جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.

ردیفپرسشزمان پاسخ
1باعرض سلام،مردی هستم چهل وشش ساله دارای دوفرزندوبیست سال زندگی مشترک،متاسفانه همسرم سه چهارسال پیش متوجه شدم که رفتارهای مشکوک وحالتهای روانی...خلاصه ایشون معتادبه شیشه شده بودند،درمدت سه چهارسال اعتباد(دونوبت اقدام به خودکشی،که فقط چهارده میلیون هزینه برایم بجاگذاشت،هشت ماه بیمارستان روانپزشکی بستری بودند،یک نوبت مادرخودش شکایت کردوباهماهنگی من به کمپ های ترک اعتیاد و سه چهارنوبت خودم بشخصه بردم کمپ،)درهردوره که عرض کردم تامجال پیدامیکردمجدداً شروع میکردبه اعتیادوکشیدن شیشه وسیگارهم فووق العاده زیادمیکشیدن،خلاصه بدلیل داستن فرزندمشترک وان هم دختر،خیلی تلاش کردم که به زندگی برگردونمش،نشد!یعنی نخواست!تااینکه اخرمتوجه شدم یعنی بطوراتفاقی ازگوشیه همسرم!که ازابتداءاعتیادش بامردی به نام حجت آشناشده....و.....دیگه نتونستم تحمل کنم بیست سال زندگیم..... به یک باره جلویه چشام سوخت و...به هوارفت،من خیلی خویشتن داری کردم خیلی!اونزمان یادم نیس که چگونه به من گذشت وچه فکرهایی ازسرم گذشت که هرمردی بادیدن خیانت همسرش مطمعناً ازسرش خطورخواهدکرد،من شکایت کردم برای طلاق،خیلی برام جالبه که!! وقتی دلیل طلاق رو بامدارک مستند و گواهی پزشکی قانونی که داشتم! این برام جای سوال داره که چرااا!؟ این اعتیادرو که بیماری میدونن وبرایه همه ی مامردان ایرانی ومسلمان وخانواده دوست زنی معتادباشه(مطمعناً هزارجورفکربرایه همه ونگاه همه متوجه این قضیه میشن که زن معتاد...فقط اعتیادبرایش نیس و...وجود اره)ولی!!! برای جدایی من ازاون شیطان دادگاه اجازه ی فسخ نکاه رو بمن نمیدن ومیگن اعتیادکه دلیل نمیشه!!! واقعاً این مسئله واینهمه دلایل مستند و خانمان سوزکه شیشه علاوه برمختل کردن مغزخوده شخص برای اطرافیان هم نیزخطرناک است که همانطورکه گفتم خودش دوباراقدام ب خودکشی کرده،!که مدارک بیمارستان و کمپ و....همه موجوده!! منتها من واقعا درماندم وجالب اینکه بعدازشکایت من بخاطرطلاق،زن شیطان صفت بخاطر مهریه بنده رو یک ماه ب زندان انداخت،،ولی....مثله اینکه ""من""مجرمم وبایدزندان باشم ایشون بااینهمه مدرک و.......آزاده ومن هستم که بایدبخلطرمهریه هم زندان برم!! وهم دراخرمتحمله پرداخت هزاااار جور(نفقه،مهریه،، اجرت المثل...)باشم واقعاً ی راهنماییم بکنین ممنون میشم13 مهر 1396، 05:10 ب.ظ
2اگر به کسی معلوم نباشد که چقدر نماز های قضای دارد چه باید بکند؟3 مهر 1396، 11:49 ق.ظ
3اگر به کسی معلوم نباشد که چقدر نماز های قضای دارد چه باید بکند؟31 شهریور 1396، 06:17 ب.ظ
4 سلام علیکم راستش چند وقتیه که زندگیم سر یه مشکل بهم ریخته و دیگه آرامش ندارم . من بر اساس آنچه در رساله آیت الله مکارم گفته شده عمل استبرا رو انجام میدم بعد از یه مدت احساس کردم بعد از استبرا داره آبی ازم خارج میشه.در ابتدا محل ندادم وبر اساس حکم رساله که میگه اگر آبی بعد از استبرا خارج بشه پاکه عمل کردم.اما بعد از یه مدت دوباره برای اینکه مطمئن بشم، بعد از اینکه بول کردم .و محل بول رو شستم اون وقت محل رو با دستمال خشک کردم و یک دستمال کاغذی محل خروج بول گذاشتم بعد از 10 تا 15 دقیقه دیدم دستمال به اندازه سر مجرای خروج بول خیس شده و از اینجا بوده که دیگه شک من بیشتر شد. بازم می خواستم بی خیال بشم. اما هر روز وضعم بدتر می شد دیگه نشاطم و از دست دادم دیگه حضور قلبمو تو نماز از دست دادم .یه چند مدتی همین جور دستمال کاغذی می گذاشتم یعنی یه دستمالو چندلایه می کردم ویکی رو هم به صورت بزرگتر زیرش می گذاشتم و بعد از بول و استبرا محل خروج بول می گذاشتم تا اینکه چند دقیقه بگذرد و بعد از چند دقیقه دوباره توالت برم و محل رو می شستم و بعد وضو می گرفتم و این کارو بعد از هر توالت رفتن انجام می دادم.زندگیم ریخته بود به هم. بعد از 6 ماه با خودم گفتم مرگ یه بار و شیونم یه بار،رفتم پیش متخصص کلیه ومجاری ادراری وبهم گفت ورم پروستات داری، اما من احساس می کردم اشتباه تشخیص داده ، من خودم در دانشگاه علوم پزشکی درس می خونم، اما چند ماهی داروهاشو مصرف کردم، اما بازم می دیدم بعد از استبرا به اندازه به عدس دستمال خیسه تا اینه دیگه از دارو خوردن خسته شدم و دکتر گفت برو اتاق عمل. و دکتر عمل سیستوسکپی رو انجام داد.(سیستوسکوپی یه عملی است که میان یه لوله رو وارد مجرای بول میکنن وداخل مجرا رو بررسی میکنن). قبل از سیستوسکپی با خودم گفتم اگه درست نشه وبازم اون لکه رو ببینم یعنی من الکی حساسم ومشکلی ندارم ومثله همه آدمام.اما وقتی از بیمارستان رفتم خونه ورفتم توالت، ادرارم کمی خونی بود به خاطر لوله ایکه وارد مجرا کرده بودن ،خوب بعد از استبرا وشستن محل، دوباره با یه دستمال محل بولو خشک کردم ودستمال کاغذی رو مثل همیشه گذاشتم بعد از 10-15 دقیقه که دوباره برگشتم توالت دیدم به اندازه یه عدس دستمال حالت خون آبه شده م.اینجا بود که دیگه نا امید شدم.استدلال من این بود که چون الان بعد از استبرا دستمال خونی شده و از من خون آبه خارج شده پس حتما روزای قبلم این خیسی که تو دستمال هست بوله. یه حالتی دیگرم به شکم می افزود گاهی اوقات بعد از بول کردن یه آب چسپناکی ازم خارج می شد که بعد از استبرا این یکی دیگه واقعا ازم خارج می شد و اون آب چسبناک را رو دستمال می دیدم که مقدارش از اون آب شبیه بول که همیشه خارج می شد وبه اندازه عدس بود کمی بیشتر است . حالا حاج آقا هروز یه فکر جدید به سرم می زنه .اول می گفتم شاید این آب که به اندازه عدسه آبه شیره که هنگام شستن وارد مجرا شده و پاکه وبعد از اتمام شستن خارج میشه .به خودم میگفتم شاید این آبه چسبناک، ودی است ؟ یه وقتایی میخوام بی خیال باشم اما چند تا مطلب امونمو بریده اول اینکه اون خونی رو که گفتم بعد از سیستوسکوپی واستبرا دیدم.دوم آقا در رساله گفته ودی آبی است که گاهی بعد از استبرا از انسان خارج می شود اما اون آب چسبناکی که گاهی از من خارج میشه بعد از اتمام بول کردنه ونه بعد از استبرا. سوم اینکه این مقدار کمه آب اصلا حالت چسبناک نداره ومثل بول آبکی است. وچهارمی که از هم مهم تره اینه که من یه روز بعد از بول واستبرا با خودم گفتم بزار این دفعه بعد از بول واستبرا دیگه خودمو آب نکشم وبعد بیام با دستمال پارچه ای خودمو خشک کنم وبعد دستمال کاغذی رو مثل همیشه بزارم واین کارو انجام دادم استدلال من این بود که این دفعه که دیگه آب شیری در کار نیست واگر آبی خارج بشه دیگه بوله. خوب دستمال کاغذی رو گذاشتم وهر چند دقیقه دستمالو بررسی میکردم که ببینم آیا خیس شده یا نه . تا 15 دقیقه این کارو انجام دادم اما خیسی ندیدم .خیلی خوشحال شدم .اما برای اطمینان بیشتر چند دفعه دیگر هم بعد از هر بار رفتن به توالت و بول کردن این عمل رو انجام میدادم و هر چند دقیقه دستمالو از نظر وجود رطوبت بررسی میکردم .تا 3-4 بار که بعد از هر بار بول کردن این عمل رو انجام میدادم هیچ رطوبتی ندیدم .اما بعد از این 3-4 دفعه که دوباره رفتم توالت وکارها رو مثل قبل انجام دادم این دفعه بعد از بررسی دیدم آره دستمال به اندازه عدس خیسه .چند بار دیگر هم بعد از این دفعه که تری رو دیدم و بعد از هر بار رفتن به توالت وبول کردن وانجام کارها مثل قبل اون خیسی به اندازه عدس رو دیدم.حالا اگه این بول نیست پس چیه. حاج آقا دارم دیوونه میشم .من یه جوون 22 ساله ام وهر روز آرزوی مرگ میکنم.حاج آقا کمکم کنید یه راه حلی پیشم بزارید. نمیدونم چه کار کنم وامید وارم سوالمو خوب فهمونده باشم خواهش میکنم زودتر جوابمو بدین درد من اینهکه هروزی که از اون ماجرا میگذشت یه فکر واظطراب جدیدی برام به وجود میاد. الان فکر میکنم چون بیضه ها ناحیه ای هستند که عرق میکنن پس وقتی این دستمالو بین سر آلت وبیضه ها مگذارم عرق به این دستمال سرایت کرده وبول رو به بیضه ها منتقل میکنه وهمش باید بشورم.وهروز برام مسائل جدید تری داره پیش میاد. حاج آقا این مسئله بول تنها یکی از مشکلات روزمره ی منه من در نماز،روزه،غسل،رطوبت داشتن چیز نجس،اینکه آیا رطوبت به مقدار کافی است یا نه ،طهارت ،شستن چیز نجس و... . و هزاران کار روزمره ای که پیش رو دارم یک دفعه یه فکری به سرم و یه حالت اظطرابی تو دلم ایجاد میشه و نمیتونم به خیلی هاش جواب نه بگم. حتما بازم میگین شک است وتا یقین حاصل نشود مثلا نجس نیست. آری گیر من همین جاست که اصلا میمونم که این کارام شکه یا نه .اصلا شک میکنم که شک میکنم.یه صدایی یا یه چیزی نمیدونم تو دلم میگه که: تو فکر میکنی مثلا این نجس نیست اما اگه نجس باشه چی.کلا درد من اینه که نمیدونم یقین و شک چیه؟بعضی ها میگن وسواسی شدی اما یه چیزی تو وجودم وناحیهی سینه ام میگه نه! مثلا میرم توالت و بعد بول احساس شدیدی میکنم که ذرات بول به ناحیه ی باسنم میخوره گاهی اوقات میخوام بگم که من مطمئن نیستم که پاشیده اما تو دلم آشوب میشه و ترس و اظطرابی وجودمو میگیره و جرات اینکه بهش بگم نه رو ندارم ومیترسم.وباخودم میگم اگه نشوری فردای قیامت باید باز خواست بشی که چرا به این مسئله توجه نکردی،یا اینکه اگه نجس باشه و اعتنا نکنی، میری و جاهای دیگر اتاقو تو خوابگاه نجس میکنی وفردای قیامت باید جواب گوی اعمال هم اتاقیهاتم باشی و... امثال فکرها واسترسها که خیلی زیادن. گاهی هم بی اعتنایی میکنم اما دقایقی بعد که از اون عمل گذشته یه اظطرابی وجودمو میگیره وهمش مثل کرمی که تو دندونه، اذیتم میکنه ودر این مواقع یا باید مثلا برم تطهیر کنم و یا بیخیال بشم واین مسئله چند روز لذت زندکیمو میگیره وهمش این سوال تو ذهنمه که آیا مثلا اون روز اون کارو که بیخیالش شدی پاک بود یا نجس. ومن حرف زیاد دارم و امیدوارم با خواست خدا یکی یکی سوالامو از طریق شما به جواب برسونم.اما از همه مهمترش همون مسئله بول واتفاقاتی است که پیرامونش می افته. میخوام خودکشی کنم چون میدونم جهنمی ام وموندن تنها پروندمو سیاه تر میکنه و این زندگی بی لذت این جوری معنی نداره اما جرئتشو ندارم.کمکم کنید. 28 شهریور 1396، 06:38 ق.ظ
5سلام با توجه به اینکه مدتی هست یکم دچار وسواس شدم چیزی ک خیلی ازارم میده اینه که هربار عطسه میکنم احساس میکنم کمی ادرار ازم خارج میشه اما چون صد در صد مطمئن نیستم که ادراره بعدش لباس زیرمو چک کردم و میبینم واقعا لباس زیرم مرطوبه و کمی خیس شده اینکه همش بخام حمام کنم بعد هربار عطسه و...واقعا سخته توی نمازامم دچار مشکل شدم برای این قضیه میشه کمکم کنید24 شهریور 1396، 07:28 ق.ظ
6سلام با توجه به اینکه مدتی هست یکم دچار وسواس شدم چیزی ک خیلی ازارم میده اینه که هربار عطسه میکنم احساس میکنم کمی ادرار ازم خارج میشه اما چون صد در صد مطمئن نیستم که ادراره بعدش لباس زیرمو چک کردم و میبینم واقعا لباس زیرم مرطوبه و کمی خیس شده اینکه همش بخام حمام کنم بعد هربار عطسه و...واقعا سخته توی نمازامم دچار مشکل شدم برای این قضیه میشه کمکم کنید24 شهریور 1396، 07:28 ق.ظ
7اگر مردى زنی را صیغه کند پس از اتمام صیغه، آیا پدر آن مرد می تواند با آن زن ازدواج کند؟23 شهریور 1396، 04:27 ب.ظ
8درصورتیکه درساعت ۱۰تا۱۱صبح روز سه شنبه .درروز چهارم مسافرت اول وقبل ازمسافرت به مکان دیگر که ۲شب آنجا ساکن بودیم ووبعداز۲روزلکه بینی شروع شود درحمام وایستاده نزدیکی منقطع ( بدون قصد بارداری )صورت پذیردواگر بارداری صورت پذیرد .چه عوارضی متوجه جنین می شود وبرای رفع خطر چه باید کرد؟ لطفا کمک کنید خیلی نگرانم .23 شهریور 1396، 04:21 ب.ظ
9فرق مصلی و مسجد؟23 شهریور 1396، 03:59 ب.ظ
10راهکاری برای از بین بردن تیرگی واژن ؟؟!!23 شهریور 1396، 03:44 ب.ظ
11با سلام دو تا سوال داشتم, اگر کسی پاسخی دارد لطفا راهنمایی کند: 1. در رابطه با رابطه جنسی, مثلا سه بار در هفته, آیا حتما لازم است که برای هر بار رابطه, موهای زائد اطراف عورت (زن و مرد) کوتاه شوند یا خیر؟ آیا داشتن این موها هنگام رابطه جنسی, موجب اذیت طرف مقابل می شود و او را ناراحت می کند؟ اگر باید در این زمان های کم کوتاه شوند, آخه موجب آسیب به پوست می شود. 2. در هنگام تحریک شدن مرد, وقتی که آلت مرد سفت و بزرگ می شود, اگر به سمت بالا باشد و فقط با فشار کم دست به سمت پایین حرکت کند, آیا این موضوع در بین آقایان معمول و طبیعی است؟ چون فکر می کنم این موضوع رابطه جنسی را مشکل و سخت می کند و شاید نتوان لذت کافی را برد. شاید شما هم مواجه شده باشید که وقتی می خواهید به سمت پایین حرکت بدهید, یک احساس فشار کوچک حس می شود.23 شهریور 1396، 03:37 ب.ظ
12من دخترى 23 ساله هستم که اخیرا فارغ التحصیل دوره کارشناسى شده ام خانواده و اطرافیانم خیلى اصرار دارند که من ازدواج کنم خودم نیز احساس تنهایى مى کنم ولى هیچ کدام از کسانى که به خواستگاری م مى آیند شرایط مطلوبى ندارند، حالا نگرانم نکنه هیچ وقت فردى با شرایط مناسب به خواستگاریم نیاید، و از این بابت هم از لحاظ روانى دچار مشکل شده ام لطفا مرا راهنمایى بفرمایید؟23 شهریور 1396، 02:38 ب.ظ
13سلام با توجه به اینکه مدتی هست یکم دچار وسواس شدم چیزی ک خیلی ازارم میده اینه که هربار عطسه میکنم احساس میکنم کمی ادرار ازم خارج میشه اما چون صد در صد مطمئن نیستم که ادراره بعدش لباس زیرمو چک کردم و میبینم واقعا لباس زیرم مرطوبه و کمی خیس شده اینکه همش بخام حمام کنم بعد هربار عطسه و...واقعا سخته توی نمازامم دچار مشکل شدم برای این قضیه میشه کمکم کنید23 شهریور 1396، 12:28 ب.ظ
14سلام - سوال بنده این است که جوانی که هیچی از خودش نداره نه شغل نه مسکنی - هیچی و هیچیه نداره و از نطر سنی هم سن بالایی داره و توان قبول هزینه بسیار سنگین مهریه را به هیج وجه ندارد و از عهده امورات زندگی و مسئولیت های ناشی از آن برنمیاد و نیاز جنسی شدیدی هم داره چه خاکی تو سرش بریزه- آیا اسلامی که خود را اینقدر خودشو منطقی میداند چطور اتتظار داره ما از عهده موارد فوق بربیاییم - اگر واقعا اسلام اینگونه میخواد که من خیلی پشیمونم از مسلمان بودنم - ولی احتمالا نظام ایران به این گونه است و اسلامی نیست- واقعا شرایط ازدواج خیلی خیلی دشواره در حالی که حرف زدنش خیلی راحت22 شهریور 1396، 10:33 ب.ظ
15 ایا طواف کعبه باکفش احرام جایز است 22 شهریور 1396، 04:28 ق.ظ
16آیا برای هر بار بچه دار شدن باید آمیزش کرد؟ ( بچه اول ، دوم ، سوم ، … )21 شهریور 1396، 11:44 ب.ظ
17من مدت زیادی است که چشمم را از گناه حفظ می کنم و به نامحرم و فلیلمها و عکسهای مبتذل نگاه نمی کنم و لباسهای تنگ و تحریک کننده هم هیچ وقت نمی پوشم و حتی صفحه تلویزیون را از رنگی به سیاه و سفید تبدیل می کنم تا تصاویر زنان را در فیلمها و حتی اخبار سراسری به صورت رنگی نبینم تا تحریک نشوم. اما با این حال گاهی دچار خودارضایی می شوم. چرا این طور میشه؟ آخه من خودم را از این موارد حفظ می کنم که تحریک نشوم ولی باز هم شیطان دست بردار نیست. چرا؟ چرا؟ چرا؟ وقتی نگاهم به نامحرم می افتد می گویم یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد این ذکر را از مرحوم رجبعلی خیاط یادگرفته ام که تحریک نشوم لطفا کمکم کنید.21 شهریور 1396، 11:35 ب.ظ
18دختری 25 ساله تحصیلکرده (مهندس) خوش قیافه خوش پوش معتقد به احکام و دستورات دین (نماز، روزه، روزی حلال، حجاب و ... ) و تا آن جایی که بتونم اهمیت میدم و به آنها عمل می کنم. البته باید بگم آدم خشک تعصبی نیستم. 1- از معیارهای مهم ازدواج در درجه اول برای من ایمان واعتقادت خیلی مهمه 2- اخلاق خوب 3- شغل مناسب وآبرومند جهت کسب روزی حلال 4- تحصیلات مناسب 5-قیافه مناسب 6- سطح فرهنگ راستشو بخواید هیچ وقت تا حالا که 25 سالمه هیچگاه اهل دوستی با پسرها و این برنامه ها نبودم البته نه اینکه فکر کنید از قول بعضی ها املم یا قیافه خوبی ندارم نه! حتی باید بگم پیشنهاداتی هم داشتم اما من مطابق اعتقاداتم در موارد ضروری با رعایت کمال احترام، ادب بین زن و مرد مسلمان و ... با جنس مخالف صحبت می کنم حتی توی محیط کار باهشون کار می کنم. به همین دلیل دلم می خواهد شریک زندگیم هم اهل هیچ برنامه ای نبوده باشه راستشو بخواید مثلا مورد خواستگاری بوده که اهل همین دوستی ها بوده و جواب منفی دادم و مورد دیگه مثلا اخلاق خوبی داشته ولی می گفت یه وقتایی سیگار می کشم و یا مشروب می خوردم و می گفت اعتقاد دارم چیز بدی هم نیست ولی نماز هم می خونم آیا میشه به چنین آدمایی اعتماد کرد؟ من با خودم میگم این که به راحتی این حرف رو میزنه اگه فردا تو زندگی یه مشکل به وجود بیاد فوری رو به اینا می آره به نظر شما عقیده من غلطه؟ حالا واسه من مهم نیست که ماشین داره خونه داره پولداره و ... و یا موردی بوده که اعتقاد داشته زن توی خونه باید باشه و خونه داری و بچه داری کنه و ... ولی من همچون روحیه ای ندارم من درس خوندم تلاش کردم که کار کنم و ... و از قول بعضیا میگن خانم کلاسش بالاست، خانم سختگیره، دیگه چی میخوای ولی من نمی توانم به اعتقاداتم پشت کنم. به خاطر این موارد (مال و ثروت) یا اینکه بخوام زود ازدواج کنم زندگیم رو خراب کنم؟ ولی واقعیتشو بخواهید خیلی می ترسم چون ازون دخترایی نیستم که بخوام خودمو نشون بدم و حتی اگه کسی بهم اظهار علاقه هم کنه به خاطر اعتقاداتم و اینکه زن و مرد بجز در موارد ضروری نباید با هم صحبت کنند نمی تونم بجز در مواردی مثل درس و کار صحبت دیگه ای داشته باشم ولی خودتون می دونید که امروز باب شده اول دختر و پسر بعد از یک مدت دوستی مثلا حالا می بینند با هم تفاهم دارن یا نه اما من مگر بعد از خواستگاری رسمی و با اجازه پدر و مادرم فقط با آنها صحبت می کنم واقعا این کار من اشتباهه؟ یا راحت بگم بلد نیستم قاپ کسی رو بزنم؟ می ترسم دیگه موردهای مناسبی برام پیش نیاد و تمام دغدغه فکریم این شده. یعنی میشه یه شرایط پیش بیاد که ایده آل من و طبق معیارهای من باشه؟ ولی در اینجا دخترا خیلی مظلوم واقع میشن آیا این طوری نیست که باید بشینن تا ببینن کی و چه زمانی مورد مناسبی پیش بیاد یا نه؟ لطفا منو راهنمایی کنید تا از این ترس و دغدغه فکری رهایی پیدا کنم؟ آیا واقعا زمان ازدواج برای من دیر شده؟21 شهریور 1396، 11:05 ب.ظ
19سلام من مردی ۲۸ ساله و معلم هستم و سه ساله ازدواج کردم ولی هنوز بچه دار نشدم، از نظر پزشکی هم پیگیر هستم ولی تا حالا نتیجه ای نگرفتم همیشه با خودم میگم هرجور خدا بخواد من راضی هستم ولی اطرافم افرادی را میشناسنم که در دروان مجردیشون اهل هرگونه گناه و فساد و حتی زنا بودن و وقتی ازدواج کردن راحت بچه دار شدن و بعضی هاشون هنوز هم با اینکه ازدواج کردن اهل گناه و معصیت و قاچاق مواد مخدر هستند. و راحت بچه دار میشن . بعضی وقتا فکر میکنم اونایی که توی مجردی اهل رابطه با نامحرم بودن الان موفق ترن. ولی بازهم میگم هرکار خدا حکمتی داره و راضیم به رضای خدا. نظر شما در این زمینه چیه؟20 شهریور 1396، 07:00 ق.ظ
20سلام من پسری دوازده ساله دارم میخواستم بدونم شرعا کی به سن تکلیف میرسه و باید واجبات رو انجام بده. احتلام رو هم اگه میشه توضیح بدید؟15 شهریور 1396، 10:10 ق.ظ
21عفو رهبری در سال چند بار است و در چه مناسبتهایی است،13 شهریور 1396، 04:00 ق.ظ
22با سلام من پسری 27 ساله هستم و به ص ورت مادرزادی در دستانم مشکلی دارم یعنی بعضی از انگشتانم چسبیده و فاقد چند انگشت هستم! البته در انجام کارهایم متکی به کسی ن بوده و هیچ کاری نیست که نتوانم انجام دهم ، خدارو شکر زندگی خوبی هم دارم لیسان مهندسی دارم و در حال حاضر ارشد میخونم ، اصلا هم ناام ید نیستم و اتفاقا سرشار از انرژی و هدف مند هستم و خیلی ام اجتماعی ام (البته رو خود م خیلی کار کردم تا این بشم) خط زیبایی دارم و موسیقی هم میزنم تو رشته پ رورش اندام هم مقام سومی استانی دارم! الانم با این مسئله مشکلی ندارم و خیلی هم راضی ام از لحاظ ظاهر و اندام هم دوستان میکن خدا اونو گرفته اینو داده ! ولی فقط یه سوال دارم اونم این که چرا من اینجوری آفریده شدم؟ دلیل خدا چی بوده وقتی پدر و مادر ازدواج فامیلی نکردن و در فامیل همچین چیزی نداریم و اینکه خواهرام هیچ مشکلی ندارن و کاملا سالمن ! دلیل خدا از اینکه دستام این مسئله رو داره چی میتونه باشه؟ البته منظورم جوابایی مثل این که خدا در کارش حکمتی داره یا حتما قسمتت این بوده نیس و یه جواب روشن و واضح تر میخوام البته اگه باشه! با سپاس فراوان8 شهریور 1396، 11:44 ب.ظ
23 ایران چند شهر دارد 8 شهریور 1396، 09:36 ق.ظ
24سلام - سوال بنده این است که جوانی که هیچی از خودش نداره نه شغل نه مسکنی - هیچی و هیچیه نداره و از نطر سنی هم سن بالایی داره و توان قبول هزینه بسیار سنگین مهریه را به هیج وجه ندارد و از عهده امورات زندگی و مسئولیت های ناشی از آن برنمیاد و نیاز جنسی شدیدی هم داره چه خاکی تو سرش بریزه- آیا اسلامی که خود را اینقدر خودشو منطقی میداند چطور اتتظار داره ما از عهده موارد فوق بربیاییم - اگر واقعا اسلام اینگونه میخواد که من خیلی پشیمونم از مسلمان بودنم - ولی احتمالا نظام ایران به این گونه است و اسلامی نیست- واقعا شرایط ازدواج خیلی خیلی دشواره در حالی که حرف زدنش خیلی راحت6 شهریور 1396، 03:03 ب.ظ
25سلام مردی هستم 35 ساله مدت ده سال است که با دختر عموی خود ازدواج کرده ام و سه فرزند داریم و خانومم به من خیلی وابسه است. متاسفانه من در دوران نوجوانی از 12 تا 15 سالگی با زن عموی خود رابطه داشتم. در آن دوره عموی من بیماری سختی داشت که در خانه بستری بود و من شبها برای کمک در خانه انها میخوابیدم. اون زمان خانواده ما بخاطر شرایط عموم در وضعیت روحی خیلی بدی قرار داشت و فقط برای اینکه لحظاتی اون غم رو فراموش کنیم تن به این رابطه میدادیم تا ناله های عموم که به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد را فراموش کنیم. به تازگی متوجه شدم که انگار من نباید با دختر عموم ازدواج میکردم ولی الان ده سال گذشته و من اصلا شرایط طلاق ندارم و بعد فوت عموم هم با زن عموم رابطه نداشتم. بهم کمک کنید باید چیکار کنم فقط حرف از طلاق نزدید که اصلا امکانش را ندارم زیرا سه تا فرزندم و همسرم که به جانم بسته هستند بدبخت میشوند اخه اونها جه گناهی کردن که باید تاوان گناه دوران بچگی من را پس بدهند.6 شهریور 1396، 01:11 ب.ظ


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed