جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
76سلام جوانی 32 ساله هستم 15 سال پیش در حالی که خیلی مذهبی بودم مرتکب گناهی بزرگ با خاله خود شدم و پرده بکارت او را زدم من خام و نسنجیده این کار را کردم و الان 15 سال است که همیشه با او در ارتباطم و نزدیکی میکنم بیشتر به این خاطر که ل او نکنه و او تنها با مادربزرگم زندگی میکند و خرج آنها را تا حدودی میدهم و حالا سن ازدواج من رسیده ولی او راضی نمیشود که ازدواج کنم .. از یه طرف نمیتوانم آنها را تنها بزارم و از طرفی خودم هم بلاتکلیفم .. چکار کنم ؟9 آذر 1395، 11:13 ق.ظ
77سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.8 آذر 1395، 12:04 ق.ظ
7813 آذر چه روزی است؟4 آذر 1395، 11:49 ب.ظ
79سلام دختر 22 ساله ای هستم که حدود یک سال و نیم با یه اقا پسری دوست بودم، و با ایشون رابطه نامشروع و غیرشرعی داشتم،به خاطر اختلافات شدیدی که داشتیم تصمیم به جدایی از ایشون کردم و شرایط سختی رو پشت سر گذاشتم، بعد چندماه جدایی الان دچار عذاب وجدان شدید شدم و توبه کردم ولی باز گاهی بعضی تصورات به جلو شمام میاد و بهشون فک میکنم، الان عذاب وجدانم خیلی شدید شده، مشکلات فرواونی داشتم و دو ماه قبل مادربزرگمو از دست دادم و با اینکه زیاد دوسش داشتم نتونستم گریه کنم، حدودا پنج ماهی میشه که نمیتونم گریه کنم و از این لحاظ نیز تحت فشار هستم، خودمو تو موقعیتهایی قرار میدم که بتونم گریه کنم ولی چشمام پر میشه ولی نمیتونم گریه کنم... فشار عصبی روم بسیار زیاد شده.. دختر بدی نبودم، با گذشت زمان ایمانم کم میشد و از خدا هرروز فاصلم بیشتر میشد، تااینکه به این گناه خواسته یا ناخواسته آلوده شدم، هیچوقت باورم نمیشد که چنین اشتباهی رو انجام بدم و الان مشکلم این عذاب وجدان و حس پشیمونی است و نمیدونم چه جور باهاش کنار بیام؟ مشکل دیگم اینکه نمیتونم گریه کنم،و این مشکل رو قبلا نداشتم و قبلا هر موقع ناراحت میشدم میتونستم گریه کنم ولی الان نه، باید چیکار کنم؟! ویه مشکل سومی هم دارم و اون اینکه با اقا پسری ک دوست بودم ، ایشون با یکی ازاقوام ما دوست هست و جدیدا از طریق یه نفر دیگه متوجه شدم که نوع رابطمونو به ایشون گفته، و ایشونم جریان رو به یکی از نزدیکترین اقوام من گفتن و آبروی منو بردن، اون فامیلمونم ادم دهن لق و غیرقابل اعتماده و میترسم این موضوع به گوش خانوادم برسه و یا تو زندگی ایندم واسم مشکل پیش بیاره، این آقا پسر دوباره تمایل دارن بامن دوست بشن و دوباره به من پیشنهاد دادن ولی من حاضر نیستم لحظه ای باایشون باشم و منو تهدید کردن که به بابام میگن، و تلزه اطلاع پیدا کردم حتی پدر ایشونم در جریان رابطه قبلی ماهستن و نمیدونم چیکار کنم!؟؟ راه چاره به نظرتون چیه؟ هر لحظه میترسم آبروم بره، رابطه جنسی که با اون آقا داشتم در حد معاشقه بود و اثباتی نمیتونن برای ادعاشون داشته باشن، خیلی نگرانم، پرخاشگر و عصبی و گوشه گیر شدم، من تا 22 سالگی هیچ گناهی به اندازه این گناه مرتکب نشده بودم و حتی این اقا پسر اولین دوست پسرم بودن آیا دعایی هست واسه حفظ آبرو که بخونم توبه کردم و بخدا توکل کردم ولی تحمل این همه فشار رو ندارم، شرایط روحیم خرابه و نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید1 آذر 1395، 10:12 ق.ظ
80فرمانروای ، کرمان ، در ، زمان ، اشکانیان ، که ، بود؟22 آبان 1395، 05:11 ب.ظ
81حساب سپرده متمرکز سوددارد؟19 آبان 1395، 10:48 ب.ظ
82لینک کانال تلگرام پرسشکده؟19 آبان 1395، 05:49 ب.ظ
83با سلام و خسته نباشید.من دختری مذهبی و معتقد هستم و در خانواده مذهبی بزرگ شدم. مدت 3 سال است که در فضای مجازی با پسری آشنا شدم که در کشور دیگری زندگی میکنه ایشون سنی هستن و خانواده معتقدی نداره. از همان ابتدای اشنایی به من ابراز علاقه کرده و قصدشون ازدواج بود اما متاسفانه ما تا به حال همدیگرو ندیدیم و فقط در شبکه های اجتماعی صحبت میکنیم . من از این مساله خیلی ناراحت هستم چون ما نامحرم هستیم و این کار هم اشکال شرعی داره و چند بار هم خواستم این کارو ترک کنم ولی به دلایلی نشد.خانواده من در جریان نیستن ولی خانواده ایشون خبر دارن. من واقعا نمیدونم چیکار کنم خیلی فکرم مشغوله و از این بابت ناراحتم و خیلی دوس ندارم که بهش اصرار کنم که بیاد ایران در ضمن شغل ایشون هم طوری هست که با زنان زیادی کار میکنند و من از این مساله ناراحتم و هربار که بهش گوشزد میکنم میگه میخواد کارشو ترک کنه... خواهشا منو راهنمایی کنید... باتشکر ممنون18 آبان 1395، 07:09 ب.ظ
84با سلام من ۳۶ سال سن دارم با تحصیلات لیسانس کارمند هستم مجرد می باشم اخیرا با دختری ۳۰ ساله با تحصیلات فوق لیسانس با درخواست خواستگاری من شروع به اشنایی نموده ایم پس از ۳ جلسه اشنایی متوجه شدم که ایشان گرم مزاج می باشند یعنی خودشان عنوان کردند که شدیدا لمسی هستند و دوست دارند که لمس شوند . در حالی که من از لحاظ جسنی کاملا معمولی می باشم . از این گذشته ایشان یک شب از من درخواست چت سکسی کردند و من هم با کمال ناباوری پذیرفتم و در طی این چت ایشان عکس از اندام خود برایم می‌فرستادند و با در خواست مکر ر ایشان این امر تا ساعت ۴ بامداد طول کشید و فردا ان شب با درخواست من یک قرار ملاقات حضوری برقرار شد و ایشان اندام خود را به راحتی به صورت برهنه در اختیار من قرار دادند و حتی به راحتی با الت تناسلی من سکس دهانی داشتند و..... حالا این رفتار این شدیدا مرا دچار سو ظن نسبت به گذشته و احیانا اینده ایشان کرده و نمی توانم تصمیم گیری بکنم نسبت به ادامه اشنایی و ازدواج . در حالی که ایشان شدیدا نسبت به من ابراز علاقه میکنند. از شما عاجزانه خواهشمندم مرا دلسوزانه راهنمایی بفرمائید در رابطه با ازدواج یا قطع رابطه در همین مرحله.16 آبان 1395، 08:59 ب.ظ
85تشکر بخاطر سایت مفیدتون ایا پس از خود ارضایی غسل واجب است؟ چه غسلی؟ چگونه؟ چرا؟ ایا این مسئله برای زن و مرد تفاوتی دارد؟12 آبان 1395، 07:28 ب.ظ
86‏سلام.ببخشید معنی سلام اخرنمازچیست؟السلام علیکم ورحمته الله وبرکاته.سلام ورحمت وبرکات اللهی بر(شما)‌. اینجا شما یعنی چی وکی؟11 آبان 1395، 12:55 ب.ظ
87با سلام من دو روز بعد از پاک شدن پریودی با همسرم رابطه داشتم که کاندوم پاره شد و منی کاملا تخلیه شد درست در تاریخ93/11/2 و بعدش از روش اورژانسی hd 2 تا همون لحظه و 12 ساعت بعد هم 2 تا استفاده کردم ولی به علت حالت تهوع 4 ساعت بعد حالم بهم خورد و روز سوم برای اطمینان 2 تا باهم قرص لونژیل خوردم. الان 14 روز از استفاده قرص می گذره ولی هنوز پریود نشدم. در ضمن همیشه پریودیهام 3،4 روز جلو می افتد؟خیلی مترسم چون سه تا بچه دارم.ایا امکان بارداری وجود دارد9 آبان 1395، 11:09 ب.ظ
88مردی میانسال هستم که به دلیل اختلال متابولیسم و ضعف فشار خون مجاز به ازدواج نمی باشم. از طرفی با اینکه خودم را فردی معتقد می دانم ولی ناخواسته عاشق زنی شوهردار شدم و رابطه دوستی بدون همبستری و هرگونه دخول با او دارم که شامل دست دادن و مصافحه و بوسیدن می شود. سوالی که دارم این است که اگر رابطه ما در همین حد بماند آیا شامل توبه می شود؟ اگر جواب خیر است چگونه می توانیم از هم جدا شویم کما اینکه شروع رابطه از طرف مقابل بوده و او نیز بارها با تهدید به خودکشی به درخواست پایان رابطه پاسخ می دهد. لطفا مرا از این مخمصه رهایی دهید؟4 آبان 1395، 09:08 ب.ظ
89سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.4 آبان 1395، 05:00 ب.ظ
90با سلام, راجع به ازدواج موقت سوالم اینه که ایا پس از اینکه خودمان صیغه را جاری کردیم(زن مطلقه) آیا ارگانی یا نهادی هست که یک برگه رسمی به ما بده که در موقع لزوم مدرک داشته باشیم که زن و شوهریم؟؟ ممنون2 آبان 1395، 12:34 ب.ظ
91سلام من واقعا سختمه که اینو بگم ولی خیلی ذهنمو درگیر کرده دختر 19 ساله ای هستم که قد بلندی دارم و لاغر هستم و سایز سینه های خیلی کوچکی دارم سایزم 60 ولی هیکلم گلابی و از هیکلم خوشم نمیاد چون همش میره پایین تنم برا همین دوست ندارم چاق شم چون میدونم باسنم بزرگ تر میشه و سینه هام شاید کم تغییر کنه کسی راه حلی داره برای افزایش سایز و اینکه ایا واقعا مردی هست که از سینه های کوچیک خوشش بیاد یا اینکه من کلا مشکل دارم2 آبان 1395، 01:08 ق.ظ
92با سلام. مدتی است بر روی استخوان جمجمه من در قسمت پشت سر (قسمت تحتانی جمجمه سمت راست) توده ای سفت به اندازه یک نخود ایجاد شده که با فشار بر روی آن سردرد می گیرم. البته این توده بر روی استخوان جمجمه و زیر پوست قرار دارد. می خواستم بدانم آیا ممکن است تومور سرطانی باشد. لطفا توضیح دهید2 آبان 1395، 12:55 ق.ظ
93امام موسی کاظم : هر که لذت جماع کردن با کنیزان را دریافت کند هرگز ان را ترک نکند. امام علی ع‌: با زن آزاد در مورد زن دیگر جماع نکن اما کنیز را در برابر کنیز دیگر جماع کنی باکی نیست منبع: حلیة المتقین، باب سوم چهارم و هفتم حلیة المتقین باب سوم و چهارم درسته واقعا ؟؟؟ صحت داره؟؟ اگر داره حکمتش چیه؟ خواهش میکنم سریع جواب بدین ممنونم..29 مهر 1395، 08:37 ب.ظ
94با سلام و احترام بعضا مشاهده میشه نوجووون هایی که دوست دارن با بزرگتر از خودشون رابطه بگیرند ولی همون طور که از آسیب های این اتفاق مطلع هستید چه راهکاری رو برای من بعنوان پدر خانواده قابل اجرا می دونید ؟29 مهر 1395، 01:34 ب.ظ
95سلام علیکم دختری هستم ک عاشق پسری شده ام ک نا اهله و ایمان درستی نداره و اهل دختر بازیه و اطلاعی از علاقم نسبت ب خودش نداره همیشه یه حسی بهم میگه ک کار من ب ازدواج ختم میشه و من قبلش میتونم سر به راهش کنم راهنمایی لطفا.29 مهر 1395، 01:19 ب.ظ
96سلام دختری۳۳ساله هستم ک از نوجوانی بدون آگاهی ب خودارضایی مبتلا شده بودم البته بصورت فکری و بدون تحریک جسمی و حدود۲۰سالگی متوجه شدم ب چه چیز مبتلا هستم و برای ترک آن تلاش کردم و گاه موفق بودم گاه نه،حتی یکبار۲سال از این عمل فلاصله گرفتم،اما باوجود تمایل شدیدم ب ازدواج هربار ب دلیلی موفق ب ازدواج نمی شوم و هرخواستگار روی من از نظر مقابله با این گناه تاثیر منفی دارد،مثلا در آخرین مورد ک جواب هردو طرف مثبت بود و به هم علاقه زیادی داشتیم اما ب هم خورد،بعد از آن فکر آن پسر را ب هیچ صورت نمی توانم از ذهنم خارج کنم مخصوصا چون می دانم او هم ب من علاقه درد و همیشه منتظر برگشت او هستم، شدیدا ب این گناه گرفتار شدم ب حدی ک احساس جنون فکری دارم و سردرد می گیرم، درحالی ک قبل از آن ب خوبی از این عمل فاصله گرفته بودم،اگر بهترین راه مقابله با این گناه ازدواج است چرا خدا برای ازدواجم کمکم نمی کند و کسانی ک جواب مثبت میدهم ب طرز عجیبی بهم می خورد بطوری ک فکر می کنم فقط خواست خدا مانع ازدواجم است،حتی از خدا می خواهم ک گسی شبیه ب خودم را سرراهم قرار دهد تا نجات پیدا کنم،اما...اگر خواستگار راه ندهم چطور ازدواج کنم؟اگر راه بدهم با آثار مخرب بعد از آن روی افکارم چه کنم؟و حالا با این جنون فکری ک ب آن پسر پیدا کردم و ازپس آن برنمی آیم چه کنم؟29 مهر 1395، 01:15 ب.ظ
97سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.29 مهر 1395، 01:13 ب.ظ
98سلام دوتا سوال داشتم 1_یکی از دوستانم ادعا میکند من به او خودارضایی را یاد دادم!!! من که خودم چنین چیزی یادم نمی اید...ولی ذهنم را خیلی مشغول کرده چون میگوید راضی نیستم ازت. ... چه ک نم!! 2_اگر در سن 15سالگی با پسر خاله 12ساله خود کار جنسی کرده باشم فقط توبه نیاز است یا حلالیت هم باید باشد!؟28 مهر 1395، 04:14 ب.ظ
99سلام دختری۳۳ساله هستم ک از نوجوانی بدون آگاهی ب خودارضایی مبتلا شده بودم البته بصورت فکری و بدون تحریک جسمی و حدود۲۰سالگی متوجه شدم ب چه چیز مبتلا هستم و برای ترک آن تلاش کردم و گاه موفق بودم گاه نه،حتی یکبار۲سال از این عمل فلاصله گرفتم،اما باوجود تمایل شدیدم ب ازدواج هربار ب دلیلی موفق ب ازدواج نمی شوم و هرخواستگار روی من از نظر مقابله با این گناه تاثیر منفی دارد،مثلا در آخرین مورد ک جواب هردو طرف مثبت بود و به هم علاقه زیادی داشتیم اما ب هم خورد،بعد از آن فکر آن پسر را ب هیچ صورت نمی توانم از ذهنم خارج کنم مخصوصا چون می دانم او هم ب من علاقه درد و همیشه منتظر برگشت او هستم، شدیدا ب این گناه گرفتار شدم ب حدی ک احساس جنون فکری دارم و سردرد می گیرم، درحالی ک قبل از آن ب خوبی از این عمل فاصله گرفته بودم،اگر بهترین راه مقابله با این گناه ازدواج است چرا خدا برای ازدواجم کمکم نمی کند و کسانی ک جواب مثبت میدهم ب طرز عجیبی بهم می خورد بطوری ک فکر می کنم فقط خواست خدا مانع ازدواجم است،حتی از خدا می خواهم ک گسی شبیه ب خودم را سرراهم قرار دهد تا نجات پیدا کنم،اما...اگر خواستگار راه ندهم چطور ازدواج کنم؟اگر راه بدهم با آثار مخرب بعد از آن روی افکارم چه کنم؟و حالا با این جنون فکری ک ب آن پسر پیدا کردم و ازپس آن برنمی آیم چه کنم؟28 مهر 1395، 03:57 ب.ظ
100مردی متأهل هستم.از فکر اینکه همسرم با مرد دیگری نزدیکی‌ داشته باشد،به شدت تحریک میشوم،بارها خواسته‌ام که به این مساله فکر نکنم،اما موفق نشده ام.لطفا ملامت نکنید و راهکار علمی‌ و شدنی ارائه کنید.با تشکر28 مهر 1395، 03:29 ب.ظ


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed