جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
51آیا خواندن نماز جماعت در روز جمعه نماز را باطل می کند؟3 دی 1395، 01:25 ب.ظ
52 فرق تابع توزیع احتمال و تابع چگالی احتمال چیست؟ 3 دی 1395، 10:24 ق.ظ
53من یه دانشجوی پزشکی هستم که باید حداقل 7 سال درس بخونم تازه بعدش برم سربازی بعدش امتحان تخصص شرکت کنم اگه خوب درس بخونم ان شاءالله 35 سالگی تخصصم رو می گیرم. (اینها بیشتر حالت شوخی داشت)، ولی من الان باید ازدواج کنم باید. من یه دانشجوی مذهبی هستم. خانواده مذهبی هم دارم. اما من نه فعلا کار دارم نه حقوقی بابت کارم می گیرم تازه سال 6 به خاطر کار در بیمارستان ماهی هشتاد تومن می گیرم که اگه به سال شش برسم. مادر و پدرم هم خیلی زیاد به این مسأله شغل اهمیت می دن. ولی من نمی دونم که چه طور من که پزشکی هستم نمی تونم این کار رو بکنم ولی کسی که رشته های خیلی سطح پائین می خونه می تونه؟ من که آینده شغلی بهتری نسبت به اونها دارم. تازه تعریف از خودم نباشه توانایی هر کاری رو هم دارم می تونم هر کاری رو به نحو احسن انجامش بدم توی هر کاری بهترین هستم. تازه از بچه های دانشکده خودمون هم چند نفر اقدام به این کار کردند ولی من روم نمیشه که ازشون بپرسم که چه طوری این کار رو کردند. می خوام پدر و مادرم رو تحت فشار بذارم و تهدید کنم ولی شاید این کار درست نباشه؟!! چندین بار به طور روشن و آشکار این موضوع رو مطرح کردنم مادرم که میگه من تو فکرتم ولی شغل که نداری کار که نداری زندگی سخته فامیل جدید پیدا می کنی سرت شلوغ میشه پدرم که حتی حاضر نیست در این مورد صحبت کنه حتی یه بار تلویزیون داشت در این مورد صحبت می کرد سریع کانال تلویزیون رو عوض کرد من فقط اون موقع خندیدم. می خوام بهشون بگم که اگر این کار رو نکنند من هزار تا کار دیگه می کنم که هم آبروی خودم بره هم اونا ولی به خودم اصلا نمی تونم اجازه بدم که این حرف رو بزنم ولی من این کار رو می کنم. حتی یه دختر خیلی خوب و باحجاب و خیلی مذهبی توی دوستای خواهرم سراغ دارم که به هیچ کسی تا حالا نگفتم ولی یه بدبختی دیگه من اینه که من زنجان پزشکی می خونم خانوادم تهران هستن و اون دختره هم تهران درس می خونه. حالا باید چی کار کرد؟ کار من داره از عفت چشم و عفت همه چیز داره می گذره! قصد من از ازدواج این نیست که رابطه جنسی داشته باشم نه فقط می خوام با یه کسی از جنس مخالف باشم که اولا چشمم پاک باشه بعدش هم آرامش داشته باشم به خدا فکر می کنم این طور بهتر می تونم درس هام رو بخونم ولی شاید من اشتباه می کنم شاید بقیه ولی من این کار رو هر طور که شده انجامش می دم به همین زودیا! فکر نکنید که عاشق شدم و دلباختم و از این چرت و پرت ها نه من فقط دلایلم همون چیزهایی بود که گفتم! من فقط می خوام فکرش رهام کنه، می دونید من توی یه مرحله از زندگیم گیر کردم که نمی تونم خودم رو با هر چیزی جلو ببرم می خواستم برم حوزه ولی دیدم اونجا چیزی که به درد من و من به درد اونا بخورم ندارم. الان تحقیقا نمی دونم که چی کار کنم؟ یه راهنمایی درست بکنید هر کاری که بگید می کنم حتی اگر بگید 10 سال دیگه ازدواج کن.1 دی 1395، 07:47 ب.ظ
54سلام شما همش میگید سوالاتونا بپرسین ولی من سوال میپرسم اصلا جواب نمیدید.آیا این کارتون واقعا درسته؟؟؟28 آذر 1395، 07:50 ق.ظ
55سلام من من پسرم و پونزده سالمه.... من خیلی زیاد به مدت چهار سال خود ارضایی میکردم.... من بعد از چند روزی که خود ارضایی کردم خواستم دوباره آن کارو تکرار کنم دیدم ( حسش) اومد ولی از آلت تناسلی من هیچ منی خارج نشد هیچی! الان من خیلی ترسیدم خیلی.... آیا برای من مشکلی پیش اومده آیا من دیگه نمیتونم تشکیل خانواده بدم! .... ترو خدا کمکم کنید من منتظر پاسخ شما هستم....27 آذر 1395، 01:27 ب.ظ
56سلام.پسرى دارم 23ساله.به تازگى متوجه شدم که 3سال پیش با پسرى دوست بوده که باهم تماس بدنى داشتن ولى گویا دخولى نبوده(که مطمئن نىستم) ,6ماه اخر کارشون گویا جدى تر میشود و رابطشون بهم خورده.حالا حدود ١ماهه که تو فضاى مجازى با پسرى اشنا شده که بشدت داره بهش توهین میکنه و ازش سواستفاده میکنه ولى پسر احمق کودن من ...مدام هم بهش میگه "عشقم بیا بغلم.مى خوام همدیگرو... تو منو سیخ میکنى".خیلى ناراحتم اینارو مینوىسم لطفا بگین چجورى این پسر احمقو چیکار کنم فقط دنبال سکسه از دختر و پسر براحتى ازش سواستفاده مىکنن و دست اخر مثل یه تىکه اشغال مىندازنش دور26 آذر 1395، 03:08 ب.ظ
57درصورتی که خواندن خطبه عقد یا صیغه موقت دختر باکره بدون اذن پدر باطل است، اگر پس از خواندن این خطبه، آیا نزدیکی کردن،معاشقه کردن، انجام عمل دخول از مقعد، برابرست با عمل زنا؟23 آذر 1395، 02:20 ب.ظ
58 هزینه تبلیغات در پرسشکده چقدر است؟ 23 آذر 1395، 12:45 ب.ظ
59سلام لطفا شرایط شرعی واخلاقی عقد موقت را توضیح دهید اینکه افرادمتاهل از روی نیاز مختصر یاجو جامعه اقدام به این کار کنند حکم زنا دارد؟برای هردونفر؟یا فقط گناهکارند؟آیا حق الناس است؟22 آذر 1395، 12:44 ب.ظ
60سلام من دختر 13 ساله ایم .یه سوال دارم چرا انسان های که موفق اند برنامه ریزی داشتن چرا آدم بدون برنامه ریزی موفق نمیشه؟20 آذر 1395، 03:41 ب.ظ
61بازم سلام من میخوام بدونم که آیا ما انسان ها از تمام مغز خودمون استفاده میکنیم یا نه ا؟بعدشم من میخوام درباره علم ماورائ طبیعی بیشتر بدونم و به مغزم به خوبی مسلط بشم آیا این امکان پذیرهست اگر هست چه طوری20 آذر 1395، 03:36 ب.ظ
62سلام میخواستم بدونم آیا بیماری وسواس درشک کردن به عقاید تاثیر دارد؟20 آذر 1395، 03:27 ب.ظ
63سلام لطفا شرایط شرعی واخلاقی عقد موقت را توضیح دهید اینکه افرادمتاهل از روی نیاز مختصر یاجو جامعه اقدام به این کار کنند حکم زنا دارد؟برای هردونفر؟یا فقط گناهکارند؟آیا حق الناس است؟20 آذر 1395، 11:04 ق.ظ
64سلام ۳ سال پیش با یه آقایی آشنایی داشتم که ایشون فوق العاده پسر خوب و با شخصیت، مهربان، تحصیل کرده و از همه لحاظ عالی بودن که من این ارتباط رو قطع کردم ولی این ارتباط تازگی ها شروع شد و یه مدت که گذشت من فهمیدم این آقا تازگی ها ازدواج کرده بوده و به من نگفته بود. وقتی فهمیدم جدا از علاقه ای که بهش داشتم میخواستم هرچه زودتر ارتباط رو تموم کنم که ایشون نذاشتن. میگفت من آدم خیانت کاری نیستم فقط نمیتونم فراموشت کنم، نمیتونم از دستت بدم چند بار پیشنهاد صیغه ی محرمیت داد که من قبول نکردم گفتم بدون اجازه ی پدر باطله و من نمیخوام به همسرت خیانت کنم. انقدر این قضیه ها پیش رفت و رابطه تموم نشد که متاسفانه کار به ارتباط جنسی رسید البته همه ی ارتباط با دست از روی لباس بود ولی بخاطر همین کلی عذاب وجدان گرفتم همش با خودم میگم من به یه زن خیانت کردم، با تمام اینها احساس میکنم علاقه م بهش بیشتر شده ولی مدام خودمو بی تفاوت نشون میدم. از یه طرف اون آقا همش منو قانع میکنه که ۴ ماهه با همسرش رابطه ی جنسی نداشته و کلا شاید ۳-۴ ماه یه بار فقط با همسرش رابطه ی جنسی داره. اینارو گفت تا عذاب وجدان من کمتر بشه ولی بازم تاثیری نداشت. البته اینو میدونم که واقعا ارتباط جنسی ندارن چون اتاق هاشون از هم جداست. از طرفی میتونم کاری کنم که جدا شن و باهاش ازدواج کنم ولی نمیخوام زندگی یه خانم رو خراب کنم و همش میترسم خدا قهرش بگیره یا سرم بیاد. نمیدونم چیکار کنم لطفا منو راهنمایی کنید19 آذر 1395، 08:27 ب.ظ
65 میدان اسب دوانی 19 آذر 1395، 08:22 ب.ظ
66برای ازدواج موقت باید چه اقداماتی کرد؟ چگونه افرادی که مایل به این کار هستن رو می شه پیدا کرد؟18 آذر 1395، 02:14 ب.ظ
67سلام ، من ۲۲ سالمه بچه ی طلاقم مادر به علت اعتیاد پدرم ازش طلاق گرفت و من با مادرم زندگی میکنم، دو تا از خواهر های مادرم زنا کردن و طلاق گرفتن ، مادرم با شخصی صیغه ی دائم است و با شخص دیگری هم ارتباط داره ، و یکی از خاله هام ک نزدیک ما زندگی میکنه اون هم اینجوری ، و دختر همین خالمم که ۸ ماه از من بزرگتره با جنس مخالف که در ارتباط هی بهشون خیانت میکنه ، و داستانها ی دیگه .... اینها باعث شده که من نسبت به زن ها و دختر ها حس خوبی نداشته باشم ، وقتی نامزدم با دختری دست بده یا زیاد حرف بزنه یا نگاه کنه حس بدی پیدا میکنم میره رو مخم و فکر میکنم داره بهم خیانت میکنه و خیلی عصبی میشم ،به نظرتون چیکار کنم با این حسایی که دارم و اذیتم میکنه؟؟؟ :(9 آذر 1395، 11:18 ق.ظ
68سلام جوانی 32 ساله هستم 15 سال پیش در حالی که خیلی مذهبی بودم مرتکب گناهی بزرگ با خاله خود شدم و پرده بکارت او را زدم من خام و نسنجیده این کار را کردم و الان 15 سال است که همیشه با او در ارتباطم و نزدیکی میکنم بیشتر به این خاطر که ل او نکنه و او تنها با مادربزرگم زندگی میکند و خرج آنها را تا حدودی میدهم و حالا سن ازدواج من رسیده ولی او راضی نمیشود که ازدواج کنم .. از یه طرف نمیتوانم آنها را تنها بزارم و از طرفی خودم هم بلاتکلیفم .. چکار کنم ؟9 آذر 1395، 11:13 ق.ظ
69سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.8 آذر 1395، 12:04 ق.ظ
7013 آذر چه روزی است؟4 آذر 1395، 11:49 ب.ظ
71سلام دختر 22 ساله ای هستم که حدود یک سال و نیم با یه اقا پسری دوست بودم، و با ایشون رابطه نامشروع و غیرشرعی داشتم،به خاطر اختلافات شدیدی که داشتیم تصمیم به جدایی از ایشون کردم و شرایط سختی رو پشت سر گذاشتم، بعد چندماه جدایی الان دچار عذاب وجدان شدید شدم و توبه کردم ولی باز گاهی بعضی تصورات به جلو شمام میاد و بهشون فک میکنم، الان عذاب وجدانم خیلی شدید شده، مشکلات فرواونی داشتم و دو ماه قبل مادربزرگمو از دست دادم و با اینکه زیاد دوسش داشتم نتونستم گریه کنم، حدودا پنج ماهی میشه که نمیتونم گریه کنم و از این لحاظ نیز تحت فشار هستم، خودمو تو موقعیتهایی قرار میدم که بتونم گریه کنم ولی چشمام پر میشه ولی نمیتونم گریه کنم... فشار عصبی روم بسیار زیاد شده.. دختر بدی نبودم، با گذشت زمان ایمانم کم میشد و از خدا هرروز فاصلم بیشتر میشد، تااینکه به این گناه خواسته یا ناخواسته آلوده شدم، هیچوقت باورم نمیشد که چنین اشتباهی رو انجام بدم و الان مشکلم این عذاب وجدان و حس پشیمونی است و نمیدونم چه جور باهاش کنار بیام؟ مشکل دیگم اینکه نمیتونم گریه کنم،و این مشکل رو قبلا نداشتم و قبلا هر موقع ناراحت میشدم میتونستم گریه کنم ولی الان نه، باید چیکار کنم؟! ویه مشکل سومی هم دارم و اون اینکه با اقا پسری ک دوست بودم ، ایشون با یکی ازاقوام ما دوست هست و جدیدا از طریق یه نفر دیگه متوجه شدم که نوع رابطمونو به ایشون گفته، و ایشونم جریان رو به یکی از نزدیکترین اقوام من گفتن و آبروی منو بردن، اون فامیلمونم ادم دهن لق و غیرقابل اعتماده و میترسم این موضوع به گوش خانوادم برسه و یا تو زندگی ایندم واسم مشکل پیش بیاره، این آقا پسر دوباره تمایل دارن بامن دوست بشن و دوباره به من پیشنهاد دادن ولی من حاضر نیستم لحظه ای باایشون باشم و منو تهدید کردن که به بابام میگن، و تلزه اطلاع پیدا کردم حتی پدر ایشونم در جریان رابطه قبلی ماهستن و نمیدونم چیکار کنم!؟؟ راه چاره به نظرتون چیه؟ هر لحظه میترسم آبروم بره، رابطه جنسی که با اون آقا داشتم در حد معاشقه بود و اثباتی نمیتونن برای ادعاشون داشته باشن، خیلی نگرانم، پرخاشگر و عصبی و گوشه گیر شدم، من تا 22 سالگی هیچ گناهی به اندازه این گناه مرتکب نشده بودم و حتی این اقا پسر اولین دوست پسرم بودن آیا دعایی هست واسه حفظ آبرو که بخونم توبه کردم و بخدا توکل کردم ولی تحمل این همه فشار رو ندارم، شرایط روحیم خرابه و نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید1 آذر 1395، 10:12 ق.ظ
72فرمانروای ، کرمان ، در ، زمان ، اشکانیان ، که ، بود؟22 آبان 1395، 05:11 ب.ظ
73حساب سپرده متمرکز سوددارد؟19 آبان 1395، 10:48 ب.ظ
74لینک کانال تلگرام پرسشکده؟19 آبان 1395، 05:49 ب.ظ
75با سلام و خسته نباشید.من دختری مذهبی و معتقد هستم و در خانواده مذهبی بزرگ شدم. مدت 3 سال است که در فضای مجازی با پسری آشنا شدم که در کشور دیگری زندگی میکنه ایشون سنی هستن و خانواده معتقدی نداره. از همان ابتدای اشنایی به من ابراز علاقه کرده و قصدشون ازدواج بود اما متاسفانه ما تا به حال همدیگرو ندیدیم و فقط در شبکه های اجتماعی صحبت میکنیم . من از این مساله خیلی ناراحت هستم چون ما نامحرم هستیم و این کار هم اشکال شرعی داره و چند بار هم خواستم این کارو ترک کنم ولی به دلایلی نشد.خانواده من در جریان نیستن ولی خانواده ایشون خبر دارن. من واقعا نمیدونم چیکار کنم خیلی فکرم مشغوله و از این بابت ناراحتم و خیلی دوس ندارم که بهش اصرار کنم که بیاد ایران در ضمن شغل ایشون هم طوری هست که با زنان زیادی کار میکنند و من از این مساله ناراحتم و هربار که بهش گوشزد میکنم میگه میخواد کارشو ترک کنه... خواهشا منو راهنمایی کنید... باتشکر ممنون18 آبان 1395، 07:09 ب.ظ


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed