جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
51فرق مصلی و مسجد؟23 شهریور 1396، 03:59 ب.ظ
52راهکاری برای از بین بردن تیرگی واژن ؟؟!!23 شهریور 1396، 03:44 ب.ظ
53با سلام دو تا سوال داشتم, اگر کسی پاسخی دارد لطفا راهنمایی کند: 1. در رابطه با رابطه جنسی, مثلا سه بار در هفته, آیا حتما لازم است که برای هر بار رابطه, موهای زائد اطراف عورت (زن و مرد) کوتاه شوند یا خیر؟ آیا داشتن این موها هنگام رابطه جنسی, موجب اذیت طرف مقابل می شود و او را ناراحت می کند؟ اگر باید در این زمان های کم کوتاه شوند, آخه موجب آسیب به پوست می شود. 2. در هنگام تحریک شدن مرد, وقتی که آلت مرد سفت و بزرگ می شود, اگر به سمت بالا باشد و فقط با فشار کم دست به سمت پایین حرکت کند, آیا این موضوع در بین آقایان معمول و طبیعی است؟ چون فکر می کنم این موضوع رابطه جنسی را مشکل و سخت می کند و شاید نتوان لذت کافی را برد. شاید شما هم مواجه شده باشید که وقتی می خواهید به سمت پایین حرکت بدهید, یک احساس فشار کوچک حس می شود.23 شهریور 1396، 03:37 ب.ظ
54من دخترى 23 ساله هستم که اخیرا فارغ التحصیل دوره کارشناسى شده ام خانواده و اطرافیانم خیلى اصرار دارند که من ازدواج کنم خودم نیز احساس تنهایى مى کنم ولى هیچ کدام از کسانى که به خواستگاری م مى آیند شرایط مطلوبى ندارند، حالا نگرانم نکنه هیچ وقت فردى با شرایط مناسب به خواستگاریم نیاید، و از این بابت هم از لحاظ روانى دچار مشکل شده ام لطفا مرا راهنمایى بفرمایید؟23 شهریور 1396، 02:38 ب.ظ
55سلام با توجه به اینکه مدتی هست یکم دچار وسواس شدم چیزی ک خیلی ازارم میده اینه که هربار عطسه میکنم احساس میکنم کمی ادرار ازم خارج میشه اما چون صد در صد مطمئن نیستم که ادراره بعدش لباس زیرمو چک کردم و میبینم واقعا لباس زیرم مرطوبه و کمی خیس شده اینکه همش بخام حمام کنم بعد هربار عطسه و...واقعا سخته توی نمازامم دچار مشکل شدم برای این قضیه میشه کمکم کنید23 شهریور 1396، 12:28 ب.ظ
56سلام - سوال بنده این است که جوانی که هیچی از خودش نداره نه شغل نه مسکنی - هیچی و هیچیه نداره و از نطر سنی هم سن بالایی داره و توان قبول هزینه بسیار سنگین مهریه را به هیج وجه ندارد و از عهده امورات زندگی و مسئولیت های ناشی از آن برنمیاد و نیاز جنسی شدیدی هم داره چه خاکی تو سرش بریزه- آیا اسلامی که خود را اینقدر خودشو منطقی میداند چطور اتتظار داره ما از عهده موارد فوق بربیاییم - اگر واقعا اسلام اینگونه میخواد که من خیلی پشیمونم از مسلمان بودنم - ولی احتمالا نظام ایران به این گونه است و اسلامی نیست- واقعا شرایط ازدواج خیلی خیلی دشواره در حالی که حرف زدنش خیلی راحت22 شهریور 1396، 10:33 ب.ظ
57 ایا طواف کعبه باکفش احرام جایز است 22 شهریور 1396، 04:28 ق.ظ
58آیا برای هر بار بچه دار شدن باید آمیزش کرد؟ ( بچه اول ، دوم ، سوم ، … )21 شهریور 1396، 11:44 ب.ظ
59من مدت زیادی است که چشمم را از گناه حفظ می کنم و به نامحرم و فلیلمها و عکسهای مبتذل نگاه نمی کنم و لباسهای تنگ و تحریک کننده هم هیچ وقت نمی پوشم و حتی صفحه تلویزیون را از رنگی به سیاه و سفید تبدیل می کنم تا تصاویر زنان را در فیلمها و حتی اخبار سراسری به صورت رنگی نبینم تا تحریک نشوم. اما با این حال گاهی دچار خودارضایی می شوم. چرا این طور میشه؟ آخه من خودم را از این موارد حفظ می کنم که تحریک نشوم ولی باز هم شیطان دست بردار نیست. چرا؟ چرا؟ چرا؟ وقتی نگاهم به نامحرم می افتد می گویم یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد این ذکر را از مرحوم رجبعلی خیاط یادگرفته ام که تحریک نشوم لطفا کمکم کنید.21 شهریور 1396، 11:35 ب.ظ
60دختری 25 ساله تحصیلکرده (مهندس) خوش قیافه خوش پوش معتقد به احکام و دستورات دین (نماز، روزه، روزی حلال، حجاب و ... ) و تا آن جایی که بتونم اهمیت میدم و به آنها عمل می کنم. البته باید بگم آدم خشک تعصبی نیستم. 1- از معیارهای مهم ازدواج در درجه اول برای من ایمان واعتقادت خیلی مهمه 2- اخلاق خوب 3- شغل مناسب وآبرومند جهت کسب روزی حلال 4- تحصیلات مناسب 5-قیافه مناسب 6- سطح فرهنگ راستشو بخواید هیچ وقت تا حالا که 25 سالمه هیچگاه اهل دوستی با پسرها و این برنامه ها نبودم البته نه اینکه فکر کنید از قول بعضی ها املم یا قیافه خوبی ندارم نه! حتی باید بگم پیشنهاداتی هم داشتم اما من مطابق اعتقاداتم در موارد ضروری با رعایت کمال احترام، ادب بین زن و مرد مسلمان و ... با جنس مخالف صحبت می کنم حتی توی محیط کار باهشون کار می کنم. به همین دلیل دلم می خواهد شریک زندگیم هم اهل هیچ برنامه ای نبوده باشه راستشو بخواید مثلا مورد خواستگاری بوده که اهل همین دوستی ها بوده و جواب منفی دادم و مورد دیگه مثلا اخلاق خوبی داشته ولی می گفت یه وقتایی سیگار می کشم و یا مشروب می خوردم و می گفت اعتقاد دارم چیز بدی هم نیست ولی نماز هم می خونم آیا میشه به چنین آدمایی اعتماد کرد؟ من با خودم میگم این که به راحتی این حرف رو میزنه اگه فردا تو زندگی یه مشکل به وجود بیاد فوری رو به اینا می آره به نظر شما عقیده من غلطه؟ حالا واسه من مهم نیست که ماشین داره خونه داره پولداره و ... و یا موردی بوده که اعتقاد داشته زن توی خونه باید باشه و خونه داری و بچه داری کنه و ... ولی من همچون روحیه ای ندارم من درس خوندم تلاش کردم که کار کنم و ... و از قول بعضیا میگن خانم کلاسش بالاست، خانم سختگیره، دیگه چی میخوای ولی من نمی توانم به اعتقاداتم پشت کنم. به خاطر این موارد (مال و ثروت) یا اینکه بخوام زود ازدواج کنم زندگیم رو خراب کنم؟ ولی واقعیتشو بخواهید خیلی می ترسم چون ازون دخترایی نیستم که بخوام خودمو نشون بدم و حتی اگه کسی بهم اظهار علاقه هم کنه به خاطر اعتقاداتم و اینکه زن و مرد بجز در موارد ضروری نباید با هم صحبت کنند نمی تونم بجز در مواردی مثل درس و کار صحبت دیگه ای داشته باشم ولی خودتون می دونید که امروز باب شده اول دختر و پسر بعد از یک مدت دوستی مثلا حالا می بینند با هم تفاهم دارن یا نه اما من مگر بعد از خواستگاری رسمی و با اجازه پدر و مادرم فقط با آنها صحبت می کنم واقعا این کار من اشتباهه؟ یا راحت بگم بلد نیستم قاپ کسی رو بزنم؟ می ترسم دیگه موردهای مناسبی برام پیش نیاد و تمام دغدغه فکریم این شده. یعنی میشه یه شرایط پیش بیاد که ایده آل من و طبق معیارهای من باشه؟ ولی در اینجا دخترا خیلی مظلوم واقع میشن آیا این طوری نیست که باید بشینن تا ببینن کی و چه زمانی مورد مناسبی پیش بیاد یا نه؟ لطفا منو راهنمایی کنید تا از این ترس و دغدغه فکری رهایی پیدا کنم؟ آیا واقعا زمان ازدواج برای من دیر شده؟21 شهریور 1396، 11:05 ب.ظ
61سلام من مردی ۲۸ ساله و معلم هستم و سه ساله ازدواج کردم ولی هنوز بچه دار نشدم، از نظر پزشکی هم پیگیر هستم ولی تا حالا نتیجه ای نگرفتم همیشه با خودم میگم هرجور خدا بخواد من راضی هستم ولی اطرافم افرادی را میشناسنم که در دروان مجردیشون اهل هرگونه گناه و فساد و حتی زنا بودن و وقتی ازدواج کردن راحت بچه دار شدن و بعضی هاشون هنوز هم با اینکه ازدواج کردن اهل گناه و معصیت و قاچاق مواد مخدر هستند. و راحت بچه دار میشن . بعضی وقتا فکر میکنم اونایی که توی مجردی اهل رابطه با نامحرم بودن الان موفق ترن. ولی بازهم میگم هرکار خدا حکمتی داره و راضیم به رضای خدا. نظر شما در این زمینه چیه؟20 شهریور 1396، 07:00 ق.ظ
62سلام من پسری دوازده ساله دارم میخواستم بدونم شرعا کی به سن تکلیف میرسه و باید واجبات رو انجام بده. احتلام رو هم اگه میشه توضیح بدید؟15 شهریور 1396، 10:10 ق.ظ
63عفو رهبری در سال چند بار است و در چه مناسبتهایی است،13 شهریور 1396، 04:00 ق.ظ
64با سلام من پسری 27 ساله هستم و به ص ورت مادرزادی در دستانم مشکلی دارم یعنی بعضی از انگشتانم چسبیده و فاقد چند انگشت هستم! البته در انجام کارهایم متکی به کسی ن بوده و هیچ کاری نیست که نتوانم انجام دهم ، خدارو شکر زندگی خوبی هم دارم لیسان مهندسی دارم و در حال حاضر ارشد میخونم ، اصلا هم ناام ید نیستم و اتفاقا سرشار از انرژی و هدف مند هستم و خیلی ام اجتماعی ام (البته رو خود م خیلی کار کردم تا این بشم) خط زیبایی دارم و موسیقی هم میزنم تو رشته پ رورش اندام هم مقام سومی استانی دارم! الانم با این مسئله مشکلی ندارم و خیلی هم راضی ام از لحاظ ظاهر و اندام هم دوستان میکن خدا اونو گرفته اینو داده ! ولی فقط یه سوال دارم اونم این که چرا من اینجوری آفریده شدم؟ دلیل خدا چی بوده وقتی پدر و مادر ازدواج فامیلی نکردن و در فامیل همچین چیزی نداریم و اینکه خواهرام هیچ مشکلی ندارن و کاملا سالمن ! دلیل خدا از اینکه دستام این مسئله رو داره چی میتونه باشه؟ البته منظورم جوابایی مثل این که خدا در کارش حکمتی داره یا حتما قسمتت این بوده نیس و یه جواب روشن و واضح تر میخوام البته اگه باشه! با سپاس فراوان8 شهریور 1396، 11:44 ب.ظ
65 ایران چند شهر دارد 8 شهریور 1396، 09:36 ق.ظ
66سلام - سوال بنده این است که جوانی که هیچی از خودش نداره نه شغل نه مسکنی - هیچی و هیچیه نداره و از نطر سنی هم سن بالایی داره و توان قبول هزینه بسیار سنگین مهریه را به هیج وجه ندارد و از عهده امورات زندگی و مسئولیت های ناشی از آن برنمیاد و نیاز جنسی شدیدی هم داره چه خاکی تو سرش بریزه- آیا اسلامی که خود را اینقدر خودشو منطقی میداند چطور اتتظار داره ما از عهده موارد فوق بربیاییم - اگر واقعا اسلام اینگونه میخواد که من خیلی پشیمونم از مسلمان بودنم - ولی احتمالا نظام ایران به این گونه است و اسلامی نیست- واقعا شرایط ازدواج خیلی خیلی دشواره در حالی که حرف زدنش خیلی راحت6 شهریور 1396، 03:03 ب.ظ
67سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.6 شهریور 1396، 01:11 ب.ظ
68سلام.من به تازگی عروسی کردم وپرده ام بازشده،همسرم برای تحصیلات مدتی کنارم نیست.دکترگفته اگررابطه نداشته باشیم دهانه ی واژن بسته میشود.آیامشکل دارددرنبودهمسرم وبارضایت شخص همسرم ازآلت مصنوعی استفاده کنم؟5 شهریور 1396، 04:46 ب.ظ
69سلام - سوال بنده این است که جوانی که هیچی از خودش نداره نه شغل نه مسکنی - هیچی و هیچیه نداره و از نطر سنی هم سن بالایی داره و توان قبول هزینه بسیار سنگین مهریه را به هیج وجه ندارد و از عهده امورات زندگی و مسئولیت های ناشی از آن برنمیاد و نیاز جنسی شدیدی هم داره چه خاکی تو سرش بریزه- آیا اسلامی که خود را اینقدر خودشو منطقی میداند چطور اتتظار داره ما از عهده موارد فوق بربیاییم - اگر واقعا اسلام اینگونه میخواد که من خیلی پشیمونم از مسلمان بودنم - ولی احتمالا نظام ایران به این گونه است و اسلامی نیست- واقعا شرایط ازدواج خیلی خیلی دشواره در حالی که حرف زدنش خیلی راحت5 شهریور 1396، 01:52 ب.ظ
70سلام - سوال بنده این است که جوانی که هیچی از خودش نداره نه شغل نه مسکنی - هیچی و هیچیه نداره و از نطر سنی هم سن بالایی داره و توان قبول هزینه بسیار سنگین مهریه را به هیج وجه ندارد و از عهده امورات زندگی و مسئولیت های ناشی از آن برنمیاد و نیاز جنسی شدیدی هم داره چه خاکی تو سرش بریزه- آیا اسلامی که خود را اینقدر خودشو منطقی میداند چطور اتتظار داره ما از عهده موارد فوق بربیاییم - اگر واقعا اسلام اینگونه میخواد که من خیلی پشیمونم از مسلمان بودنم - ولی احتمالا نظام ایران به این گونه است و اسلامی نیست- واقعا شرایط ازدواج خیلی خیلی دشواره در حالی که حرف زدنش خیلی راحت4 شهریور 1396، 10:37 ب.ظ
71من دختری 20 ساله هستم با موقعیت خیلی خوب برای ازدواج اما به خاطر شرایط مالی قادر به ازدواج نیستم از طرفی هم از نظر جنسی ادم فوق اعلاده گرمی هستم که با صحبت هایی که راجب ازدواجم میشه بیشتر تخریک میشوم هم از این نظر تخت فشارم هم از این نظر که موقعیت ازئواج بیش امده برام بسیار خوبه و خانواده ههم راضی ولی به خاطر شرایط مالی امکانش نیست خیلی نگران اینده هستم و اصلا دوس ندارم به گناه کشیده بشم تحت هیچ شرایطی لطفا راهنماییم کنید4 شهریور 1396، 10:00 ب.ظ
72آیا برای هر بار بچه دار شدن باید آمیزش کرد؟ ( بچه اول ، دوم ، سوم ، … )1 شهریور 1396، 09:16 ق.ظ
73اگر فاعل شک دخول در عمل خود دارد و مفعول شک ندارد حکم چیشت؟لطفا واضح توضیح دهید؟31 مرداد 1396، 04:56 ب.ظ
74با سلام من دختری 20ساله هستم که در خانواده ای با تحصیلات عالیه بزرگ شدم و خودم سال سومی هست که پشت کنکور هستم برای رشته پزشکی.از طرفی به مدت دوسال هست که خواستگاری سمج و پراصرار در محل زندگیمان دارم که به من علاقه ی زیادی دارن، و من هم متقابلا به ایشون علاقه هایی دارم،ایشون مغازه لاستیک فروشی دارن و لیسانس مهندسی مکانیک هم هستن،از لحاظ اخلاقی و رفتاری هیچ ایرادی به ایشون وارد نیست و پسر بسیار باشخصیت و نجیبی هستن،ایشون بعد از دوسال آمد و رفت برای خواستگاری جواب بله رو شنیدن ولی این بله فقط از جانب من هست و خانواده ی من بخاطر سن کم من و موقعیت کاری اون آقا بشدت مخالف هستن و راضی به برگزاری مراسم نامزدی نیستن و معتقد هستن که من درآینده در دانشگاه با موقعیت های بسیار بهتری روبرو خواهم شد و الان دچار احساسات شدم،از طرفی من به این اقا علاقه مند هستم ولی حرف های خانواده ام هم بنظرم غیر منطقی نیست و میترسم که درآینده پشیمان شوم،بنظر شما چیکار کنم و راه حل چیه؟خواهش میکنم به من کمک کنید به راهنمایی شما نیاز دارم.با تشکر31 مرداد 1396، 04:55 ب.ظ
75سلام, دختری 17ساله هستم, خانواده بنده از لحاظ روحی و احساسی نیاز های بنده رو تامین نمیکنند, مثل اینک پدر بنده از اینک دخترش رو بغل کند یا ببوسد فراری است و از اینکار اصلا خوشش نمی اید, یا سر هر حرف کوچکی مورد دعوا و برخورد فیزیکی قرار میگیرم یک مدته به یک اقای زن و بچه دار ک استادم بوده است برادر میگویم و فقط ب ایشون میتوانم حرف هایم را بگویم چون هر کسی ک نزدیک ب من است برخورد خوبی نداردو من این فردو واقعا برادر خودم میدونم و به عنوان برادرم به شدت دوسش دارم و ایشون هم همین حس و ب من دارن سوال من اینه که ایا من میتونم به ایشون نزدیک بشم یعنی ایشون رو دراغوش بگیرم یا ببوسمشون !؟چون واقعا فقط می توانم ب ایشون احساساتم را بگویم و فقط ایشون در زندگی من هستن ک می توانند ارومم کنند و بقیه افراد رفتار خوبی ندارند.30 مرداد 1396، 12:59 ب.ظ


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed