جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
101با سلام من ۳۶ سال سن دارم با تحصیلات لیسانس کارمند هستم مجرد می باشم اخیرا با دختری ۳۰ ساله با تحصیلات فوق لیسانس با درخواست خواستگاری من شروع به اشنایی نموده ایم پس از ۳ جلسه اشنایی متوجه شدم که ایشان گرم مزاج می باشند یعنی خودشان عنوان کردند که شدیدا لمسی هستند و دوست دارند که لمس شوند . در حالی که من از لحاظ جسنی کاملا معمولی می باشم . از این گذشته ایشان یک شب از من درخواست چت سکسی کردند و من هم با کمال ناباوری پذیرفتم و در طی این چت ایشان عکس از اندام خود برایم می‌فرستادند و با در خواست مکر ر ایشان این امر تا ساعت ۴ بامداد طول کشید و فردا ان شب با درخواست من یک قرار ملاقات حضوری برقرار شد و ایشان اندام خود را به راحتی به صورت برهنه در اختیار من قرار دادند و حتی به راحتی با الت تناسلی من سکس دهانی داشتند و..... حالا این رفتار این شدیدا مرا دچار سو ظن نسبت به گذشته و احیانا اینده ایشان کرده و نمی توانم تصمیم گیری بکنم نسبت به ادامه اشنایی و ازدواج . در حالی که ایشان شدیدا نسبت به من ابراز علاقه میکنند. از شما عاجزانه خواهشمندم مرا دلسوزانه راهنمایی بفرمائید در رابطه با ازدواج یا قطع رابطه در همین مرحله.28 مهر 1395، 03:23 ب.ظ
102سلام پسری هستم 15 ساله که من متاسفانه توبه ام را شکستم ( که بار اولم هم نبود ) و عکس های بدی را در اینترنت سرچ کردم و چیز های بدی دیدم و در اون زمان فکر هایی به سرم امدند و آنها این بودند ( نکند با انجام این گناه خدا از دستم ناراحت شود و آینده ام سیاه شود) و بعد از این فکر این فکر به سرم امد که( حالا بعدش دوباره توبه میکنم). این یعنی سواستفاده از رحمت بخشش خدا و در همان زمان که این فکر ها به سرم میزدند عکس های بد دیگری سرچ میکردمو نگاه میکردم، اما حالا پشیمانم و توبه کردم آیا فکر هایم تحقق پیدا میکند؟؟؟ و آیا خدا مرا میبخشد ؟؟؟28 مهر 1395، 03:16 ب.ظ
103سلام قرص های ویاگرا به چه صورت مصرف شوند بهتر است؟من وقتی ویاگرا مصرف میکنم تا بعد از ظهر روز بعد کمی سر درد دارم .آیا این قرص ها به صورت طبیعی هم در داروخانه ها هست؟اگر هست نام آن را بنویسید. متشکرم25 مهر 1395، 12:01 ب.ظ
104آیا عوارض خودارضایی بعد از ترک آن از به طور کامل کامل از بین میرود؟(در پسران)25 مهر 1395، 11:59 ق.ظ
105سلام, دختری ۲۷ ساله هستم. غرایز جنسی بسیار قوی دارم, اما متاسفانه تاکنون شرایط ازدواج برایم مهیا نشده, مدتی است از آنجایی که پدرم فوت شده و از مادرم اجازه گرفتم با پسری خطبه محرمیت خوانده و رابطه داریم. بکارت من ارتجاعیست و بارها در حد دخول از واژن هم رابطه داشتیم اما من تا به حال حتی یک بار هم ارضا نشدم و ناچار همانن سابق خودارضایی میکنم, این مشکل شدیدا به من فشار روحی و روانی وارد کرده , خصوصا اینکه برای رضایت شریکم از رابطه و دلسرد نشدن اون تظاهر به ارضا شدن میکنم. گرچه اون تمام تلاشش رو میکنه ولی من همچنان ناکام موندم. خواهش میکنم کمکم کنید. اگر این مشکلم حل نشه من هرگز ازدواج دایم نمیکنم25 مهر 1395، 11:58 ق.ظ
106با سلام. زنی سی ساله هستم و حدود سه سال و نیم از ازدواجم با مردی بسیار مذهبی می گذره. خیلیزود باردار شدم و الان پسر دوساله دارم. همسرم بشدت تمایلات جنسی داره تا حدی که در دورانی که من امکان نزدیکی به دلیل شرعی ندارم به همسرم سخت می گذره و بارها و بارها این مسئله رو به من هم گوشزد می کنه تا حدی که قبل زا شروع این دوره من استرس زیادی بدلیل رفتارهای همسرم تحمل می کنم. متاسفانه نزدیک به دو ساله که همسرم با شبکه های اجتماعی هم بشت خو گرفته و چندین بار از ارتباطش با خانمهای دیگه و تقاضاهای غیر شرعی همسرم از این خانمها مواجه شدم تا حدی که بعضی مواقع به دروغ به آنها می گوید که از من جدا شده یا اصلا ازدواج نکرده و اصرار به دیدنشون داره. از همه بدتر این مسئله است که بتازگی متوجه شدم همسرم خودارضایی می کنه و این مسئله تا حدود زیادی امنیت روانی من رو ازم گرفته. ازتون خواهش می کنم کمکم کنید در ضمن خود من بعد از نزدیک چهار سال که تقریبا هر رو با همسم نزدیکی داشتم هنوز به ارضای جنسی نرسیدم اما برای اینکه همسرم اذیت نشه در این مورد باهاش صحبت نکردم حالا این که می بینم همسرم براحتی از خودارضایی کردنش با من صحبت می کنه برام عذابه الیمه. خواهش می کنم کمکم کنید25 مهر 1395، 11:54 ق.ظ
107سلام جوانی هستم 26ساله،از 13.5سالگی تقریبا استمنا کردم,البته اولش نمیدونستم دارم چیکار میکنم، این موضوع اینقدر سدید شد که درس و زندگی و شرایط روحیم رو بشدت آسیب زده بارها اقدام به ترک کردم اما نتونستم بعد مدتی سراغم اومده،بیشتر از همه جسم و روح و تحصیلاتم آسیب زده،با اینکه در اوج موفقیت ها بودم الان بخاطر همین تمرکز حواس اصلا ندارم و مدت هاست از سر کنجکاوی و شهوت سایت های پورن رو نگاه کردم،زود انزال هم شدم و زود رنج،بیشتر درس و آینده و کارم رو آسیب زده که بی نهایت نا امیدم کرده،بارها خواستم ازدواج موقت کنم اما چون برای آینده با همسرم ارزش قائلم اینکارو نکردم اما الان درمانده ام، همه چیزم رو بخاطر اینکار از دست داده ام و غریزه جنسیم بالاست،کاریش هم نتونستم بکنم با کار زیاد،درس،ورزش و.. درست نشده،الان هم شدیدا منزوی شدم، مشکلات زندگی هم دارم،بغیر اینها استرس زیادی بهم وارد میکنه شما بگین واقعا چیکار کنم مشاوره روانشناسی میتونه بهم کمک کنه،اینکه این مسائل رو مطرح کنم،شرم آوره ولی میخوام درست بشه،قبلا پیش مشاور رفتم سالها پیش اما فایده نداشت،کاری نکرد برام،پولکی بود بنظرم درس و تحصیلات و کارم که بهم ریخت نا امیدم کرده، کنکور و ادامه تحصیل هم خواستم بدم بخاطر این موضوع تمام وقتم از دست رفت و آشفته و نا امید ترم کرد25 مهر 1395، 11:51 ق.ظ
108با سلام . زنی هستم ۳۲ساله دو فرزند دارم . سایز سینه من روز به روز رو به تحلیل هستش قبلا خوب بود اما الان مثل دختر بچه ها شدم.ورزش ماساژ انجام دادم اما شل تر و کوچکتر از قبل شدن . آیا راهی دارویی هست که لااقل بشن ۷۵25 مهر 1395، 11:48 ق.ظ
109سلام ؛ پسری 22 ساله هستم ، دانشجوی یکی از رشته های فنی مهندسی ِ سراسری ، تو یکی از شهرستان های دور از منزل . متاسفانه از 7 سال پیش درگیر استمنا شدم . حدود 4 سال هم هست که تمام تلاشم رو کردم که این مساله رو تمومش کنم . هر راهی هم که بگین رفتم ( از دوری از تنهایی ، کنترل غذا ، ورزش ، نماز ، سرگرمی گرفته تا دوری از جنس مخالف و نگاه و ... ) . موثر ترینشون 1 ماه دوام اورده ، بعدش روز از نو ، روزی از نو ( الان با توجه به شرایط ، میانگین هفته ای یکی دوبار درگیر این مساله میشم .) چند وقته که به فکر رابطه با دوست دختر افتادم ، ولی به دلایلی که میدونین ، نمیخوام سمت این راه برم . قصد ازدواج داشتم که مادرم به خاطر اینکه هنوز درسم تموم نشده و کار ندارم ( از سربازی معافم )، راضی نشدن و شخص مورد نظر هم پرید . خانواده ی من هم ازدواج موقت رو کلاه شرعی واسه رفع نیاز میدونن و به شدت مخالف صیغه هستن . ( در حدی که وقتی عموی من ، خانمی را صیغه کرد ، از خونه انداختنش بیرون . ) حالا اگه ممکنه شما ، منو که حداقل تا 3-4 سال دیگه امکان ازدواج ندارم رو راهنمایی " عملی " کنین که چجوری هم نیازم بر طرف شده باشه ، هم گناه نکرده باشم . ممنون25 مهر 1395، 04:08 ق.ظ
110آيه 82 سوره انعام چيست؟25 مهر 1395، 04:03 ق.ظ
111لقب امپراطوران ژاپن21 مهر 1395، 12:40 ب.ظ
112سلام من حدود یکی دوماهی منی ازم خارج میشد ولی فکر میکردم ادرار است و غسل نمیکردم یعنی نمازم راهم نمیخواندم حال دو سوال دارم1 حکم غسل نکردنم چیست 2 نماز هایم را دوباره بخوانم یا نه18 مهر 1395، 10:39 ب.ظ
113سلام من دختری مسلمان هستم مدتی پیش بطور اتفاقی و اینترنتی با پسری آشنا شدم وبطورتفریحی به هم پیامک میدادیم تا اینکه او به من اظهارعلاقه کرد کمی بعد فهمیدم که مسلمان بوده اما از دین خارج شده و حتی خدا را قبول ندارد...میخواستم بدونم آیا ارتباط عادی و حرف زدن عادی ما باهم در شرایطی که به اوگفتم حاضر به ازدواج با او نیستم از نظر شرع اشکالی دارد؟18 مهر 1395، 10:35 ب.ظ
114سردار دلاور امام علی که بود؟16 مهر 1395، 02:46 ب.ظ
115معادل فارسی الاستیک16 مهر 1395، 02:41 ب.ظ
116"روز جهاني کودک" چه روزي است؟16 مهر 1395، 02:31 ب.ظ
117سلام دختری۳۳ساله هستم ک از نوجوانی بدون آگاهی ب خودارضایی مبتلا شده بودم البته بصورت فکری و بدون تحریک جسمی و حدود۲۰سالگی متوجه شدم ب چه چیز مبتلا هستم و برای ترک آن تلاش کردم و گاه موفق بودم گاه نه،حتی یکبار۲سال از این عمل فلاصله گرفتم،اما باوجود تمایل شدیدم ب ازدواج هربار ب دلیلی موفق ب ازدواج نمی شوم و هرخواستگار روی من از نظر مقابله با این گناه تاثیر منفی دارد،مثلا در آخرین مورد ک جواب هردو طرف مثبت بود و به هم علاقه زیادی داشتیم اما ب هم خورد،بعد از آن فکر آن پسر را ب هیچ صورت نمی توانم از ذهنم خارج کنم مخصوصا چون می دانم او هم ب من علاقه درد و همیشه منتظر برگشت او هستم، شدیدا ب این گناه گرفتار شدم ب حدی ک احساس جنون فکری دارم و سردرد می گیرم، درحالی ک قبل از آن ب خوبی از این عمل فاصله گرفته بودم،اگر بهترین راه مقابله با این گناه ازدواج است چرا خدا برای ازدواجم کمکم نمی کند و کسانی ک جواب مثبت میدهم ب طرز عجیبی بهم می خورد بطوری ک فکر می کنم فقط خواست خدا مانع ازدواجم است،حتی از خدا می خواهم ک گسی شبیه ب خودم را سرراهم قرار دهد تا نجات پیدا کنم،اما...اگر خواستگار راه ندهم چطور ازدواج کنم؟اگر راه بدهم با آثار مخرب بعد از آن روی افکارم چه کنم؟و حالا با این جنون فکری ک ب آن پسر پیدا کردم و ازپس آن برنمی آیم چه کنم؟15 مهر 1395، 03:19 ق.ظ
118سلام علیکم دختری هستم ک عاشق پسری شده ام ک نا اهله و ایمان درستی نداره و اهل دختر بازیه و اطلاعی از علاقم نسبت ب خودش نداره همیشه یه حسی بهم میگه ک کار من ب ازدواج ختم میشه و من قبلش میتونم سر به راهش کنم راهنمایی لطفا.15 مهر 1395، 03:00 ق.ظ
119سؤالی دارم که البته در موردش شک دارم یا بهتر است بگویم فکر می کنم اشتباه است می خواستم با شما مشورت کنم. دختری 22 ساله و دانشجوی ترم 4 هستم در شهر غریب درس می خوانم همیشه بر این داشتم که بر اعتقادم پا بر جا بمانم همیشه مراقب خودم باشم که هیچ وقت پا به ارتباطات دوستی دختر و پسر نگذارم. بارها این اتفاق افتاد و بودند پسرهایی که پیشنهاد می دادند و به نتیجه نمی رسیدند با اینکه از قصد آنها آگاه نبودم اما کاری نکردم که پشیمان شوم. قبل از اینکه ماجرای خودم را تعریف کنم می خواهم بگویم من هنوزم بر عقیده خودم استوار هستم و با این عقیده که انسان جایزالخطا است از شما کمک می خواهم فقط به طوری گمراه شده ام و شاید به این خاطر است که زیادی به خود اطمینان دارم اوایل ترم 3 بود که با یک آقای 26 ساله به طور اتفاقی در حالی که شماره یکی از همکارانش را مدنظر داشت با عجله و گرفتن اشتباهی یکی از شماره ها شماره مرا می گیرد متوجه می شود که اشتباه گرفته است ماجرا تمام می شود تا 1 ساعت بعد که او اس ام اس می دهد این رویه تقریبا برایم آشناست چون ممکن است پسری شماره ای بگیرد و چون صدای دختر است مزاحم شود. او خیلی با شخصیت و متین صحبت می کرد اما من گفتم اشتباه گرفته و تماس نگیرد ماجرا ادامه پیدا کرد تا چند روز البته فقط از طرف او و من هیچ جوابی نمی دادم با خودم گفتم شاید اگر جوابی نگیرد خسته شود اما وقتی بعد از 10 روز خودم خسته شدم به او جواب دادم که چرا دست از سر من بر نمی دارد من از همه مردها متنفرم اون لحظه چیزی جز این به ذهنم نرسید که بگم و قطع کردم. از طریق اس ام اس سعی کردم او را قانع کنم که من اهل دوست شدن نیستم او اول فکر می کرد حتما گذشته تلخی دارم یعنی با کسی دوست بودم که اینگونه برخورد می کنم اما اشتباه می کرد. او خودش را معرفی کرد از خودش و کارش برایم گفت همه از طریق اس ام اس صورت گرفت البته دروغ نگویم 1 یا 2 بار به صورت تلفنی همه چیز را برایم گفت. از حرف هایش فهمیدم که هر دو متولد یک شهر هستیم اما او بزرگ شده شمال است. 2 یا 3 سال است که برای کار به زادگاهش (شهر پدریش) آمده و زندگی می کند البته اکنون خانواده اش نیز به اینجا نقل مکان کرده اند. به مرور زمان فهمید کجا درس می خوانم و رشته ام چیست آن موقع بود که گفت حتما به دیدنم می آید من هیچ وقت از خودم برایش نگفتم حتی اسم واقعی ام را نگفتم. بعد از 1 ماه و چند روز او به دیدنم آمد و با من تماس گرفت و گفت من آمده ام. او واقعا آمده بود ولی من باور نداشتم مسخره ام نکنید ولی مطمئن بودم که نمی آید. آخر هیچ پسری حاضر نمی شود بدون اینکه دختری را ببیند به او علاقه مند شود. گفت از تو و اخلاقت خوشم آمده و دوست دارم بیشتر با هم آشنا شویم. باید بگویم آدمی نیستم که با این حرف ها خام شوم واقعا نیستم اگر بودم لازم نبود به خودم دروغ بگویم. منی که تا به حال به پسری نگاه نکرده و در ذهنم تصوری از هیچ پسری نداشتم به یک لحظه مهرش به دلم نشست. او گفت تو همان دختری هستی که در ذهنم و در عشقم منتظرش بودم و تو با همه دخترهایی که تا به حال دیده ام فرق می کنی. من تقریبا می توانم این چیزها را درک کنم و بفهمم چون مدتی است کتاب های مربوط به ازدواج و روابط دختر و پسر و زندگی خوب داشتن می خوانم و بی شک می توانم بگویم پسر خوبی است چون با صداقت کامل از زندگیش گفت از گذشته اش از اینکه نمی خواهد از همین ابتدا چیزی را پنهان کند به قول خودش ماه هیچ وقت پشت ابر نمی ماند. گفت تقریبا 1 سال با دختری دوست بوده که آن دختر او را از همه لحاظ ارضا داشته اما بعدها می فهمد که به او خیانت کرده و او عقد کرده مردی دیگر است بعد از آن از همه دخترها متنفر می شود قسم می خورد که دیگر عاشق نشود تا اینکه با من آشنا می شود گاهی می گوید ای کاش گذشته ای نداشتم او را اذیت می کند ای کاش این اشتباه را نمی کرد شاید به این خاطر است که فکر می کند من با بقیه فرق می کنم گاهی می گوید کاش در گذشته با من آشنا می شد یا زودتر از اینها با من آشنا می شد. شک ندارم که مرد زندگی است در عشقش پایدار است اهل لذت و هوس خواهی نیز نیست همه به من ثابت شده. به مرور زمان مرا شناخت فهمید از چه خانواده ای هستم حتی خانواده پدر و مادرم را نیز می شناسد. از همان ابتدا در مورد من تحقیق می کرد. حرف او این است که اول به یکدیگر ثابت شویم بعد صحبت با خانواده. فکر می کردم هرگز دوستش نخواهم داشت و هیچ چیز به ما ثابت نخواهد شد اما الان بی شک می گویم که دوستش دارم. من به او به عنوان دوست پسر نگاه نمی کنم او برای من کسی است که دوستش دارم این ارتباط هر دویمان را اذیت می کند این از نگاهش از حرف زدنش می فهمم و حس می کنم با اینکه از هم جدا هستیم کیلومترها فاصله داریم و یکدیگر را نمی بینیم حال به گفته او من همان کسی هستم که به دنبالش بود من به او ثابت شده ام و از من راضی است اما موقعیت صحبت با خانواده ها را ندارد تقریبا تا 2 یا 3 ماه دیگر. پایه آشنایی ما دوستی نیست مطمئنم. از این ارتباط پنهانی هر دو اذیت می شویم همینطور به خاطر کابوس های شبانه ای که به سراغش آمده که تقریبا شبیه به داستان های سریالی است که در ماه رمضان پخش می شد که نامش در ذهنم نیست. به همین دلیل به سراغ فردی با ایمان که امام جماعت یکی از مساجد است رفت و همه چیز را برایش از اول تعریف کرد بی کم و کاست. به آن آقا گفته که بر روی من نظر ازدواج دارد نه قصد دیگری. فقط موقعیت مناسب برای صحبت با خانواده ها را تا مدتی کوتاه دیگر ندارد. در اینجا نمی دانم چه شد که امام جماعت به او گفت می توانید محرم شوید تا زمانی که موقعیت به دست آید. به آن آقا گفته که خانواده ها در جریان نیستند اما آن آقا گفته چون هر دو بالغ هستید و سن قانونی دارید و اینکه واقعا از روی قصد نباشد ایرادی ندارد که فقط بین خودتان و خدای خودتان جملات محرم شدن به صورت صیغه (عقد موقت) بیان کنید. این را هم بگویم که هیچ چیز غیر شرعی بین ما نبوده و نیست. حال می خواهم بدانم آیا این موضوع صحت دارد؟ چون برای هر دویمان سؤال است حتی به مرجع تقلید نیز مراجعه کردیم اما جوابمان را نگرفتیم آخر اگر صحت داشت هر دختر و پسری می توانستند به هم محرم شوند؟! آخر برای ازدواج یک دختر مجرد اجازه پدر لازم است چه موقت چه دائم؟! سؤال دیگری نیز دارم که فقط برای خودم پیش آمده طبق حرف هایی که گفتم او به طور کامل مرا می شناسد اما من فقط به طور معمول از خودش اطلاعات دارم. نمی خواهم بی گدار به آب بزنم و خودم را بدبخت کنم. او از موقعیتش حرف زد. به من بگویید چگونه با او صحبت کنم تا بفهمم در چه موقعیتی است شاید توانستم به او کمک کنم. آخر در سنی قرار دارم که خواستگار زیاد دارم و نمی دانم چه کنم. دلم راضی نمی شود آنها را ببینم!به من کمک کنید که چگونه با او صحبت کنم؟ او پسر خوبی است و واقعا عاشق! به دنبال یک عشق واقعی است از خودش هیولایی ساخته که فکر می کند به اجبار تحملش می کنم. ممنون می شوم کمکم کنید.15 مهر 1395، 02:51 ق.ظ
120قبل از اینکه سؤالم را مطرح کنم ابتدا اطلاعاتی در مورد خودم می دهم که احتمالا به پاسخگویی شما کمک کند. من یک پسر بیست ساله هستم که در دانشگاه تهران تحصیل می کنم در خانواده مذهبی بزرگ شده ام و خودم هم به عنوان یک بچه مذهبی شناخته می شوم. اکنون وارد اصل سؤالم می شوم. قضیه این است که من علاقه به تحصیل دروس حوزوی داشتم ولی وقتی شرایطم را بررسی کردم دیدم که الآن نمی توانم به حوزه بروم. علت علاقه من برای رفتن به حوزه این است که فکر می کنم مطمئن ترین جایی است که می توانم اندیشه های اسلامی پیدا کنم و در اصل آن گونه که دین می خواهد زندگی کنم. البته نسبت به حوزه انتقاداتی دارم. ضمنا اگر در جریان باشید کنار دانشگاه تهران یک حوزه دانشجویی هست به نام شهید بهشتی. کلاس هایشان چهارشنبه و پنجشنبه است که دانشجوها بتوانند شرکت کنند. به آنجا هم سر زدم و جویای اوضاع آنجا شدم ولی دیدم که فرصت شرکت در آنها را ندارم. البته اگر جایی باشد که افراد مورد اعتماد پیشنهاد کنند و اهمیت قضیه روشن شود، آدم حاضر می شود که وقت بگذارد و برود. خوب است این را هم بگویم که اصلا دلیل عمده ای که باعث شد از رفتن به حوزه صرف نظر کنم این بود که چندان برایم روشن نبود که برای چه می خواهم به حوزه بروم و هدفم چیست؟ یعنی آن قدر مصمم نشده بودم که بتوانم برای رفتن به حوزه، درس دانشگاهم را رها کنم و در جهت مخالف جریان فعلی اطرافم حرکت کنم و مثلا بتوانم اطرافیانم را قانع کنم. خلاصه اینکه فعلا نمی توانم به حوزه بروم ولی می خواهم در زمینه مسائل اسلامی فعالیتی انجام دهم. البته یکی از ایده هایی که در ذهنم دارم این است که بعد از تحصیل در دانشگاه به حوزه بروم که قطعی نیست. حالا شما بفرمایید که من چکار کنم؟ چیزی که خودم به نظرم رسیده این است که به کمک یک نفر راهنما یک سیر مطالعاتی را آغاز کنم. یا اینکه اگر کلاسی باشد در حدی که خیلی وقت نگیرد در آن شرکت کنم. البته یک نکته مهم این است که ان شاءالله سعی دارم که با فراگیری علوم اسلامی در راه انسان شدن پیش بروم و اگر خدا بخواهد در راه اصلاح جامعه گام بردارم و صرفا خواندن کتاب های مذهبی و جمع آوری اطلاعات را نمی پسندم. لطفا یک سؤال دیگر را هم جواب دهید و آن اینکه به نظرشما تصمیم بنده در مورد نرفتن به حوزه درست بوده؟ (و سؤال اصلی من این است که با فرض اینکه حوزه نروم چکار کنم؟) سعی کردم تا حد امکان نظراتم را بیان کنم، منتظر جواب شما هستم.15 مهر 1395، 02:39 ق.ظ
121بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است: 1- عفت 2- ازدواج دائم 3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری) من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام. من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است. توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست. امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.15 مهر 1395، 02:29 ق.ظ
122سلام علیکم دختری هستم ک عاشق پسری شده ام ک نا اهله و ایمان درستی نداره و اهل دختر بازیه و اطلاعی از علاقم نسبت ب خودش نداره همیشه یه حسی بهم میگه ک کار من ب ازدواج ختم میشه و من قبلش میتونم سر به راهش کنم راهنمایی لطفا.11 مهر 1395، 02:56 ب.ظ
123من دختر خیلی خیلی خجالتی هستم و به خاطر ترس از شب زفاف فکر ازدواج را از سرم بیرون کردم و نمیتونم به خودم بقبولونم که میتوانم به طور کامل برهنه جلوی یه غریبه که الان شوهرم بایستم چون تا الان حتی مادرم بدنمو ندیده و از این موضوع خیلی خجالت میکشم در حالی که در این مسایل خیلی حرفه ای هستم اما باز هم بسیار خجالتی هستم و از طرفی ترس هم دارم همه میگویند که با گذشت همون دقایق اول و نزدیکی خجالتم میریزد ولی من در همین گیر کردم که چجوری دقایق اول را سر کنم که خجالتم از بین برود لطفا راهنماییم کنید ممنون11 مهر 1395، 02:50 ب.ظ
124سلام علیکم دختری هستم ک عاشق پسری شده ام ک نا اهله و ایمان درستی نداره و اهل دختر بازیه و اطلاعی از علاقم نسبت ب خودش نداره همیشه یه حسی بهم میگه ک کار من ب ازدواج ختم میشه و من قبلش میتونم سر به راهش کنم راهنمایی لطفا.4 مهر 1395، 09:00 ق.ظ
125سلام پسری هستم 15 ساله که دیشب وقتی روی شکم دراز کشیده بودم بیضه راستم به صورت افقی قرار گرفت من سریع به پشت دراز کشیدم و خوب شد میخوام بدونم این پیچش بیضه بوده یا نه البته هیچ دردی هم نداشتم1 مهر 1395، 04:01 ب.ظ


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed