جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
51مردی میانسال هستم که به دلیل اختلال متابولیسم و ضعف فشار خون مجاز به ازدواج نمی باشم. از طرفی با اینکه خودم را فردی معتقد می دانم ولی ناخواسته عاشق زنی شوهردار شدم و رابطه دوستی بدون همبستری و هرگونه دخول با او دارم که شامل دست دادن و مصافحه و بوسیدن می شود. سوالی که دارم این است که اگر رابطه ما در همین حد بماند آیا شامل توبه می شود؟ اگر جواب خیر است چگونه می توانیم از هم جدا شویم کما اینکه شروع رابطه از طرف مقابل بوده و او نیز بارها با تهدید به خودکشی به درخواست پایان رابطه پاسخ می دهد. لطفا مرا از این مخمصه رهایی دهید؟4 آبان 1395، 09:08 ب.ظ
52سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.4 آبان 1395، 05:00 ب.ظ
53با سلام, راجع به ازدواج موقت سوالم اینه که ایا پس از اینکه خودمان صیغه را جاری کردیم(زن مطلقه) آیا ارگانی یا نهادی هست که یک برگه رسمی به ما بده که در موقع لزوم مدرک داشته باشیم که زن و شوهریم؟؟ ممنون2 آبان 1395، 12:34 ب.ظ
54سلام من واقعا سختمه که اینو بگم ولی خیلی ذهنمو درگیر کرده دختر 19 ساله ای هستم که قد بلندی دارم و لاغر هستم و سایز سینه های خیلی کوچکی دارم سایزم 60 ولی هیکلم گلابی و از هیکلم خوشم نمیاد چون همش میره پایین تنم برا همین دوست ندارم چاق شم چون میدونم باسنم بزرگ تر میشه و سینه هام شاید کم تغییر کنه کسی راه حلی داره برای افزایش سایز و اینکه ایا واقعا مردی هست که از سینه های کوچیک خوشش بیاد یا اینکه من کلا مشکل دارم2 آبان 1395، 01:08 ق.ظ
55با سلام. مدتی است بر روی استخوان جمجمه من در قسمت پشت سر (قسمت تحتانی جمجمه سمت راست) توده ای سفت به اندازه یک نخود ایجاد شده که با فشار بر روی آن سردرد می گیرم. البته این توده بر روی استخوان جمجمه و زیر پوست قرار دارد. می خواستم بدانم آیا ممکن است تومور سرطانی باشد. لطفا توضیح دهید2 آبان 1395، 12:55 ق.ظ
56امام موسی کاظم : هر که لذت جماع کردن با کنیزان را دریافت کند هرگز ان را ترک نکند. امام علی ع‌: با زن آزاد در مورد زن دیگر جماع نکن اما کنیز را در برابر کنیز دیگر جماع کنی باکی نیست منبع: حلیة المتقین، باب سوم چهارم و هفتم حلیة المتقین باب سوم و چهارم درسته واقعا ؟؟؟ صحت داره؟؟ اگر داره حکمتش چیه؟ خواهش میکنم سریع جواب بدین ممنونم..29 مهر 1395، 08:37 ب.ظ
57با سلام و احترام بعضا مشاهده میشه نوجووون هایی که دوست دارن با بزرگتر از خودشون رابطه بگیرند ولی همون طور که از آسیب های این اتفاق مطلع هستید چه راهکاری رو برای من بعنوان پدر خانواده قابل اجرا می دونید ؟29 مهر 1395، 01:34 ب.ظ
58سلام علیکم دختری هستم ک عاشق پسری شده ام ک نا اهله و ایمان درستی نداره و اهل دختر بازیه و اطلاعی از علاقم نسبت ب خودش نداره همیشه یه حسی بهم میگه ک کار من ب ازدواج ختم میشه و من قبلش میتونم سر به راهش کنم راهنمایی لطفا.29 مهر 1395، 01:19 ب.ظ
59سلام دختری۳۳ساله هستم ک از نوجوانی بدون آگاهی ب خودارضایی مبتلا شده بودم البته بصورت فکری و بدون تحریک جسمی و حدود۲۰سالگی متوجه شدم ب چه چیز مبتلا هستم و برای ترک آن تلاش کردم و گاه موفق بودم گاه نه،حتی یکبار۲سال از این عمل فلاصله گرفتم،اما باوجود تمایل شدیدم ب ازدواج هربار ب دلیلی موفق ب ازدواج نمی شوم و هرخواستگار روی من از نظر مقابله با این گناه تاثیر منفی دارد،مثلا در آخرین مورد ک جواب هردو طرف مثبت بود و به هم علاقه زیادی داشتیم اما ب هم خورد،بعد از آن فکر آن پسر را ب هیچ صورت نمی توانم از ذهنم خارج کنم مخصوصا چون می دانم او هم ب من علاقه درد و همیشه منتظر برگشت او هستم، شدیدا ب این گناه گرفتار شدم ب حدی ک احساس جنون فکری دارم و سردرد می گیرم، درحالی ک قبل از آن ب خوبی از این عمل فاصله گرفته بودم،اگر بهترین راه مقابله با این گناه ازدواج است چرا خدا برای ازدواجم کمکم نمی کند و کسانی ک جواب مثبت میدهم ب طرز عجیبی بهم می خورد بطوری ک فکر می کنم فقط خواست خدا مانع ازدواجم است،حتی از خدا می خواهم ک گسی شبیه ب خودم را سرراهم قرار دهد تا نجات پیدا کنم،اما...اگر خواستگار راه ندهم چطور ازدواج کنم؟اگر راه بدهم با آثار مخرب بعد از آن روی افکارم چه کنم؟و حالا با این جنون فکری ک ب آن پسر پیدا کردم و ازپس آن برنمی آیم چه کنم؟29 مهر 1395، 01:15 ب.ظ
60سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.29 مهر 1395، 01:13 ب.ظ
61سلام دوتا سوال داشتم 1_یکی از دوستانم ادعا میکند من به او خودارضایی را یاد دادم!!! من که خودم چنین چیزی یادم نمی اید...ولی ذهنم را خیلی مشغول کرده چون میگوید راضی نیستم ازت. ... چه ک نم!! 2_اگر در سن 15سالگی با پسر خاله 12ساله خود کار جنسی کرده باشم فقط توبه نیاز است یا حلالیت هم باید باشد!؟28 مهر 1395، 04:14 ب.ظ
62سلام دختری۳۳ساله هستم ک از نوجوانی بدون آگاهی ب خودارضایی مبتلا شده بودم البته بصورت فکری و بدون تحریک جسمی و حدود۲۰سالگی متوجه شدم ب چه چیز مبتلا هستم و برای ترک آن تلاش کردم و گاه موفق بودم گاه نه،حتی یکبار۲سال از این عمل فلاصله گرفتم،اما باوجود تمایل شدیدم ب ازدواج هربار ب دلیلی موفق ب ازدواج نمی شوم و هرخواستگار روی من از نظر مقابله با این گناه تاثیر منفی دارد،مثلا در آخرین مورد ک جواب هردو طرف مثبت بود و به هم علاقه زیادی داشتیم اما ب هم خورد،بعد از آن فکر آن پسر را ب هیچ صورت نمی توانم از ذهنم خارج کنم مخصوصا چون می دانم او هم ب من علاقه درد و همیشه منتظر برگشت او هستم، شدیدا ب این گناه گرفتار شدم ب حدی ک احساس جنون فکری دارم و سردرد می گیرم، درحالی ک قبل از آن ب خوبی از این عمل فاصله گرفته بودم،اگر بهترین راه مقابله با این گناه ازدواج است چرا خدا برای ازدواجم کمکم نمی کند و کسانی ک جواب مثبت میدهم ب طرز عجیبی بهم می خورد بطوری ک فکر می کنم فقط خواست خدا مانع ازدواجم است،حتی از خدا می خواهم ک گسی شبیه ب خودم را سرراهم قرار دهد تا نجات پیدا کنم،اما...اگر خواستگار راه ندهم چطور ازدواج کنم؟اگر راه بدهم با آثار مخرب بعد از آن روی افکارم چه کنم؟و حالا با این جنون فکری ک ب آن پسر پیدا کردم و ازپس آن برنمی آیم چه کنم؟28 مهر 1395، 03:57 ب.ظ
63مردی متأهل هستم.از فکر اینکه همسرم با مرد دیگری نزدیکی‌ داشته باشد،به شدت تحریک میشوم،بارها خواسته‌ام که به این مساله فکر نکنم،اما موفق نشده ام.لطفا ملامت نکنید و راهکار علمی‌ و شدنی ارائه کنید.با تشکر28 مهر 1395، 03:29 ب.ظ
64با سلام من ۳۶ سال سن دارم با تحصیلات لیسانس کارمند هستم مجرد می باشم اخیرا با دختری ۳۰ ساله با تحصیلات فوق لیسانس با درخواست خواستگاری من شروع به اشنایی نموده ایم پس از ۳ جلسه اشنایی متوجه شدم که ایشان گرم مزاج می باشند یعنی خودشان عنوان کردند که شدیدا لمسی هستند و دوست دارند که لمس شوند . در حالی که من از لحاظ جسنی کاملا معمولی می باشم . از این گذشته ایشان یک شب از من درخواست چت سکسی کردند و من هم با کمال ناباوری پذیرفتم و در طی این چت ایشان عکس از اندام خود برایم می‌فرستادند و با در خواست مکر ر ایشان این امر تا ساعت ۴ بامداد طول کشید و فردا ان شب با درخواست من یک قرار ملاقات حضوری برقرار شد و ایشان اندام خود را به راحتی به صورت برهنه در اختیار من قرار دادند و حتی به راحتی با الت تناسلی من سکس دهانی داشتند و..... حالا این رفتار این شدیدا مرا دچار سو ظن نسبت به گذشته و احیانا اینده ایشان کرده و نمی توانم تصمیم گیری بکنم نسبت به ادامه اشنایی و ازدواج . در حالی که ایشان شدیدا نسبت به من ابراز علاقه میکنند. از شما عاجزانه خواهشمندم مرا دلسوزانه راهنمایی بفرمائید در رابطه با ازدواج یا قطع رابطه در همین مرحله.28 مهر 1395، 03:23 ب.ظ
65سلام پسری هستم 15 ساله که من متاسفانه توبه ام را شکستم ( که بار اولم هم نبود ) و عکس های بدی را در اینترنت سرچ کردم و چیز های بدی دیدم و در اون زمان فکر هایی به سرم امدند و آنها این بودند ( نکند با انجام این گناه خدا از دستم ناراحت شود و آینده ام سیاه شود) و بعد از این فکر این فکر به سرم امد که( حالا بعدش دوباره توبه میکنم). این یعنی سواستفاده از رحمت بخشش خدا و در همان زمان که این فکر ها به سرم میزدند عکس های بد دیگری سرچ میکردمو نگاه میکردم، اما حالا پشیمانم و توبه کردم آیا فکر هایم تحقق پیدا میکند؟؟؟ و آیا خدا مرا میبخشد ؟؟؟28 مهر 1395، 03:16 ب.ظ
66سلام قرص های ویاگرا به چه صورت مصرف شوند بهتر است؟من وقتی ویاگرا مصرف میکنم تا بعد از ظهر روز بعد کمی سر درد دارم .آیا این قرص ها به صورت طبیعی هم در داروخانه ها هست؟اگر هست نام آن را بنویسید. متشکرم25 مهر 1395، 12:01 ب.ظ
67آیا عوارض خودارضایی بعد از ترک آن از به طور کامل کامل از بین میرود؟(در پسران)25 مهر 1395، 11:59 ق.ظ
68سلام, دختری ۲۷ ساله هستم. غرایز جنسی بسیار قوی دارم, اما متاسفانه تاکنون شرایط ازدواج برایم مهیا نشده, مدتی است از آنجایی که پدرم فوت شده و از مادرم اجازه گرفتم با پسری خطبه محرمیت خوانده و رابطه داریم. بکارت من ارتجاعیست و بارها در حد دخول از واژن هم رابطه داشتیم اما من تا به حال حتی یک بار هم ارضا نشدم و ناچار همانن سابق خودارضایی میکنم, این مشکل شدیدا به من فشار روحی و روانی وارد کرده , خصوصا اینکه برای رضایت شریکم از رابطه و دلسرد نشدن اون تظاهر به ارضا شدن میکنم. گرچه اون تمام تلاشش رو میکنه ولی من همچنان ناکام موندم. خواهش میکنم کمکم کنید. اگر این مشکلم حل نشه من هرگز ازدواج دایم نمیکنم25 مهر 1395، 11:58 ق.ظ
69با سلام. زنی سی ساله هستم و حدود سه سال و نیم از ازدواجم با مردی بسیار مذهبی می گذره. خیلیزود باردار شدم و الان پسر دوساله دارم. همسرم بشدت تمایلات جنسی داره تا حدی که در دورانی که من امکان نزدیکی به دلیل شرعی ندارم به همسرم سخت می گذره و بارها و بارها این مسئله رو به من هم گوشزد می کنه تا حدی که قبل زا شروع این دوره من استرس زیادی بدلیل رفتارهای همسرم تحمل می کنم. متاسفانه نزدیک به دو ساله که همسرم با شبکه های اجتماعی هم بشت خو گرفته و چندین بار از ارتباطش با خانمهای دیگه و تقاضاهای غیر شرعی همسرم از این خانمها مواجه شدم تا حدی که بعضی مواقع به دروغ به آنها می گوید که از من جدا شده یا اصلا ازدواج نکرده و اصرار به دیدنشون داره. از همه بدتر این مسئله است که بتازگی متوجه شدم همسرم خودارضایی می کنه و این مسئله تا حدود زیادی امنیت روانی من رو ازم گرفته. ازتون خواهش می کنم کمکم کنید در ضمن خود من بعد از نزدیک چهار سال که تقریبا هر رو با همسم نزدیکی داشتم هنوز به ارضای جنسی نرسیدم اما برای اینکه همسرم اذیت نشه در این مورد باهاش صحبت نکردم حالا این که می بینم همسرم براحتی از خودارضایی کردنش با من صحبت می کنه برام عذابه الیمه. خواهش می کنم کمکم کنید25 مهر 1395، 11:54 ق.ظ
70سلام جوانی هستم 26ساله،از 13.5سالگی تقریبا استمنا کردم,البته اولش نمیدونستم دارم چیکار میکنم، این موضوع اینقدر سدید شد که درس و زندگی و شرایط روحیم رو بشدت آسیب زده بارها اقدام به ترک کردم اما نتونستم بعد مدتی سراغم اومده،بیشتر از همه جسم و روح و تحصیلاتم آسیب زده،با اینکه در اوج موفقیت ها بودم الان بخاطر همین تمرکز حواس اصلا ندارم و مدت هاست از سر کنجکاوی و شهوت سایت های پورن رو نگاه کردم،زود انزال هم شدم و زود رنج،بیشتر درس و آینده و کارم رو آسیب زده که بی نهایت نا امیدم کرده،بارها خواستم ازدواج موقت کنم اما چون برای آینده با همسرم ارزش قائلم اینکارو نکردم اما الان درمانده ام، همه چیزم رو بخاطر اینکار از دست داده ام و غریزه جنسیم بالاست،کاریش هم نتونستم بکنم با کار زیاد،درس،ورزش و.. درست نشده،الان هم شدیدا منزوی شدم، مشکلات زندگی هم دارم،بغیر اینها استرس زیادی بهم وارد میکنه شما بگین واقعا چیکار کنم مشاوره روانشناسی میتونه بهم کمک کنه،اینکه این مسائل رو مطرح کنم،شرم آوره ولی میخوام درست بشه،قبلا پیش مشاور رفتم سالها پیش اما فایده نداشت،کاری نکرد برام،پولکی بود بنظرم درس و تحصیلات و کارم که بهم ریخت نا امیدم کرده، کنکور و ادامه تحصیل هم خواستم بدم بخاطر این موضوع تمام وقتم از دست رفت و آشفته و نا امید ترم کرد25 مهر 1395، 11:51 ق.ظ
71با سلام . زنی هستم ۳۲ساله دو فرزند دارم . سایز سینه من روز به روز رو به تحلیل هستش قبلا خوب بود اما الان مثل دختر بچه ها شدم.ورزش ماساژ انجام دادم اما شل تر و کوچکتر از قبل شدن . آیا راهی دارویی هست که لااقل بشن ۷۵25 مهر 1395، 11:48 ق.ظ
72سلام ؛ پسری 22 ساله هستم ، دانشجوی یکی از رشته های فنی مهندسی ِ سراسری ، تو یکی از شهرستان های دور از منزل . متاسفانه از 7 سال پیش درگیر استمنا شدم . حدود 4 سال هم هست که تمام تلاشم رو کردم که این مساله رو تمومش کنم . هر راهی هم که بگین رفتم ( از دوری از تنهایی ، کنترل غذا ، ورزش ، نماز ، سرگرمی گرفته تا دوری از جنس مخالف و نگاه و ... ) . موثر ترینشون 1 ماه دوام اورده ، بعدش روز از نو ، روزی از نو ( الان با توجه به شرایط ، میانگین هفته ای یکی دوبار درگیر این مساله میشم .) چند وقته که به فکر رابطه با دوست دختر افتادم ، ولی به دلایلی که میدونین ، نمیخوام سمت این راه برم . قصد ازدواج داشتم که مادرم به خاطر اینکه هنوز درسم تموم نشده و کار ندارم ( از سربازی معافم )، راضی نشدن و شخص مورد نظر هم پرید . خانواده ی من هم ازدواج موقت رو کلاه شرعی واسه رفع نیاز میدونن و به شدت مخالف صیغه هستن . ( در حدی که وقتی عموی من ، خانمی را صیغه کرد ، از خونه انداختنش بیرون . ) حالا اگه ممکنه شما ، منو که حداقل تا 3-4 سال دیگه امکان ازدواج ندارم رو راهنمایی " عملی " کنین که چجوری هم نیازم بر طرف شده باشه ، هم گناه نکرده باشم . ممنون25 مهر 1395، 04:08 ق.ظ
73آيه 82 سوره انعام چيست؟25 مهر 1395، 04:03 ق.ظ
74لقب امپراطوران ژاپن21 مهر 1395، 12:40 ب.ظ
75سلام من حدود یکی دوماهی منی ازم خارج میشد ولی فکر میکردم ادرار است و غسل نمیکردم یعنی نمازم راهم نمیخواندم حال دو سوال دارم1 حکم غسل نکردنم چیست 2 نماز هایم را دوباره بخوانم یا نه18 مهر 1395، 10:39 ب.ظ


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed