جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
76آمیزش جنسی در دوران نامزدی باید چگونه باشد؟3 مرداد 1396، 05:17 ب.ظ
77با سلام من 27 سالمه و تازه ازدواج كردم شوهرم در مورد روابط جنسي نزديكي از پشت خيلي اسرار داره ولي من مي ترسم ميخواستم اگر مومكنه من و راهنمايي كنيد كه ضرر داره يا خطرناك هست يا نه ? لطفا من و راهنمايي كنيد با تشكراز سايت خوبتون3 مرداد 1396، 05:04 ب.ظ
78با سلام .يك سال هست كه عقد كردم و حدود 3 ماهه كه سكس كامل دارم اما با دخول از وازن ارضا نميشم و ارضاي من تنها از ناحيه ي بيرون ألت تناسلي انجام ميشه. اين مساله من و همسرمو خيلي نكران كرده.ايا قابل درمان هست؟ و يا نياز به مصرف دارو ي خاصي داره ؟ ممنون از توجه و راهنمايي شما.3 مرداد 1396، 05:00 ب.ظ
79اثبات وجود خداوند، در کوتاهترین کلام چیست؟3 مرداد 1396، 11:24 ق.ظ
80دختري 24 ساله هستم با 51 كيلو وزن و164 قد .من ميخواستم شما قرصي يا دارويي قوي براي من معرفي كنيد كه باعث افزايش وزن بخصوص در صورتم شود چون من اشتهاي تقريبا خوب هم دارم ولي خيلي لاغرم .ديگر مثل قبل 4 سال پيش حتي با خوردن زياد اجيل وشيريني هم وزنم زياد نميشه از سيپروهپتادين هم كه كه دكتر تجويز كرده بود استفاده كردم 2 ماه ولي جز خواب الودگي چيزي ايدم نشد خواهش ميكنم يه داروي موثر كه روي بدن خشك من هم اثر كنه معرفي كنيد چون واقعا از اين وضع رنج ميبرم. در ضمن اشتهاي بسيار خوبي دارم. 2 هفته پشت سر هم تخم مرغ سرخ شده هنگام خواب خوردم كه فكر ميكنم كمي اثر كرد ولي ادامه اون برام مشكله. در ضمن كم خوني مينور هستم ولي هميشه قرص هاي اسيد فوليك واهن رو مصرف ميكنم ولي فكر نميكنم هر كسي كه كم خوني داره مثل من لاغره.2 مرداد 1396، 09:01 ق.ظ
81سلام من میخوام بدونم که چطوری باید درس بخوانم تا مدت طولانی یادم بماند2 مرداد 1396، 02:15 ق.ظ
82چگونه برنفس خود غالب شوم؟31 تیر 1396، 03:52 ب.ظ
83غریزه جنسی من فوران کرده است. عجیب هم فوران کرده. راهی هم برای ارضای آن به طریق مشروع ندارم. چون شغلی ندارم، به سربازی هم نرفته ام و سرمایه ای جز خودم ندارم (هم اکنون مشغول تحصیل هستم). پس ببخشید کدام مغز خر خورده ای دخترش را به من می دهد (علاوه بر اینکه گرفتن همسر تنها به دلیل جنسی نیز درست نمی باشد). صیغه هم که اسمش حلال است و در اصل یک فحشای مشروع در جامعه ما به حساب می آید (که البته در جامعه فعلی ما، با تفکرات حاکم بر آن به این شکل در آمده است). در قرن حاضر و با توجه به محرکات جنسی فراوان در جامعه، از فیلم های مستهجن گرفته تا انواع و اقسام محرکات جنسی موجود در اینترنت و ماهواره ها و دخترانی که با وضع زننده و تحریک آمیزی در جامعه حاضر می شوند (که هر بیننده ای را به این فکر می اندازد که این دختران خواهان برقراری ارتباط جنسی هستند)، شما بگویید یک جوان 22 ساله که در اوج دوران شهوت به سر می برد چه باید بکند؟ می دانم جواب شما چیست: می گویید پسرم توجه خود را به چیزهای دیگر مشغول کن، درست را بخوان، ورزش کن، از خداوند طلب کمک کن، دعا کن، تنها نباش تا فکرهای بد به ذهنت خطور نکند، خداوند به تو اراده داده است، توکل کن و ... تا شرایط برای ازدواجت مهیا شود و سپس خود را از آن طریق ارضا کن و اگر هم نشد، عفت و پاکدامنی را پیشه کن. بی شک جوابتان همین خواهد بود (جوابی کلیشه ای و تکراری). همانطور که می دانید نیاز جنسی از نیازهای فیزیولوژیک می باشد مانند نیاز به آب، نیاز به غذا و ... وقتی شما تشنه هستید باید آب یا یک نوشیدنی بیاشامید، نه اینکه مثلا نمک بخورید (چون تشنگی را افزایش می دهد). پس وقتی شما نیاز جنسی دارید باید آن را رفع کنید (شما می گویید با ازدواج، من هم با شما هم عقیده هستم. ولی وقتی شرایط ازدواج فراهم نشود چه باید کرد؟) هر وقت که با دوستان مجرد صحبت می کنیم بحث به طریقی به مسائل جنسی کشیده می شود. می دانید چرا؟ چون نیازی است که رفع نشده و صحبت کردن درباره آن کمی تسلی بخش است. دولت را نیز باید مقصر دانست زیرا شرایط مناسبی را برای ازدواج و کار جوانان، برای خرید مسکن و ... فراهم نکرده است. (با اینکه کلیشه ای و تکراری است ولی عین حقیقت است.) علاوه بر آن در اغلب شهرهای کشور نیز امکانات تفریحی و ورزشی و ... نیز برای جوانان فراهم نشده است که جوانان خود را با آنها سرگرم کنند ولی به یاد داشته باشید که جایگزینی «آلترناتیو» هم حدی دارد. این میل باید ارضا شود (حال خوب است هر چند ماه یک بار در خواب ارضا می شویم که البته لذتی ندارد و دردسر آن بیشتراست ولی باز تعادل روانی بهتری پیدا می کنیم). در ضمن خانواده ها نیز بسیار سختگیر شده اند و به جوانی که با ایمان و خوش اخلاق است ولی سرمایه ای ندارد دختر نمی دهند (حدیث داریم که به این افراد همسر بدهید) و همچنین درخواست مراسم های اعیانی و گرفتن مهریه های آن چنانی نیز عاملی شده است که جنس مذکر رغبتی به پیوند با جنس مونث نداشته باشد و عطای آن را به لقایش بخشیده باشد. در ضمن ما در برابر تبلیغات وسیع غربی ها در زمینه های جنسی چه کرده ایم؟ شما در اینترنت سری به سایت های شطرنجی یا همان مستهجن زده اید؟ می دانید چند میلیون از این سایت ها وجود دارد و هر ثانیه نیز بر تعداد آنها افزوده می شود. ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ به خیال خودمان آنها را فیلتر کرده ایم، در حالیکه کسی که آشنایی بسیار کمی با اینترنت و کامپیوتر داشته باشد می تواند به راحتی از این فیلترها عبور کند و در برابر حملات جنسی این سایت ها قرار گیرد. واقعا ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ نه شما بگویید ... (حتما می گویید شما اراده دارید، خوب به این سایت ها نروید ولی این جواب معقولی نیست.) ما فقط می گوییم به خدا توکل کن همه چیز درست می شود. درست است سر بند همه امور به دست اوست ولی ما نیز باید کاری کنیم، یعنی آموزه های دینی ما اینگونه می گویند نه اینکه بنشینیم و بگوییم خدا با ماست. البته غربی ها صاحب تکنولوژی هستند و به ما امکانات می دهند پس بر ما سوار می شوند و افکار جوانان ما را نیز هدایت می کنند. (ما باید به عنوان یک مسلمان شیعه جلوی آنها را بگیریم وگرنه اوضاع بدی در پیش روی ماست.) جالب اینکه اغلب تبلیغات و آموزش های غربی ها رایگان است ولی در کشور ما اینگونه نیست. (خود من در تابستان گذشته در کلاس های تجوید پیشرفته قرآن ثبت نام کردم در حالیکه 5000 تومان برای یکماه از من هزینه دریافت کردند.) از بحث اصلی دور شدیم. صحبت بر سر غرایز جنسی بود. حال شما ببینید اگر این نیاز برطرف نشود چه عواقبی دارد. (هم برای فرد و هم برای اجتماع): 1. تجاوزات جنسی که هر روزه اتفاق می افتد (برخی در رسانه ها انعکاس می یابد، ولی بیشتر آنها برای حفظ آبرو خاموش می ماند.) 2. مشغول بودن فکر در این باره و در نتیجه نداشتن تمرکز در کارها (درس خواندن، کار کردن و ... ) 3. قتل هایی که به خاطر مسائل جنسی به وقوع می پیوندد. 4. دیدن فیلم ها و عکس های مستهجن برای ارضای خود که تعادل روانی فرد را به تدریج به هم می زند. 5. جهان را به صورت جنسی دیدن و توهماتی از این قبیل که فرد را از دنیای واقع به دنیای خیال انگیز و بیهوده خود می برد. 6. فرد دچار حالات هیجانی از قبیل: خشم، افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، غم مرضی و ... می شود.(برای مثال چون فرد نتوانسته است خود را ارضا کند و در رسیدن به هدف خود ناکام مانده است حالت پرخاشگری به او دست می دهد.) 7. ورود افکار جنسی و شهوتی به ذهن و ساختن داستان های خیالی در مورد اهداف جنسی خویش، که زمینه را برای جرایم جنسی آماده می کند و بسیار خطرناک است. 8. تجاوز به همجنس یا ارضای خود به وسیله همجنس که گناهی بس بزرگ است. 9. زنا. 10. استمنا. 11. و ... تمام این موارد هم عواقب فردی دارند و هم عواقب اجتماعی، که عواقب اجتماعی آن بسی بیشتر از عواقب فردی آن است. (مجال بحث در اینجا نیست.) این را هم به یاد داشته باشید که این عواقب و نتایج در نتیجه عدم ارضای جنسی به وجود می آید. حال شما بگویید با توجه به این عواقب و گفته های بالا چه باید کرد؟ وقتی جوانی می بیند راهی برای ارضای مشروع نیست دست به انتخاب می زند که چگونه خود را ارضا کند و آبی بر آتش شهوت خود بریزد؟(استمنا کند، تجاوز به عنف کند، لواط کند، با دختری طرح دوستی ریخته و با او زنا کند و ...) خواهش می کنم این پرسش مرا به طور معقول و منطقی پاسخ دهید. (در صورت پاسخ ندادن، به رسالت خود که پاسخگویی است عمل نکرده اید.)31 تیر 1396، 03:36 ب.ظ
84مادرم پزشک و پدرم مهندس صنایع غذایی و بازنشسته است. هر دو متولد 38 اند. 3 برادر دارم. برادر بزرگم یک رقمی کنکور سال 79 بود. الان هم فوق لیسانس mba شریف می خواند. دانشجوی پزشکی سال چهارم شهید بهشتی ام. رشته ام را پدرم انتخاب کرد. به رشته خاصی علاقه نداشتم ولی از پزشکی متنفر بودم. دلیل دوری از مادر را در کودکی همین رشته می دانم. 21 ساله ام و بسیار مذهبی و می دانم جهاد اکبر من والدینم هستند اما دیگر نمی توانم با آنها مدارا کنم. از آنها خسته ام. از طرفی خواستگاران مناسبم هم به خاطر اینکه هم رشته نیستند رد می شوند در حالیکه من حتی آماده ترک تحصیلم و پدرم برای خواستگاران شرط ادامه تحصیل حداقل تا تخصص می گذارد. من از مادرم متنفرم؛ متنفر؛ بارها توبه کرده ام بارها خواسته ام عوض شوم ولی حالم از نگاه ها؛ طعنه ها و ... هایش به هم می خورد و می دانم وقتی زجر می کشم ولی به او لبخند می زنم خدا از من راضی است بر خلاف لحظه ای که در جواب تیکه آزار دهنده اش فریاد می کشم. برادرم مجرد است. او هم از رفتارهای مامان خسته است و می گوید من با این خانواده زن نمی گیرم. مادر و پدرم ظاهرا هر دو پاسدارند! می ترسم از اینکه مثل تمام دیگر زندگی ام؛ همسر و آینده زندگی ام را هم آنان انتخاب کنند ... هیچ کس حریف مادرم نمی شود هیچ کس. چون همه مان پای بند مذهبیم و راه ساکت کردن مامان فریاد است و معدود دفعاتی که این حالت رخ داده به روز نکشیده پشیمان شده ایم. بقیه را نمی دانم اما من دیگر نمی توانم. دچار افسردگی بودم دکتر فلوکستین برایم تجویز کرد بعد 1هفته دیگر نخوردم چون هم خواب های بد می دیدم و هم ریشه مشکلم را بی هیچ تغییر پا برجا می دیدم. مادرم راجع به لباس پوشیدنم؛ کجا نشستنم در مجلس و همه چیز من شدیدا دخالت می کند. حتی اگر برادرم می خواهد دو پیس عطر بزند می گوید یک پیس بس است. خلاصه دینم به من این اجازه را نمی دهد که جوابش را بدهم و الا از بعد احساس ٱن قدر سرشار از تنفر هستم که بتوانم هر کاری بکنم. چه می شود کرد؟ کمکم کنید. راه را نشانم دهید ... شما که با مذهب آشنایید ... به خدا دیگر ظرفیتم تکمیل شده ... . همانطور که می بینید من در خا نواده ای پرکار و خشن بزرگ شده ام، چگونه می توانم مثل آنها نباشم در صورتی که احساس می کنم شکل گرفته ام من نمی خواهم مثل مادرم با فرزندانم رفتار کنم و نمی خواهم مثل پدرم باشم خواهشا کمک کنید.31 تیر 1396، 02:26 ب.ظ
85باسلام من چندبار سوالمو پرسیدم ولی متاسفانه کسی جواب نداد پسرم وچهارماه دیگه ۲۰سالم میشه قدم ۱۶۶هست میخواستم بدونم افزایش قد با بارفیکس و حرکات کششی ممکن هست؟ تو رو خدا جوابمو بدید خیلی برام مهمه چون من دروازبان فوتبالم وقدم برا این پست مناسب نیست.30 تیر 1396، 06:58 ب.ظ
86سلام من میخوام بدونم که چطوری باید درس بخوانم تا مدت طولانی یادم بماند30 تیر 1396، 06:53 ب.ظ
87سلام علیکم ..من خانمی ۴۰ ساله هستم اصلا شاد نیستم ودرسالهای گذشته به دلایا مشکلات خواب فرزندم مراجعه کردم وشادنبودنم ونگران بودنم را گفتم به من اسنترا ۵۰ تجویز کردن که البته به من گفتن نصف بخورم تا مدتها عالی بودم ومدت دوسال خوردم بعد رفته رفته کمش کردم وای هرگاه میبینم غمگینم گاهی مصرف مکنم اما انگار دیگه مثل قبل شاد نیستم باتوجه به اینکه همسرم درکم نمیکنه وفشار زندگی زاد بر دوشم هست با کمک دارو بیخیال میشم به نظرتو باز بطور مرتب بخورم ..میخوام روحیه شادی داشته باشم وبه اخلاق بد همسرم توجه نکنم . اضطراب همسرم در رانندگی ودست پاچه شدنش روز به روز منو بیشتر افسرده میکنه ..البته رانندگی همسرم پراز اشکال هست که من نگران میشم چندبار هم تصادف کرده . دراثر عدم مهارت ودست پاچگی واضطراب نه به دلیل سرعت ....من چجوری اوضاع را تحمل کنم ...اسنترا ۲۵ را شروع کنم ...؟30 تیر 1396، 06:51 ب.ظ
88سلام من دوهفته پیش یک ترشح قهوه ای دیدم وبعدش هیچی ندیدم نمیدونم که الان حیضم یااستحاضه از طرفی خودارضایی هم میکردم حالاوقتی میخواستم غسل کنم اینطوری نیت کردم:نیت غسل جنابت رو کردم و گفتم اگر حیضم غسل حیض میکنم اگراستحاضه غسل استحاضه میکنم و اگر هیچکدوم نیستم هیچکدوم ازاین دوغسل روانجام نمیدم ایانیت من بااین سه غسل صحیح بوده؟30 تیر 1396، 06:47 ب.ظ
89سلام ایا از نظر ایت الله بهجت قرار دادهایی گه به اسم مضاربه در بانک انجام میشود حلال است و درست است همچین قراردادهایی یا ربا هست؟28 تیر 1396، 09:47 ب.ظ
90باسلام وقبولی طاعات وعبادات آیارئیس ومسئول یه ارگان یاقسمت میتواندبازیردست خودبه سبک ارباب ورعیتی برخوردکند؟28 تیر 1396، 09:42 ب.ظ
91برای رفع خستگی و بی حالی چه کنم28 تیر 1396، 09:35 ب.ظ
92سلام آیا استحمام در روز هایی خاص مثل عاشورا،شهادت ائمه یا شب‌های قدر اشکالی دارد و بی احترامی محسوب میشود؟و باید تأخیر کرد؟27 تیر 1396، 11:10 ب.ظ
93آیا برای هر بار بچه دار شدن باید آمیزش کرد؟ ( بچه اول ، دوم ، سوم ، … )27 تیر 1396، 10:52 ب.ظ
94من دختری 25 ساله هستم. نمی دونم که چه جوری باید سؤالم را مطرح کنم راستش من زمانی که 5 یا 6 سالم بود یکی از پسرهای فامیل وقتی خونشون بودیم من را به طبقه بالا برد بعد با من نزدیکی کرد یادم نیست که چه کار می کرد من آن موقع اصلا نمی دونستم برای چی داره این کار را میکنه حتی نمی دونستم که پرده بکارت وجود داره تا اینکه این موضوع را فهمیدم از آن موقع خیلی نگرانم به خدا قسم می خورم که هیچ وقت توی زندگیم خطا نکردم هیچ وقت با پسری ارتباط نداشتم خیلی از کارها را نکردم آن روز هم هیچی نمی دونستم الان خیلی می ترسم که به بکارتم آسیبی رسیده باشه آن قدر می ترسم که دکتر نرفتم حتی می ترسم این موضوع را با نامزدم مطرح کنم وقتی اینو بهش بگم چه جوری بهش ثابت کنم که همون یک دفعه بوده به نظر شما دکتر می تونه ثابت کند که این کار خیلی وقته اتفاق افتاده و اینکه اگر من بهش نگم امکان این هست که بعد از 19 سال اگر من نزدیکی کنم خونی بیاد؟ واقعا نمی دانم چی باید بگم کی باورش میشه فقط خدایی که بالا نشسته میدونه که من راست میگم هیچ دلیلی برای اثبات حرفم ندارم کمکم کنید که چه کار کنم؟27 تیر 1396، 02:43 ق.ظ
95سلام خسته نباشین ببخشید من یه سوالی داشتم ازتون ممنون میشم اگه کمکم کنین، من یه مرد سی ساله هستم البته هنوز ازدواج نکردم و قصدی هم برای این کار ندارم، متاسفانه از اول اونقد به خانوادم میدان دادم که تو کارام دخالت کنن و اونقد به حرفهاشون بها دادم الان دیگه کنترلشون از دستم خارج شده و دیگه از بزرگ و کوچیک تو زندگیم دخالت میکنن، دیگه طوری شده مثلا برادرم بهم زنگ میزنه دیشب کجا بودی چرا رفتی با کی رفتی نباید میرفتی و از این حرفا دیگه خسته شدم از این کاراشون خودمم نمیدونم چیکار کنم تا بفهمن که من دیگه بچه نیستم و خودم میتونم واسه زندگیم تصمیم بگیرم، با همین دخالتهاشون دختری که دوسش داشتم و ازم گرفتن ولی بازم دست بر نمیدارن شما بگین من چیکار کنم26 تیر 1396، 07:06 ب.ظ
96با سلام من خانمی 28 ساله و متاهل هستم به دلیل داشتن هورمون های مردانه بیش از حد نرمال و عوارضی مثل ریزش مو،جوش صورت و بدن ،افسردگی و عصبی بودن و به تشخیص پزشک متخصص دوره ی 6 ماهه قرص اسپیرونولاکتون مصرف کردم بعد از مراجعه ی مجدد این بار پزشک قرص فلوتاناکس برای من تجویز کردند اما این قرص عوارض زیادی داره مثل افسردگی شدید و یا بیماری کبدی آیا می تونم همون قرص اسپیرونولاکتون رو استفاده کنم ؟26 تیر 1396، 07:01 ب.ظ
97سلام . ایا شستن بدن و لباسی که بدلیل ادرار نجس شده باشد با هم در زیر دوش جایز است26 تیر 1396، 03:06 ب.ظ
98سلام خدمت شما.19سالمه و مشکل تنبلی تخمدان دارم و به شدت جوش میزنم و جای جوش خیلی زیاد و مقاوم به درمانی دارم و قرص اسپرنولاکتون 100و متفورمین 500مصرف میکنم اما باز هم جوش های بزرگی میزنم میخواستم برای جای جوش یک کرم واقعا موثر برام تجویز کنید و برای جوش هام هم همینطور واقعا اعتماد به نفسمو از دست دادم ودارم افسرده میشم ممنون میشم کمکم کنید مرسی26 تیر 1396، 03:02 ب.ظ
99سلام.من پسری ١٤ ساله هستم.قدم١٦٥ و وزنم ٥٦ کیلو هستش.و شماره ی پای من ٤٢ هست.خیلی نگرانم که شماره ی پای من بیش حد بالا بره.سوال داشتم که آیا جای نگرانی هست؟ و اینکه شماره پای من تا چند شماره رشد میکنه؟ با تشکر26 تیر 1396، 02:24 ب.ظ
100سلام من برای پاکی و رهایی از گناه تصمیم گرفتم که ازدواج کنم و من و خانواده ام بعد از گشتن و تحقیق زیاد یه سوژه خوب و پیدا کردیم و بعد از این که رفتیم خواستگاری و جواب مثبت را گرفتیم،خانواده ام به شدت مردد و دو دل شدند بخاطر یک سری مسائل بی ارزش ظاهری،و من هم بخاطر این که خیلی آدم وسواسی هستم مثل خانواده ام مردد هستم. خواهش میکنم راهنمایی کنید واقعا نمیدونم چیکار کنم.. (من ۲۱ سالمه)26 تیر 1396، 02:20 ب.ظ


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed