جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
76در مورد دعای شش قفل و چهل کلید توضیح دهید. آیاتش را می خواستم و آیا ما خودمان باید این آیات را بنویسیم و یا کس دیگر؟7 فروردین 1396، 06:36 ب.ظ
77باعرض سلام من دختری 19ساله ام و دانشجوی ترم چهار در اوایل ترم سه یکی از هم کلاسی هایم به من ابراز علاقه کرد و قرار شد که باهم بیشتر آشنا بشیم با توجه به این که من دانشجوی یه شهر دیگه ام و اون پسر مال همون شهره خلاصه اون پسر از من خواستگاری کرد و من قرار شد تا وقتی که تو این شهر و دانشگاه هستم بهش فکر کنم بعد یه مدت دیدیم که داریم وابسته میشیم و قرار گذاشتیم که روابطمون مثل پیام دادن و حرف زدن و کمتر کنیم ولی با این شرایط من گفتم که نمیتونم تو رو بشناسم و قرار شد که هر سوالی که من در ذهنم اومد بپرسم ازش .بعد یه مدت اومد گفت که واسه این که بیشتر وابسته نشیم میخوام برم مشاوره و رفت و مشاوره بهش گفته بود که اصلا در مورد ازدواج حرف نزنید ولی مثله یه دوست میتونید با هم باشید سوال درسی و کاری اگه میتونید برا هم انجام بدید با توجه به این که من در یه شهر دیگه ام و غریب .خیلی سخت بود اوایل برام ولی قبول کردم بعدشم گفت که خواهر و مادرم خیلی خیلی مخالف اند چون تو مال یه شهر دیگه هستی و خواهرم فوق العاده بد زبونه و من مطمئنم که اگه تو بیای تو خونواده ی ما خیلی بهت سخت میگذره و من نمیتونم تو رو وارد شرایطی کنم که بهت سخت بگذره و رابطه ی ما تموم شد از این نظر ولی هم چنان گاهی بهم پیام میدیم مثله دوتا دوست ولی من نمیتونم مثله دوست ساده باهاش برخورد کنم و نمیتونم بهش فکر نکنم هرکاری هم که کردم متاسفانه نشد و از نظر روحی خیلی بهم ریختم لطفا راهنمایی ایم کنید. باتشکر5 فروردین 1396، 09:26 ب.ظ
78سلام من هر وقت استبرا میکنم بعد از عمل استبرا آبی از من خارج میشه که شبیه ادرار هس و به شکل آب مدی نیس وهر چقر هم دست میکشم باز هم قطره های ادرار از من خرج میشند تا جایی که مطمئن میشم که ادرار هستن حکم من چیس وقتی که استبرا کردم وبعد آبی از من خارج شدکه مطمئن شدم ادرار هست باید چیکار کنم ممنون5 فروردین 1396، 09:19 ب.ظ
79به نام خدا سلام من یه سوال عجیب دارم! ببینین موقع مسح پا این حالت رو در نظر بگیرین انتهای دست اول بصورت تکیه گاه میشینه روی پا بعد ابتدای انگشت دست از نوک انگشت پا شروع میکنه میاد تا بالا حالا همینجوری میاد بالا با خیسی حاصل از تکیه گاه برخورد میکنه .محل مسح هم باید خشک باشه چی میشه؟ چند جا پرسیدم همه موندن فکر من چجوری رفته روی همچین مسئله ای یکی میگه خب چرا تکیه گاه میذاری که همچین سوالاتی پیش بیاد برات ولی من تکیه گاه میذارم راحت تر مسح میکنم مخصوصا وقتی پای رو میذارم روی پای دیگم ...یکی میگه مسح باطله یکی میگه چون آب دسته مشکلی نیست هیچی من موندم در عکس زیر قسمت آبی رنگ هنوز خشکه نوک انگشت دست میاد بالا آبی رنگ خیس میشه ولی سمت چپ قسمت آبی رنگ خشک نیست چون تکیه گاه شده مرسی 5 فروردین 1396، 09:03 ب.ظ
80با سلام خدمت شما خانم دکتر من پسری 24 ساله هستم . به خاطر اصلاح مداوم صورتم با تیغ و ژیلت پشت لبهای بالاییم و همینطور کنار خط خنده در دو طرف حالت پف کردگی و بر آمدگی به خودش گرفته که حالت بدی به لبهام داده میخاستم بپرسم چطور میتونم این پف و بر آمدگی رو بر طرف کنم.5 فروردین 1396، 08:57 ب.ظ
81 نماز مغرب چند رکعت است؟ 5 فروردین 1396، 08:49 ب.ظ
82سلام.کسی از طریق حرام جنب شده باشه و بعد غسل کنه اگه لباس جنب شدشو بپوشه آیا بدنش نجس میشه؟اگه بعدش دوباره لباس پاک بپوشه بدنش نجس میشه؟5 فروردین 1396، 08:48 ب.ظ
83سلام آیا شکستن قولی که با دست گذاشتن روی قرآن (بدون قسم خوردن )داده شده، برای انجام ندادن کاری در آینده کفاره داره؟ و گناه حساب میشه؟5 فروردین 1396، 08:41 ب.ظ
84سلام من خانومم با نامزدم رابطه عشق بازی بدون دخول دارم نمیتونم تشخیص بدم که چه زمانی دقیقا جنب میشم و انزال شدن دختر یا زن چه شکلی میشه؟؟5 فروردین 1396، 08:35 ب.ظ
85ایا دختر باکره ای که در عقد موقت مردی است میتواند دخول مقعدی انجام دهد ؟5 فروردین 1396، 03:38 ب.ظ
86مردی متأهل هستم.از فکر اینکه همسرم با مرد دیگری نزدیکی‌ داشته باشد،به شدت تحریک میشوم،بارها خواسته‌ام که به این مساله فکر نکنم،اما موفق نشده ام.لطفا ملامت نکنید و راهکار علمی‌ و شدنی ارائه کنید.با تشکر5 فروردین 1396، 03:34 ب.ظ
87بنده حقیر جوانی هستم 22 ساله. من از 15 سالگی بر اثر کنجکاوی و علاقه برای بر آورده شدن دعاهایم کتاب های دینی زیادی از افراد مختلف خواندم. اکنون پس از گذشت 7 سال به جای اینکه با خواندن این همه کتاب های دینی و احادیث و قرآن و دعاهای مختلف در پاسخگویی به سؤالاتم عاجز ماندم و شبهات بسیار زیادی برایم پیش آمده که ایمانم را بسیار ضعیف کرده! متأسفانه کسی با سواد و با حوصله که جواب سؤالاتم را منطقی بدهد پیدا نمی کنم شما هم متأسفانه بسیار دیر به سؤالاتم پاسخ می دهید. اکنون به چند تا از شبهاتم اشاره می کنم از شما هم خواهشمندم علاوه بر پاسخگویی به سؤالم اگر کتاب یا کتاب های معتبری در این زمینه ها موجود است به بنده معرفی کنید. می گویند خداوند هم مهربان است و هم ذوانتقام. 2 صفت کاملا متناقض چطور جمع می شود؟ کدامش را باور کنیم؟5 فروردین 1396، 01:04 ب.ظ
88رنج نامه خودم را با نام خدا شروع می کنم؛ داستان زندگی من از اینجا آغاز شد که روزی از روزهای سال 1386 مادرم دختری از دوستان خواهرم را برای ازدواج به من پیشنهاد کرد، تحقیقات اولیه را پدرم انجام داد اتفاقا پدر دختر یکی از دوستان پدرم بود. من هم بیکار ننشستم و خودم را برای جلسه مهم خواستگاری از هر نظر آماده کردم و در کنار این از مشورت خواهر و مادرم و یکی از دوستان نزدیکم سود جستم و همچنین از آن جا که خواهرم نزدیک به 5 سال بود که او را می شناخت سؤالات زیادی را از او پرسیدم. بالاخره روز خواستگاری فرا رسید و ما صحبت های اولیه را کردیم و توافق حاصل شد و من از خدا فقط یک چیز خواستم و آن این بود که خدایا به عزت و جلالت سوگند می دهم که اگر رضای تو در این وصلت است محبت را در دل طرفین ایجاد کنی. قبل از این که از خانه آنها بیرون بیاییم طبق رسم مادرم پرسید که ما کی برای جواب گرفتن تماس بگیریم و همه چیز شاید از آن جا شروع شد که مادر دختر گفت که ما باید تحقیقات بکنیم و بعد از آن هم ما برای این کار باید «استخاره کنیم». ما چیزی نگفتیم و آمدیم و بعد از آن محبت عجیبی در دل من ایجاد شد. یک هفته بعد مادرم تماس گرفت و آن ها گفتند که ما نظرمان به شماست و تحقیقاتمان را هم کرده ایم ولی استخاره این آمده ست که باید صبر کنیم! (ولی چقدر؟) بعد از گذشت 1 ماه مادرم هر چه تماس می گرفت جواب نمی دادند تا اینکه پدرم به محل کار پدر دختر رفت و آن جا معلوم شد که آن ها استخاره کرده اند و خوب نیامده است و به گفته خودشان سه بار هم این کار را کرده اند مادرم هم تماس گرفت و همین حرف ها را به او هم زدند. سرانجام بعد از چند روز مادرم مرا در جریان این امر قرار داد و من چیزی نگفتم ولی از درون منقلب بودم شب شهادت امام موسی بن جعفر(ع) بود و رفتم به زیارت حضرت معصومه(س) و حال عجیبی داشتم خیلی به درگاه خدا ناله کردم که ناگهان فکری به ذهنم رسید که باید در این خانه کسی باشد که جواب مرا بدهد و بعد از اقامه نماز به سمت مسجد اعظم کشیده شدم و دیدم که آیت الله امینی به سؤالات مراجعین به صورت خصوصی و حضوری پاسخ می دهد خوشحال شدم و جلو رفتم بعد از چند دقیقه نوبت به من رسید و موضوع خود را مطرح کردم و ایشان در جواب من گفتند به خانواده دختر از قول من بگویید امینی می گوید اگر نتیجه تحقیق خوب است در زمینه ازدواج هر چه استخاره کرده اید بی اعتبار است. بلافاصله رفتم از صحن بیرون و با پدرشان تماس گرفتم و نقل قول کردم و جریان را گفتم و این را هم اضافه کردم که حاج آقای ... من به این موضوع عقیده دارم که هر کس به هر چیزی که اعتقاد دارد عمل کند موفق است و اگر شما این حرف آقای امینی را نمی پذیرید یک بار دیگر به خاطر من استخاره کنید. بعد از گذشت یک ماه دوباره پاسخ منفی بود و الان من نمی دانم به چه کسی باید متوسل شوم و یا به چه چیزی باید اعتقاد داشته باشم این ها را به شما گفتم تا شاید کمی سبک تر شوم چون بهترین کلمه را برای وصف حال کنونی خودم نمی یابم و سرگردان و پریشانم و دیگر به هیچ چیز و هیچ کسی اعتماد ندارم حتی به خودم.17 اسفند 1395، 02:17 ب.ظ
89سلام من هر وقت استبرا میکنم بعد از عمل استبرا آبی از من خارج میشه که شبیه ادرار هس و به شکل آب مدی نیس وهر چقر هم دست میکشم باز هم قطره های ادرار از من خرج میشند تا جایی که مطمئن میشم که ادرار هستن حکم من چیس وقتی که استبرا کردم وبعد آبی از من خارج شدکه مطمئن شدم ادرار هست باید چیکار کنم ممنون14 اسفند 1395، 10:32 ب.ظ
90 نماز مغرب چند رکعت است؟ 14 اسفند 1395، 01:22 ب.ظ
91سلام من هر وقت استبرا میکنم بعد از عمل استبرا آبی از من خارج میشه که شبیه ادرار هس و به شکل آب مدی نیس وهر چقر هم دست میکشم باز هم قطره های ادرار از من خرج میشند تا جایی که مطمئن میشم که ادرار هستن حکم من چیس وقتی که استبرا کردم وبعد آبی از من خارج شدکه مطمئن شدم ادرار هست باید چیکار کنم ممنون13 اسفند 1395، 06:10 ب.ظ
92بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است: 1- عفت 2- ازدواج دائم 3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری) من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام. من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است. توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست. امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.7 اسفند 1395، 02:26 ب.ظ
93سلام...آیا جایگاه زن و مرد در نزد خدا باهم تفاوتی دارد؟اگر نه پس چرا جوری به نظر میرسد که انگار خداوند مازن هارا فقط ابزاری برای مردها قرار داده؟از طرفی هم خداوند همه کرامت ها مانند طی الارض، چشم برزخی،معرفت خود،و کرامات دیگر را فقط به مردها میدهد؟5 اسفند 1395، 04:20 ب.ظ
94باسلام.دختری24ساله هستم که حدود2سال است به فیلم ها وعکسهای مستهجن نگاه میکنم تا شهوتم راکاهش دهم.من به ازدواج فکرمیکنم اماهیچ وقت شرایطش برایم مهیانشده.چرا خدا کمکم نمیکند تا با ازدواج از این مشکل رهایی یابم.مگر من بنده او نیستم؟3 اسفند 1395، 09:38 ب.ظ
95اصل بيست و نه (29) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران چيست؟2 اسفند 1395، 12:38 ب.ظ
96برای رهایی از ترس (ترس از تاریکی، سایه، جن، روح و ...) و احساس نزدیکی به خداوند و احساس حضور او چه باید کرد؟29 بهمن 1395، 10:04 ب.ظ
97باسلام در مورد لاغری موضعی با دستگاه RF سوال داشتم. آیا این دستگاه برای لاغری شکم (البته نه خیلی چاق) مفید می باشد. عوارض ندارند؟ با توجه به اینکه من هنوز ازدواج نکرده ام عوارض جنسیتی ندارد؟ ممنون میشم اگه منو از بلاتکلیفی استفاده یا عدم استفاده از این دستگاه در بیارید.27 بهمن 1395، 12:59 ق.ظ
98سلام من خانومم با نامزدم رابطه عشق بازی بدون دخول دارم نمیتونم تشخیص بدم که چه زمانی دقیقا جنب میشم و انزال شدن دختر یا زن چه شکلی میشه؟؟25 بهمن 1395، 04:28 ب.ظ
99باعرض سلام من دختری 19ساله ام و دانشجوی ترم چهار در اوایل ترم سه یکی از هم کلاسی هایم به من ابراز علاقه کرد و قرار شد که باهم بیشتر آشنا بشیم با توجه به این که من دانشجوی یه شهر دیگه ام و اون پسر مال همون شهره خلاصه اون پسر از من خواستگاری کرد و من قرار شد تا وقتی که تو این شهر و دانشگاه هستم بهش فکر کنم بعد یه مدت دیدیم که داریم وابسته میشیم و قرار گذاشتیم که روابطمون مثل پیام دادن و حرف زدن و کمتر کنیم ولی با این شرایط من گفتم که نمیتونم تو رو بشناسم و قرار شد که هر سوالی که من در ذهنم اومد بپرسم ازش .بعد یه مدت اومد گفت که واسه این که بیشتر وابسته نشیم میخوام برم مشاوره و رفت و مشاوره بهش گفته بود که اصلا در مورد ازدواج حرف نزنید ولی مثله یه دوست میتونید با هم باشید سوال درسی و کاری اگه میتونید برا هم انجام بدید با توجه به این که من در یه شهر دیگه ام و غریب .خیلی سخت بود اوایل برام ولی قبول کردم بعدشم گفت که خواهر و مادرم خیلی خیلی مخالف اند چون تو مال یه شهر دیگه هستی و خواهرم فوق العاده بد زبونه و من مطمئنم که اگه تو بیای تو خونواده ی ما خیلی بهت سخت میگذره و من نمیتونم تو رو وارد شرایطی کنم که بهت سخت بگذره و رابطه ی ما تموم شد از این نظر ولی هم چنان گاهی بهم پیام میدیم مثله دوتا دوست ولی من نمیتونم مثله دوست ساده باهاش برخورد کنم و نمیتونم بهش فکر نکنم هرکاری هم که کردم متاسفانه نشد و از نظر روحی خیلی بهم ریختم لطفا راهنمایی ایم کنید. باتشکر25 بهمن 1395، 04:25 ب.ظ
100وقتی می خواهم مطلبی را بیان کنم، فکر می کنم آن گونه که بایسته است مطلب را ادا نمی کنم و یک نظم خاصی در روال صحبت کردن در نظر نمی گیرم. حتی در مسائلی که به نظر خودم تسلط خوبی دارم، دلم به داشته ام قرص نیست. فکر می کنم در صحبت های بازاری (دعوا، کل کل، ... !) تبحر خاصی دارم ولی در مسایلی که باید موشکافی شود و روی آن فکر شود طرز بیانم جالب نیست و آن جور که می خواهم مطلب را نمی رسانم. همچنین وقتی می خواهم پی مطلبی را بگیرم یک برخورد سرسری با آن بر قرار می کنم و به گونه ای خودم را فریب می دهم و می گویم همین قدر بسه؟ همه همین جوری اند؟ ...21 بهمن 1395، 06:58 ب.ظ


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed