكش رابسيار دوست دارد و به گفته ايشان با محبت مي شود هر گونه حرفي را را به او قبولاند. 6-اغلب به سختي تحمل انتظار را دارد .ولي مفهوم نوبت را بخوبي مي داند و صبر مي كند تا در صف نوبتش برسد 7-وسط حرف ديگران مي پرد (مثلا موقع تلفن زدن مي گويد تلفن را به من بده ) 8-حرف شنوي زيادي از مادرش دارد و به 80% خواستهايش چشم مي گويد . اصلا نافرمان و لجباز نيست . 9- از معلمش نيز حرف شنوي بسيار دارد. 10-در مهد كودك در آموزشهاي پيش دبستاني ، مفاهيم رياضي ، مفاهيم علوم و نقاشي حتي در آداب صحبت كردن بسيار مودب و در غداخوردن بسيار تميز و مرتب مي باشد بطوريكه در همه موارد نمره بسيار عالي گرفته است حتي ذر كلاسهاي آموزش زبان THINY TALK تا 3A2 نمرات بالاي 90% گرفته است 11-علائم عدم دقت وتمركز حواس را نشان نمي دهد . 12-اختلال حافظه و تفكر در يادگيري از خود نشان نمي دهد .داستانها و فيلمها را بخوبي مي اموزد و تكرار و تعريف مي كند 13-اصلا پرخاشگر نيست و اسباب بازيها و خوراكيهايش را براحتي با بچه هاي ديگر تقسيم مي كند 13- در دوستيابي سريع است ، در پارك يا جاهاي نا آشناي ديگر سريعا با بچه هاي ديگر دوست مي شود و اصلا تنهايي بازي كردن را دوست ندارد 14- قبلا دائما از فعاليتي به فعاليت ديگري مي پرداخت. ولي پس از مصرف ريتالين ساكتر و آرامتر شده است و زمان بيشتري صرف يك كار مي كند. ولي فبلا هم تكاليف مهدكودك در خانه را بخوبي انجام مي داد. 15-خوب مي خوابد و خوب غذا مي خورد. 16- وسايل لازم براي انجام تكاليف مهدكودك ويا فعاليتهاي داخل خانه را گم نمي كند مثل مداد،مداد رنگي يا كتاب نقاشي . 17-دچارعقب ماندگي ذهني يا مشكلات عاطفي نيست . 18-معمولا از نظر ظاهر و لباس نه تنها كثيف و ژوليده نيست بلكه لباسي كه كمي خيس يا لك داشته باشد بلافاصله عوض مي كند خودش لباسهايش را تا و مرتب مي كند و ميتواند اتاقش و اسباب بازيهايش را مرتب و منظم كند. 19- حمام كردن و استخر وشنا و اسكيت و دوچرخه سواري و دويدن را بسيار دوست دارد. 19-اعتماد به نفس بالا دارد. 20-اضطراب ندارد 21-سازگاري اش خوب است . 22-ترسو نيست. 23- پسرم فرزند اول خانواده است و 5 سال دارد و پدر و مادرش هر دو ليسانس هستند و مادرش پس از بدنيا آمدن او مدت سه سال دياليز و سپس پيوند كليه كرده است طوريكه پسرم وقتي زبان باز كرد جزو اولين كلماتش وسايل مورد نياز دياليز مادرش بود . باتشكر منتظر جواب جنابعالي مي مانم تا بدانم اصلا فرزند من با اين علائم بيش فعال هست يا نه؟ و بايد ريتالين و ريسپريدون بگيرد يا نه ؟
باسلام و خسته نباشيد دكتر من زني 40 ساله هستم كه در يك محيط اداري نسبتا" وسيع شاغل هستم . از مدت 3 سه سال پيش متاسفانه با فردي از نزديكانم كه نسبت خيلي نزديك البته نه خواهر يا برادر بعلت اينكه در نبود من بدون اجازه وارد دفترم شده و به بهانه خرابي كامپيوتر وارد ايميل هاي شخصي من شد و با ديدن ايميلي كه من به يكي از آقايون همكارم كه ايشان نزديك به 8 سال رابطه دوستي ( 000) با من دارد متوجه ميشود و با مشاهده ايميل هاي شخصي من به ايشان به نزد آن شخص رفته و عنوان ميكند كه من از ايميلهايي كه فلاني براي شما ميفرستد اطلاع دارم و آن شخص با من جر و بحث كردند كه چرا مواظب نبودم و من متاسفانه از آنجايي كه بيشتر ناراحتي آن شخص برايم مهم بود تا اينكه فاميلم از ايميل هايم سر در بياورد متاسفانه و متاسفانه با ايشان برخورد جدي نكردم فقط سعي ناراحتي آن شخص را برطرف كنم كما اينكه تا حالا ضربه اش را ميخورم ولي خانم دكتر من نمي توانم اين فاميلم را ببخشم و تا حالا هم با ايشان قهر هستم و ديگر نمي توانم تحملش كنم متاسفانه دفترهايمان خيلي به هم نزديك است چند بار تصميم گرفته ام كه جايم را عوض كنم ولي حقيقتا" مشكل كاري ندارم .با توجه به اينكه آن شخص با فاميلم برخورد جدي نكرد و عنوان ميكند كه اين فاميل شما فردي عقده ايي - فضول و خطرناك ميباشد بنابراين بايد كجدار مريض با ايشان رفتار شود تا منجر به كارهاي خطرناك ديگري ننمايد و من اين حرف را قبول ندارم خلاصه اينكه واقعا" برايم محيط اداري غير قابل تحمل شده گاهگاهي به سرم مي زند كه استعفا بدهم اما به نظر شما بعد از 15 سال كاركرد حيف نيست؟ خواهش مي كنم راهنمائيم كنيد خيلي عذاب مي كشم. چون شما هم از جنس من هستيد و ميدانم كه دركم مي كنيد.
سلام آقاي دكتر خسته نباشيد چند روز پيش سوالي فرستاده بودم تحت اين عنوان كه موهايم بسيار زبر و خشن و سيخ سيخ است و ساقه و ريشه برخي از موهايم بشدت سياه شده و سطح آن ناهموار و وز شده و شما براي حل مشكلم استفاده از شامپوي مخصوص موي خشك بهمراه نرم كننده را توصيه كرديد اما من حداقل هر دو روز يكبار و حداكثر هر 5 روز يكبار موهايم را با شامپوي مخصوص موي خشك مي شويم و بعد از آن حتما از نرم كننده مو استفاده مي كنم و پس از خشك شدن مقدار كمي روغن زيتون مي مالم و با اين وجود اين مشكلات را دارم و چون موهايم را كوتاه كرده ام موقع روسري سركردن موهايم خم مي شود و در پوست سرم مي رود و ايجاد سوزش و خارش مي كند . خواهش عاجزانه دارم اين بار نيز مرا راهنمايي كنيد . با تشكر از لطفتان
با سلام خدمت دكتر والي پور آقاي دكتر فرموديد در جواب سوال من فرموده ايد كه به نوعي از افسردگي دو قطبي مبتلا شده ام امكان رفتن به دكتر روانپزشك براي من ميسر نيست چرا كه من هر روز با نامزدم هستم و نمي خواهم نامزدم از اين ماجرا باخبر شود لطفا اگر مي شود مرا راهنمايي كنيد كه چطور مي توانم با شما تماس بگيرم و چگونه خود را درمان كنم و از چه دارويي استفاده كنم . به دليل مسافت زياد امكان مسافرت به اصفهان نيز وجود ندارد
با سلام اقاي دكتر سال گذشته با پسري اشنا شدم كه دانشجوي دكتري بودند ما باهم قول وقرار ازدواج گذاشتيم و رابطه خودمان را با اطلاع خانواده من اغاز كرديم بعد از اينكه ايشان به ديدار من امدند ماباهم رابطه جنسي برقرار كرديم از انجايي كه من دانشجو بودم و تنها هروقت ايشان ميامد چند شب بامن بود البته خدا شاهده كه من بهش اعتماد كرده بودم و خانواده من هم ميدانستند و به قولي من منتظر بودم كه براي خواستگاري بياد البته بگويم كه من در حال درس خواندن براي ارشد بودم و از مهرماه ما رابطه داشتيم و قرار بود ايشان بهمن ماه بعد از كنكور براي خواستگاري بيان در همين حين بعد از برقراري اولين رابطه جنسيمون البته ما دخول نداشتيم از ترس حامله شدن ايشان به من اصرار كردن كه قرص ضدبارداري بخورم و منم 4تا قرص رو با هم خوردم باترس زيادي كه داشتم شب وروز كارم گريه بود و ايشان بخاطر مشكلات خانوادگي ازمن دور بودن و گفتن كه باهاشون تماس هم نداشته باشم بعد از يك هفته در زمان پريودم سردرد بسيار وحشتناكي گرفتم كه غير قابل تحمل بود و ايشان نيز تا ان روز كاري به من نداشتند و همين باعث ترس 100برابر م شده بود به علت سردرداي زياد به متخصص مغز و اعصاب مراجعه كردم البته متخصص زنان به من گفت كه به خاطر مصر ف اين قرصها دچار سردرد شدي لازم به ذكر است اين اقا از من خواسته بودند كه من براي ارشد حتما درس بخوانم و قبول بشم در ادامه مريضي بنده دكتر به من قرص كلو پامين دادند و متاسفانه بنده همه عوارض اين قرصو به صورت وحشتناكي گرفتم و تا خود كنكور مريض بودم و خانوادم منو به منزل بردن و تحت مراقبت قرار دادند بماند كه ايشان بازهم پيش من امد و رفت داشتند تا اينكه من بهشون گفتم اينجوري مريض شدم و توان درس خوندن ندارم ايشان هم به راحتي رابطشونو بامن كم كردند و بعد از كنكور و عيد هم كه قرار بود به خواستگاري من بيان با كلي بحث و دعوا به من گفتند كه تو درس نخوندي ومن نميام در حالي كه چه من درس ميخوندم چه نميخوندم ما قرارمون عيد بود و نتايج ارديبهشت ميومد با اين حساب من صبر كردم و گفتم شايد مشكل داره اما بعد از مدتي گفت من اصلا نميتونم تورو ارضا كنم و تصميم گرفتم از ايران هم برم ونااميد شدم خلاصه با اين همه حرف زدن من تا بحال و اصرار من واينكه كارت درست نبوده و من اسيب ديدم وبه تو اعتماد كردم از ايشان انكارو همچنين ميگن كه كه سعي كن همه چي رو فراموش كني من از ايده الام كوتاه نميام و اصلا بهتره فراموش كني و فكر كني اشتباه كردي اقاي دكتر من بسيار در مقابل خانوادم سرافكنده شدم البته اونا به من چيزي نميگن ولي من بسيار پرخاشگر شدمم و اعصابشونو خرد ميكنم ضمن اينكه با تمام روز وشبايي كه با اين اقا سر كردم و مدام به فكرش بودم وبه قولي برناممو باهاش ريختم ديگه به كسي نميتونم اعتماد كنم و به خودكشي هم فكر ميكنم ضمن اينكه من اسيب ديدم و نميتونم با كس ديگه هم ازدواج كنم خواهش ميكنم جواب منو بدين چون خيلي داغونم و اصلا نميدونم چيكار كنم واقعا من چقدر مقصربودم؟ با تشكر اقاي دكتر اگر اينجا امكانش نيست لطفا بهم ميل بزنين fosfor_2006@yahoo.com

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed